اگر يك بار ديگر ميزيستم سخن كمتر ميگفتم ، بيشتر گوش مي سپردم ، دوستانم را به شام دعوت ميكردم
بي آنكه نگران لكه هايي كه بر فرش افتاده يا مبلي كه رنگ و رويش رفته باشم .
اگر يك بار ديگر ميزيستم دوستت دارمهاي بيشتري ميگفتم .
ليكن از هر آنچه گفتم مهمتر اگر بار ديگر زندگي ميكردم هر لحظۀ آنرا در چنگ ميگرفتم ، به آن مينگريستم
و آنرا واقعاً ميديدم هر لحضه را واقعاً زندگي مي كردم و هرگز آنرا باز پس نميدادم .