tic_tack_toe
به دستنوشته tic_tack_toe نوشته شده توسط tickii خوش آمدید.

1 2 3 4 5 6 7 ...12 13

راه حل

جمعه چهاردهم تير ماه 1387 ساعت 01:49


 

 

 این سومین فنجان چایی و هفتمین حبه قندی است که در این ده دقیقه خورده ام. همه چیز خوب بود و داشت خوب پیش میرفت تا اینکه این شاخ لعنتی روی سرم سبز شد. نه شوخی نمیکنم .یک شاخ سفید استخوانی به طول ده سانتی متر. چند بار سعی کردم با  انبردست تکانش بدهم اما تکان نخورد . خیلی اذیت نمیکند درد ندارد اما وقتی میخواهم موهایم را شانه بزنم گیر میکند به این و صدایی میدهد که موهای دستم سیخ میشود.  هنوز نمیدانم قرار است رشد کند و بلندتر شود یا همین اندازه می ماند. چهارمین فنجان چایی را بدون قند میخورم. شاخم را دوباره معاینه میکنم صحیح و سالم سر جایش است. نکند مثل گرگوری که سوسک شد قرار است یک تک شاخ افسانه ای شوم. هر چه باشد تک شاخ بودن را ترجیح میدهم. پنجمین فنجان چایی را هم میریزم . اگر همه اینها فقط یک خواب بود... صدای زنگ در بلند میشود. همین طور که فنجان توی دستم است نفسم را حبس میکنم. کسی خانه نیست. دوباره صدای زنگ. تکان هم نمیخورم. بعد از چند دقیقه فنجان را روی میز میگذارم و نفس بلندی میکشم. یک سیگار آتش میزنم با اینکه دو هفته است ترک کرده ام. واقعا هم فرقی ندارد تک شاخی که سیگار بکشد یا نکشد. سیگار دوم را میکشم. باید فکر کنم. دنبال راه حل باشم. کاری انجام دهم. سیگار سوم چهارم پنجم ... میدانی اگر تک شاخ شدم چند روزی روزنامه ها سر و صدا میکنند بعد که همه چیز عادی شد برای تماشای عموم به باغ وحش منتقل میشوم و مجبور میشوم هر روز قیافه متعجب و احمقانه این جماعت را تحمل کنم. ته قضیه همین است. تازه ممکن است شاخم بیافتد آن موقع چه کسی به من غذا میدهد ؟ خو راک شیرها میشوم.اگر بتوانم فرار کنم و بروم جای امنی, همان بیشه ای که سال پیش رفتیم خیلی بکر و با صفا بود. جای خوبی است . باید نقشه حساب شده ای بکشم و مراقب باشم که کسی بو نبرد آن موقع همه چیز مثل قبل رو به راه میشود. روی چمنها دراز میکشم و علف دود میکنم. آقای خودم میشوم .باید همین امشب فرار کنم. وقتی هوا تاریک شد. راه حل همین است.

 

 

 

 

پروفایل

پنج شنبه بيست و سوم خرداد ماه 1387 ساعت 00:21

بی قراری

چهارشنبه بيست و دوم خرداد ماه 1387 ساعت 17:43

گوشه دنجی برای جوانه زدن

جمعه دهم خرداد ماه 1387 ساعت 19:35

the moon

پنج شنبه نهم خرداد ماه 1387 ساعت 23:44

vodo vodo

چهارشنبه اول خرداد ماه 1387 ساعت 19:53

نه؟

يکشنبه بيست و نهم ارديبهشت 1387 ساعت 01:55

windy day

يکشنبه بيست و دوم ارديبهشت 1387 ساعت 11:42

description

جمعه بيستم ارديبهشت 1387 ساعت 12:58

خیلی دور خیلی نزدیک

چهارشنبه هجدهم ارديبهشت 1387 ساعت 12:25

هفت

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 12:03

شش

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 11:57

پنج

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 11:55

چهار

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 11:52

سه

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 11:50

دو

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 11:47

یک

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 11:42

EKG

شنبه چهاردهم ارديبهشت 1387 ساعت 18:29

suicide

دوشنبه نهم ارديبهشت 1387 ساعت 13:03

عاشقانه در دروازه شیراز

يکشنبه هشتم ارديبهشت 1387 ساعت 23:44

1 2 3 4 5 6 7 ...12 13