حقيقت مجازي
به دستنوشته حقيقت مجازي نوشته شده توسط عليرضا خوش آمدید.

بروز استعداد

دوشنبه بيستم بهمن ماه 1382 ساعت 09:14


خوب بعد از يه وقفه طولاني حالا ادامه بحث:

اولا اگه تازه اومدين اينجا حتما يه مروري روي بحثهاي قبلي داشته باشين.

ببينيد، خيلي از آدمها در دنياي حقيقي مجبور به طي  مسيري ميشن كه واقعا توي اون مسير استعداد يا علاقه ندارند. ديني رو انتخاب ميكنند كه جامعه به اونها تحميل كرده. شغلي رو انتخاب مي كنند كه از اونها انتظار ميره. حتي در مورد ازدواج هم مقيد به شرايط جامعه هستند. خوب البته برخي آدمها در برخي موارد شجاعت به خرج ميدند و آزادانه انتخاب ميكنند اما حتي همين آدمها هم مقيد به انتخابشون ميشند. كم پيش اومده كه كسي مثلا بعد از اينكه پزشكيش رو گرفت بره رشته ادبيات رو شروع كنه! اما خيلي ها دلشون مي خواد كه يك همچين كاري بكنند.

حالا شرايط رو توي دنياي مجازي بسنجيم. اونجا اولا شخصيت آدمها يكتا نيست برا همين فرصت بروز استعداد در زمينه هاي گوناگون رو پيدا مي كنند. از طرفي جامعه مجازي يك جامعه بازه و به راحتي ميشه توش مهاجرت كرد.درست مثل كساني كه از يه فوروم ميرند به يه فوروم ديگه يا وبلاگشون رو عوض ميكنند. در ضمن ارتباطات خيلي مخفي تره و برا همين مفاهيم ترس و تقيد معني نداره. آدمها خيلي راحت با هم آشنا ميشند و راحت از هم جدا مي شند.

اما از طرفي هم يك هجوم اطلاعاتي به سمت كاربر هست كه اون رو به سمت يه سردرگمي ميكشونه. ممكنه يك نفر سالها به دنبال استعداد خودش بگرده و تو هيچ كاري خبره نشه! يا مثلا دچار ضعف شخصيتي بشه به اين دليل كه مقيد به رعايت اصولي نبوده و سر از يك بي قيدي فكري در بياره! اعتماد توي اين دنيا تقريبا بي معنيه و پايه روابط روي بي اعتمادي گذاشته شده.

 و در نهايت چيزي كه مي شه گفت اينه كه استفاده از امكانات اين دنيا و مسئله چند شخصيتي در برخي زمينه ها سازنده و در برخي ديگر كاملا مخربه!

حالا ميخوام شما از جنبه هاي مثبت و منفي اين دنيا بيشتر بگيد. اميدوارم بحث بتونه گرم بگيره چون جلوتر مباحث جدي تري مطرح خواهد شد.

جاري باشيد،
اميرپويان،
زنده رود.

دنياي تقريبا کاملا مجازي !!

جمعه پنجم دي ماه 1382 ساعت 03:24


بياييد کم کم به دنيايي فکر کنيم که کاملا مجازي شده يا حداقل در مراحلي نزديک به دنياي کاملا مجازي به سر مي برد! کمي تصورش سخت است ولي دنياي کاملا مجازي دنيايي است که نوزاد در دنياي مجازي چشم به جهان ميگشايد و اصولا درکي از دنياي حقيقي ندارد. شايد در چنين دنيايي مسئله "چند شخصيتي بودن" هم که قبلا گفتيم حل شود ! چون اصولا فرد درکي از دنياي حقيقي و توانايي هايش براي بروز چند شخصيت مجازي ندارد. اما کمي به عقب بر مي گرديم و زماني در آينده را تصور ميکنيم که هنوز آدمها هوش خارجي خود را حفظ کرده اند و ميدانند که ميتوانند چند شخصيتي شوند اما تمام وقت خود را در دنياي مجازي ميگذرانند و کليه روابط در دنياي مجازي اتفاق ميافتد. بنابر اين نگران آثار بد موضوع " چند شخصيتي " در دنياي مجازي روي دنياي واقعي نباشيد. حالا باز همان سوال را پيش مي کشيم. به نظر شما آثار مثبت و منفي " چند شخصيتي در دنياي مجازي " مستقل از روابط دنياي حقيقي چيست؟

جاري باشيد
اميرپويان
زنده رود

چند شخصيتي

چهارشنبه سوم دي ماه 1382 ساعت 15:25


قبلا راجع به مسئله چند شخصيتي در دنياي مجازي سوالي رو مطرح كرديم. تا حالا مادرهايي رو ديديد كه دلشون ميخواد بچه هاشون دكتر بشن؟ شايد نديده باشين كه بعضي ها بچه هاشون رو حتي مجبور ميكنند كه گرايش خاصي رو تو درساشون ادامه بدند. بعد جلوتر كه ميريم تو جامعه هم خيلي پيش مي آد كه كسايي به خاطر مسايل زيادي از بروز شخصيت دلخواهشون اجتناب ميكنند. مسايلي از قبيل انتظارات اجتماعي ، فشار اطرافيان ، غرور شخصي ، بيم از تحقير ، عدم اطلاع رساني كافي و غيره. حالا همين شخص در دنياي مجازي خيلي راحت ميتونه جنبه هاي مختلفي از استعداد درونيش رو فقط با ساختن شخصيت هاي مجازي گوناگون بروز بده و متجلي كنه. ميتونه با شخصيتي موسيقي دان ، عالم ، شاعر ، نويسنده ، هنرمند ، مهربون  و يا در عين حال جنايتكار ، متقلب ، خشن و يا با شخصيتي آلوده  ظاهر بشه! اينجوري هر كس ممكنه از خودش توي يك زمينه استعدادي بروز بده كه تو دنياي واقعي مجبور بوده اون رو مخفي كنه.

حالا باز همون سوال مطرح ميشه كه آيا خوبه آدم در بروز شخصيت هاي گوناگون از خودش كاملا آزاد باشه يا نه؟ با هم بيشتر اين مسئله رو بررسي خواهيم كرد. اميدوارم نظرات شما هم ياريگر ما بشه در اين بحث.

جاري باشيد
امير پويان
زنده رود 

 

تعاريف و يك سوال

شنبه بيست و نهم آذر ماه 1382 ساعت 22:20


خوب حالا  قبل از اينكه زياد بحث رو جلو ببريم يكم تعاريف رو مي گم.

حقيقت مجازي يه اسم قرار داديه براي دنيايي كه در حيطه الكترونيك و يا كلا حيطه غير طبيعي قرار داره و آدمها اونجا فعاليت ميكنند. مثلا اگه بجاي اينترنت مردم با تلپاتي دنيايي رويايي رو ميساختند اون هم ميشد دنياي مجازي يا حقيقت مجازي. اينترنت ابتدايي ترين شكل حركت براي رسيدن به دنياي كاملا مجازي به حساب ميآد. اختراعاتي جهت رندرهاي "در آن واحد" و برنامه ها و سخت افزارهاي پردازش موازي ، برنامه هاي قدرتمند خلق تصاوير سه بعدي ، تحقيقات گسترده در ارتباط با اتصالات عصبي و انتقال مستقيم اطلاعات به مغز ، شبكه هاي عصبي و هوش مصنوعي ، همه و همه گامهي اوليه هستند كه آگاهانه يا نا آگاهانه ما را در رسيدن به يك دنياي شگفت آور مجازي ياري ميكنند. 

جامعه مجازي به هر گروه از آدمهايي ميگيم كه دارند در دنياي مجازي فعاليتي معمولا مشترك رو ميكنند. مثل اعضاي يك مجله! يا كساني كه عضو سايتي هستند.

شخصيت مجازي هر هويتي كه با يك شناسه در دنياي مجازي مطرح ميشود. ابتدايي ترين شكل آن يك شناسه است كه ممكن است كسي در زنده رود داشته باشد.

شخص واقعي انساني كه خارج از دنياي مجازي و خالق يك شخصيت مجازي است. مثل شما كه يك شناسه در زنده رود داريد.

روبات برنامه اي است هوشمند كه نقش يك شخصيت مجازي را شبيه سازي ميكند.

فكر كنم فعلا همينها كافي باشد.

كمي روي اين سوال فكر كنيد تا بعدا من و عليرضا تا جايي كه يادمان باشد از بحثهايي كه قبلا در اين مورد كرده ايم برايتان بگوييم.

آثار خوب يا بد توانايي ارايه چندين شخصيت مجازي از يك شخص حقيقي چيست؟ درست مثل داشتن چند شناسه متفاوت در زنده رود.

 

جاري باشيد،

اميرپويان.

توهم (شماره دو)

چهارشنبه دوازدهم آذر ماه 1382 ساعت 12:53


خوبه که اين احساسمونو خوب بررسي کنيم ببينيم آيا دنياي مجازي واقعا جواب قانع کننده و بي‌اشکال به اين نياز هست يا نه.

بياين به جاي ديدن اين داستان از ديد گويندگان از زاويه‌ي شنوندگان بهش نگاه کنيم. تو نگاه اول بازم پيشرفت ميبينيم؛ من اينجا نميخوام اين پيشرفت رو توضيح بدم (Amirp اين کارو برامون ميکنه D: خودتونم ميتونين يه کم روش فکر کنين.)

به هر حال يه محاسبه‌ي ساده نشون ميده که همون طور که با همون زحمت، حرف شما رو ده هزار برابر بيشتر ميشنون، هر کسي هم به نسبت حداقل ده هزار برابر بيشتر ميشنوه. و چون زمان آدما براي شنيدن اونقدا تقيير نميکنه(!!) نتيجش اينه که تو دنياي مجازي حجم وسيعي از اطلاعات به آدما سرازير ميشه که بيشتر اونا (آدما) بخش وسيعي از اون (اطلاعات) رو بدون تحليل و طبقه بندي، همينطور سطحي ميپذيرن.

(اين فقط يه پيش بيني نيست؛ همين اندازه از دنياي مجازي ما رو به اينجا کشونده. چند نفر از شما اين پيام رو دريافت کرده که: طبق قرار داده !Yahoo با IUTSKFHWWWIO يا همون شرکت مخابرات نميدونم چيچي! ايران، هر کي اين پيام رو تا ... به 20 نفر Forward نکنه IDش مسدود ميشه و در اين صورت.... اين يه پيام جزييه امّا گرفتنش از هر دوستي يه حقيقت تلخ رو به يادمون ميندازه.)

ادامه دارد...

توهم (شماره يك)

چهارشنبه دوازدهم آذر ماه 1382 ساعت 12:42


سلام، من عليرضا هستم.
واقعا از اينکه اينقدر دير کردم معذرت ميخوام راستش خيلي سرم شلوغ بود.
به هر حال ميخوام ديگه شروع کنم...
يکي از زيباييها و جذابيتهاي دنياي مجازي اينه که در اون ميتونيم با زحمت کمي حرفها و احساسها و عقايدمون رو به تعداد زيادي از آدما منتقل کنيم.
اين واقعا نسبت به دنياي عادي خودمون که براي انتقال اينها به ديگران بايد زحمت زيادي رو متحمل شد پيشرفت قابل ملاحظه ايه؛
 چون انسان ذاتا موجودي اجتماعيه و اين احساس که چيزي که ميگيم و ميکنيم و بهش معتقديم بسيار فاني و زودگذره و به جز خودمون و چند نفر دوستان اطرافمون ازش بي خبرن احساس شديدا نا اميد کننده ايه.
شايدم تمايل فوق‌العاده آدما به نوشتن و سرودن و نواختن و ساختن فيلم و... پاسخي به همين نياز ها باشه که خودمو رو از زندان زمان و مکان اطرافمون رها کنيم و اثاري جاودان از خودمون به جا بگزاريم. جاودان دسته کم به نسبت فاني بودن خودمون.
ادامه دارد...

آغاز

پنج شنبه هفدهم مهر ماه 1382 ساعت 19:25


من و عليرضا مدتها با هم هوش مصنوعي کار کرديم و تا حالا دنياي مجازي جذاب ترين موضوع بحث من و اون بوده. به نظر من عليرضا اصولاً با پيشرفت دنياي مجازي- که واقعاً به طرز باور نکردني داره به تکامل مي رسه- مخالفه. ولي من فکر مي کنم که اين دنيا، دنياييِه که بايد هر کس هر جوري که مي تونه در تحقق و تسريع وقوعش تلاش کنه و وظيفه ما جهت دهي صحيح به حرکتشه. البته حرفي که زدم خيلي دقيق نيست و عليرضا خودش بهتر ميتونه عقايدش رو بگه. به هر حال از وقتي بحث دست نوشته ها مطرح شد، من و عليرضا تصميم گرفتيم که اول يکمي مباحث علمي دنياي مجازي را براتون روشن کنيم و حداقل استانداردهاي حرف زدنمون را براتون بگيم و بعدش هم شروع کنيم به ادامه بحثمون. اميدوارم که بتونيم از راهنمايي ها و نظرات شما هم کمک بگيريم.

 پس وعده ما همين جا، همين صفحه.

امير پويان