afarideh1
به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته afarideh1 نوشته شده توسط حميدرضا آفريده خوش آمدید.

مكتب ونيز : از رنسانس تا باروك

شنبه اول بهمن ماه 1384 ساعت 03:49


 

frangis boucher

در سده ی شانزدهم ونيز دولتشهری مستقل واقع بر كرانه ی شمال ايتاليا به كانون موسيقی سازی و آوازی بدل شد.

ونيز شهری است بندری ساخته شده بر جزيره هايی كوچك كه با آبراهه هايی از يكديگر جدا شده اند اين شهر مركز تجاری مهم و ارزشمند بازرگانی با خاور نزديك بود.ونيز به واسطه ی مراسم پر شکوه مذهبی و همچنين تيسين.تينتورتو.و ورونزه. با الهام ازروشنايی خاص اين شهر رنگ هايی غنی و درخشان را در آثارشان به کار برده اند. کانون موسيقی ونيز کليسای جامع سن مارکو بود.اين کليسای پر تجمل و ثروتمند برای برپايی مراسم پر شکوه مذهبی در کليسا و ميدان سان مارکو بيست نوازنده و سی آوازخوان داشت.

سر پرستان موسيقی و ارگ نوازان کليسای جامع سان مارکو موسيقيدانانی همچون آدريان ويلارت(حدود۱۵۶۲-۱۴۹۰) آندرا گابريلی و برادرزاده ی او جووانی گابريلی که از آهنگسازان رنسانس بودند.از اين آهنگسازان و همقطاران آنها با عنوان آهنگسازان مکتب ونيز ياد می شود.....

آهنگسازان ونيزی برانگيخته سبک معماری کليسای جامع سان مارکوبودند-دوسکوی جدا گانه ودودر از هم برای همسرايان - هرکدام دارای يک ارگ - وآثار فراوانی برای چند گروه کر با همراهی سازها آفريدند.موسيقی کرال ونيزی در اواخر سده ی شانزدهم بر خلاف بيشتر آثار کرال دوره ی رنسانس اغلب در بردارنده ی بخش هايی است که تنها و فقط برای ساز به نگارش در آمده اند.

اين بهره گيری آگاهانه از رنگ سازها برخی از آثار مکتب ونيز را به سبک باروک آغازين نزديک می کند .ويژه گی ديگری از سبک باروک آغازين که در برخی آثار ونيزی ديده می شود - گرايش بيشتر آن به بافت هوموفونيک(دو صدايی)بيش از گرايش به بافت شاخص موسيقی رنسانس يعنی بافت پلی فونيک(چند صدايی)است.................

 

موسيقی باروک (۱۷۵۰ــ۱۶۰۰):

چهارشنبه بيست و يکم دي ماه 1384 ساعت 06:28


 

giovanni battista gaulli

 

گرچه واژه باروک معانی گوناگونی همچون نامانوس . پر زرق و برق . و بسيارپرتزيين داشته است اما تاريخ نويسان امروزی آن را فقط برای اشاره به سبکی ويژه در هنر کار می برند . توصيفی ساده انگارانه اما کار آمد از سبک باروک آن است که هنر باروک چهارچوب اثر بوم و سنگ يا صدا ــ را از کنش و حرکت انباشته می کند . نقاشان پيکره سازان و معماران باروک خواستار شکل بخشيدن به توهمی محض ــ مانند صحنه نمايش بودند.چنين سبکی يکسره باب طبع اشرافيت بود که خود نيز به ساختار يی کامل و يکپارچه می انديشيد .

برای مثال کاخ ورسلی مقر لويی چهاردهم در فرانسه آميزه ا ی بسيار شکوهمند از نقاشی پيکره سازی و معماری باروک و نماد ثروت وقدرت سلطنتی بود.

سبک باروک در موسيقی در دوره ای ميان سال های ۱۶۰۰تا ۱۷۵۰ ميلادی شکوفا شد. گئورگ فردريش هندل و يو هان سباستيا ن باخ دو آهنگساز سترگ بک باروک بودند . مرگ باخ در ۱۷۵۰نشانگر پايان اين دوره است . ديگر استادان موسيقی باروک کلوديو مونته وردی ــ هنری پرسل آرکنلجو کورلی و آنتو نيو ويوالدی تا سده بيستم به دست فراموشی سپرده شده بودند . اما پيداش تکنيک ضبط ولانی در اواخر دهه ۱۹۴۰ محرک ((احيای باروک)) شد که توانست اين هنرمندان فراموش شده را به دوستداران موسيقی بشناسند.

دوره ی باروک به سه دوره ی فرعی تقسيم پذير است :با روک آغازين (۱۶۰ـ۱۶۰۰)باروک ميانی(۱۶۸۰ـ۱۶۴۰) و باروک پايانی (۱۷۵۰ـ۱۶۸۰)گرچه امروزه آثار پايانی باروک معرف ترين آثار اين سبک هستند اما مرحله ی آغازين باروک يکی از انقلابی ترين دوران های تاريخ موسيقی بوده است.در اين دوره بودهکه مونته وردی (۱۶۴۳ـ۱۵۶۷) کوشيد تا سودا و تضاد درا ماتيک بی سابقه ای در آثارش بيافريند . آثار موسيقی به ويژه در ايتاليا بر مبنای متن هايی بسيار پر شدر واحساس ساخته ميشد و حال وهوای چنين متنی بر موسيقی حاکم بود . با چنين تا کيدی بر کيفيت نمايشی وکلام شگفت آور نيست که آ هنگسازان ايتاليايی دوره ی آغازين باروک اپرا را پديد آوردند نمايشی که همراه ارکستر با آواز خوانده می شد . سر مشق خط هايی ملوديک اين آهنگسازان ريتم وافت و خيز گفتار بود.

آهنگسازان باروک آغازين بافت هموفونيک (دو صدايی) رابر بافت پلی فونيک که شاخص موسيقی رنسانس بود ترجيح دادند . آن ها بر باور بودند که کلام با به کارگيری فقط يک ملودی اصلی که آکورد هايی آن را همراهی کند می تواند وضوحی بيشتر بيابد .اما توجه کنيد که اين تاکيد نو آودانه  بر هوموفونی فقط شاخص دوره ی آغازين باروک است در دوره ی پايانی باروک بافت پلی فونيک ديگر بار اهميت يافت.
 

موسيقي دوره ي رنسانس(1600-1450):

جمعه شانزدهم دي ماه 1384 ساعت 12:38


   

دوره ی رنسانس يا به عبارتی تجديد حيات فرهنگی اجتماعی و اروپائيان را که اثرعصر نوزايی نيز می نامند

در سده های پانزدهم و شانزدهم ميلادی به وجود آمد. د ر واقع حرکت رنسانس در ايتاليا و در قرون پانزدهم آغاز شد و سپس در سراسر اروپا گسترش يافت.از نيمه ی دوم قرن پانزدهم ميلادی ايتاليا به عنوان مرکز فعاليت های هنری در اروپا شناخته شده وموسيقی اروپا تحت تاثير موسيقی ايتاليايی قرار داشت اين دوره تاثير زمان موتسارت ادامه داشت....

در دوره ی رنسانس اند يشه ی اومانيسم (انسان گرايی)بر افکار مردم حاکم شد در نتيجه توجه به امور دنيوی تجربيات انسانی اهميتی به سزا يافت. نهضت اصلاح طلبانه ی پروتستان به رهبری مارتين لوتر

(۱۴۸۳-۱۵۴۶)باث شد تا از قدرت کليسای کاتوليک به شد ت کاسته شود. بدين انحصار موسيقی از دست کليسا خارج شد و طبقه ی اشرف نيز به حمايت از موسيقی برخاست. در اين دوره آشنايی با موسيقی جزو ارزشهای فرهنگی و اجتماعی به حساب می آمد و صنعت چاپ باعث حفظ واشاعه بيش از پيش آثار موسيقی شد...............

موسيقی مذهبی در دوره ی رنسانس:

قطعات به جا مانده از دوره ی رنسانس حاکی از آن است که هم موسيقی مذهبی و هم موسيقی غير مذهبی رواج داشته است.

در موسيقی غير مذهبی دو فرم اصلی وجود دارند:

۱- موتت (motet):اثری چند صدايی و کرال (برای گروه کر) بر اساس اشعار مقدس لا تين متفاوت با متن های مورد استفاده  د ر مس....

۲- مس (mass-mess):اثری پلی فونی (چند صدايی) و کرال طول تر از موتت شامل پنج قسمت.........

  

موسيقي سده ي چهاردهم : (هنر نو)در فرانسه

شنبه دهم دي ماه 1384 ساعت 11:49


 

 

Francis Boucher


اروپادرسده ي چهاردهم عصر هرج و مرج وآشوب دچار جنگ هاي صد ساله (۱۳۳۷تا۱۴۵۳) و مرگ سياه ـ طاعون (حدود۱۳۵۰)بود که يک چهارم جمعيت آن را به کام خود کشيد .
قدرت نظام فئودالي واقتدار کليسا تا اين زمان کاستي گرفته بود.
از۱۳۷۸تا۱۴۱۷دو رقيب همزمان ادعاي زمامداري مي کردند ودر دوره اي نيز پاپ ها سه نفر بودند.
حتي مسيحيان پارساو مومن نيز سردرگرم شده بودند.
آثار ادبي اين زمان مانند افسانه هاي کانتر بري (۱۴۰۰-۱۳۸۷)از چاسر و دکامرون اثر بو کاچو (که پس از ۱۳۴۸نوشته شده)بيشتر به واقع گرايي آشکار و ملموس زميني مي پرداختند تا به پرهيزگاري و پاداش آسماني .
در چنين شرايطي اين نکته که در سده ي چهاردهم موسيقي غير مذهبي مهم تر از موسيقي مذهبي بوده؛شگفت آور نيست.
آهنگسازان به نگارش موسيقي پلي فونيکي(موسيقي چند صدايي)مي پرداختند که بر سرودهاي گرگوريايي مبتني نبود و در بردارنده ي آوازهاي باده گسارانه(مشروب)و قطعه هايي بود که در آن صداي پرنده پارس سگ و هياهوي شکار مي شد.
تا اوايل سده ي چهاردهم نظامي نو براي نگارش موسيقي تکامل يافته بود و آهنگساز مي توانست کم و بيش هر الگوي ريتميکي را در نگارش مشخص کند.
در اين زمان ضرب ها همچنان که به سه ضرب و دو ضرب نيز تقسيم مي شدند.
وقفه آهنگ که پيشتر به ندرت به کار مي رفت ـ به صورت يک رسم ريتمک در آمد.
دگرگوني سبک موسيقايي در سده ي چهاردهم چنان ژرف بوده است که نظريه پردازان موسيقي از موسيقي فرانسوي و ايتاليايي اين دوره با عنوان (هنر نو)(به لاتين آرس نوا)
ياد ميکنند.
به عنوان نمونه از موسيقي سده ي چهاردهم يک آواز عاشقانه از گيوم دو ماشو بزرگ ترين آهنگساز فرانسوي اين دوره است.......

 

مکتب نوتردام :

يکشنبه چهارم دي ماه 1384 ساعت 04:23


 

giovanni battista gaulli


پس از سال ۱۱۵۰پاريس فکري و هنري اروپا به مرکزموسيقي چند صدايي بدل شد .
دانشگاه پاريس پژوهشگران برجسته را به خود جذب مي کرد وکليساي جامع نوتردام که بناي آن در ۱۱۶۳آغازشد.
عالي ترين بناي تاريخي سبک گوتيک بود.
لئونن و پروتن که هر دو به نوبه ي خود سرپرست گروه همسرايان کليساي نوتردام بودند نخستين آهنگازان مهمي هستند که نامي از آنان و پيروانشان به عنوان موسيقيدانان مکتب نوتردام ياد مي شود.
از حدود ۱۱۷۰تا۱۲۰۰آهنگسازان مکتب نوتردام نوآوري در زمينه ي ريتم را توسعه دادند.
احتمال مي رود که پيش از آن موسيقي چند صدايي با ريتم آزاد وبدون قسمت بندي سرودهاي گرگوريايي اجرا ميشده است .
اما موسيقي لئونن و پروتن ريتم ريتم قسمت بندي شده را با نت هايي داراي کشش مشخص ووزن واضح و معين به کار گرفت.
براي نخستين بار در تاريخ موسيقي نت نگاري نه فقط زير وبم که ريتم دقيق را نيز نشان مي داد.
نت نگاري جديد در فقط محدود به الگوهاي ريتميک ويژه اي بودودر ضرب ها به گروه هايي
سه نتي تقسيم مي شدند.
به رغم چنين محدوديت هايي در پايان سده ي دوازدهم و در سده ي سيزدهم آثار زيباي
پلي فونيک (چند صدايي) به فراواني ساخته شدند.

 

موسيقي غير مذهبي در قرون وسطي:

پنج شنبه اول دي ماه 1384 ساعت 00:13


  


 

 

 

 

  

giovanni battista gaulli

د ر سده هاي دوازدهم و سيزدهم نجيب زادگان فرانسوي به سرود ن آوازهاي غير مذهبي
مبادرت ورزيدندكه تروبادرها و تروورها ناميده مي شوند.
اين آوازها اكثرا مضامين عاشقا نه داشتند و داراي ضرب و وزن مشخص بودند .
در واقع اين رويداد به خاطر كاهش نفوذ كليسا درجامعه وتمايل مرد م به دنياگرايي بود.
موضوع سرودهايي كه تروبادورها و تروورها مي خواند ند علاوه بر عشق هاي در باري شامل وقايع جنگهاي صليبي و افسانه ها نيز بود .
اين اشخاص هم شاعر بودند و هم موسيقيدان وبا سازهاي فيدل(سازي آرشه اي) و لوت آوازخود را همراهي مي كرد ند.
درآ لمان بين سده هاي دوازدهم و سيزدهم تروبادورها در آلمان به عنوان الگويي در آمده و اشخاصي
به سرودن آواز و با همان ويژگي ها پرداختند كه به مينه زينگرها و مايسترزنگرها معروف شدند.
در سده هاي دوازدهم و سيزدهم نجيب زاد گان فرانسوي به سرودن آوازهاي غير مذهبي مباد رت ورزيدند.
------------------------------------------------ ---------------
در كل ويژگي هاي موسيقي قرون وسطي:
1 - بيشتر سرودها مذهبي و براي صداي مردان
2 - سرودها تك بخشي (در اواخر دوره ي گرايش به چندبخشي)
3 - غالب بودن موسيقي آوازي بر موسيقي سازي
4 - تصنيف آثار موسيقي براساس سرودهاي گرگوريايي

البته در اواخر قرون وسطي به جهت كاهش تسلط و نفوذ كليسا گرايش به موسيقي غيرمذهبي به طور تدريجي فزوني يافت و تحول و نوآوري در نگارش نت هاي موسقي ( ثبت دقيق ريتم بر زير بمي ) پديدار گشت....
 

سرودهاي گرگوريايي:ادامه شماره ۱

سه شنبه بيست و نهم آذر ماه 1384 ساعت 05:34


giovanni battista gaulli


از آنجايي که سرودهاي مذهبي موجود در آن زمان توسط پاپ گريگور اول جمع آوري شد به سرودهاي گرگوريايي معروف شدند که بيش ز ۱۰۰۰سال موسيقي رسمي کليساي کاتوليک رم بود.
اين سرودها مجموعه ملودي هايي بودند که متون مقدس لتين با آنها و بدون همراهي ساز خوانده مي شد.

سرودهاي گرگوريايي داراي ويژگي هاي زير بودند:

۱-داراي معنوي و مقدسي

۲-پيروي نکردن از وزن خاص و به لحاظ ريتم انعطاف پذير و آزاد

۳-حرکت ملودي پيوسته ودرمحدوده کوچک صدايي

سرودهاي گرگوريايي نخست به صورت سينه به سينه حفظ مي شد و پس از آنکه تعداد آنها فزوني يافت توسط نت نويسي ابتدايي ثبت و نگاشته شد . يکي از سرودهاي شادمانه ي گرگوريايي آله لويا (Alleluia) نام داشت به معني ((تورا ميستايم اي خداوندگار))..

 

۱.موسيقي قرون وسطي(۱۴۵۰-۴۵۰)

جمعه بيست و پنجم آذر ماه 1384 ساعت 12:56


 

Name:brosepic
 
موسيقي غالب در قرون وسطي كه با فرو پاشي امپراطوري روم آغاز شد مذهبي بود.
قرون وسطي به عصر تاريكي و آشوب و جنگ معروف است . دوران تفتيش عقايد و انگيزاسيون دوراني كه سه طبقه ي اصلي اشراف دهقانان و روحانيون به طرز بارزي از يكديگر متمايز بودند موسيقيدانان در خدمت كليسا بودند و زنان از آواز خواندن در كليسا محروم بودند و به خاطر سلطه ي حاكميت كليسا براي سالهاي متمادل موسيقي مذهبي تصنيف مي شد.
عليرغم بكار گيري سازها براي همراهي موسيقي بخش مهم موسيقي قرون وسطي آوازي بود .يكي از دلايل اين امر روي خوش نشان ندادن كليسا به ساز بود.از حدود ۱۱۰۰ميلادي به بعد سازهاي زيادي مورد استفاده قرار گرفت كه برجسته ترين آنها ارگ در آغاز بسيار زمخت و خشن بودوبه تدريج انعطاف پذير شده و توانايي اجراي موسيقي ظريف پلي فونيك(موسيقي چند صدايي)راپيداكرد.
تا قرن ششم نت وسيستم نت نويسي به وجود نيامده بود. در اين زمان بود كه پاپ گريگوراول دستور داد تا شيوه اي براي ثبت موسيقي ابداع شود...ادامه دارد...  

 

موسيقي يونان باستان:

شنبه نوزدهم آذر ماه 1384 ساعت 12:41


  

 

akse: az uonan bastan


هنرموسيقي غرب (اروپاوآمريكا) با موسيقي مشرق و ديگر فرهنگهادر تضاد است . آغاز
تاريخ موسيقي غرب رابايد در روم ويونان باستان جستجو كرد.
(فلسفه.ادبيات.هنرهاي تجسمي و....)با تمدنهاي روم و يونان باستان ارتباطي مشهود وقابل لمس دارد.بطور مثال در غرب دادگاههاي عالي وديگر ساختمانهاي جديد را مانند برج هاي قديم يونان طراحي مي كنند.
ميراث رومي يوناني از طريق نوشتن شرح آنها تصويرهايي که درنقاشي مجسمه سازي روي گلدانها ساختمانها مقبره هاوديگر معماري هاي دنياي قديم باقي مانده به تمدن جديد انتقال يافته است.امادر مورد موسيقي اينطور نيست وبه جز چند سرود وآوازهاي مذهبي بقيه از بين رفته است.
با اين حال موسيقي غرب مشترکات زيادي با موسيقي درزندگي وانديشه ي يونان باستان دارد .
با مقدمه اي که گفته شد به موسيقي يونان باستان مي پردازيم.
از شواهد و قرائني که موجود است مي توان اظهار نمود که فرهنگ مصر وملل آسيا يي سهم بزرگي در پايه گذاري موسيقي يونان باستان داشته اند .در يونان باستان موسيقي هم شعروهم رقص را در بر مي گرفته و دردوران هومر جدااز رقصندگان ورزشکاران نيز با موسيقي همراه بوده اند. برگزاري مسابقات موسيقي جز لاينفک جشنها و فستيوالهاي ملي بوده
است .

 

فوايد مطا لعه تاريخ موسيقي...

جمعه هجدهم آذر ماه 1384 ساعت 12:34


   

بشرازتاريخ زندگي خويش درمسائل گوناگون فرهنگي اجتماعي ودرجهت پيشرفت زندگي خويش
بهره جسته است.
موسيقي نيزبه مثابه عنصري از پديدهاي فرهنگي داراي تاريخي بوده است بلنداي
عمرانسان که موسيقي عصر حاضر راتحت تاثير قرار داده وبه آن شکل بخشيده است.
امروزه ب امکانات نامحدود و ازطريق فن آوري جديد ميتوان به انواع موسيقي بومي وملي وسبک هاي مختلف دسترسي پيدا کرد .اين موسيقي هابر يکديگر تاثير گذاشته ودر شکل گيري موسيقي جديد دخيل هستند.
همانگونه که آدمي وقتي بزرگ مي شود از والدين خود جدا شده وراه نويني را در زندگي پيش ميگيرد آهنگسازان نيز گاه در طول تاريخ سبک آثار گذاشته را تغيير داده و سبکهاي جديدي را پايه گذاري ميکنند.
اگر بخواهيم بدانيم چرا يک موسيقي به شکلي که آن را ميشنويم ساخته شده بايد به تاريخ موسيقي مراجعه کنيم. به طور مثال با وجودي که از آثار بتهوون لذت ميبريم ليکن نميتوانيم بدون شناخت از موسيقي هايدن يا باخ آنرا درک کرده وستايش کنيم اين مسئله در مورد آهنگسازان قرن بيستم الينگتون واستراوينسکي نيز صدق ميکند.مبناي موسيقي الينگتون بر اساس ملودي محزون و جاز آفريقايي و همينطورموسيقي سنتي اروپاست .
استراوينسکي از گذشتگان روس خود و همينطور ازآثار گيوم دوماشو( موسيقي دان مطرح فرانسوي قرن ۱۴) که فقط براي مخاطبين عصر خود قابل شنيدن بود الهام گرفت....

سلام به وبلاگ موسيقی خوش آمديد:

پنج شنبه هفدهم آذر ماه 1384 ساعت 14:16


  

در آغاز از همه علاقه مندان موسيقی دعوت می شود به وبلاگ های ديگر حميدرضا آفريده که در مورد زندگينامه ی بزرگان موسيقی جهان و زندگينامه بزرگان موسيقی ايران و موسيقيدانان ايران است بروند و نظرات خودشان را در مورد اين وبلاگ ها بگويند.

 

 

www.afarideh4.blogfa.com

www.honarmosighi.persianblog.com