به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته تقديمي نوشته شده توسط مسافرتنها خوش آمدید.

تنها تقديم به مهدي عزيزم او كه تمام هستي ام بود ونفهميد او كه در تنها ترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت به اميد بازگشت دوباره ات مي نويسم حتي اگر هرگز بازنگردي باز هم منو دلو ديده نثارت دوست دارم اينو باور كن.......

گذشت...

پنج شنبه بيست و نهم شهريور 1386 ساعت 12:42


گذشت ورفت آنكه ساعت ها

پشت اين پنجره به انتظارم مي ماند

گذشت ورفت انكه صداي عشقش

تا كهكشانها مي پيچيد

گذشت و رفت ازهمان كوچه اي كه

روزي قلبم را به قلبش وصله زد

گذشت ورفت بي آنكه غم چشمانم را بخواند

زير لب زمزمه مي كرد

مي دانم ترانه يار ديگريست كه مي خواند!!!

طلوع انتظار...

سه شنبه بيستم شهريور 1386 ساعت 17:55

عبث...

جمعه شانزدهم شهريور 1386 ساعت 17:28

دلم شكست

دوشنبه پانزدهم مرداد ماه 1386 ساعت 17:00

منتظر

پنج شنبه يازدهم مرداد ماه 1386 ساعت 21:44

قبل رفتنت....

يکشنبه سي و يکم تير ماه 1386 ساعت 12:52

نوشته بودي.....

جمعه بيست و نهم تير ماه 1386 ساعت 18:29

رفته اي .....

سه شنبه بيست و ششم تير ماه 1386 ساعت 22:17

تمام شد

جمعه بيست و دوم تير ماه 1386 ساعت 16:57

نشد فقط واسه يبار

پنج شنبه بيست و يکم تير ماه 1386 ساعت 22:28

براي تو مي نويسم

چهارشنبه بيستم تير ماه 1386 ساعت 18:37

به يادت

دوشنبه هجدهم تير ماه 1386 ساعت 20:42