سلام
بعد از مدتها باز آپدیت می کنیم
فقط ازتون خواهشمندم به این سایت یه سری بزنید
www.irspca.com
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم كامپيوتر بازي ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يه ورزشكار باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازش ميكنه.
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
به يكي ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يه خنگي زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين .
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
دليل راه ندادن افغاني ها به زمين فوتبال : چون هر جا خط كشي ميبينن شروع ميكنن به كندن !
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يه بابايي يه مزرعه ميخره 2سانتيمتر در 8 كيلومتر بهش ميگن ميخواي اين زمينو چي كار كني ؟ ميگه ميخوام توش ماكاروني بكارم
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
وصيت نامه يارو رو باز ميكنن ميبينن نوشته همه نماز هامو خوندم فقط برام 20 سال وضو بگيريد
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
ميدوني اگر توي يك جيبت 80.000 تومان و توي يك جيبت يه چك پول باشه چه اتفاقي ميفته؟ بابات داد ميزنه ! پدر سوخته! چرا شلوار منو پوشيدي ؟!
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
دوست دختره به پسره ميگه : اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم باهات حرف ميزنه پسره ميگه انقدر پلك نزن صدات قطع و وصل ميشه
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يارو با احساسات دوست دخترش بازي مي كنه 3 بر 1 شكست مي خوره
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يه يارويي ميره پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه. ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره.!! زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از كلي جر و بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.اونم پا نيشه تا كاميون رو ميبينه به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان مرده بوديم
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يه خسيسي بيدار مي شه مي بينه زنش مرده. به دخترش مي گه: اختر! ننت مُرده. صبحونه واسه دو نفر درست كن
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
كانون فرهنگي آموزش اعلام كرد كه يانگوم از سال دوم دبيرستان در آزمونهاي اين موسسه شركت ميكرده.
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
يه بابايي از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد شامپو يدا....
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
اصغر:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ اصغر:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم