به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته nariyan نوشته شده توسط nariyan خوش آمدید.

سلام

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

دوشنبه بيست و چهارم تير ماه 1387 ساعت 09:55


 

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد ، به دیگران برسد

چه میکنی اگر او را که خواستی یک عمر،

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...

رها کنی برود ،از دلت جدا باشد

به آنکه دوست ترش داشته، به آن برسد

رها کنی بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که... نه ، نفرین نمیکنم ، نکند

به او که عاشق او بوده ام ، زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

نجمه زارع

دلم براتون تنگ شده بود . ممنون که به یادم بودید . خیلی خوشحالم کردید خیلی. ممنونم

حرف زدن برام سخته چون مدتهاست  زیاد حرف نمیزنم . ببخشید که نمیتونم مث سابق سر بزنم

اما سعیمو میکنم.

این غزل رو دوست دارم به خاطر بیان ساده و دلنشین و کلمات زیباش .

غزلیه که فکر میکنم سال 84 یا 83 تو شبهای شهریور برگزیده شد.

تقریبا یک سال بعد نجمه تو یه تصادف  از این دنیا رفت و پرنده شد. گمونم تو سن 25 سالگی

روحش شاد

اینا مطالبیه که ازش تو ذهنم مونده کم و کاستیشو ببخشید

دوستون دارم

بازم ممنونم از لطفتون دوستای گلم

شادباشید

یاحق

مهتاب

يکشنبه شانزدهم تير ماه 1387 ساعت 09:05