مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيتَةً جاهِلِيَّةً،(1)
آنكه بميرد و حال آنكه امام زمان خويش را نشناخته باشد به مرگ جاهليت مرده است (و گويى از اسلام بهرهاى نبرده است )
اِنّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى؛ ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلّوُا بَعْدى اَبَداً...(2)
به راستى كه من دو چيز گرانبها در ميان شما باقى مىگذارم: قرآن و اهلبيتم، تا وقتى به اين دو چنگ بزنيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد.
شناخت ...
اهل بيت ...
مرگ جاهليت ...
چنگ زدن ...
گمراهي ...
به راستي شناخت به چه معناست ؟…
منظور شناخت شناسنامه ای امام است که در چه تاريخي متولد شد و چه تاريخی به غيبت رفت و… ؟!
اهل بيت چه کساني هستند ؟ همانها بودند که در کتب معارف و بينش خوانديم که به نيرنگ فلان خليفه به شهادت رسيدند و چند ماه در زندان بودند و چقدر سختی کشيدند و… ؟!
مرگ جاهليت چيست ؟ اگر به مرگ جاهليت بميريم چه مي شود ؟
چنگ زدن به چه معناست ؟ چگونه می توان و بايد چنگ زد ؟ که گمراه نشدن در گرو آن چنگ زدن قرار گرفته است ؟…
مولا جان !...
چگونه بايد تو را بشناسيم ؟ تويي که يکی از اهل بيت هستی … جستجوی تو يعنی تلاش برای شناخت تو
شناختی که ما را از مرگ جاهليت برهاند
و از گمراهی …
به دامان تو چنگ بايد زدن …
اما نه فقط برای رسيدن به حاجات دنيوی خويش
که تو خود بايد حاجت دلهای سوخته دلان باشی
بايد آنگونه تو را شناخته باشيم که در اشکهايمان جز ظهور تو و تعجيل در فرج تو دعايي بر زبانمان جاری نشود
تا تو در دل خويش نگويي اينهايی که در دعای ندبه اشک می ريزند و ضجه می زنند هر کدام حاجتی برای خويش در دل دارند و هيچ يک به فکر من نيستند
يکی خانه می خواهد
يکی همسر خوب می خواهد
يکی بچه دار نمي شود و بچه مي خواهد
و…
اين اوج نامردی و بی معرفتی ماست
و اين به معنی عدم شناخت ما نسبت به توست
و چنگ نزدن هايمان
و گمراه بودنهايمان
بايد همه چيز را در سايه بودن تو خواست و داشت ، و نه تو را برای بودن با همه چيز …
بودن تو
و بودن با تو …
آمين يا رب العالمين
1) بحارالانوار، ج 51، ح 7، ص 160
2) همان، ج 2، ص 100