گفتم خدايا اين سزاوار نيست
چشم غرق اشك وراه به جايي نيست
اين قطره ي اشكم كه مي بيني
چيزي به جز آب دو چشمان نيست؟؟!!
گفتش خدا اي ساقي مستم
بلور اشك حكم ناروايي نيست
گهي شبنم شود بر گلپر گل
و زيبايي گل از آن جدا نيست!!
گفتم خدايا اين سزاوار نيست
دل در ميان سينه آرام نيست
گفتش دلت پروانه اي شيدا
دنبال شمعي كه هويدا نيست
گفتم خدايا اين سزاوار نيست
پا پر زدرد و راه هموار نيست
من راهم و گم كردم وافسوس...
اين دل دگر دنبال راهي نيست
گفتش خدا اي سار بي بالم
پيمودن اين راه
بي پرواز آسان نيست
گفتم خدايا اين سزاوار نيست
لب پر زشكوه يار غمخوار نيست
اين دوستان مدعي در راه
دل و زبانشان يكتا نيست
گفتش خدا اي بلبل مستان
بر شكوه ي تو راه درمان نيست
گفتم كه يا رب تو نشانم ده بهاري را
كه دنبالش هيچ برگ خزاني نيست
گفتش كه بازآ تو به سوي من
كه در دنيا بهار جز سرابي نيست
شايسته_ناز