این یک خبره دسته اوله از یک تصادف در اصفهان
یک ماشین رفت توی یه مغازه
البته می خواست بره تو... ولی نتونست...
...
البته مال جمعه است.. ولی خوب الان دارم می نویسم..
روز جمعه ساعت 1 داشتم از خیابون خودمون رد می شدم..
که دیدم شلوغ پلوغه....
نگاه کردن دیدم که مغازه کامپیوتریه.... که یه ماشین می خواسته بره توش 
ببینین:
.

.
این عکس هم هست ولی باید خیلی دقت کنین....:
.

.
توی این عکس دومی اگر دقت کنین می بینین که این ماشین عزیز، سر راهشون یه درخت هم برداشتن و می خواستن تشریف ببرن توی مغازه
.
...
از مردم که پرسیدم گفتن که ایشون داشتن با 130 تا سرعت می رفتن که از یه کوچه یه ماشین میاد بیرون... و ایشون برای اینکه نزنه به اون، سرش رو کج می کنه و میییییییییییییییییییییییییییره توی مغازه..
و سر راه اینقدر سرعتش زیاد بوده که از جوب هم یه درخت ها رو می کنه و با خودش می بره... ....
.
حالا نظر شما رو جلب می کنم به عکس این مغاره ی بیچاره که از همکاران خودمون هم بودن...
.

.
از صاحب مغازه که پرسیدم .. میگفت این ویترین که چنان ضربه بهش خورده که میزمون که پشتش بوده رفته اون طرف مغازه...
و یک پرینتر هم روش بوده که پرت شده اون طرف مغازه و کلی همه چی رو ریخته به هم....