به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته پري نوشته شده توسط پري خوش آمدید.

من نمی توانم ادعا کنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *اما می توانم ادعا کنم لحظاتی که به یادشان نیستم نیز دوستشان دارم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تنها شادی زندگی من این است که هیچ کس نمی داند تا چه اندازه غمگینم....!!!
1 2 3 4

دریا پری، کاکل زری - 5

يکشنبه هفدهم آذر ماه 1387 ساعت 17:52


از بخت بد همون وقت
یه پیر مرد سر سخت ،
 دید یه پری بی حیا
 ابرو كمون چش سیا ،
نشسته با ناز و قر ،
با خنده هر و كر ،
تنگ دل زلفعلی
هوار كشید یا علی !
یه آدمه كه دم داره
یه ماهیه كه سم داره ،
دس نزنین نجاسته
درد و بلا و آفته ،
دو عاشق بی كناه
كنار هم مثل ماه ،
پریدن از جایشون
لرزه به اندامشون ،
زلفعلی رنگش سفید
دلش تو سینه تپید ،
پری رو گرفت تو بغل
دوید به سوی جنگل ،
نپرس از احوالشون
 مردم به دنبالشون ،
با چوب و سنگ و چماق
پیاده یا رو الاغ ،
حیونیا هراسون
زدن به دشت و ماهون ،
سه روز و سه شب نشستن ،
چشاشون رو نبستن ،
تا های و هوی و جنجال .
 بگیر و بكش . قیل و قال ،
تهدید و چوب و فلك
فرو نشست كم كمك .
خانم پری كوچولو
نه دیو می شناخت نه لولو ،
نه عزرائیل نه شیطون
نه پاسبون نه زندون ،
(( دنیا را آب برده حسنی را خواب برده ))
بی خبر از خوب و بد
داد و ستد چون و چند ،
خوش الكی بی خیال ،
تو تاریكی تو اون حال ،
می دید كه توی باغه
نشسته رو الاغه ،
دورش چراغ فانوس
 تنش لباس عروس ،
طشت طلا زیر پاش
داماد می میره براش ،
بهاره سال دیگه اس
مشغول وصله پینه اس ،
اسمش شده سكینه
رفته حموم خزینه ،
بچه اش با ضرب هاونگ
یه ریز می گه : ونگ ونگ ،
 رو كرد به كاكل زری
گفت : ای عزیز پری
 می خواهم بیام زنت شم
سجاف پیرهنت شم ،
 شب بخوابم كنارت
یكی یه دونه یارت ،
رو پشت بوم بابات
 تاپاله های گاوات ،
تو حوض و جوب و باغت ،
رو تاقچه اتاقت
با تو برام بهشته
رو پیشونیم نوشته ،
اما علی ذولفقار
 بچه صحرا و مار ،
 با منطق دهاتیش ب
ا هوش تیز خاكیش ،
فهمید تو این زمونه
عصر خرید و چونه ،
 دنیای وغ وغ صاحاب
 ترس گناه و صواب ،
عشق قشنگ ماهیش
محكوم به مرگه از پیش ،
.........
.... ادامه دارد...

دریا پری، کاکل زری - 4

يکشنبه دهم آذر ماه 1387 ساعت 21:19

دریا پری، کاکل زری - 3

چهارشنبه بيست و چهارم مهر ماه 1387 ساعت 19:10

دریا پری، کاکل زری - 2

يکشنبه بيست و يکم مهر ماه 1387 ساعت 10:36

دریا پری، کاکل زری - 1

شنبه سيزدهم مهر ماه 1387 ساعت 12:55

دیگه از او نمی نویسم

سه شنبه دوم مهر ماه 1387 ساعت 09:13

داستان پری- آخر

چهارشنبه هفدهم مرداد ماه 1386 ساعت 22:15

داستان پری-5

پنج شنبه چهارم مرداد ماه 1386 ساعت 09:25

داستان پری-4

شنبه بيست و سوم تير ماه 1386 ساعت 09:11

داستان پری-3

دوشنبه چهارم تير ماه 1386 ساعت 12:49

داستان پری-2

جمعه بيست و پنجم خرداد ماه 1386 ساعت 18:55

داستان پری-1

سه شنبه بيست و دوم خرداد ماه 1386 ساعت 09:27

قصه پری

دوشنبه بيست و يکم خرداد ماه 1386 ساعت 20:40

توضیح در مورد زندگی و بازی

پنج شنبه يازدهم اسفند ماه 1384 ساعت 03:18

بازی....

چهارشنبه دهم اسفند ماه 1384 ساعت 04:15

چه باید کرد؟

پنج شنبه هفدهم آذر ماه 1384 ساعت 00:32