به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته فانوس نوشته شده توسط فانوس خوش آمدید.

• من نمی دانم . و همین درد مرا سخت می آزارد – که چرا انسان . این دانا . این آقا . در تکاپو هایش – چیزی از معجزه آن سو تر – پی نبرد ست به اعجاز محبت . چه دلیلی دارد ؟ که هنوز مهربانی را نشناخته است ؟ و نمی داند در یک لبخند چه شگفتیهایی پنهان است – من بر آنم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کار است – و بز رگترین هنر – و نمی دانم که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه ست – و همین درد مرا سخت میازارد

قطعه‌اي از حميد مصدق

پنج شنبه بيست و ششم خرداد ماه 1384 ساعت 18:12


 

 

تو به من خنديدي
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه
سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز ،
سالها هست كه در گوش من آرام ، آرام
خش خش گام تو تكرار كنان ،
مي دهد آزارم


و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا ،
 خانه ي كوچك ما
سيب نداشت؟

 

نامم عشق است ... می شنا سیدم

جمعه بيست و سوم ارديبهشت 1384 ساعت 12:00

قلب من زندان است

پنج شنبه بيست و پنجم فروردين 1384 ساعت 11:24

صدای پای آب

سه شنبه چهارم اسفند ماه 1383 ساعت 18:28

قطعه اي ديگر از مارگوت بيكل

جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 00:18

غزل

يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 12:34

خا له یا دگار

شنبه هفدهم بهمن ماه 1383 ساعت 11:58

تقد یم به عاشقان آزا دی

دوشنبه دوازدهم بهمن ماه 1383 ساعت 19:24

قطعه‌اي از مارگوت بيكل

سه شنبه ششم بهمن ماه 1383 ساعت 22:19

بندي ديگر از شاملو (به عاشقان پاكباخته)

يکشنبه چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 10:30

به آفتاب سلا می دو با ره خوا هم داد

جمعه دوم بهمن ماه 1383 ساعت 14:09

سلا م بر عاشقان ...

جمعه بيست و پنجم دي ماه 1383 ساعت 00:15

آزادی

شنبه نوزدهم دي ماه 1383 ساعت 23:44