به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته dastane zendegy نوشته شده توسط del neveshteh خوش آمدید.

در تنهاترين تنهاييم تنها كسم تنهاي تنهايم گذاشت
1 2

entezar

چهارشنبه سي و يکم خرداد ماه 1385 ساعت 00:19


منتظر ماندم که نبودنم را حتی به اندازه نوازش نسیمی حس کنی افسوس که حتی رفتنم را ندیدی

 

 

راز زندگی

شنبه بيست و هفتم خرداد ماه 1385 ساعت 23:30


در  افسانه ها آمده، روزی که خداوند جهان را آفريد، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آن ها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پيشنهاد بدهند.

 

يکی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آن را در زير زمين مدفون کن.

 

فرشته ی ديگری گفت: آن را در زير درياها قرار بده.

 

و سومی گفت: راز زندگی را در کوهها قرار بده.

 

ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم، فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند، در حالی که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه ی بندگانم باشد.

 

در اين هنگام يکی از فرشتگان گفت: فهميدم کجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زيرا هیچ کس به اين فکر نمی افتد که برای پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خود نگاه کند.

 

و خداوند اين فکر را پسنديد...

 

 

sokot

سه شنبه بيست و سوم خرداد ماه 1385 ساعت 22:51


بيش از اينها

أه         

آري 

بيش از اينها مي توان خاموش ماند....

 

این جمله فروغ  الان با تمام وجودم درک میکنم.                                         

دلم گرفته ،                                                        

خیلی...                      

مقايسه دخترها و پسرها

پنج شنبه هجدهم خرداد ماه 1385 ساعت 23:01


 

سلام دوست های گلم

از این متن  خوشم اومد گذاشتم تو وبلاگم که شما هم بخونید و نظر بدین

 

وقتي يک دختر حرفي نميزند
 
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
 
وقتي يک دختربحث نميکند
 
عميقا مشغول فکر کردن است
 
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
 
يعني اصلا حال خوبي ندارد
 
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
 
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
 
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
 
توجه تو را طلب مي کند
 
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
 
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
 
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
 
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

  

  

 

وقتي يک  پسر حرفي نمي زند        
 
حرفي براي گفتن ندارد
 
وقتي يک پسر بحث نميکند
 
حال وحوصله بحث کردن ندارد
 

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم 
 
 يعني واقعا حالش خوبه  
 
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
 
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
 
وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد
 
 بدون که براي همه "فوروارد" کرده
 
 وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
 
دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود]

bi vafaee

پنج شنبه يازدهم خرداد ماه 1385 ساعت 10:10


 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 

 

                      شما به اين اعتقاد دارین؟

 

ولی من ندارم اگه دوست واقعأ دوست باشه نمیزاره سختی روزگار بین دوستیشون فاصله بندازه اگه واقعأ اون طرفش .دوستش یا عشقش  براش مهم باشه و دوست داشتنش یه دوست داشتن حقیقی باشه نمیزاره هیچی اونارو از هم دور کنه.بی وفایی از دوسته هممون می دونیم که ببخشید وقت نداشتم و گرفتار بودم بهانه است فقط برا اینکه همدیگرو گول بزنیم خودمونم اینوخوب  میدونیم .

ای کاش وقتی از کسی خسته میشیم و دیگه نمی خوایمش تظاهر نکنیم که دوسش داریم و هیشه باهاشیم . شاید خودمون ندونیم که با این کارها وتظاهرهای الکیمون چه بلایی داریم سر طرف مقابل میاریم و چقدرررررررر دلشووووووو میشکنیمممممممم.

  

 

 

 

بايد برم

يکشنبه هفتم خرداد ماه 1385 ساعت 10:12


باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
باید برم
پشت دریاها
همونجایی که جام گذاشت... یهو معلوم نیست سرش به چی گرم شد که یادش رفت باید منو با خودش می برد... باید برم یادش بندازم.
 بعدشم...
 بهش بگم باهات نمیام

entezar

جمعه بيست و نهم ارديبهشت 1385 ساعت 11:08


 

شب به اميد ديدن روز مياد اما وقتي مياد كه ديگه روز نيست... روز هم به اميد شب مياد كه ديه شب رفته ... يعني ميشه يه موقعه بشه كه اين دوتا همديگرو ببينن تا بهم بگن چقدر انتظار سخته !!!!!!!!!!!

 

shekastan

سه شنبه بيست و ششم ارديبهشت 1385 ساعت 22:08


زماني که گلدان شکست............

 پدر گفت:حيف بود

 مادر گفت:عمرش کوتاه بود

 برادر گفت:زيبا بود

خواهرم گفت:مال من بود

 ولي زماني که قلب من شکست هيچ کس حتي آخ هم نگفت

az chi begam

دوشنبه بيست و پنجم ارديبهشت 1385 ساعت 22:03


 

 

بي تو ، تو اين شبهاي بد گريم ديگه در نمياد، حرفهاي غم انگيز دلم جز تو كسي رو

 نمي خواد

 

 

از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره ، د يوه سياه غصه ها توي كدوم شب ميميره

 

 

از چي بگم ، وقتي دلم از دل تو دور ميمونه

 

 

وقتي قلبه پاك تو هيچي ازم نمي دونه

 

 

از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره ، از چي بگم ...

 

 

رفتن

يکشنبه بيست و چهارم ارديبهشت 1385 ساعت 10:58


  چندیست دیگر آسمان دلم آبی نیست...!

 

         دیگر از دست نا رفیقان خسته ام...!

      انگار باید صداقت و یکرنگی و فقط تو قصه ها دید...!

   میروم, میروم به جایی که پرچین نداشته باشد...!

  جایی که آسمانش را ابرهای تیرهء غم نپوشانده باشد.

              آنجا دیگر تنها نیستم...!

 ما میرویم گر چه ز الطاف دوستان بر جای جای پیکرمان زخم خنجرست...!

      از سادگیست گر چه بر کسی تکیه کردیم...!

 

      

با تشكر از دوست گلم نفيس

sarnevesht

پنج شنبه بيست و يکم ارديبهشت 1385 ساعت 10:46


من همونم كه يروز مي خواستم دريا بشم

 

مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم

 

آرزو داشتم برم تا به دريا برسم

 

شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم

 

اولش چشمه بودم زيره آسمون پير

 

اما از بخت سياه راهم افتاد به كوير

 

چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند

 

اما از دست سرنوشت سررام يه چاله كند

 

...

 

خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين

 

هي بخارم مي كنند زندگيم شده همين

 

با چشام مرد نمو دارم اينجا مي بينم

 

سرنوشتم همينه من اسير زمينم

ما ندانستن را دوست داريم

شنبه شانزدهم ارديبهشت 1385 ساعت 09:51


ما ندانستن را دوست داريم

امروز که تو با زن ديگری هستی من هم زن ديگری شده ام. تنها فرق من با او اين است که تو در من گذشتهء خودت را می بينی و در او آينده ات را.

 

هشت سال بعد تومرد ديگری خواهی شد که در زن ديگری نيز گذشته ات را خواهی ديد. آنروز می بينی که من و تو و تمام آدمهای ديگر همه يکی هستيم، و عشق توهمِ انتخابِ يکی است برای تجسم آنچه که دوست داريم. آنروز بيا و کنارم بنشين تا با هم گذشته ها را مرور کنيم. کمی می خنديم، اشک می ريزيم، و به چينهای صورتِ ديگری نگاه می کنيم، تا در آنها شبهايی را که به هم فکر می کرديم بشماريم.

 

هاه! ما غريبه ها را ترجيح می دهيم، چون می توانيم آنها را آنگونه که دوست داريم بشناسيم. ما از کسانی که می شناسيم می ترسيم. خدا را شکر غريبه هم که زياد است، هر بار يکی آشنا می شود ديگری از راه می رسد. می دانی، برای هر کدام از ما تنها يک نفر هست که تا دنيا دنياست غريبه می ماند. نام او هست «من»، که هر روز از ديروز غريبتر می شود و ما هر روز او را به هر کسی ترجيح می دهيم

 

rozaye bachegy

پنج شنبه چهاردهم ارديبهشت 1385 ساعت 11:38


چه روزگاره خوبي بود ، روزاي خوبه بچگي

 

اون روزا كه ، حرفاي عشق يرنگي بود و سادگي

 

اون روزا كه دلخوشيمون چنتا مداد رنگي بود

 

اما چه زود تموم شدن ، چه روزاي قشنگي بود

 

...

 

ببين چه ساده گم شد يم تو بازياي روزگار

 

از اون روزاي بچگي حالا چي مونده يادگار

 

كاشكي سواره  قصه ها پشت غبارا نمي موند

 

كاشكي دوباره برمي گشت منو به قصه ها مي برد

 

مثل روزاي بچگي قصه به آخرش رسيد

 

كلاغ پير قصه ها هيچ وقت به

 

خونش نرسيد

 

dele tang

چهارشنبه سيزدهم ارديبهشت 1385 ساعت 10:13


من، و دلتنگ، و اين شيشه ي خيس، مي نويسم ، و فضا ، مي نويسم ، و دو ديوار ، و چندين گنجشك 

 

عادت

دوشنبه يازدهم ارديبهشت 1385 ساعت 09:48


 

هرگز نخواستم كه تو رو ، با كسي قسمت بكنم

 

 

يا از تو حتي با خودم ، يه لحظه صحبت بكنم

 

 

هرگز نخواستم به داشتن  تو عادت بكنم

 

 

بگم فقط مال مني ، به تو جسارت بكنم

 

 

tasavor

يکشنبه دهم ارديبهشت 1385 ساعت 09:50


هميشه فكر مي كردم كه دنيا يك رو بيشتر نداره اما حالا مي بينم كه حتي از دوتا رو هم بيشتر داره شايد صد رو شايد هم هزار رووشايد هم بيشتر..

 

ميدونين من آخر نفهميدم كي تو اين دنيا كي بيگناه و كي گناهكار، كي راست ميگه وكي دروغ .واقعأ ديگه از آدماي دروبرم خسته شدم ، خسته شدم از اين دروييهاشون ، موندم كه اين انسان چه موجوديه ،خودشو ميتونه به هزار شكل در بياره ،وقتي به كسي احتياج داره خودشو به آب و آتيش ميزنه و مي شه يه فرشته وقتي كارش تموم شد وديگه با طرف كاري نداشت انگار نه انگار .راستي چرا بعضي آدما اينطورين؟.چرا هميشه دلت بايد به دست كسايي بشكنه كه فكرشم نمي كردي؟ كسايي كه دوستشون داشتي فكر مي كردي اونها هم همينطورن. چرا؟

 

هميشه تو شناخت آدما اشتباه كردم هميشه به همه اعتماد كردم و حرفشونو باور كردم ،ولي هربار ديدم كه اشتباه كردم ،ولي بازم نتونستم رفتارم و عوض كنم،نمي دونم شايد من اشتباه مي كنم ،مثل هميشه .....

 

 

و من در شب به دنبال خورشيد بودم و تصورمي كردم ماه همان خورشيد است!!!

 

خداوندا

جمعه هشتم ارديبهشت 1385 ساعت 11:04


خدايا                                                 

                آسان بودن دشوار است                  

                                                  آسانم كن    

خداوندا                                              

               كلام تو بودن دشوار است             

                                                  بارانم كن

     خدايا ، خداوندا                                         

                        آن نيستم كه بايد                

                                                          آنم كن  

DOrooee

پنج شنبه هفتم ارديبهشت 1385 ساعت 02:37


هميشه فكر مي كردم كه دنيا يك رو بيشتر نداره اما حالا مي بينم كه حتي از دوتا رو هم بيشتر داره شايد صد رو شايد هم هزار رووشايد هم بيشتر..

 

 

ميدونين من آخر نفهميدم كي تو اين دنيا كي بيگناه و كي گناهكار، كي راست ميگه وكي دروغ .واقعأ ديگه از آدماي دروبرم خسته شدم ، خسته شدم از اين دروييهاشون ، موندم كه اين انسان چه موجوديه ،خودشو ميتونه به هزار شكل در بياره ،وقتي به كسي احتياج داره خودشو به آب و آتيش ميزنه و مي شه يه فرشته وقتي كارش تموم شد وديگه با طرف كاري نداشت انگار نه انگار .راستي چرا بعضي آدما اينطورين؟.چرا هميشه دلت بايد به دست كسايي بشكنه كه فكرشم نمي كردي؟ كسايي كه دوستشون داشتي فكر مي كردي اونها هم همينطورن. چرا؟

 

 

هميشه تو شناخت آدما اشتباه كردم هميشه به همه اعتماد كردم و حرفشونو باور كردم ،ولي هربار ديدم كه اشتباه كردم ،ولي بازم نتونستم رفتارم و عوض كنم،نمي دونم شايد من اشتباه مي كنم ،مثل هميشه .....

 

 

 

 

و من در شب به دنبال خورشيد بودم و تصورمي كردم ماه همان خورشيد است!!!

sarnevesht

پنج شنبه هفتم ارديبهشت 1385 ساعت 00:23


 

اي سرنوشت از تو كجا مي توان گريخت؟

 

من راه آشيان خود را از ياد برده ام

harfe del

چهارشنبه ششم ارديبهشت 1385 ساعت 03:06


 

اگرچه نزد شما تشنه سخن بودم                                                

 

                            كسي كه حرفه دلش را نگفت من بودم

1 2