دل من همي داد گفتي گواهي--- كه باشد مرا روزي از تو جدايي
ولي هرچه خواهد رسيدن به مردم--- برآن دل دهد هر زماني گواهي
من اين روزرا داشتم چشم ازاين غم--- نبود است با روز من روشنايي
جدايي گمان برده بودم ولي كن--- نه چندان كه يك سو نهي آشنايي
به جرم چه بردي مرا از درخود--- گناهم نبود است جز بي گناهي
بدين زودي ازمن چرا سيرگشتي--- نگارا بدين زود سيري چه راهي
كه دانست از تو مرا ديد بايد--- به چندان وفا اين همه بي وفايي
سپردم به تو دل ندانسته بودم--- بدين گويي مايه جر جفايي
دريغا دريغا كه آگه نبودم--- كه تو بي وفا در جفا تا كجايي
همه دشمني از تو ديدم وليكن--- نگويم كه تو دوستي را نشايي
نگارا من از آزمايش بهايم--- مرا بيش تا بيش از اين ازمايي
مرا خار داري و بي قدر خواهي--- دگر تا بدين خوء كه هستي نپايي
ممنونم از دوست خوبم آقا مجید به خاطر شعر قشنگش .