در آمد
دیدگاهها فرهنگهای گوناگون به انسان ( از دیدگاه ارزش سنجی و جایگاه بشر در میان هست های جهان ) و مرگ ( این بایسته ناگریز ) - گذشته از چگونگی رخدادش و دردها و سوزو گدازهای که برای بستگان و بازماندگان درگذشته دارد – سازنده و ساخت دهنده آیین های سوگواری در هر یک شده است . و گوناگونی آیینها و شیوه های سوگواری در میان اقوام و فرهنگهای گوناگون جهان برخاسته از ناهمگونی همین دیدگاههاست . و نیز اگر از آنسو بنگریم می توان از جستجو و پژوهش و کندو کاو در آیینهای سوگواری به ارزش و جایگاه انسان و اندیشه و پندار او به مرگ در میان هر قوم و فرهنگ پی برد .
اما حتی در میان یک قوم نیز نمی توان شکل یکسانی در برگزاری این آیینها دید چه این آیین ها نیز در میان هر گروه و برای هر کسی ( بسته به جایگاه او در میان قوم خود) دارای چند و چونی های گوناگونی است . که باز هم از شیوه برپایی آنها می توان به جایگاه فرد پی برد .
اینکه در این جستار برداشت و پنداشت نگارنده از آیین سوگواری چیست . پرسشی است که پاسخ آن می تواند در بهتر و درست تر فهمیدن این نوشته سود مند و یاریگر باشد . آنچه را که در اینجا به نام آیین سوگواری نام برده می شود . کارهای است که کسان و بستگان کس دم مرگ ، پس از مردن او انجام می دهند و این کارها در برگیرنده رفتارهای همچون شیون کردن و یادبودها و ... و کارهای مانند چگونگی آماده سازی مرده برای خاکسپاری ، شیوه خاکسپاری و در گور نهادن او ، ساختمان گور و اماده سازی آن پیش از به خاکسپاری ، و آراستن و نمای ان پس از خاکسپاری و ... می گردد .
این آیین که در روزگاران نه چندان دور لرستان – گذشته از جایگاه درگذشته و در حد توان مالی بازماندگان وی- یکی از پرهزینه ترین ، بزرگترین ، پر اهمیت ترین و باشکوه ترین آیین های قومی بود . امروزه - شوربختانه – در پی کمتر شدن ارزش انسان در فرهنگ نوین دارایی مدار که پیامد آن گسترش و پیشرفت ماشین ایزم است همچون بسیاری از جایها و فرهنگهای دیگر در حال رنگ باختن و از بین رفتن است .
این کهترین در این زنجیره از نوشته ها - گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان – برآن است تا گوشه های از این ویژگیها را برشمرده و درباره برخی از آنها نیز گفتنیهای بیشتری را به پیشگاه شما بزرگواران پیشکش نماید . باشد تا شای تلنگری برای جوانان کهن بوم ایران گردد تا با برپایی درست و به سامان و به روز شده این آیینهای انسانی و بزرگ اندیشانه پدران خویش را نگهدار باشند و آنها را زنده و پاینده و بالنده و مانا نمایند .
ایدون بادا ، ایدونتر باد
گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان - 1
لحک (Lahak ) گور دخمه لرستانی :
در گورستانهای لرستان - از سنگ گورها گرفته تا آیینهای سوگواری و ..- دیدنیهای بسیاری وجود دارد که می توانند برای هر بیننده غیر بومی شگفت آور ، و شاید هم نودیده و پرسش انگیز بنمایند .
یکی از این شگفتیها – که بویژه در شهر خورمووه(خرم آباد) بیشتر به چشم می آیند - اتاقکهای با مساحتهای گوناگون و کوتاه ( بلند ترین انها به بیش از 120 سانتیمتر نمی رسد ) می باشند - که در گورستان خورمووه نیمی از ساختمان و یا بام برخی از آنها بنا بر شیب دار بودن گورستان در زیر خاک و زمین می باشد - این اتاقکها را در گویش لری لحک (lahak) می نامند . همانگونه که پیشتر نیز گفته امد . این لحکها اتاقکهای هستند ساخته شده از مواد مصالحی که خانه های هر دوره را ار انها می ساخته اند . برای نمونه در لحکهای قدیمی تر (50 سال پیش بدان سو ) که بیشتر مصالح ساختمانی آن زمان مصالحی سنتی همچون سنگ و خشت و آجر و گل و گچ ... بوده دیوارهای لحکها را از آنها می ساختند و برای ساخت بام آنها نیز از این مصالح و تیرکهای چوبی استفاده می شده . ولی در لحکهای نوتر (از 50 سال پیش بدین سو ) از مصالحی همچون سیمان و آجر و تیر اهن و کاشی و سرامیک .... بهره گرفته شده . بنابر این در یک سخن اینکه :
سبک معماری و مصالح لحکها متاثر از زمان ساخت آنهاست که با گذشت زمان از معماری و مصالح دوره خود برای ساخت انها استفاده می شده . همچنان که برخی از این لحکها دارای بامی طاقی هستند و برخی از انها دارای بامهای ساخته شده از تیرکهای چوبی و ....
مساحت زیر بنای این اتاقکها بسته به توان و جایگاه خانوادگی و اجتماعی خانواده ها و افراد متفاوت ، گوناگون می باشد . اما معمولا از 20 متر مربع تجاوز نمی نماید . و کمتر از 2 متر مربع نیز نمی باشد .
گذشته از سبک معماری و مساحت هریک از این اتاقکها چیزی که در میان همه انها یکسان است . بی در و پنجره و روزن بودن و نیز اندود بودن درون انهاست . بگونه ای که در درون انها را از کف گرفته تا دیوارها و بام سنگ کاری - و حتی جدیدا کاشی کاری و سیمان کاری و .. – و اندود و غیر قابل نفوذ می کرده اند . و تنها راه ورود به انها دریچه ای کوچک بوده که فردی به حالت نشسته و به سختی می تواند وارد انها شود . که این دریچه نیز در پایان کار بوسیله قطعه سنگی بزرگ و تخت بخوبی مسدود و اندود می گشته . به گونه ای که پس از بستن این دریچه ارتباط درون لحک با بیرون ان کاملا قطع می شده . و حتی روزنه ای کوچک برای عبور هوا در بدنه و بام ان وجود نداشته .
اما چرا این اتاقکها را بدین شکل می ساخته اند و چه کاربدی داشته اند ؟ همانگونه که حتما حدس زده اید از کاربرد این لحکها برای دفن مردگان بوده است . و به بیانی درست تر انها گورهای خانوادگی هستند .
چگونه از انها( لحکها ) استفاده می شود ؟
همانگونه که گفته شد تنها راه ارتباطی این لحکها با بیرون دریچه ای کوچک می باشد که با سنگ مسدود می گردد .
همزمان با آماده سازی پیکر فرد در گذشته برای خاکسپاری دریچه را با استفده از تیشه و دیگر وسایل مورد نیاز باز می کند و در صورتیکه به هنگام گشودن دریچه لحک سنگ مسدود کننده دریچه شکسته و غیر قابل استفاده مجدد گردد به سرعت سنگی نو
- البته در برخی از موارد که از سنگ مسدود کننده دریچه ، بجای سنگ قبر برای نقر نوشته ها استفاده می گردد پیشتر ان را سفارش می دهند تا علاوه بر مشخصات فرد تازه درگذشته مشخصات سنگ قبلی را نیز بر آن بیافزایند ولی اگر اینگونه نباشد هرسنگی که ابعادش با سنگ پیشین یکسان باشد استفاده می گردد گو اینکه به تازگی از آجر و دیوار چینی نیز برای مسدود کردن دریچه استفاده می کنند – تهیه می کنند تا پس از قرار دادن درگذشته در لحک و جایگزین سنگ نخست گردد .
اما چگونگی قرار دادن درگذشته در لحک :
همانگونه که فردی را در گور قرار می دهند – به آیین مسلمانان روبه قبله - پیکر وی را بر روی کف لحک می گذارند ( البته پیشتر جایی را که برای وی در نظر گرفته اند را پاک می کنند ) و سپس بدون اینکه روی جسد را بپوشانند از لحک خارج گردیده و اخرین وداعها را انجام داده و دریچه را همانگونه که پیشتر گفته شد مسدود می کنند . و این کار برای همگی کسانی از این خانواده که در آینده بمیرند تکرار میگردد . و هیچ محدودیتی ( بجز محدودیتی ابعاد و مساحت ) درقرار دادن جسد در این لحکها وجود ندارد و نیزمانند قبر مشکلات نبش قبر و بازگشایی دوباره پیش از گذشت موعد مقرر ندارد . اینگونه است که چندین فرد از یک خانواده و چند نسل در این لحکها برای همیشه به خواب می روند .
اما اینکه چرا از انها( لحکها ) استفاده می شود ؟
1- در میان لرها پیوندهای خانوادگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . چنانکه هر فرد – اعم از زن یا مرد - پس از مرگ نیز در کنار خانواده پدری – گورستان خانوادگی- خویش به خاک سپرده می شود .برای نمونه زن و مردی که سالهای عمر را با یکدیگر همسر بوده و در زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کرده اند هریک پس از مرگشان – چنانچه در زمان حیات در مورد مکان خاکسپاریشان وصیت دیگری نکرده باشند – در گورستان پدری خویش و در کنار اجداد و برادران و خواهرانش دفن می گردند . از اینرو اهمیت قطعه زمینهای که هر خانواده به گورستان خود اختصاص می دهد تا بدان پایه است که حفظ و حراست از ان به اندازه حفظ و حراست از خاک و سرزمین و خانه محل زندگی واجب است . برای نمونه چنانچه خانواده فردی که درگذشته قصد دفن او در گورستان خانواده ای دیگر را داشته باشند . باید رضایت ان خانواده را جلب نمایند . و اگر بدون اطلاع ایشان اقدام به دفن فردی بیگانه در گورستان خانوادگی آنها نمایند مرتکب عملی زشت و شایسته سرزنش و عتاب شده اند و باید در دلجویی و جلب رضایت آنها بکوشند . بنا بر انچه که گفته شده شاید ساختن این لحک ها عملی برای مشخص و محروس و مفروض کردن و حفاظت از گورستان خانوادگی باشد . که البته این کهترین بنا بر آنچه در بندهای بعدی خواهد امد اعتقاد چندانی به ان ندارم . و یا دست کم ان را دلیل اصلی این کار نمی دانم . اما نمی توان آنرا نادیده گرفت .
2- همانگونه که گفته شد در معماری ساختمان لحکها به نفوذ ناپذیری و اندود کردن درونشان بسیار اهمیت داده می شود . شاید رعایت مسایل بهداشتی و جلوگیری از شیوع بیماریهای عفونی و ... که در اثر تجزیه اجساد بوجود می ایند دلیل ساخت انها باشد . که البته این کهترین ان را رد نمی کنم . اما باز هم آنرا دلیل اصلی ساخت لحک ها نمی داند .
3- در یک بررسی اجمالی در تاریخچه کاوشهای باستان شناسی و کشف گورهای دوران پیش از تاریخ و باستانی در لرستان می توان به تشابه شکل ساختمان گورها و نحوه قرار گیری مردگان در آنها با لحکها پی برد . و اصولا یکی از دلایل محفوظ ماندن بسیاری از مفرغهای دفن شده به همراه مردگان همین امر مسدود و اندود و غیر قابل نفوذ ماندن آن گورها می باشد . بنابر این باید گفت که لحک دارای تاریخچه ای بسیار کهن می باشد و پیدایش آن به زمانهای دور بر می گردد . از سوی دیگر شیوه دفن مردگان در انها به هیچ وجه با اصول و قوانین دفن مردگان در اسلام خوانایی ندارد . چه در اسلام مرده ها را باید حتما درگورهای با عمقی معین از سطح زمین قرار داده و روی انها را پوشاند . اما در لحکها اینچنین نیست . چه مردگان در کف لحک - هم سطح زمین - و بدون انکه حتی مشتی خاک بر روی انها ریخته شود قرار داده می شوند . چنانچه بخواهیم مشابه ای برای اینگونه خاکسپاری در ایران و تاریخ ان بیابیم . می توان انها را دخمه های ساخته شده به روشی ساده دانست که در زمان مادها و هخامنشیان در دل کوهها کنده می شد . چه در ان زمانها بنابر اموزه های اشو زردشت جسد مرده ناپاک بود و از سوی دیگر در همین اموزه ها نیز چهار آخشیج ( اب – باد – خاک – آتش ) نباید توسط ناپاکی الوده گردند . (به همین دلیل در دین زردشت مرده ها را همچون برخی از ادیان نه می سوزانده اند نه در زیر خاک دفن می کرده اند و همچنین نه در معرض وزش باد و فضای آزاد قرار می داده اند ونه آن را در آب می انداخته اند بلکه اجساد را بتدا در ساختمانهای تمام سنگ به نام برج خاموشان قرار می داده اند و پس از پوسیدن و تجزیه شدن اجزا انها ، استخوانها را جمع اوری و در محلی همچون استودان قرار می داده اند ) .بنابر آنچه که گفته شد ، این کهترین برآن است که این لحکها یادگارهای از دورانهای بسیار دور هستند و بگونه ای شبیه سازی دخمه های هستند که در زمان مادها و هخامنشیان اجساد مردگان را در درون آنها قرار می داده اند و اندود کردن انها بوسیله سنگ بدین سبب بوده تا چهار آخشیج از آلودگی بدور باشند . اما چون ساختن دخمه و کنندن آن در دل کوه کاری سخت و برای همگان میسر نبوده . این روش جایگزین ان شده . شاید هم بتوان گفت که ساختن گور برای کوروش بزرگ که خلاف قاعده ان زمان و دیگر شاهان هخامنشی بوده است نیز بدین سبب بوده .
در پناه مزدا اهوره یگانه فروهنده جهان
هزاران سال شاد زیوید و سربلند و تندرست