به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته امير پويان نوشته شده توسط اميرپويان خوش آمدید.

اینجا قراره امیر هرندی کم کم و معمولی بنویسه. *امید که اهورا کشورم را از دشمن، از خشکسالی و از دروغ بپاید.

او

پنج شنبه سيزدهم تير ماه 1387 ساعت 17:55


او در من دمیده است از روح خویش. او همه است و هیچ نیست جز او. گر هیچ نیست جز او هر چه هست از او نیست بلکه او خود همه چیز است. آسمان است. زمین است. کوه است. دریاست. او منم. من از او نیستم. من خود اویم در وجود. گسستگی در او راهی ندارد و وجود من با وجود او پیوسته است. هر آنچه در من اراده است، اراده اوست. اراده اوست و این اراده تمام است.

شاد زی

امیرپویان

داستان اقوام

جمعه سي و يکم خرداد ماه 1387 ساعت 15:16


اطراف من این ادیان به چشم میخورند:

مسلمان، بودایی، سیلک، زردشتی، هندویی، مسیحی، ... و برخی ادیانی که اسمشون رو برای اولین بار هست که میشنوم. حالا این به کنار ...

و این ملیت ها: ایرانی، مالزیایی، هندی، چینی، تانزانیا، بنگلادش، انواع عرب از یمن، سعودی، سودان، عراق و ... کنیایی، زیمباوه، آلمانی، استرالیایی، نیوزلندی، گاهی هم امرایکایی و انگلیسی (البته خیلی خیلی کمتر) حالا این به کنار ...

خوب هندی ها رو با عمامه سینقی میبینید، مسلمونها رو با عرقچین، عربها رو با لباده، خیلی ها از جمله چینی ها و اروپایی ها و ایرانی ها رو با پیرهن و گاها کراوات (توی برخی ادارات اجباریه)، افریقایی ها رو با لباسهای گشاد و رپ مانند. البته همه جوری هست. عرب با کراوات یا چینی یا هندی با لباده هم دیده میشند. حالا اینم به کنار....

هر کدوم از اینها یه زبانی دارند. هندی (در انواع مختلف)،  انگلیسی، فارسی، عربی، مالی، چینی (در انواع خودش)، زبانهای افریقایی، آلمانی، و ... . حالا این هم به کنار ....

جالب اینجاست که خانواده های میکس میبینی که زبون هم رو هم بلد نیستند و مجبورند مثلا مالی یا انگلیسی صحبت کنند. مادر چینی و پدر مالی، مادر هندی پدر چینی، مادر اروپایی و پدر عرب، و هر ترکیبی که فکر کنید ... حالا این هم به کنار

نکته اینه که توی این جامعه دین مردم سر جاشه، زبان مردم سر جاشه، نژاد مردم سر جاشه، مراسم و آیین و فرهنگ مردم سر جاشه، و چیزی که مشترکه یک قانون خوبه که تقریبا همه رو پشتیبانی میکنه و تا حد زیادی به همه یکسان احترام گذاشته و این قانون اجرا هم میشه و این شاید بخش مهمترش باشه. البته گاهی به مسلمونهای مالی بیشتر امتیاز داده ولی خوب به هر حال کشورشونه و خیلی نمیشه به این داستان خرده گرفت ... اما بقیه از آزادی های مورد احتیاج برای همه کارهاشون تا جایی که به ضرر کشور نباشه برخوردارند.

البته آزادی سیاسی یک داستان دیگه داره که نباید با این داستانها قاطی بشه. تنها محدودیت غیر سیاسی که دیدم محدودیت در تجارت با اسراییل هست که ممنوعه و اون هم باز یه جورهایی به سیاست مربوط میشه.

شاد زی،
امیرپویان.

 

پ.ن. لطفا کسی نپرسه "خوب که چی!" همینجوری گفتم که اگه کسی وقت کرد بهش فکر کنه.

پ.ن. هر گونه کامنت سیاسی پاک خواهد شد ... دلیل: چون من هنوز آمادگی خرگوش بودن رو ندارم. فعلا خرس هستم و دارم از خرس بودنم لذت میبرم.

کلاس

دوشنبه بيست و هفتم خرداد ماه 1387 ساعت 18:33


سر کلاس که هستی خیلی باحاله. با اینکه اینجایی ها اونقدرها شیطون نیستند اما یاد بازیگوشیهایی می افتی که دوره لیسانس سر استادها در می آوردی. واااای که وقتی امتحان میگیرم با چه اقتداری تقلب میکنند و وقتی برگه هاشون رو میبینی چقدر تابلو تقلب کردند. خیلی باحاله ...

آرامش

يکشنبه دوازدهم خرداد ماه 1387 ساعت 20:09


آرامش ...

آرامش موج؟ آرامش طوفان؟ آرامش برکه ... آرامش دریا ... آرامش انسان ...

سرود یکم - 5

سه شنبه بيست و چهارم ارديبهشت 1387 ساعت 23:01


ای راستی کی به تو خواهم رسید؟ کی مانند دانایی از بخشش منش پاک خشنود خواهم شد؟ چه وقت به فرمان برداری از ندای دل و وجدان به سوی تو راه خواهم یافت؟ کی خواهم توانست با زبان خویش و با بیان روشن آیین مقدس تو را به جهانیان بفهمانم؟ چه وقت توان آن را خواهم داتشت که جنگ جویان و بدخواهان و راهزنان و گمراهان را به سوی راهی که از همه بهتر و برتر است رهبری کنم؟

یسنا - هات 28 - بند 5

راستی، دانایی، منش پاک، ندای وجدان

جنگ جویان، بدخواهان، راهزنان، گمراهان

دسته دوم انسانهایی هستند که میتوانند از اوج بدی به سمت خوبیهای دسته اول راه یابند. آیا ما خود را از آنها دورتر میدانیم نسبت به نیکی؟ آیا ما را به دسته اول راهی هست؟

شاد زی،
امیرپویان

 

تبلیغ

سه شنبه بيست و چهارم ارديبهشت 1387 ساعت 21:34


لطفا به تبلیغ کنار وبلاگها توجه فرمایید ...

to be or not to be

دوشنبه بيست و سوم ارديبهشت 1387 ساعت 18:44


امروز با یکی از دوستان سر برگشتن و یا بر نگشتن به ایران حرف میزدیم. من میگفتم یک سرباز برای وطن جونش رو فدا میکنه. ما هم میتونیم با فدا کردن یکم از راحتی و آزادی که اینجا داریم و برگشتن به وطن، شاید یک قدم مثبت بر داریم. اما دوستم معتقد بود چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است. باید اول فکر راحتی و خدمت به خودمون و خانوادمون باشیم. بحث طولانی بود. دوست دارم نظر بقیه رو هم بدونم.

شاد زی،
امیرپویان

یک تم کلیشه ایی

دوشنبه شانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 18:17


همیشه آدمها به اون بدی که به نظر میرسند نیستند.

همیشه آدمها به اون خوبی که به نظر میرسند نیستند.

خوبی و بدی معیارش چیه؟ با این معیارها ما خودمون از خوبهاییم یا از بدها؟

تحصیل در مالزی

يکشنبه پانزدهم ارديبهشت 1387 ساعت 21:11


سلام

خبر جدید اینکه من از چندین و چند دانشگاه در مالزی نمایندگی گرفتم که برای دانشجوهای ایرانی پذیرش بگیرم. هر کی دلش خواست بیاد این طرف یا دوستی از این دست داشت به من تماس بگیره به: harandi@gmail.com که اطلاعات بیشتری بهش بدم.

رشته های MBA یا تقریبا همه لیسانسها رو مخصوصا خیلی راحت میشه پذیرش گرفت اما رشته پزشکی نسبتا سخت تره تا جایی که به من گفتند.

یک جایی هم از این دانشگاهها بود که 3 ساله لیسانس میداد: دو سال مالزی، سال آخر انگلستان، یک سال از انگلستان هم براتون ویزای کار میگیره طبق قرار دادی که داره و مدرکش رو هم از یک دانشگاه معتبر انگلستان میده.

البته نزدیک 15 تا دانشگاه و کالج دیگه هم با انواع هزینه ها و امکانات هست که دیگه هر کی خواست بره با من تماس بگیره.

شاد باشید
امیرپویان

سرود یکم - 4

سه شنبه دهم ارديبهشت 1387 ساعت 13:16


هنگامی که با منش پاک تو را با سرودهای ستایش فرا میخوانم، آگاه هستم که مرا برای رهبری روان مردم جهان گماشته ای و از پاداشی که تو ای دانای توانمند برای کردار نیک می بخشی خبر دارم و آماده ام تا زمانی که مرا تاب و توان است به مردم بیاموزم که به سوی راستی راه پویند.

سرود یکم- یسنا - هات 28

------------------

نکته این است که باید آموخت. آنچه بارها به نادرست مایه دلزدگی از دین و آیین های مذهبی شده، تلاش در وادار کردن مردم به پیروی از یک فکر است. در این سرود، دانای آریایی، آیین خود را نه با جنگ و زور بلکه با آموزش میگستراند. در سرودهای بعدی خواهیم دید که زرتشت چقدر برای تشخیص انسانها ارزش قائل است و هرگز دیگران را به پیروی از آیین خود اجبار نمیکند.

جالب است بدانیم که پس از مدتی تلاش بر خلاف اغلب پیامبران سامی، این دانای ایرانی به دربار راه یافته ولی پادشاهان پیرو آیین او نیز حد اقل تا پیش از دوره ساسانیان، کسی را در پذیرش آیین وی اجبار نکرده اند. این مخصوصا در مورد پادشاهان دوره هخامنشی بسیار روشن و معروف است. البته شاید در مورد آیین همه پادشاهان هخامنشی نتوان به دقت نظر داد اما آنچه روشن است نوع نگاه ایرانیان به اعتقادات و جهان بینی است. در دید ایرانیان انسان آزاد است تا آیین خویش را برگزیند و خرد هر کس در اثر آموزش صحیح هدایت میشود و روشنی میپذیرد ولی زیر زور و شمشیر تنها زبان است که ممکن است آیینش تغییر کند اما آیین ذهن محکمتر خواهد شد. همین دیدگاه است که در طی سالیان زیر فشار شدید خلفای اسلامی، باعث تمایز اسلام ایرانی از اسلام عربی شده.

----------------------------------------------

سوال : آیا بی بی شهربانو - دختر یزدگرد - و همسر اما حسین، مادر امام سجاد است؟

سرود یکم - 3

سه شنبه سوم ارديبهشت 1387 ساعت 15:04


ای دانای توانمند، من این سرودهای ستایش خود را آن سان که پیش از این کسی نسروده است نیازت میکنم. ای روان راستی و ای نیک اندیش واقعی، از تو درخواست میکنم تا در جهان نیروی فنا ناپذیر معنوی ات پرتو افکند. اینک که تو را با ستایش خود فرا می خوانم به سویم شتاب و مرا از خوشبختی و کامیابی راستین برخوردار ساز.

سرود یکم - یسنا - هات 28

------------------------

چیزی که خیلی برای من جالب توجه بود، درخواست زرتشت از خداوند برای خوشبختی خود است. البته این سرودها را همه میتوانند بخوانند و هر کس که بخواند برای خود آرزوی خوشبختی کرده. در دانش جدید خواستن را همیشه اولین گام برای داشتن میدانند. اگر نخواهی، نخواهی شد. آنچه را که بخواهی بدست خواهی آورد. اما خوشبختی از دید انسانها متفاوت است. چه بسا کسانی که به خیال خوشبختی از پی چیزی بوده اند ولی در پایان اعتراف کرده اند که خوشبختی چیست. زرتشت از خداوند خوشبختی و کامیابی راستین را طلب میکند. به راستی چه کسی بهتر از پروردگار از راز خوشبختی و کامیابی آگاه است؟

نکته دیگری که از این ستایش میتوان درک کرد هدف از گسترش نیروی معنویت در گیتی است. معنویت در خدمت خوشبختی و کامیابی آدمیست. بارها در طول تاریخ این دو اشتباه گرفته شده اند. در قرون وسطی آدمی به ابزاری برای پیشبرد معنویت بدل شده بود و همه خوشبختی خود را فدای گسترش معنویون میکردند. بعد در دوره مدرنیته معنویت دشمن کامیابی شمرده شد و به کلی از زندگی کنار نهاده شد. ولی در دوره پست مدرن معنویت هم به عنوان ابزاری برای رسیدن به خوشبختی، آرامش درونی، مفری از روزمرگی و خشونت صنعت و در نهایت یکی از نیازهای تک تک افراد معرفی شده. دوره های مدیتیشن در معابد، جلسات قرآن در مساجد، دعاهای کلیساها، و جلسات یوگا، زن (به کسر ز) و خیلی دیگر از اجزای زندگی روزمره که در جوامع مدرن با تاکید دنبال میشوند نشان از نیاز به گسترش نیروی معنوی در کنار پیشرفتهای مادی دارند تا انسان در زندگی، خود را کامیاب و خوشبخت احساس کند.

شاد زی

امیرپویان

سرود یکم - 2

يکشنبه اول ارديبهشت 1387 ساعت 13:42


ای اهورا مزدا بشود که با اندیشه نیک به تو نزدیک شوم و با پیروی از هنجار هستی به ارزش نیروهای تن و روان خود پی برم تا بتوانم راستی جویان را به سوی روشنی و خرمی و زندگانی نیک هر دو جهان رهبری کنم.    گاتها- سرود یکم- یسنا- هات 28

در این جملات دانای آریایی که بنگری در شگفت خواهی شد که هر بندش هزار سخن دارد با شمایی که در تلاش و تکاپویی تا به راستی دعوت کنی ...

- اندیشه نیک ابتدای هدایت است. ایمان به یزدان در تمام راه هدایت سلاحی قدرتمند است تا از ناامیدیت بکاهد و به آینده امیدوارت کند. با اندیشه گژ در میانه راه هزاران وسوسه تو را در بر خواهد گرفت و هدایت به فراموشی سپرده میگردد.

- در راه هدایت باید پیش از هدایت دیگران به نیروهای تن و روان خویش آگاه باشی. تنها در این صورت است که میتوانی از تمام نیروی خویش در این راه بهره بری.

- شناخت نیروی های تن و روان تنها  از راه پیروی از هنجار هستی ممکن است. در اعتقادات ایرانیان این هنجار هستی همواره جایگاهی والا داشته. اعتقاد به نظم در جهان، نظمی بس فراتر از نظم ظاهری، یکی از پایه های اعتقادی ماست. آنچه با نام هارمونی و نظم خوانده اند و آن نیرویی که به طبیعت نسبت داده اند و میگویند و میشنویم ریشه هایی بس قدیمی در اعتقادات ما دارد. همین هنجار هستیست که بدی را به بدی و نیکی را به نیکی سزا میدهد. چو بد کردی مباش ایمن ز آفات ----- که واجب شد طبیعت را مکافات. پیروی از این نیروی هنجار هستی ما را با خود، با نیروی های تن خویش، با نیروهای روان خویش و با آنچه در راه هدایت نیازمند آنیم و با آنچه برای رسیدن به سعادت در زندگی شخصی نیازمند آنیم آشنا میکند. خوشبختی چیزی نیست جز آرامشی که از همراهی با مسیر طبیعت بدست می آید و عذاب چیزی نیست جز تلاش این هنجار با بازگرداندن شما از ناهنجاری گناه. و سختی حاصل نمیشود مگر در ناهنجاری. و جامعه رستگار نمیشود مگر به هنجار. و زمین و کشور و محیط زندگی زیبا نمیشود مگر با هماهنگی و پیروی از هنجار هستی. نشانه های این لزوم هماهنگی با هنجار را در نوشته های افلاطون، در کتابهای ادیان سامی چون تورات و قرآن، در تعالیم سوهای سرخپوست، در آموزه های زرتشت و دیگر دانایان ایرانی، در آموزشهای آموزگاران چین و حتی در نوشته های پایه گذاران مدرنیته امروزی میتوان یافت.

- در نهایت آنچه به زیبایی بیان شده هدایت است که از برای راستی جویان است. هدایت را باید به آنانی هدیه کرد که خواستار درک نیکی و راستی هستند. هدایت از برای آنانی نیست که به دشمنی با راستی کوشایند. آنانی که در قرآن هم مغضوب علیهم خوانده شده اند.

شاد زی،
امیرپویان

سرود یکم - 1

چهارشنبه بيست و هشتم فروردين 1387 ساعت 19:29


با دستهای برافراشته به سوی تو ای مزدا با فروتنی تمام پیش از همه چیز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را به من عطا فرمایی تا به همراهی درستی کردار و ضمیر پاک بتوانم خوشبختی روان آفرینش (همه جهان) را فراهم سازم. یسنا - هات 28

چه زیبا آن خردمند آریایی ضمیر پاک را در کنار خرد مقدس به یاری خواسته تا به خوشبختی رسد و رساند. مگر نه اینکه درستی کردار در پناه آن دو میسر میگردد و زیبایی و خوشبختی در پرتو کردار نیک فراگیر معنی می یابد.

شاد زی،
امیرپویان

هزار حقیقت یکتا

دوشنبه بيست و ششم فروردين 1387 ساعت 03:01


مگر نه اینکه از روح خود در ما دمیده؟ مگر نه اینکه فروهر وجودمان بخشی از وجود اوست؟ و مگر نیست او که هستی تجلی اراده اوست؟ پس با اطمینان میگویم که جهان ما همانگونه است که ما اراده میکنیم. جهان ما همان جهان اوست. آرزوی ماست که جهان ما را میسازد و جهان ما همان جهانی است که او آفریده در دیدی جدید. هزار پاره آینه، یک تصویر مینمایند اما هزار رنگی که بر آینه هزار پاره افتاده، تجلی هزار تصویر از حقیقتی یکتاست از زاویه های متفاوت.

شاد زی،
امیرپویان

سروش

جمعه بيست و سوم فروردين 1387 ساعت 23:25


سروش یزدان همه را یکسان رسد، آنچه یکسان نیست تمایل ما در توجه به آن اندکیست که بزرگترین کلام است.

همه با هم

چهارشنبه بيست و يکم فروردين 1387 ساعت 17:13


وقتی آدم همه چیز رو با هم میخواد و فوری هم میخواد و دنبال همه کاری هم میخواد با هم باشه روزها گاهی خیلی طولانی و گاهی خیلی کوتاهند. مگه نه؟

جای دوم

يکشنبه يازدهم فروردين 1387 ساعت 17:56


برگشتیم سر جای دوممون. مالزی و دوره جدید زندگی. البته فکر کنم این دو یا سه سال با دو سال قبلی خیلی فرق کنه. به امید یزدان پاک.

سال نو

دوشنبه پنجم فروردين 1387 ساعت 08:47


با درود

سال نو بر تمام ایرانیان پاک خجسته.

شاد زی
امیرپویان

آرتمیس

سه شنبه بيست و يکم اسفند ماه 1386 ساعت 23:34


artemis نخستین بانوی ایرانی که در حدود 2480 سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایار شا هخامنشی دریافت کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرتمیس نخستین بانویی که در تاریخ دریانوردی در جایگاه فرمانده دریایی قرار گر فت در سال 484 پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایار شا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران 800 هزار پیاده و 80 هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای 1200 کشتی جنگی و 300 کشتی ترابری بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرتمیس در سال 480 پیش از میلاد در جنگ سالامین که بین نیروی دریایی ایران و یونان در گرفت شرکت داشت و دلاوری های بسیاری از خود نشان داد. او همیشه مورد ستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامین در دشوارترین شرایط جنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریا سالاری از سوی خشایار شا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که به دلایلی این ازدواج صورت نگرفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دهه چهل خورشیدی یک ناو شکن با نام آرتمیس پاسداری از خلیج فارس را برعهده گرفت.

برگرفته از: http://irangatha.blogfa.com/