اطراف من این ادیان به چشم میخورند:
مسلمان، بودایی، سیلک، زردشتی، هندویی، مسیحی، ... و برخی ادیانی که اسمشون رو برای اولین بار هست که میشنوم. حالا این به کنار ...
و این ملیت ها: ایرانی، مالزیایی، هندی، چینی، تانزانیا، بنگلادش، انواع عرب از یمن، سعودی، سودان، عراق و ... کنیایی، زیمباوه، آلمانی، استرالیایی، نیوزلندی، گاهی هم امرایکایی و انگلیسی (البته خیلی خیلی کمتر) حالا این به کنار ...
خوب هندی ها رو با عمامه سینقی میبینید، مسلمونها رو با عرقچین، عربها رو با لباده، خیلی ها از جمله چینی ها و اروپایی ها و ایرانی ها رو با پیرهن و گاها کراوات (توی برخی ادارات اجباریه)، افریقایی ها رو با لباسهای گشاد و رپ مانند. البته همه جوری هست. عرب با کراوات یا چینی یا هندی با لباده هم دیده میشند. حالا اینم به کنار....
هر کدوم از اینها یه زبانی دارند. هندی (در انواع مختلف)، انگلیسی، فارسی، عربی، مالی، چینی (در انواع خودش)، زبانهای افریقایی، آلمانی، و ... . حالا این هم به کنار ....
جالب اینجاست که خانواده های میکس میبینی که زبون هم رو هم بلد نیستند و مجبورند مثلا مالی یا انگلیسی صحبت کنند. مادر چینی و پدر مالی، مادر هندی پدر چینی، مادر اروپایی و پدر عرب، و هر ترکیبی که فکر کنید ... حالا این هم به کنار
نکته اینه که توی این جامعه دین مردم سر جاشه، زبان مردم سر جاشه، نژاد مردم سر جاشه، مراسم و آیین و فرهنگ مردم سر جاشه، و چیزی که مشترکه یک قانون خوبه که تقریبا همه رو پشتیبانی میکنه و تا حد زیادی به همه یکسان احترام گذاشته و این قانون اجرا هم میشه و این شاید بخش مهمترش باشه. البته گاهی به مسلمونهای مالی بیشتر امتیاز داده ولی خوب به هر حال کشورشونه و خیلی نمیشه به این داستان خرده گرفت ... اما بقیه از آزادی های مورد احتیاج برای همه کارهاشون تا جایی که به ضرر کشور نباشه برخوردارند.
البته آزادی سیاسی یک داستان دیگه داره که نباید با این داستانها قاطی بشه. تنها محدودیت غیر سیاسی که دیدم محدودیت در تجارت با اسراییل هست که ممنوعه و اون هم باز یه جورهایی به سیاست مربوط میشه.
شاد زی،
امیرپویان.
پ.ن. لطفا کسی نپرسه "خوب که چی!" همینجوری گفتم که اگه کسی وقت کرد بهش فکر کنه.
پ.ن. هر گونه کامنت سیاسی پاک خواهد شد ... دلیل: چون من هنوز آمادگی خرگوش بودن رو ندارم. فعلا خرس هستم و دارم از خرس بودنم لذت میبرم.