به انضمام نفس های خشکیده ای
که تمام راه با تو میان سکوتت جا گذاشتم
و غرق شدم تا تک تک رگ های پیراهنت
اول شعر من با حروف مقطعه نگاه تو آغاز می شود
از دورترین جای دنیا ، خانه ی تو
شاید این گناهی سر زده است
من تمام بعد از ظهر از لابه لای سایه روشن احساست سرک کشیدم
اما خودم را ندیدم ....