آرمين:
تعريف معجزه براي ماها يه همچين چيزيه: اتفاق افتادن غيرممكن! مثلا رسيدن به موقعيت، پول يا فرد دلخواهمون تو ذهن ما هميشه يه معجزه لازم داره. بارها از خدا خواستيم كه اتفاق بدي كه در شرف وقوع پيش نياد. مريضيي كه گريبانمونو گرفته خوب بشه يا خطري كه تهديدمون مي كنه دور بشه.
خوب يه سوال ساده كه جوابشو مي دونم: تا به حال شده از اتفاق بدي كه در حال رخ دادن بوده بجهيم؟ تا حالا شده مريضي سختي از ما يا عزيزانمون دور بشه؟ تا به حال شده پول يا موقعيت يا فرد خاصي رو بدست بياريم كه بعدش موقع برگشتن به خونه با خودمون بشكن بزنيم كه واي عجب معركه اي شد؟!
قبل از نتيجه گيري سريع، يه موضوع رو مي خوام بنويسم. چون بعد از نتيجه گيري مي تونه باعث سوتفاهم بشه!
خونديم كه در زمان پيامبران افراد زيادي بودن كه چشم و دلشون رو به معجزات بديهي بسته بودن. ماهم برامون درك اين مسئله سخت بوده كه چطور هميچين بديهي جاتي واسه اونا جاي سوال نداشته؟ چطور ازش اينقده ساده مي گذشتن؟
خوب برسيم به نتيجه گيري! هوم.... بگذريم!
من به جاي انتظار معجزه براي تقويت ايمانم، سعي مي كنم منصفانه به نشانه هاي اطرافم نگاه كنم.
پ.ن:
امشبم فيلم تايتانيك رو ديدم. بازم اشكمو در آورد!