به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته man be to na nemigam نوشته شده توسط pepe خوش آمدید.

تو که واسه دیدن من این همه راه و اومدی یعنی که بهتر از همه معنی عشق و بلدی.
1 2

سلام و خداحافظ.......

يکشنبه بيست و ششم آذر ماه 1385 ساعت 15:32


نمی دونم کی بود که شروع به نوشتن وبلاگ کردم

ولی اینجا خیلی چیز ها یاد گرفتم ..........خیلی چیزها فهمیدم ..........

بین وبلاگ ها ی زنده رود و وبلاگ های سایت های دیگه هر روز روزی چند ساعت میگشتم و با خوندن بعضی مطالب خوشحال می شدم و با خوندن اکثر اونها ناراحت و............خیلی چیزها هم فهمیدم:

1:اینکه وقتی نویسنده یک وبلاگی پسر ه مطمئن باشید (هی نگو نه میگم مطمئن باش) اکثر اونهایی که به وبلاکش سر میزنن دختر خانمهای محترم هستن و به قول معروف تو اینجا هم دست از سر کچل پسر ها بر نمی دارن(با عرض معذرت البته)اینجا دارن نخ می دن(اینجا رو با چت روم اشتباه گرفتن.)

البته بر عکس این موضوع هم وجود داشته (ولی از اونجایی که آقایون هیچ وقت به گرد پای خانم ها نمی رسن)آقایون کمتر اینجا رو با چت روم اشتباه گرفتند

2:اکثر مطالب نوشته شده در وبلاگها کپی هستند(البته باز هم با عرض پوزش)

3:نویسندگان وبلاگها  یا عاشق هستند یا شکست عشقی و عاطفی داشتند یا دنبال عشق می گردند یا بیمارند یا(بذار بقیه رو نگم)

4:و خیلی چیزهای دیگه(همش رو که من نباید بگم خودت هر روز چند ساعت بشین یعنی نشین  چرا بشین پشت میز بعد کانکت شو بعد برو تو این سایت ها تو وبلاگها

واییییییییییییییییییییییییییی

حواسم پرت شد) خودتون برین ببینین

 راستی من اومده بودم خداحافظی کنم

 

از دوستان عزیزی که دراین مدت من رو مورد لطف قرار دادند از جمله

سارا ی شیطون

یک مشت پر عقاب عزیز

موج عزیز

شایلی عزیز

صبا

و.......

آقایان

جناب ممد شیطونه

یک دوست تنها

و.........

(آقایان محترمی که به دلایلی نخواستند نامشون فاش بشه)

از همه و همه بی نهایت ممنون و سپاسگذارم

                                                                  خداحافظ همین حالا............

هر شروعی را پایانی و هر سلامی را خداحافظی به همراه هست
هر راهی روزی شروع و روزی پایان میگیرد چه به مقصد برسد و چه نرسد
هر طلوعی لاجرم به همراه خود غروبی دارد
به هر صورت این رسمی کهن است که در جریان است
اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته باران ها
را تماشا کند
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدن طوفانها
رفته است
و اگر باز هم سماجت کرد
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد.

http://i14.tinypic.com/357rlfo.jpg

تنهایی...........

شنبه بيست و پنجم آذر ماه 1385 ساعت 20:59

...............

جمعه بيست و چهارم آذر ماه 1385 ساعت 19:01

تو خراب و من خراب...........

چهارشنبه بيست و دوم آذر ماه 1385 ساعت 12:14

دلم می خواد.........

سه شنبه بيست و يکم آذر ماه 1385 ساعت 18:47

هرگز........

دوشنبه بيستم آذر ماه 1385 ساعت 17:53

سرنوشت.....

يکشنبه نوزدهم آذر ماه 1385 ساعت 18:09

اگر...........

شنبه هجدهم آذر ماه 1385 ساعت 13:54

دلم برای خودم سوخت.......

پنج شنبه شانزدهم آذر ماه 1385 ساعت 19:38

آرزوی تازه می خواهم........

چهارشنبه پانزدهم آذر ماه 1385 ساعت 11:36

زندگی....

چهارشنبه پانزدهم آذر ماه 1385 ساعت 11:10

....گریه می خواهد........

دوشنبه بيست و نهم آبان ماه 1385 ساعت 11:03

سلام......

شنبه بيست و هفتم آبان ماه 1385 ساعت 19:57

کوچک که بودیم.......

جمعه بيست و ششم آبان ماه 1385 ساعت 19:48

اگر این پنجره ها........

پنج شنبه بيست و پنجم آبان ماه 1385 ساعت 18:32

سلام بر عشق......

چهارشنبه بيست و چهارم آبان ماه 1385 ساعت 21:23

خوشحالم........

سه شنبه بيست و سوم آبان ماه 1385 ساعت 20:08

نیلوفر.......

سه شنبه بيست و سوم آبان ماه 1385 ساعت 08:33

نکند.......

دوشنبه بيست و دوم آبان ماه 1385 ساعت 10:18

همش آرزو می کردم.........

يکشنبه بيست و يکم آبان ماه 1385 ساعت 16:31

1 2