زرد ها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نینداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
گرتهء روشنی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ء هر پنجره ، بگرفته قرار
زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نینداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
گرتهء روشنی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ء هر پنجره ،بگرفته قرار
من دلم سخت گرفته ست از این ، میهمان خانه ء مهمان کش ،روزش تاریک
من دلم سخت گرفته ست از این ، میهمان خانه ء مهمان کش ،روزش تاریک
که به جان حق نشناخته انداخته است
چند تن خواب آلود ، چند تن ناهموار، چند تن ناهشیار
که به جان حق نشناخته ، انداخته است
چند تن خواب آلود
مشتی ناهموار
چند تن خواب آلود
(((فرهاد همیشه صداش پر از آرامشه)))