همچنان يك به يك
لحظات با آمد و رفتي غريب
ما را به نظاره نشسته
و مراسم معارفه را پيگير
هنوز بهت در چشمان حضار
شراره مي كشد
هنوز در اوج ناباوري
دست و پا مي زنند
هنوز !...
و با چشماني گرد شده
اين موجود عجيب را
به بحث نشسته اند
و
اين مراسم پر حاشيه
با تمام حرف و حديثها
عاقبت پايانش سر مي رسد
و جز يكي از آن ميان
سايرين بر امر او
سر به تسليم فرود آورده اند
و اين تازه وارد
در ميان اين جمع
چه حسي دارد از غربت
و از تنهايش آنجا
ميان آن همه نعمت
دلش آشوب و آشفته است