بغض هم براي خودش رويايي داشت... دلش ميخواست لبخند بزند ولي نميتوانست ... از همان نزديکي بوي باران را حس کرد... بغض ترک خورد و............ نم نم باريد.
به نام آفریننده ی بغض..
(محمد)
مثلا ادبی:
نام: امين حيايي
تاريخ تولد: 1349
همسر نيلوفر خوش خلق (بازيگر سينما)
- در دوران تحصيل به فعاليت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن ديپلم، ضمن خدمت سربازي در مركز هنرهاي نمايشي عقيدتي - سياسي نيروي هوايي فعاليتش را آغاز كرد. در سال 1370 بازيگر يك تئاتر كودكان به كارگرداني ثريا قاسمي بود. در پانزدهمين جشنواره فيلم فجر نامزد دريافت جايزه بازيگر نقش دوم براي فيلم براده هاي خورشيد شد.
- خيلي زمان برد تا بتواند به عنوان بازيگر نقش اول در فيلمهاي سينمايي بازي كند. در اولين نقش آفريني اش به عنوان بازيگر نقش اول در فيلم « سيب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.
- او در فيلم هاي سيروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فيلمهاي هتل كارتن، دست هاي آلوده و بخصوص در فيلم مزاحم كه متاسفانه بازي زيباي امين حيايي با شخصيت پردازي ضعيف از دست رفت.
- او در سال 1381، ركورددار بود. شش فيلم با بازي او در سال 1381 در سينماهاي تهران به روي پرده رفت: مزاحم، ماني و ندا، مونس، اثيري، رز زرد، بوي بهشت
- بازيهاي متفاوت او در سال 1382: عروس خوش قدم و دختر ايروني و در سال 1383 با فيلمهاي « كما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان يك بازيگر توانا سر زبانها انداخت تا جايي كه او به عنوان يكي از دو بازيگر برگزيده سال براي بازي در فيلم « دختر ايروني » از جشن ساليانه ماهنامه دنياي تصوير تنديس حافظ دريافت كرد.
بازي كم نقص و تحسين برانگيز او در فيلم « زن زيادي » در جشنواره بيست و سوم فيلم فجر همچنان نشان از سير صعودي او در زمينه بازيگري دارد.
مثلا شوخی:
مرد رو برق 3 فاز مي گيره پرت مي کنه بلند مي شه مي گه : اگه مردين يه فاز يه فاز بياين جلو.
مثلا احساسی:
از يه جوحه تيغي کوچولو مي پرسن ارزوت چيه؟ نگاهي معصومانه مي کنه مي گه: بغلم مي کني؟
مثلا مسخره:
انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادي:بله عروس كمي لوس:بع.........له! عروس با كلاس:اوكي! عروس خارج رفته:يس! عروس سنتي:آره! عروس متكبر:فقط كله اش را تكان ميدهد عروس خجالتي:اوهوم! عروس وحشت زده:ها! عروس بي حوصله:خوب! عروس دستپاچه:باشه،باشه
مثلا عشقی:
گر مي خواي صد سال زندگي کني
من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم
چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم
مثلامعلوم نیست:
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
مثلا سخن آخر:
محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد.
مثلا خودافس.