به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته kocholo1sale نوشته شده توسط kocholo1saleh خوش آمدید.

يادت مياد گفتم بهت اگه نمي شي مرحمم زخمم نشو که تکه پارست بدنم
1 2 3 4 5 6

زن از نظر خدا .....

دوشنبه نوزدهم بهمن ماه 1388 ساعت 21:52


When God created woman he was working late on the 6th day

 
 

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد.

 

An angel came by and said: “Why spend so much time on that one?”

 

یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟

 

And the Lord answered:

 

خداوند فرمود:
“Have you seen all the specifications I have to meet to shape her?”

آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او  بکار ببرم  اطلاع دارید؟

She must be washable, but not made of plastic, have more than 200 moving parts which all must be replaceable and she must function on all kinds of food, she must be able to embrace several kids at the same time, give a hug that can heal anything from a bruised knee to a broken heart and she must do all this with only two hands”.

او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی. او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید. او باید تمام اینکارها را با دو دست خود انجام بدهد.

The angel was impressed.

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت.

“Just two hands....impossible !“

”فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!“

And this is the standard model?!

و آیا این یک مدل استاندارد است؟

“Too much work for one day....wait until tomorrow and then complete her“.

”اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن”

I will not”, said the Lord. “I am so close to complete this creation, which will be the favourite of my heart”.

خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.

“She cures herself when sick and she can work 18 hours a day”.

وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

The angel came nearer and touched the woman.

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد.

“But you have made her so soft, Lord”
”اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.“
“She is soft", said the Lord, “But I have also made her strong. You can’t imagine what she can endure and overcome.“

خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام.

نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

“Can she think?" the angel asked. 

فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟

The Lord answered:

“Not only can she think, she can reason and negotiate.”

خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

The angel touched the womans cheek....

فرشته گونه های زن را لمس کرد.

“Lord, it seems this creation is leaking! You have put too many burdens on her.” 

” خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند! شما  مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای.“

“She is not leaking....it’s a tear” the lord

 corrected the angel

”او چکه نمی کند.... این اشک است“ خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.

“What’s it for?" asked the angel.

فرشته پرسید ”این اشک به چه کار می آید؟“

And the Lord said:

“Tears are her way of expressing grief, her doubts,  her love, her loneliness, her suffering and her pride.”

و خداوند فرمود:

”اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرور اش است.“

This made a big impression on the angel; “Lord, you are genius.

You thought of everything. The woman is indeed marvellous!”

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای. تو فکر همه چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.“

Indeed she is!

Woman has strengths that amazes man. She can handle trouble and carry heavy burdens.

آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند. او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد.

 She holds happiness, love and opinions.

She smiles when feeling like screaming.

او شادی، عشق و  اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد.

She sings when she feels like crying, crys when she is happy and laughs when she is afraid.

او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، وقتی که خوشحال است گریه می کند و وقتی که ترسیده است  می خندد.

She fights for what she belives in.

Stand up against injustice.

او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد.

She doesn't take no for an answer, when she can see a better solution. She gives herself so her family can thrive. She takes her friend to the doctor if she is afraid.

وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمی کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد.

Her love is unconditional.

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.

She cries when her kids are victorious. She is happy when her friends do well.

She is glad when she hears of a birth or a wedding.

وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند.  و از اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود.

او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

Her heart is broken when a next of kin or friend dies.

وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

But she finds the strength to get on with life.

ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.

She knows that a kiss and a hug can heal a broken heart.

او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

There is only one thing wrong with her

او فقط یک اشکال دارد.

She forgets what she is

worth...

فراموش می کند که او چه ارزشی دارد...

    رسپينا                                                                                         

تو را مي جويم ...

چهارشنبه هفتم بهمن ماه 1388 ساعت 10:58

آرامش ....

شنبه سوم بهمن ماه 1388 ساعت 21:39

سقوط ...

دوشنبه بيست و هشتم دي ماه 1388 ساعت 16:59

به نظر شما چطور؟؟؟

يکشنبه سيزدهم دي ماه 1388 ساعت 17:35

گفته هايي از گاندي ...

دوشنبه سي ام آذر ماه 1388 ساعت 17:54

زمين و آسمان را کفر مي گويي ...

شنبه بيست و هشتم آذر ماه 1388 ساعت 12:40

تشنه قلب پاک ...

چهارشنبه بيست و پنجم آذر ماه 1388 ساعت 12:14

شيشه دل ....

چهارشنبه بيستم آبان ماه 1388 ساعت 15:43

تنها تو ... !!!

دوشنبه هجدهم آبان ماه 1388 ساعت 11:46

آرزو ...

شنبه نهم آبان ماه 1388 ساعت 01:17

سازنده و مثبت ...

سه شنبه پنجم آبان ماه 1388 ساعت 00:24

خدا ...

سه شنبه بيست و هشتم مهر ماه 1388 ساعت 17:12

جدائي ...

يکشنبه بيست و ششم مهر ماه 1388 ساعت 20:35

چنان باش ...

جمعه بيست و چهارم مهر ماه 1388 ساعت 09:26

مغرور ...

سه شنبه بيست و يکم مهر ماه 1388 ساعت 17:29

....

دوشنبه بيستم مهر ماه 1388 ساعت 09:39

نگاه اول ...

يکشنبه نوزدهم مهر ماه 1388 ساعت 15:46

عشق ....

شنبه يازدهم مهر ماه 1388 ساعت 08:48

خدايا .... چيکار کنم ؟؟؟

دوشنبه ششم مهر ماه 1388 ساعت 11:27

1 2 3 4 5 6