مهربانم…زیباترین احساسم را با قلم عشق نثار تو خوب خواهم کرد.
عطر آغوشت را دوست داشتم,چرا که بوی بهترین یاس های زندگی را برای من تداعی می کرد.
صدای قلبت را دوست داشتم ,چرا که زیباترین آهنگ زندگی را می نواخت.
دستان پر از مهرت را دوست داشتم,چرا که بذرهای محبت را بر زمین وجودم
می پاشید.
چشمانت را دوست داشتم ,چرا که زیباترین مروارید های عالم در این صدفها نهفته بود.
ای یاس سپید زندگی,تو را در کدامین گلستان عشق بگذارم که طراوتت جاودانه باشد.
اما نه,نمی شود تو را در گلستان زمان نهاد چرا که هیچ گلستانی لایق این همه زیبایی و مهربانی و صفا نیست.
پس تو را در اعماق جاودان قلبم خواهم نهاد که سراسر از عشق تو لبریز است.
ای یاس سپید و جاودان,امروز از فراز و نشیب روزها هنوز خانه قلبم از عشق تو گرم است.
جاودانه ی بی مثال قلبم,الهی تا ابد پایدار باشی.
مهربانم هرگز از یاد خسته ام برون نخواهی شد و
تورا چون خالق هر چه لطافت عشق است
دوست دارم و می پرستم...