هنوز حرفای نا گفته دارم،گوش کن تو هم این زهرِتلخِ نفرت و نوش کن
آره تو راست میگی عشق بچه بازی نیست همون بهتر بری،مارَم فراموش کن
تو آبروی عاشقی رو پاک بردی دارم جدی می گم،برای من،مُردی
چقدر ساده بودم که باورت کردم عزیزم بودی و خونم رو می خوردی
تو که بریدی،دوختی،بهونه ساختی اما بدون که تو عاشقی باختی
عشق و چه ارزون و مفت فروختی
باختی
باختی
یاد می گیرم از تو اینو، که برم به یک بهانه اسم این کارو بذارم،راه حل عاشقانه
توی اوجِ اشکِ عشقی،یاد می گیرم بخندم
هر کی سوخت و باخت مهم نیست ،مهم اینه من برندم
از توآینه ساخته بودم، به چه سادگی شکستی
توی کارِت مونده بودم، اما ثابت کردی پستی
من به غصه وا نمی دم، به تو هم بها نمی دم
تو فقط یه نقطه بودی ، من تو رو صدا می دیدم
تو که بریدی،دوختی،بهونه ساختی اما بدون که تو عاشقی باختی
عشق و چه ارزون و مفت فروختی
باختی
باختی
باختی
باختی
باختی
باختی
باختی
باختی
...