حرفهاي يک تنها
به دستنوشته حرفهاي يک تنها نوشته شده توسط shazdekhanom خوش آمدید.

هرگز حضور حاضر غایب شنیده ای؟
1 2 3 4 5 6

بر ما........!!!!!

شنبه چهاردهم دي ماه 1387 ساعت 15:15


گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبار معرکه بنشست میرود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست میرود

هر چند مضحک  است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست میرود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست

تیریست بی نشانه که از شصت میرود

(دکتر افشین یدالهی)

احمقانه!!!!

دوشنبه نهم دي ماه 1387 ساعت 15:39


میشه  به راحتی به یه همراه بگی دوستش داری در حالی که به کس دیگه ای فکر میکنی و

 این دیگه داره به قانون پذیرفتنی میشه.

میشه بعد چند وقت که هر روز گفتی که عاشقشی بهش بگی :

"میدونی از روز اول از قیافه ات خوشم نیومد اما ..."

اینم شدنی است و این روزا تعجب نداره.

میشه به کسی که به خاطر کس دیگری از خودت روندیش و گفتی  که دوستش نداری

بعد چند ماه بگی نمیای تو بغلم ،دلم برات تنگ شده ها!

اینم تعجب نداره گر چه این یکی اگر طرف یه جو غیرت داشته باشه یه تو گوشی را داره حتما.

اما احمقانه ترین کار اینه که به خودت هم ،درست شنیدی ،

به خودت هم در مورد دوست داشتن یا نداشتن کسی دروغ بگی .

اونوقت مطمئن باش

که هرگز تو این دنیا کسی واقعا دوستت نخواهد داشت.

اصفانیا

سه شنبه پنجم آذر ماه 1387 ساعت 23:49


ساعت 7 شب

اتوبان خرازی-ترافیک وحشتناک

بعد از 20 دقیقه میرسم به محل گیر !ای بابا!تو باند مخالف تصادف شده اما ماشینهای این باند

مگه میتونن رد شن؟

و نفهمن که چی شده!همه باید ترمز کنن،نگاه کنن(دقیق) ،بعد نظر بدن،برن بعدی بیاد از نو!

اینجا اصفهان است !

حالا بگید اصفانیا گلن!بر منکرش لعنت.اما شعور رانندگی یه چیز دیگه است.

هر چه ......

جمعه بيست و چهارم آبان ماه 1387 ساعت 14:19


شاد زی با سیاه چشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعد موی غالیه بوی
من و آن ماه روی حور نژاد
نیکبخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آنکه او نخورد و نداد
باد و ابرست این جهان افسوس
باده پیش آر هر چه بادا باد

رودکی

با هم......

جمعه هفدهم آبان ماه 1387 ساعت 20:13


آدم خیلی حقیره

بازیچه تقدیره

پل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره

حتی خود تولد

آغاز راه مرگه

حدیث عمر و آدم

حدیث باد و برگه

فرصت همین امروزه

برای عاشق بودن

فردا می پرسیم از هم

غریبه ای یا دشمن

ای آشنای امروز

عشق منو باور کن

فردا غریبه هستیم

امروزو با من سر کن

تولد هر قصه

یه جاده کوتاهه

اول و آخر مرگه

موندن میون راهه

اگر چه عاجزانه

تسلیم سرنوشتیم

با هم بیا بمیریم

شاید یه روز برگشتیم

نمیدونم از کی هست اما از اونجایی که گوگوش خونده یا ارسلان سرفراز یا ایرج جنتی عطایی .اگر هستند سرشان سلامت و اگر نه روحشان شاد.

اما خیلی به حالا شبیه تره از روزگار آنها.

کاش بتوانیم

جمعه دوازدهم مهر ماه 1387 ساعت 16:11



People are often unreasonable,
illogical and self-centered;
Forgive them anyway.

If you are kind,
People may accuse you ,
of selfish, ulterior motives;
Be Kind anyway.

If you are successful,
you will win some false friends and
some true enemies;
Succeed anyway, people may cheat you;
Be honest and frank anyway.

What you spend years building,
someone could destroy overnight;
Build anyway.

If you find serenity and happiness,
they may be jealous;
Be happy anyway.

The good you do today,
people will often forget tomorrow;
Do good anyway.

Give the world the best you have,
and it may never be enough;
Give the world the best you've got anyway.

You see, in the final analysis.
it is between you and God;
It is never between you and them anyway.

-- Mother Theresa

مردم اغلب غير منطقی و خود محور هستند، با اين حال آنها را ببخشيد.
اگر مهربان باشيد، ممکن است بگويند که تظاهر می کنيد و انگيزه های پنهان داريد، با اين حال مهربان باشيد.
اگر موفق باشيد، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنين دشمنانی صادق، با اين حال موفق باقی بمانيد.
اگر صادق باشيد، اشخاصی ممکن است سرتان کلاه بگذارند، با اين حال صادق باقی بمانيد.
آنچه را طی سال ها ايجاد کرده ايد، ممکن است کسانی يک شبه نابود کنند، با اين حال همچنان سازنده باشيد.
اگر خوشبخت شويد ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با اين حال خوشبخت باقی بمانيد.
کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با اين حال به کار خوب خود ادامه دهيد.
به دنيا خدمت کنيد، هر چند ممکن است کافی نباشد، با اين حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهيد.
می بينيد که در نهايت آنچه هست، ميان شما و خداوند است؛ هرگز ميان شما و اشخاص نيست.

-- مادر ترزا



 


پیدایی !

چهارشنبه دهم مهر ماه 1387 ساعت 14:24


 گم‌شدن آسان است، اما وقتی برایت لذت‌بخش است که بدانی، جایی در ذهن دوستی، هنوز که هنوز است پیدایی. این پیدا بودن بی‌قیمت است.

این نوشته متعلق یه وبلاگ دوست عزیزی است .من که انگار نوشتن مدتهاست که از یادم رفته.

7 توصیه به آپارتمان نشین ها

دوشنبه اول مهر ماه 1387 ساعت 13:35



هفت توصيه‌ براي آپارتمان‌نشين‌ها


امشب سري به پشت‌بام بزنيد و نگاهي به خانه‌هاي اطراف‌تان بيندازيد. ديگر خبري از خانه‌هاي يک‌طبقه ويلايي با حياط و باغچه نيست.

امروز همه‌جا آپارتمان‌ها و آسمان‌خراش‌ها از زمين سربرافراشته‌اند و محيط زندگي را محدود به چند چهار ديواري کرده‌اند.
ديگر بچه‌هاي شما نمي‌توانند مانند خودتان به اين طرف و آن طرف خانه بروند و بازي کنند. در اين جامعه فرزند سالار، فرزندان زنداني چهارديواري واحدهاي مسکوني شده‌اند. همين محدوديت‌ سبب شده حرکات طبيعي مورد نياز کودکان از آنان گرفته شده و رفتارهاي غيراجتماعي مانند گوشه‌گيري و تماشاي بيش از حد تلويزيون، عدم خلاقيت در بازي‌ها و وابستگي زياد به والدين در آنان شکل بگيرد.
 امروز به جاي صداي توپ‌ بازي بچه‌ها در کنار حياط صداي بازي‌هاي رايانه‌اي از آپارتمان‌هاي 40-50 متري به گوش مي‌رسد. محدود شدن زندگي در قرن حاضر سبب شده خانواده‌ها نيز به داشتن يک يا دو فرزند قناعت کنند. کم بودن فرزند سبب افزايش ميزان توجه والدين به آنها و وابستگي بيش از حد فرزندان به والدين شده است. وابستگي زياد نيز به دنبال خود، عدم پيشرفت را به همراه مي‌آورد.
 در صورتي که مي‌خواهيد محدوديت زندگي آپارتمان‌نشيني روي سلامت فرزندان‌تان آثار سوء نگذارد به اين توصيه‌ها عمل کنيد:
1-    هر چند وقت يک‌بار زمينه را براي شرکت فرزندان‌تان در بازي‌هاي دسته‌جمعي و گروهي فراهم کنيد. در اين صورت مهارت‌هاي اجتماعي و يادگيري کودکان‌تان افزايش مي‌يابد.
2-    به کودکان بيش از حد امر و نهي نکرده و آنها را محدود نکنيد، ارتباط برقرار نکردن با ديگران سبب منزوي شدن فرزندان شما مي‌شود.
3-    تماشاي زياد تلويزيون و بي‌تحرکي و خوردن تنقلات موجب افزايش وزن و مشکلات کبدي مي‌شود. ترغيب کودکان به ورزش و تغذيه سالم به سلامت جسم آنها کمک مي‌کند.
4-    کودکاني که تلويزيون بيشتري تماشا مي‌کنند، تمايل به هيجان بيشتري داشته و بيشتر به مشکلات رفتاري و اختلالات خواب دچار مي‌شوند. عدم تمرکز حواس، رفتارهاي خشن و احساس تنهايي از مشکلات ويژه اين کودکان است.
5-    کودکان تا 5 سالگي حداقل روزي 90 دقيقه و از 5 تا 18 سالگي روزانه بايد 60 دقيقه فعاليت‌هايي مانند دوچرخه‌سواري، دويدن و... داشته باشند تا احتمال مشکلات قلبي و مرگ زود هنگام در سنين بالاتر در آنان به حداقل  برسد.
6-    استعمال مواد مصنوعي و شيميايي مانند سيگار و مواد مخدر در نوجواناني که ورزش و تحرک بدني دارند بيشتر است.
7-    فرزندان‌تان را بيش از حد به خود وابسته نکنيد چون در اين صورت قادر به پذيرش مسووليت‌ در بزرگسالي نخواهند بود و دچار افسردگي مي‌شوند.

بر گرفته ازhttp://www.salamatiran.com


شاید

يکشنبه بيست و چهارم شهريور 1387 ساعت 20:32


گاهی اینقدر از هم دور میشیم که پیدا کردن یک جمله با مفهوم "دوستت دارم" اما بدون

سوء تفاهم مشکل میشه.

امشب نمیدونم چرا دلم میخواد بگم که دوستش دارم اما هبچ عبارت زیبایی به ذهنم نمیاد.

شاید نباید بگم.شاید هم دیگه قلبم سنگ شده.شاید!

 

آگهی

يکشنبه بيست و هفتم مرداد ماه 1387 ساعت 17:50


دوره جدید کلاس ها مدیریت با نگرشی نو به زندگی کاری!

در این دوره مدیریت بر مبنای دروغ که بهترین نوع مدیریت است توسط چند تن ازمدیران طراز اول مملکت آموزش داده میشود.

با گرفتن مدرک این دوره به زودی در پست مهمی در درجات بالای سازمانتان مشغول به کار میشوید.

این روش مدیریت در سالهای اخیر بسیار اثر گذار بوده و غیر از فیلد کاری در زندگی هم میتواند باب تحولات بزرگی را باز کند.

مدیریت را با دروغ گفتن در روز روشن  تجربه کنید و همواره سر بلند باشید.

(رییس ما بهتون این دوره را آموزش میده البته پول میگیره !)

من حاضرم پارتی تون بشم. 

وصف حال

جمعه هجدهم مرداد ماه 1387 ساعت 12:38


امروز فقط این وصف حال منه:

آدمی در عالم خاکی نمیاید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آدمی

خیز تا خاطر به آن ترک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

من در کجای این جهان ایستاده ام؟

جمعه يازدهم مرداد ماه 1387 ساعت 22:54


مطمئنم که بسیاری از شما کتاب "راز داوینچی " را خوانده اید.

این دیالوگ را دوباره بخونید و قضاوت کنید:

همه ادیان خدا را با استعاره و تمثیل و اغراق توضیح میدن.از مصری های باستان

گرفته تا کلاس ها ی جدید آموزش مسیحیت.استعاره راهی است برای کمک به ذهن

ما تا پردازش ناپذیر را پردازش کنه.مشکل اون جا شروع میشه که ما به استعاره های

 خودمون کم کم ایمان متعصبانه پیدا میکنیم.

نظرتون چیه؟ما کجای این قصه هستیم؟

 

روزگار غریب

شنبه هشتم تير ماه 1387 ساعت 22:39


هیچ شده از خودت بپرسی چی میشه که دوستان نبروی انتظامی بعضی سالها فقط تو این خیابان پرسه میزنن و سال بعد تو اون خیابان!

دوستی میگفت اونها هم کارشون را در حد انجام وظبفه و برای حقوق انجام میدن ؛

مثل همه ما در کارهای خودمان به خصوص دولتی ها!

و حالا بدشانس آنهایی که در این انجام سرسری وظیفه به تور هر یک از ما بخورند!

چه هر یک از ما در پست های خودمان و چه دوستان نیروی انتظامی!

روزگار غریبی است نازنین.قبول داری؟؟؟؟//؟

آیا؟؟؟؟

جمعه هفتم تير ماه 1387 ساعت 12:51


شاید این حرفم به نظر تکراری یا مسخره بیاد

اما دقت کردید که تو فیلم ها ی هالییود،حنی فیلم های خیلی صحنه دار،مردها به صورت کاملا برهنه دیده نمیشوند امابدن برهنه زنان به راحتی نمایش داده میشود.و جالب اینکه جواب چرایش اینه که :آخه بدن برهنه مردان زیبایی نداره اما بدن زنان ......

و یک سوال:به نظر شما استفاده ابزاری از زن یعنی چه؟

نمیدونم شاید ما بی خبریم اما یادم نمیاد شنیده باشم که از طرف فمینیست ها اعتراضی به این

 حرف شده باشه!

شما شنیدید؟

 

 

دم؟

دوشنبه سيزدهم اسفند ماه 1386 ساعت 20:16


خیام میگوید:

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید جام تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

منم همینطور.کاش اون لحظه زود میرسید.خسته شدم.

زن!!!!

شنبه بيستم بهمن ماه 1386 ساعت 22:58


کمال تبریزی را همه میشناسیم.کارگردان خوب ایرانی.

این نوشته ای است از او در باره فیلم جدیدش :همیشه پای یک زن در میان است" به نقل از ماهنامه سینمایی فیلم شماره 374 ص 43

زن ها
زن موجود خارق العاده ای است!به رغم تصور مردان توانایی بیش تری دارد!قدرت
تحملش فوق العاده است!
سیاستش،کیاستش،حواسش،هوشش،احساسش،عاطفه اش،دانایی اش،و مهربانی اش
 و ... همه چیزش در مقایسه با مردان از اهمیت بیش تری برخوردار است!زنان سمت
 و سوی حرکت عالم را تعیین میکنند !چون قدرت نفوذ دارند!نفوذ در همه جا، همه کس
،همه چیز ، همه حال !تاریخ را زنان مینویسند !جغراقی را زنان تعیین میکنند،قوانیین را
 زنان میسازند،جنگ ها را زنان بر پا میکنند !صلح را زنان به ارمغان میآورند و دانشمندان را زنان تعلیم میدهند! و....
زنان همیشه و همه جا حضور دارند هم روی پرده و هم در پشت پرده!در همه امور دخالت
 دارند!اما هیچ وقت بروز نمیدهند!و همواره این تصور را از خود اشاعه میدهند که زنان از
 آغاز خلقت مظلوم و محروم بوده اند!
و اما مردان هنوز خیال میکنند که بر زنان تسلط و تفوق دارند !...زنان این خیال احمقانه را
دوست دارند و از آن تعجب نمیکنند !خنده بلند و شادمانه  گروهی از زنان بعد از یک نجوای
 کوتاه با یکدیگر ،به همین دلیل است.

سوال

جمعه دوازدهم بهمن ماه 1386 ساعت 11:55


دوستی که تازه از هلند اومده بود میگفت اونجا اگر از کسی بدون آشنایی قبلی بپرسی:

how are you?

بی معطلی و البته با تعجب بهت میگه:

non of your business!!!!!!!!

با خودم فکر کردم اگر ما هم میخواستیم چنین جواب هایی بدیم تو اصفهان جواب بیشتر سوال ها همینه!

از امروز توجه کنید که چقدر از سوالاتی که تو محاوره عادی ازتون پرسیده میشه جوابش همینه.

مثلا :یه موبایل نو خریدی،90% ادم هایی که میبیننت میپرسن :چند خریدی؟

من نمیدونم به کسی چه ارتباطی داره که من لباسم را،موبایلم راو و و و و را چند خریدم.

نمیدونم به کسی چه ارتباطی داره که من دارم کجا میرم.از کجا میام.برادرم امتحاناش تمام شد؟خواهرم میخواست خونه بخره خرید؟

بابام خونه است یا سر کار میره؟

دیگه احوال پرسی که جای خود داره!!!!!!!

کاش یاد میگرفتیم که برای خودمون زندگی کنیم.کاش

nazar?

سه شنبه دوم بهمن ماه 1386 ساعت 22:05


lotfan matne zir ra bekhonid.albate bishtar ghaymat ha ra .va nazar bedid!

پرديس بين المللي كيش دانشگاه تهران براساس مجوز وزارت علوم براي نيمسال دوم سال تحصيلي 87-86 دانشجو مي پذيرد.

به گزارش خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پرديس بين المللي كيش دانشگاه تهران در رشته‌هاي كارشناسي شامل مهندسي معماري، طراحي صنعتي و حقوق و كارشناسي ارشد شامل آموزش زبان انگليسي، حقوق خصوصي، طراحي صنعتي، ارتباط تصويري، تربيت بدني و علوم ورزشي – رفتار حركتي و تربيت بدني و علوم ورزشي – مديريت ورزشي دانشجو مي‌پذيرد.

گفتني است، مدرک فارغ التحصيلي مدرک رسمي دانشگاه تهران مي باشد و محل تحصيل جزيره کيش است.

همچنين داوطلبان ( پسر) مشمول پس از پذيرش به شرط عدم غيبت مي‌توانند از معافيت تحصيلي طبق ضوابط وزارت علوم برخوردار شوند.

محتوي آموزش دوره‌ها و مقدار واحدهاي مورد نياز براي فارغ التحصيلي مطابق با محتواي آموزش دانشگاه تهران خواهد بود.

دوره آموزشي در رشته پذيرش شده از مهر ماه سال 86 شروع خواهد شد.

همچنين دانشجويان در صورت کسب نمرات ممتاز در طول دوره تحصيلي در اين دانشگاه از تخفيف لازم برخودار خواهند شد .

شرايط لازم براي پذيرش دانشجو در دوره‌هاي كارشناسي

دارا بودن مدرک پيش دانشگاهي نظام جديد يا مدرک ديپلم كامل متوسطه نظام قديم ( 12 سال ) و يا معادل آن از ساير كشورهاي جهان به تأئيد مراجع ذيربط.

دارا بودن حداقل معدل كل 14 از 20 در دوره پيش دانشگاهي و معدل كل 15 از 20 در كارنامه ديپلم متوسطه نظام جديد و قديم

دارا بودن حداقل ميانگين نمره 14 از 20 در دروس مرتبط با رشته موردنظر در دورة سه ساله دبيرستان براي نظام جديد و دوره چهار ساله دبيرستان براي نظام قديم.

تائيد پرونده علمي، قبولي در مصاحبه حضوري و در صورت برگزاري آزمون اختصاصي قبولي در اين آزمون

در صورت شركت داوطلب در آزمون سراسري نمره آزمون به عنوان يكي از معيارهاي پذيرش مورد توجه قرار مي گيرد.

دارا بودن حداقل نمره زبان انگليسي در يكي از آزمونهاي UTEST، TOEFL، IELTS، TOLIMO و UTEST (آزمون استاندارد زبان انگليسي دانشگاه تهران).

پرديس بين المللي كيش از داوطلبان فاقد حداقل نمره زبان امتحان تعيين سطح بعمل خواهد آورد و كلاسهاي زبان بصورت فشرده با هزينه داوطلبان برگزار خواهد شد. شرط پذيرش قطعي اين دسته از داوطلبان كسب نمره قبولي خواهد بود.

تشكيل كلاسها منوط به رسيدن به حداقل 30 نفر براي كارشناسي و 15 نفر براي كارشناسي ارشد مي باشد.

شرايط لازم براي پذيرش دانشجو در دوره هاي كارشناسي ارشد

دارا بودن مدرك رسمي كارشناسي از دانشگاههاي معتبر مورد تاييد وزارت علوم، تائيد پرونده علمي، قبولي در مصاحبه حضوري و در صورت برگزاري آزمون اختصاصي قبولي دراين آزمون ،در صورت شركت داوطلب در آزمون سراسري نمره آزمون به عنوان يكي از معيارهاي پذيرش مورد توجه قرار مي گيرد و دارا بودن حداقل نمره زبان انگليسي

گفتني است،هزينه هاي دوره اعم از شهريه ، شهريه دروس پيش نياز و دوره زبان انگليسي و هم چنين بررسي فرم درخواست ، هزينه تردد وساير هزينه هاي اقامتي به عهده دانشجويان خواهد بود كه شهريه هر نيمسال تحصيلي بدون احتساب هزينه خوابگاه ، غذا ، بيمه و ... بر حسب مقطع عبارتند از:

شهريه دوره کارشناسي براي رشته هاي حقوق و حسابداري: 33 ميليون و 84 هزار ريال و گروه هاي فني و مهندسي و هنر و رشته هاي مديريت: 41 ميليون و 355 هزار ريال است.


شهريه مقطع کارشناسي ارشد براي گروه هنر و رشته هاي مديريت و تربيت بدني:41ميليون و 355 هزار ريال و رشته هاي حقوق و آموزش زبان انگليسي 33 ميليون و 84 هزار ريال است.

گفتني است، 50 درصد از شهريه اعلام شده بابت هزينه ثابت و بقيه متغير خواهد بود.

مدارک لازم جهت ثبت نام عبارتند از: تکميل فرم تقاضا نامه، تصوير تمام صفحات شناسنامه، ارائه اصل فيش بانکي به مبلغ 200 هزار ريال به حساب شماره 18711524نزد بانک تجارت شعبه ارديبهشت تهران کد 187 بنام دانشگاه تهران ، مدرك تحصيلي و دو قطعه عکس 4×3 پرسنلي پشت نويسي شده.

مهلت ارسال مدارک تا سوم بهمن ماه جاريست و داوطلبان مدارک خود را با پست سفارشي به نشاني : تهران صندوق پستي 569/14145 به نام پرديس بين المللي کيش دانشگاه تهران ارسال نمايند.

اطلاعات بيشتر از طريق شماره تلفن‌هاي 88962128 و 88963953 قابل دسترسي است.




چرا؟

جمعه بيست و هشتم دي ماه 1386 ساعت 13:08


این نوشته را یک دوست برام فرستاده .شاید خیلی ها خونده باشن.

سوال: چرا مرغ از خيابان رد شد؟

ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.

ــ موسي : و آنگاه پروردگار از
آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگارخشنود همي گشت.

ــ مارکس : مرغ بايد از خيابان
رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود .

ــ خاتمي: چون ميخواست با
مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند

ــ رياضيدان : مرغ را چگونه
تعريف ميکنيد؟


ــ نيچه: چرا که نه؟


ــ فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد . آيا در بچگي شصت خود را ميمکيديد؟


ــ داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .

ــ همينگوي: براي مردن . در زير
باران
 
ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است .

ــ سيمون دوبوار : مرغ نماد زن و
هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و
ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد

ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر
روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند .توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟

ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بودغافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر

ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد
که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي
را فراري نميدهد .

ــ روانشناس : آيا هر کدام از ما
در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟

ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها .

ــ حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد
پاکيزه سرشت، که گناه دگران برتو نخواهند نوشت .

ــ کافکا : ک. به آن سوي خيابان
کثيف رفت . مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک . نگاهي بيتوجه ووحشتزده انداخت . اين ک. رامجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را باحضور فيزيکي خود مواجه کند ودستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود

ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ
تنها نبودم

ــ فردوسي : بپرسيد بسيارش از
رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ وسپاه .

ــ ناصرالدينشاه : يک حالتي به
ما دست داد و ما فرموديم ازخيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد

ــ سهراب سپهري : مرغ را در
قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم

ــ طرفدار داستانهاي علمي
تخيلي: اين مرغ نبود که ازخيابان رد شد . مرغ خيابان وتمام جهان هستي را متر وسانتيمتر به عقب راند

ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بار
ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟


ــ جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريس جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .

ــ سعدي : و مرغي را شنيدم که در
آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟
گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کن

ــ احمد شاملو: و من مرغ را، در
گوشههاي ذهن خويش، ميجويم .من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان . و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ

ــ رنه دکارت : از کجا ميدانيد
که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟


ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آي نفسکش


ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني

ــ پدرخوانده : جاي دوري
نميتواند برود .

ــ فروغ فرخزاد : از خيابانهاي
کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .

ــ ماکياولي : مهم اينست که مرغ
از خيابان رد شد.. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند .

ــ پاريس هيلتون: خوب لابد
اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده

ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان
قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد ! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد


ــ احمدينژاد: خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است . ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد .موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد

ــ فردوسي پور : چه
ميـــــــــکــنه اين مرغه

 

اشتباه

يکشنبه بيست و سوم دي ماه 1386 ساعت 20:01


چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد.

 


این نوشته را خوندید؟

فکر میکنید اگر تو ایران بود چه  حرف هایی زده میشد؟اینکه این مملکت مملکت بشو نیست!صاحب نداره!هیچکی حواسش به مردم نیست . ووووو

1 2 3 4 5 6