بنام خدای عاشقان
سلام امیدوارم تاخیر مرا به حساب تنبلی و یا کم آوردن در ابتدای کار نگذارید. از دوشنبه هفته پیش تا دیروز در ماموریت اداری بودم و از این بابت که در ایجاد پست جدید تاخیر انداختم پوزش می خواهم.
خوب اول پاسخ عزیزانی که کامنت گذاشته اند.
طیبه گرامی من هدف خاصی از این کار ندارم جز اینکه وقتی پای صحبت انسانهای دلسوخته می نشینم و از درد و غمهاشون می شنوم تمام وجودم می سوزه و دوست دارم جانم را فدای اونها بکنم. من این سوختن را دوست دارم. حس می کنم معنی دقیق بنی آدم اعضای یکدیگرند همین باشه. شاید اشتباه ولی من معتقدم باید با دلسوختگان همراه بود و با دردهاشون انس گرفت و سوخت تا به کمال رسید. هرچند هرکه دلسوخته تر رازدارتر و خوش به حال کسانی که به میزان محرم بودن پرده های راز را برایش می گشایند.
رهای گرامی من هرگز زبان به تعریف از کسی بدون دلیل نمی گشایم و اهل رشوه زبانی هم نیستم. در مقام عشق حرفهایی از شما شنیده ام که به شما غبطه خورده ام. شاید یکی از نمونه های شاخص و بارز در وفاداری به عشق شما باشید و از خدا می خواهم به پاس این وفاداری شما را همیشه مصون و محفوظ از گزند روزگار بدارد. می فهمم که مهر کردن و دوختن دهان ویژه ی اسرار آموختگان است اما من تهیدست تر از آنم که دهانم را مهر کنند.
نارین گرامی بخاطر همراهی شما ممنونم. راستش من راضی نیستم که کسی از دوستان بخواهد اسرار عشق و دلسوختگی خود را افشا کند اما می توان در کلان قضیه بحث کرد. برای مثال من از پست های بعدی خواهم گفت که چه دوستان عزیزی داشته ام و خلاصه ای از درد عشقشان خواهم نوشت. من دوست دارم ما سوته دلان فقط به این باور برسیم که بهای دلهای سوخته را فقط خدا می داند و بس. دوست دارم از سوز دل دوستانم بسوزم شاید توانستم آدم بشوم. سوختن آدم را پاک می کند. و می گویند حتی آتش جهنم برای پاک کردن انسان های آلوده از آلودگی هاست نه برای عذاب کردنشان. اما اگر مایل هستید از این گمنام تر بنویسیم من حرفی ندارم فقط مدتی صبر کنیم ببینیم چند نفر خواهیم شد.
هادی عزیز این را من در زندگی شخصی خودم بارها تجربه کردم که خداوند به دل شکسته نظر خاص دارد و بنده هم بارها از خدای کریم حاجات خود را به خاطر همین دل شکسته گرفته ام. ممنون از کامنت پرمعنای شما.
لولی وش عزیز سلام و خیر مقدم میدونستم که میایید چرایش بماند. راستش من نمی تونم بگم حرفهام پخته هستند ولی در مورد احساسی بودنشون قبول دارم. این ایرادی است که از زمان کودکی تا کنون از همه ی اطرافیان به من وارد بوده و اون هم رقیق القلب بودن و احساساتی بودن منه. در مورد عاشقانی که به انحرافات اعتیاد و الکلیسم و تخدیر کننده های دیگه روی می آورند ضمن اینکه من برای اونها هم احترام قائلم اما میگم که عمده ی دلسوختگان راستین تحت الطاف خاص الهی قرار می گیرند و عهدشون با خدا استوارتر میشه. از حضور موثر شما در وبلاگ سوته دلان ممنونم و امیدوارم باز هم سر بزنید و مرا راهنمایی کنید.
اژدر عزیز سلام و ممنون بابت نوشته های خوبتون. اول یه سوال آیا شما وبلاگی دارید و آدرس نمی زنید یا نه اصلا وبلاگ ندارید؟ اما در مورد صحبتهای شما نکته ی بسیار بدیع و اساسی را اشاره کردید که این انتقال تجربیات می تونه به آیندگان کمک کنه تا راه رفته ی ما را دوباره نروند و به روزهای تلخ برخورد کنند. حکایتی را هم که فرمودید قبلا شنیده ام (خجالت) و امیدوارم که حکایت ما مثل ایشان نشود. ممنونم اژدر عزیز.
از حضور آیناز و رها هم ممنون و عرض خوش آمد به ملیکا - اولیور و مهیا
***
خوب چون این پست هم طولانی داره میشه من مختصر میگم:
به عشق می گویم بسوزان آتش بزن و خاکستر کن. مرا آفریدند تا با تو بیاویزم و راز تو را دریابم. امروز دانسته ام که معنای تو ای عشق سوختن و فنا شدن است. بیا ای آتش سوزان و مرا در آغوش گیر که من برای سوختن آماده ام. به آنکه بهانه ی عشق ورزی من است می گویم:
مرا به جرم عشق تو بر دار می کشند به روی بام بیا و ببینم که مرگ من تماشایی است
سوته دلان.... یاعلی
***