1000ويک شب
به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
شرکت فرابرد شبکه
:: طراحی سایت
:: خدمات هاستینگ
:: تجارت الکترونیک

آگهی استخدام

به یک نفر گرافیست حرفه ای مسلط به فتو شاپ و فلش به صورت پاره وقت نیازمندیم.
اطلاعات بیشتر...

نازایران دات کام


آمار این وبلاگ:
به دستنوشته 1000ويک شب نوشته شده توسط محمد و محسن خوش آمدید.

محمد گفته بود عکس نذاریم !!!شما به شعرش توجه کنید.

پنج شنبه نوزدهم مرداد ماه 1385 ساعت 04:51

مشهد

شنبه چهاردهم مرداد ماه 1385 ساعت 03:41


کیا تا حالا رفتند مشهد؟

خوبه؟بده؟خوش میگذره؟بد میگزره؟من دارم میرم ...فردا شنبه ساعت 14مرداد ساعت 4 میام تو چت روم تا مراسم خدافسی تموم بشه. 

 .Sinbi_Mda_2nancy@yahoo.com   کی میدونه ما مردیم تو راه زنده موندیم؟

در ضمن من (محمد هستم).

یه پیشنهاد به بعضیا :از کلمات (به تورم خورد)بپرهیزید که در قانون نامه ی وبلاگ حرام دانسته شده حتی شما شریک عزیز.

امیدوارم این وبلاگ نویسان دوباره(من که نبودم برام تعریف کردند)مث قبل صمیمی بشند...داشتم میگشتم به وبلاگ ممد شیطونه رسیدم..یادمه برای هر نوشته اش حدود 13 تا نظر به بالا داشت اما این دوتا آخریش 0 و 2 داشت؟؟؟درسته که مطلبش جالب نبود (چون 99% اهل این سایت خانوم هستند و خب بدشون اومد اما انصاف نیست..جون ریشای محسن که از بس شبا یه ور خابیده ریشاش چوروک شده قسم یکی یه نظر بهش بدیند اما بروش نیارین. .

دیروز داشتم یه ماشینو هل میدادم یارو نمیزاشت هل بدم زود میگرفت ..اومدم دم در دیدم ماشینو خلص کرده تا سرعت میگیره پاشو میزنه رو ترمز!!!!

دوباره پریروز داشتم فوتبال در میکردم از خودم که .....داداشمو زیر گرفتم..توپم جا گذاشتم ..ساف زدم تو گل(در دستشویی)_(محسن خب اونجارو بلده ).

شاید این وبلاگ  هم توهین آمیز باشه هم تکرار نشدنی .هم بد آموزی .هم بی مزه هم بامزه هم تکراری هم بی طرفدار..اما هرچی هست یا نیست به گریه های نرگس برا مادرش به اشکای الکی بهروز برا خارسوش.به پیرهن سیای شوکت.به عکس های ساسان.به دهن گشاد نسرین.به صورت باد کرده ی (اسمش یادم نیست همون داداش سمانه)به چراغونی عمو.به قلب مامان نرگس.به دوربین عشق تازه ی من به معرفت محسن به مرام محمد به زیبایی الهه به الماسی (دماغیه اسم دوست دختر محسن)به با حجابی دخترای محل ما(باشه)به تیپ زشت من به موهای قشنگ محسن هاااااا.به شلوار یرمردونه ی محسن..به سوغاتیایی که من میخوام بیارم.قسمتون میدم منو حلال کنید..

خدافس.

بازم سلام...

جمعه سيزدهم مرداد ماه 1385 ساعت 00:34

شاید

پنج شنبه دوازدهم مرداد ماه 1385 ساعت 03:43


شاید این بحر روان از کربلاست                      شاید این از زمزمو اون طرفاست.

شاید سلام..(محمد)

شاید زیبا:

نماز

شاید نیکو:

مادر

شاید لحظه ی حساس:

شب عروسی خودت

شاید شیرین:

شب عروسی داداش کوچیکت

شاید تلخ:

اینکه اسپیکر نداشته باشی.

شاید خرابکاری:

اون شبی که میخوای بری عروسی ..در راه:ماشین یه دس میکشه نگا میکنی انگار پنچله درش میاری ..چشمات سیاهی میره.سولاخاشو نمیبینی جاش نمیتونی بندازی>به موتوری میگی برات جا بندازه!! عوض میکنی میری پل وحید باتری میخابه ساف وسط پل ..ماشینا بوغ میزنند تنهایی حولش میدی بره کنار..فرمون قلف میشه تا میای کاری بکنی زانتیارو چپوندی...بعد میری مکانیک میاری درس میشه بعد از کلی بندو بساط میرسی همه میان جلو کجا بودی؟داستانو میگی به ساعت نگاه میکنی ساعت نه ده کمه ..یعنی از شیشو نیم تا نه ده کم تو راه بودی؟میشینی کناره داییت گل میگین جواب نمیشنوی!!اینا همه به کنار گم کردن ماشین عروس به یه کنار دیگه!!!میری دم خونه عروس هیچکی نیس همه دارن میتابند بعد میبینی 30 تا ماشین یهو با جیقو سوتو تونبک میان تو کوچه .انگار ماشین عروس نیست>؟؟به به آقا داماد میخاسته سرعت بگیره همه گمش کردند....میای خونه پا اینترنت اونم شبانه وبلاگتو مینویسی خاموش میکنی میخوابی...

شاید بهترین کار:

ورزش

شاید بدترین ناراحتی:

6 تا تژدیدی.

شاید رفیق:

کبوتر

شاید نا مرد:

زن

شاید بی وفا:

خوشحالی.

شاید با وفا:

غم

شاید شعر:

منم میشم مثل خودت                             یه نارفیقو بی وفا

شاید دکلمه :

زمزمه کردند من درست متوجه نشدم که بنویسم

شاید خیلی بی وفا:

شریکی که پست نمیده.

شاید جلب توجه:

یک آف زیاد دیزاین شده

شاید خیلی جلب توجه:

یک ایمیل با خط کج.

شاید پیام:

اینا که من مینویسم همش شوخیه(محمد)

شاید سوال:

کی تا حالا از محسن چیزی خونده؟

شاید خدافس.

مثلا ها..

دوشنبه نهم مرداد ماه 1385 ساعت 02:38


بغض هم براي خودش رويايي داشت... دلش ميخواست لبخند بزند ولي نميتوانست ... از همان نزديکي بوي باران را حس کرد... بغض ترک خورد و............ نم نم باريد.

به نام آفریننده ی بغض..

(محمد)

مثلا ادبی:

نام: امين حيايي
تاريخ تولد: 1349
همسر نيلوفر خوش خلق (بازيگر سينما)
- در دوران تحصيل به فعاليت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن ديپلم، ضمن خدمت سربازي در مركز هنرهاي نمايشي عقيدتي - سياسي نيروي هوايي فعاليتش را آغاز كرد. در سال 1370 بازيگر يك تئاتر كودكان به كارگرداني ثريا قاسمي بود. در پانزدهمين جشنواره فيلم فجر نامزد دريافت جايزه بازيگر نقش دوم براي فيلم براده هاي خورشيد شد.
- خيلي زمان برد تا بتواند به عنوان بازيگر نقش اول در فيلمهاي سينمايي بازي كند. در اولين نقش آفريني اش به عنوان بازيگر نقش اول در فيلم « سيب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.
- او در فيلم هاي سيروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فيلمهاي هتل كارتن، دست هاي آلوده و بخصوص در فيلم  مزاحم كه متاسفانه بازي زيباي امين حيايي با شخصيت پردازي ضعيف از دست رفت.
- او در سال 1381، ركورددار بود. شش فيلم با بازي او در سال 1381 در سينماهاي تهران به روي پرده رفت:  مزاحم، ماني و ندا، مونس، اثيري، رز زرد، بوي بهشت
- بازيهاي متفاوت او در سال 1382: عروس خوش قدم و دختر ايروني و در سال 1383 با فيلمهاي « كما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان يك بازيگر توانا سر زبانها انداخت تا جايي كه او به عنوان يكي از دو بازيگر برگزيده سال براي بازي در فيلم « دختر ايروني » از جشن ساليانه ماهنامه دنياي تصوير تنديس حافظ دريافت كرد.
بازي كم نقص و تحسين برانگيز او در فيلم « زن زيادي » در جشنواره بيست و سوم فيلم فجر همچنان نشان از سير صعودي او در زمينه بازيگري دارد.

مثلا شوخی:

مرد رو برق 3 فاز مي گيره پرت مي کنه بلند مي شه مي گه : اگه مردين يه فاز يه فاز بياين جلو.

مثلا احساسی:

از يه جوحه تيغي کوچولو مي پرسن ارزوت چيه؟ نگاهي معصومانه مي کنه مي گه: بغلم مي کني؟

مثلا مسخره:

انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادي:بله عروس كمي لوس:بع.........له! عروس با كلاس:اوكي! عروس خارج رفته:يس! عروس سنتي:آره! عروس متكبر:فقط كله اش را تكان ميدهد عروس خجالتي:اوهوم! عروس وحشت زده:ها! عروس بي حوصله:خوب! عروس دستپاچه:باشه،باشه


مثلا عشقی:

گر مي خواي صد سال زندگي کني
من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم
چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم

مثلامعلوم نیست:

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي 

مثلا سخن آخر:

محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد.

مثلا خودافس.

شکست انتظار

يکشنبه هشتم مرداد ماه 1385 ساعت 04:04


سلام..

 بلاخاره انتظار ها به پایان رسید و محمد و محسن این 2 جوان عضویت مشترکی پدید آوردند...

دوست داریم از زبان خودشان بشنویم....بله ما 2 تا اینجا همه چیز میزاری به جز اون چیزایی که (آهنگ.عکس.مسائل مذهبی)که اینها دست پیش کسبتان سایت هست که ما به این اشخاص بدجور احترام میزاریم.

پست محمد.

ما زياران چشم ياري داشتيم                                 خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

من به تو چشمي فراوان داشتم                                هيچ داني من چه شوقي داشتم

من زتو کي چشم ياري داشتم                                 با تو کي من سازگاري داشتم

تو کجا و اين دل بي انتها                                       تو کجا و اين من بي ادعا

                                 من کجا و آفتاب چشم تو

                              من کجا و آن حريم دست تو

خوشحال شدیم..

خدافس.