به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته دلتنگي ها و خلوت دل نوشته شده توسط زي زي گولوآسي پاسي خوش آمدید.

1 2 3

به دنبال خدا

شنبه بيست و دوم اسفند ماه 1388 ساعت 11:01



به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آن جاست
در جمع عزیزترین هایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر خدا و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید: آیا «زندگی» را «زندگی کرده ای»؟ 

   

خواستن و ...

دوشنبه دهم اسفند ماه 1388 ساعت 08:43


اگر امروز خواستی و نتوانستی كه معذوری ...

ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش كه بخواهی و نتوانی !

 

( زبان حرکات بدن ) چیست ؟

چهارشنبه پنجم اسفند ماه 1388 ساعت 14:51


یکی از مهم ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری می دهد قدرت تکلم و سخن گفتن اوست. او می تواند با به کارگیری کلمات و جملات احساسات و نیات درونی اش را بیان کند و دیگران را از آن آگاه نماید.

از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه «body language» یا زبان حرکات بدن و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای کلامی را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه شخصی در حالی که اخم کرده و ترشرویی نشان می دهد، قابل قبول نیست. بنابراین به کارگیری این ۲ زبان در یک جهت و راستا می تواند به خوبی در بیان هیجانات، عواطف و احساسات به کار رود. اما در میان دنیای خاموش و بی زبانی، زبان های گویای دیگری هم هستند.

زبان بدن شامل دو قسمت است . یکی زبان حرکات بدن و دیگری زبان آرایش و ظاهر بدن :

بازکردن دکمه های کت:

افرادی که باشما بی ریا وصمیمی هستند غالباٌ دکمه های کت خود را باز کرده یا حتی آنرا از تن در می آورند اما در یک مذاکره رسمی اینچنین نیست . در این شرایط افراد زمانی کت خود را در می آورند که امکان دسترسی به توافق وجود داشته باشد , به عبارت دیگر هرقدر هوای اطاق گرم باشد اگر طرفین احساس دسترسی بهتوافق را نداشته باشند کتشان را در نمی آورند.

انداختن پاروی پا:

در هنگام مذاکرات هر گاه یکی از طرفین یا هر دو ی آنها پاهای خودرا روی هم می اندازند نشانه این است که وارد مرحله جدیدی از مذاکره می شوید , مرحله ایی که امکان تفاهم کمرنگ می شود . اگر انداختن پا روی پای دیگر با گذاشتن دستها در زیر بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخیم تر است و باید یک فکر جدی برای تغییر وضعیت انجام دهید تا طرف مقابل از حالت تدافعی خارج شود.

کشیدن دست به چانه :

این علامتی از زبان رفتار است که در هنگام تصمیم گیری بکار می رود. کشیدن دست به روی چانه معمولا” با حالتی از چهره همراه است که در آن چشم ها کمی جمع می شود. افرادی دیگر ممکن است در این حالت لب بالایی را لمس کنند وآنرا بکشند و بعضی مردها با سبیل یا ریش خود بازی کنند که همگی دلیل بر تعمق و ارزیابی است. در بازی شطرنج نیز افرادی که قرار است حرکت بعدی را انجام دهند در بسیاری از موارد چنین اشاره ایی را از خود نشان می دهند که پس از تصمیم گیری متوقف می شود .

برداشتن عینک:

برداشتن آهسته عینک جهت تمیز کردن آن در شرایطی که نیازی به این عمل نیست اشاره تعویقی است, این عمل در طی یک مذاکره ممکن است چندین بار انجام بگیرد. در چنین حالتی شخص می خواهد با طفره رفتن از پاسخ یک سؤال یا ایجاد تاخیر در پاسخ مطالبی را در ذهن خود بررسی کرده وموقعیت خود را مرور نماید. در هر حال این افراد می خواهند زمانی رابرای پرسش یا پاسخخود در اختیار بگیرند. اشاره مشابه دیگر می تواند برداشتن عینک در کنار دهان باشد.

دست زدن به بینی:

این علامت رفتاری ویا مالیدن با انگشت اشاره نشانه شک وتردید در مورد مطالب گفته شده در یک گفتگـــو یا مذاکره میباشد؛ به ویژه اگر این اشاره همراه با متمایل شدن شخص به انتهای صندلی باشد. اما مراقب باشید که این اشاره را با کسی که بینی خود را‎ می خاراند اشتباه نکنید. اشاره دیگری در این زمینه مالیدن پشت گوش یا کنـار آن است که حاکی از شک وتردید در ارائه یک پاسخ یا سبک وسنگین کردن آن است. در بسیاری از مواقع پس از این عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل مالیـدن چشـم انجام می شود.

ضرب گـرفتـن روی مـیـز:

کسی که با ریتمی یکنواخـت وکسل کننده به روی میز ضرب میزند می خواهد احساس بی قراری خود را بیان کند.اشارات مشابه دیگـر می تواند این با شد که فرد مرتباٌ‌ دکمه خودکار خود را بالا وپایین می زند ویا باپاشنه پا به زمین ضربه میزنـد. پیام مستقیم این اشارات برای شما این است که باید دریابید که حرفهایتان کسل کننده یا بی روح است ویا اینکه برای طرف مقابل تازگـی نــــدارد.

قراردادن مچ یک پا به روی مچ پای دیگر:

این اشاره اشاره ایست که در مواقع بسیاری بروز می کند. مثلا”‏در جلسات دوستانه یا رسمی که شخص تحت فشار روانی ؛ تنش یا استرس قرار گرفته است.

مهمانداران هواپیما در این زمینه تجربیات مفیدی دارند ،آنها به راحتی می تواننـد افرادی که از مسافرت با هواپیما می ترسند را تشخیص دهنـد زیرا این افراد با پاهای گره خورده وقراردادن یک مچ به روی مچ دیگر می نشینند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپیما.

همچنین بسیاری از افراد در موقعیت های تنش زا مانند شرکت در مصاحبه یا آزمونی برای استخدام ،مچ پاهای خود راروی هم می اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بیشتر با یکدیگر ودر یک مجموعـه ظـاهر می شوند وبه همین ترتیب باید با هـم تعبیر شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پایش را از روی پا بردارد و کمـی به طرف شما خم شود شما می توانید نتیجه بگیرید که وی به سخنان شما علاقمند است و مایل است بیشتر بداند.

پس توجه به زبان رفتار را در خود تقویت کنید وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واکنش منفی از طرف مقابل در صدد متعادل کـردن اوضــاع برآیید. در این مواقع بهتر است به جـای ایـنکه شـیوه قـبلی خود را ادامه دهید و بر آن اصــرار ورزید سیاست جدیدی را در پیش گیرید،چراکه اگر فردی از رفتار یا گفتار شما ناراحت یا عصبانی باشد علائم رفتاری او پیشاپیش این موضوع را به شما هشدار می دهند .

علائم منفـی زبـان رفتـار:
- نوک پاهـا در جهت مخالـف شماست یا به سمت درب خـروجی است
-تمـاس چشمـی محدود
-تکان دادن سریع سـر به جهـت تائیـــد
- لمس کردن و مالیدن پشـت گـردن
- نگـاه کردن به سقـف وآسمـان
- چرخـیدن به دور واطــراف و سـایر اشـاراتی که در بــالا به آنهــا اشاره شد.

چشمها

سطح چشمها:

در یک گـروه، مـعمـولا فـردی کـه سطح دیـد چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایـستـاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار میدهد.

مالش چشم:

زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهـد نـشـانـگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میـخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. ایـن حـرکت غیر ارادی یـک افــشـاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.

چشم برگرداندن:

این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.

چشمان بسته:

هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیـام چنـیـن اسـت: “بـه حرف زدن خود خاتمه بده.”

حرکت چشم به سمت بالا:

این نشانه غضب و عصبانیت است.

نگاه مختصر به اطراف:

این ژستی خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشـاره بـر کمرویی بی باکانه دارد.

نگاه ممتد:

این بی تردید یک نشانه گرایش جنسی است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند میـگویـد: “مایلم با شما بیشتر آشنا شوم”

نگاه خیره شدید:

این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.

نگاه به بالا و پایین:

هنگامی که آقایی نگاهش را به سر تا پای یک خانم میاندازد به او می فهماند که به اندام فیزیکی وی علاقه مند است.

چشمک:

چشمک یک علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت کـه رمز و رازی میـان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو:

در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.

بالا انداختن یک ابرو:

زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.

ابروهای گره خورده:

زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شـود که دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و یـا آمـیـزه ای از ایــن هیجانات دارد.

پوشاندن صورت:

زمانی که دست بر روی صورت می آید مـفـهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و مـتـجاوز فاصله می اندازد.

دهان

خنده زورکی:

این نیشخند کنترل شده تا چشمها گسترش نمی یابد.

دهان کجی:

گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمایان میگرداند.

تبسم با دهان گشوده:

دندانهای بالا نمایان شده و بـه شـخـصـی کـه بـا شـما گفتگو میکند می فهماند که مایل هستید بیشتر با او آشنا شوید.

تبسم با لبان بسته:

این لبخند تنها برای ادای احترام و ادب و نزاکت است.

در هم کشیدن لبها:

هرگاه فردی لبهایش را در هم کشید به مفهوم آن است که طرف مقابلش را جذاب و دلربا یافته.

لبهای سفت و جمع شده:

دال برتنش و عدم پذیرش است.

جویدن لبها:

وقتی فردی لب پایین خود را جویده و سرش را تکان میدهد نشانگر خشم فرد است.

تماس با لب ۱:

هرگاه انگشت اشاره بطور عمودی برای لحظه ای به طرف بالا آید میگوید: ساکت باش.

تماس با لب ۲:

ولی هرگاه انگشت اشاره به لب پایین تماس پیدا کند و دهـان انـدکـی باز شود مفهومش چنین است: “می خواهم با شما صحبت کنم”

خمیازه کشیدن:

خواب آلودگی تنها علت خمیازه نمی باشد بلکه “خمیازه اجتماعی” نیز وجود دارد. خمیازه ای که در یک موقعیت استرس زای خفیف پدید می آید. هنگامیکه مردد هستید چه کاری میخواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان

دست ها (از مچ تا سر انگشتان)

 

 

 

 

دست دادن محکم:

فردی که دستش را دراز کرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـریقی می چرخاند که دستش بالا و کف دستش پایین قرار می گیـرد، سـعی در توفق و برتری جویی دارد. این نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـیـت هـای سیـاسی و دیپلماتیک کاربرد دارد.

دست دادن بسیار محکم:

نشانگر شور و اشـتیاق و سلطـه گـری اسـت. بـی تـردیــد میتوان فهمید چه کسی اینجا فرمان میدهد.

دست دادن شل:

فردی که تـنـها انگشتان دستـش را دراز میکند و یا دستهایش مانند ماهی شل است، می گوید: مایل نیستم به مـن دسـت بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم. همچنین آن نشانه ضعف، انقیاد و مطیع و تسلیم بودن نیز میباشد. هر گاه آقایی در یک موقعیت کاری از این دست دادن استفاده میکند امکان دارد چنین برساند که قصد دارد مخفیانه اعمال نفوذ در موقعیت نماید.

دست دادن با هر دو دست:

هرگاه از دست چپ برای در برگرفتن و پوشاندن دستهای فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستکش وار نامیده شده و راستی و صمیمیت زیاد را می رساند مانند یک در آغوش گرفتن کوچک و ظریف.

حرکت انگشت:

ضربه آهسته، مضراب زدن و یا ریتم یکنواختی را با انگشتان نواختن، دلالت بر بی تابی و ناشکیبایی دارد. یک حرکت نمادین گریز میباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بی حرکت است انجام میدهند.

دستهای پـنهان:

این ژست مرموز و آب زیر کاهانه است. فرد میگوید: مایل به گفتگو با شما نمیباشم. خصوصا در مورد دستهایی که عمیقا در جیــب ها فرو شده باشد جایی که برای تماس و گرفتن دست و یا هر گونه رابطه صمیمانه وجود نخواهد داشت.

دستها به روی زانو:

وقتی کف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذیـرا می باشد. وقتی کف دستها پایین باشـد مـمکـن اسـت پـای فـریبکاری و تعرض در میان باشد.

مناره کردن انگشتان:

هنگامی که فردی انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را روی سر انگشتان قرار میدهد نـشانگر تفکر عـمـیق است. مانند زمانی که شخص به امید شنیدن جواب می باشد. همچنین حایلی اسـت بـرای مـحـافـظـت کـردن از قفسه سینه، پایین صورت و دهان.

مشت پوشیده شده با دست باز:

فـرد در ایـن حـالت خشـمگین است اما می کوشد که آرام بماند. به اصطلاح خود را کنترل کند.اما مراقب این فرد باشید چون امکان دارد هر موضوع کوچکی منجر به آن گردد که کنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست:

شـخصـی کـه مـی خـواهـد عـقایدش را به اجبار تحمیل کند ممکن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب کند. درحالت پرخاشگرانه خفیفتر تنها از انگشتان استفاده میگردد.

قلاب کردن دستها پشت سر:

این یک ژست متکبرانه میباشد. خصوصا زمانی که فرد به عقب تکیه داده باشد. او میگوید: من آنقدر بر شما سلطه دارم که نیاز به دفاع کردن از خودم ندارم.

بازی کردن با حلقه ازدواج:

این علامت عصبی بودن و نـشـانگر آن است که مشکلی در ارتباط وجود دارد. خصوصا زمانی که فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت کردن میباشد.

تکان بیقرار دستها:

این تلاش بدن برای رهایی می باشد. هـورمـون آدرنـالیـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمی داند چگونه رهایی یابد. کلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـیـن پیراهن و یا جواهر آلات روی مچ به دیگران میـگوید که: شما احتیـاج بـه تـوجـه داریـد. در کـافه ایـن عمل جایز و مناسب است اما در جلسات کاری منحرف کننده و موجب حواس پرتی میگردد.

دست زدن به کراوات:

این رفتار مردانه می گوید:می خواهم تاثیر خوبی از خودم بجا بگذارم. این روش اوست که می خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شدیدا” در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.

دست کشیدن در میان موها:

وقتی افراد نمی دانـنـد چه چیز باید بگویند اغلب اوقات دستشان را میان موها می کشند. نـاظـری که قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است که فرد در مورد کاری که می خواهد انجام دهد و یا چیزی که میخواهد بگوید تردید دارد

پا ها

تکان دادن پاها:

وقتی فردی طوری نشسته که یک پا را روی پـای دیـگر انـداخته و یک پا را در هوا تکان می دهد پیام این است: من حوصله ام سـر رفته. حـرکات نـشـانـگر گـریز است اگرچه بدن فرد ساکن و بدون حرکت می باشد.

انداختن پاها روی هم در ناحیه زانو:

این حالت متداول بطور یـکسان در مردان و زنان رایج می باشد. مفهومش این است که: من بـسـیار آسـوده خاطر هستم.

قوزک پا روی زانو:

این معمولا عملی مردانه می باشد. میگوید: من قاطعانه از حقوقم دفاع می کنـم اما بـا آرامـش هسـتم. این همان ژست اصیل “پا روی پا اندازی کابویی” است.

انداختن پا روی هم در ناحیه قوزک:

این ژسـت در مـردها بیش از زن ها مورد استفاده قرار می گیرد. می گوید: “من مودبانه در آرامش هستم.”

به هم پیچیدن پاها:

این ژست در خانمها رایج می باشد. زن پاهایش را به هم می پیچانـد طوری که یک پایش را به پشت قوزک پای دیگرش قلاب میکند. مردها انجام دادن این کار را دشوار می پندارند. بـه هم فشردگی این حالت برداشت ” در آغوشگیری” و نوعی تمایل جنسی را در ذهن تداعی می سازد.

قفل کردن پاها:

این نیز نمونه ای از ژست زنانه میباشد. او در حالی که ایستاده یک پا را به پشت پای دیگر قفل می کند. این عمل معمولا به مفهوم آن است که فرد عصبی و ناراحت می باشد.

دست ها

خم کردن بازوها:

این کار میگوید: “من پر زور و نیـرومند هستم.” بالا آوردن یـک بازو نیز راهی برای جلب توجه میبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز کردن ژست خوش آمد گویی میباشد.

دستها به پشت:

وقتی دستها به پشت کمر قلاب میگردند مفهومش این است که فرد وضعیت را تحت کنترل خود دارد. میگوید: “من راحت هستم” مشابه حرکتی که سربازان زمانی که در حالت خبردار نیستند به خود میگیرند.

دستها به جلو:

هنگامی که ما مضطرب می باشیم تمایل به نگاه داشتن دستهـای خود در جلوی بدن خود داریم تا بتوانیم یک سد حفاظتی ایجاد گردانیم.

دستهای قلاب شده:

بر خـلاف دسـت به سـینه بودن که دستها بطور متقاطع به روی سینه قرار میگیرند، این ژست در افرادی مشاهده میشود که در شرایط اضـطراب آمـیزی قرار دارند. در واقع چنین به نظر می آید برای حفظ جانشان به خودشان دست آویخته اند.

دستهای تا شده:

زمانیکه دستها مقابل بدن همدیگر را قطع میکنند، مـعـمـولا نشانگر وضعیت تدافعی میباشد. فرد میگوید: من تمایل ندارم به هرچیزی که با عقایدم در تضـاد می باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعی که این طرز ایستادن پدید می آورد آگاهی ندارند. اما بـی تـردیـد بـرای سـد کـردن هـر گونه تعدی و مزاحـمت بکار گرفته می شـود. خصوصا وقتی که لبهای درهم و اخم نیز با آن همراه گردد.

دراز کردن دست :

زمانی که یک مرد نشسته و دست خود را دراز کرده، او میـگوید: “من اینجا را تحت کنترل خود دارم”. اما اگر یک زن این کا را انجام دهد، مـردها معمولا اینگونه می پندارند که او از حد و حدود خود تجاوز کرده است. هر چنـد زمـانـی که تنها یک دست را روی صندلی مجاور قرار میدهد میگوید: “میخواهم مانند شما(مردها) باشم”

دست به کمر بودن:

دستها دو طرف کمر به طوری که آرنج به طرف خارج بدن قرار مـیـگیرد فرد میگوید: از من فاصله بگیر. این یک عمل نا آگاهانه می باشد که مـا هـرگاه احساس جامعه ستیزی داشته باشیم و یا در محل پر ازدحامی قرار داریم و تـمایـل نداریم دیگران نزدیک به ما شوند اعمال میکنیم.

شانه بالا انداختن:

شانه ها بر آمده گشته و کف دستها به سمت خارج میچرخنـد. پیام روشن و واضح می باشد: من شما را نمی شناسم . و یا من نمی تـوانم به شما کمک کنم. دلالت بر احساس درماندگی فردی است که این ژست را به خود میگیرد.

راست قامت ایستادن:

حالت ایستادن افراشته میگوید شما انسان با اعتماد به نفس، صادق و موفقی هستید. حتـی اگـر کـوتـاه قـد باشید، گرفتن یک ژست مطمئن و بی پروا شما را پر ابهت نشان خواهد داد.

گامهای کوتاه-بلند:

استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهای بلند برداشتن و کمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بیانگر یک حالت مطمئن و با صراحت می باشد. برعکس گام های ریز و با شانه های قوز کرده فرد را ترسو و آسیب پذیر مینماید.

احوالپرسی دوستانه:

با اندک بالا آوردن ابرو زمانیکـه بـرای نـخستین بار شخصی را ملاقات می کنید، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشیار می نماید.

رویارویی نزدیک:

هر فردی مجاز و نیازمند مقدار معینی حـریـم شـخـصـی در پـیـرامـون خودش میباشد. معمولا آن حریم شخصی ۱۸۰-۹۰ سانتیمتری شمـا امـتـداد مـی یـابد. محدوده صمیمی و خودمانی ۵۰ سانتیمتر امتداد دارد. زمانیکه فردی خیلی نزدیک به جلو می آید منجر به مزاحمت و ناراحتی می گـردد. این یـک عـمل تـجاوز کارانه می باشد که مرزها و حدود دیگران را رعایت نکرده و احترامی برای آنها قائل نمی باشد. این طرز رفتار می تواند سبـب شود تا یـک فـرد مـنـفعـل و بی اراده، احساس آسیب پذیری کرده و حالت تدافعی به خود گیرد. تا زمانی که از شما در خواست نشده عقب بمانید.

بی رغبتی:

اگر میخواهید برتر از دیگران جلوه کنید، پشت به دیوار تکیه زده و دست به سینه بایستید. پیام روشن است: “مزاحم نشوید.”

گرفتن گردن:

هنگامیکـه دسـت بـه طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب می کند نشانه خشم می باشد. در دوران بدوی این ژست به ضربت سختی بر سر فرد مقابل منجر می گشت. اما در جامعه متمدن میباید از این عمل اجتنـاب ورزیـد. افرادیکه زبان بدن را متوجه میشوند از توانمندی این عمل آگاه هستند.

بی قراری(وول خوردن):

در موقعیت اجـتمـاعی هرگاه با پول خرد داخل جیبتان بازی کنید و صدای جیرینگ جیرینگ آن را درآورده یا با موها و یا لباستان کلنجار رویـد، علامت واضحی است که شما عصبی، بی قرار و هیجان زده می بـاشـیـد. بـرای گـذاشتن تاثیر خوب بر روی دیگران سعی کنید این حرکات تهییج آمیز و بیتاب گونه را در خود فرو نشانید.

کشیدن شلوار:

این عمل در مردان بیش از زنان انجام میشود. چون مردها هستند که اغلب اوقات شلوار به تن می کنند. پارچه شلوار یک پا به نشانه نـابـاوری بـه بــالا کشیده میشود. مانند این میماند که پایش را روی یک چیز ناخوشایند گـذاشـته و میکوشد آن را از روی شلوارش بتکاند.

به دیوار تکیه زدن:

زمانیکه شما به دیوار و یا درب ورودی با آرامش خاطر بسیار، تـکیه می دهید، به دیگران می گویید که بمانند. این روشـی اسـت برای طولانی کردن گفتگو خصوصا وقتی که در موقعیتهای اجتماعی قرار دارید.

ارتباط نزدیک:

دو فردیکه با هم گفتگو کرده و همدیگر را در یک جایگاه و همسو مییابند، انس و علاقه متقابل را نمایان میکند. افرادیکه برای مدت زمان مدیدی با یکدیگر بوده اند حرکات یکدیگر را تـقـلـیـد و تـکرار کـرده و حـتـی کلمات و الفاظ یکسانی را همزمان بیان میکنند.

نزاع:

هنگامی است که دو فرد رو در روی هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـی می ایستند که بیانگر خشونت و تند خویی شدید میباشد. در شرایط عادی هر دو فرد در هنگام صحبت کردن اندکی از یکدیگر فاصله میگرند. امـا هرگاه بخواهند با یکدیگر زورآزمایی و نزاع کنند خود را در حالت بینی به بینی قرار میدهند که تقابل بسیار خطرناکی است.

تعظیم کردن:

این ژست ادای احترام دنیای کهن، دیگر کاربردی جـز در محافل دیپلماتیک و موقعیت های رسمی ندارد. هر چند که در زمانهای گذشته بـه عنوان ادای احـترام و درود فرستاندن متعارف بکار می رفته است، اما اکنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجریان بر روی سن مورد استفاده قرار میگیرد

زبان بدن (موی سر)

برخی از کارشناسان بر این باورند که مدل موی شخص می‌تواند نشان‌گر تصویر شخصی, کیفیت زندگی, میزان عملگرایی, خودنمایی, اثرگذاری و پایگاه اجتماعی و اقتصادی فرد باشد. برخی نیز بر این باورند که موی شخص می‌تواند نشانگر بالندگی عاطفی و ناحیه‌ی زیستی باشد.
مفاهیم مختلف مدل‌های مختلف مو را در طول دهه‌های گذشته از نظر بگذرانید. فرضاً, در دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ قرن بیستم موی بلند شخص نشانه‌ی عصیان‌گری و شورشگری بود, اما امروزه در دهه‌ی ۹۰ یک راننده‌ی کامیون بیابان نیز موهایش را بلند می‌کند تا بسان سلطان موسیقی راک جلوه کند. باید توجه داشت که موهای بلند دخترک ۱۵ ساله تفسیر متفاوتی با موهای بلند یک زن ۵۵ ساله دارد. در هر صورت, در این قسمت حتی‌المقدور اسرار شناخته شده‌ی انواع مدل مو را در اختیار شما قرار می‌دهیم. باید توجه داشت که نشانه خوانی باید همراه با نشانه‌های آشکار سایر ویژگی‌های فرد باشد تا بتواند فرد را به سوی تشخیص درست رهنمون شود.

موی مردان
موی بلند و موی کوتاه _ باور غالب این است که موی کوتاه نشانه‌ی محافظه کاری و سازگاری و موی بلند نشانه‌ی ماهیتی هنری و عصیان‌گری است. این باور گهگاه درست می‌نمایاند؛ ولیکن در همه‌ی موارد این گونه نیست, زیرا موهای بسیار کوتاه می‌تواند نشانه‌ی موارد زیر باشد:
فرد احتمالاً اهل ورزش است؛
در حال طی کردن دوره‌ی نظام بوده و یا این که در گذشته یک نظامی بوده است؛
شخص در سازمان و یا اداره‌ای کار می‌کند که مجبور است مویش را کوتاه نگه دارد؛ این امر می‌تواند نشان‌گر گرایشات هنری, عصیان‌گری و مدگرایی باشد (در صورتی که مو به طور غریبی رنگ شده باشد و یا این که بسیار کوتاه باشد)؛
ممکن است نشانه‌ی محافظه‌کاری فرد باشد؛
احتمالاً شخص به نوعی مشغول درمان بوده و یا این که این امر از ضرورت درمانی ناشی شده است؛
احتمال دارد فرد این گونه بپندارد که جذابتر می‌نمایاند؛
فرد به دلیل راحتی و سهولت کاری, موی کوتاه را ترجیح می‌دهد.
اگر چه تامل در خصوص موارد بالا می‌تواند برای تشخیص ماهیت اشخاص راهگشا باشد, لیکن بسندگی صرف به این ذهنیات و کلیشه‌ها می‌تواند بازدارنده باشد.
موی آراسته: مردی که با موی آراسته, سشوار کرده و تافت زده ظاهر می‌شود و این امر را با لباس و کفش گرانقیمت همراه می‌کند, خواهان به رخ کشیدن موقعیت و پایگاه غبطه‌برانگیز اجتماعی و شغلی خود است.
این حالت می‌تواند نشانه‌ی کامیابی اقتصادی, خودمهم پنداری و اثرگذاری بر روی دیگران باشد. معمولاً مردان این گونه برای موی سر خویش سرمایه‌گذاری پولی و زمانی نمی‌کنند. در هر حال, استنباطی که از این حالت می‌توان کرد این است که چنین مردانی بدین وسیله قدرت, توان مالی و برتری پایگاه اجتماعی خویش را به رخ دیگران می‌کشند.
بعلاوه, همین برداشت را می‌توان به ناخن‌های آراسته نیز تعمیم داد.

نشانه‌های مرتبط با ریزش, کم پشتی و طاسی سر
مردانی که معدود تارهای موی باقیمانده بر روی سر خود را با دقت و وسواس محسوسی شانه می‌کنند و به اصطلاح به آن حالت می‌دهند, در واقع بدین وسیله خودخواهی خود را نشان داده و در عین حال نسبت به قضاوت و داوری دیگران غافل هستند. زمانی که من با چنین مردانی برخورد می‌کنم, نخستین سوالی که به ذهنم خطور می‌کند این است که آیا این مرد نمی‌داند که ما چشم داریم و همه چیز را می‌بینیم. نکته‌ی قابل توجه این که این برداشت‌ها وحی منزل نیست و در همه‌ی حالات استثنا به چشم می‌خورد.
استفاده از کلاه گیس و کاشتن و ترمیم موی سر: مردانی که با ترمیم موی سر خویش کم پشتی و یا ریزش آن را جبران می‌کنند, بدین وسیله نخوت و فقدان اعتماد به نفس خویش را نشان می‌دهند. بعلاوه, بدین وسیله فرد با جذاب نشان دادن خویش اعتماد به نفس از دست رفته را کسب می‌کند. در هر صورت, از نشانه‌های این نوع اقدامات ترمیمی مردان می‌توان به مواردی چون برخورداری از امکانات مادی, نقص زدایی و ظاهر گرایی اشاره کرد.
استفاده از انواع کلاه‌ها:

مردان طاسی که از کلاه بیس‌بال برای پوشش این نقیصه‌ی خود استفاده می‌کنند, در واقع در برابر پیر شدن از خود مقاومت نشان می‌دهند. در این ارتباط باید به این نکته توجه کرد که بسیاری از مردان طاس برای حفاظت از فرق و کاسه‌ی سر خویش در برابر آفتاب سوزان از این کلاه‌ها استفاده می‌کنند؛ لیکن اگر مردان طاس در منزل نیز از این کلاه‌ها استفاده می‌کنند, این امر می‌تواند نشان‌گر فقدان خودباوری و اعتماد به نفس باشد.
موی رنگ شده:

مردانی که موی سر خود را رنگ می‌کنند, عمدتاً خواهان پوشاندن موهای سفید خود هستند و بدین وسیله خود را جوان می‌نمایانند. روشن است که این وسیله در همه‌ی حالات و مقاطع سنی نمی‌تواند راهگشا باشد. فرضاً چنان چه مرد ۷۵ ساله‌‌ای دارای موهای مشکی یک‌دست باشد, در آن صورت پنهان‌کاری کاملاً بی‌مورد است. در هر صورت, از ویژگی‌های این اشخاص می‌توان به خودخواهی, واقعیت گریزی و بسان کبک عمل کردن اشاره کرد.


موی صورت مردان
ریش و سبیل: برخی از مردم بر این باورند که ریش و سبیل می‌تواند نشانه‌ی راز آلودگی شخص باشد. باید توجه داشت که این برداشت درست نبوده و مردان به دلایل مختلف از موی صورت استفاده می‌کنند.
در هر صورت, ریش و سبیل می‌تواند به موارد زیر دلالت کند:
مرد می‌پندارد که بدین شکل جذاب‌تر می‌نمایاند؛
مرد جوان بدین وسیله خود را سالدار می‌نمایاند؛
با استفاده از ریش, فرد سن و سال و چروک‌های صورت خود را می‌پوشاند؛
فرد بدین وسیله نقص صورت خود را می‌پوشاند؛
مرد ریشو بدین شکل ماهیت عصیانگرانه‌ی خویش را می‌نمایاند؛
مرد در جایی شاغل است که از این بابت محدودیتی را به شخص تحمیل نمی‌کنند.

دقیقاً به طول و شکل و شمایل ریش و سبیل مردان توجه کنید, زیرا ریش و سبیل‌های بلند می‌تواند گرایشات سیاسی لیبرالیستی مردان را بنمایاند. از سوی دیگر, ریش و سبیل نامرتب, کثیف و ناآراسته می‌تواند نشانه‌ی ویژگی‌هایی چون کاهلی, دلمردگی, اختلالات و عوارض روحی و فیزیکی, فقدان قدرت داوری و سایر کاستی‌ها و نقایص بهداشتی باشد.

موهای سایر قسمت‌ها:

ابروان پرپشت و نامرتب و موهای زیاد دماغ و گوش مردان, نشانه‌ی این است که این اشخاص به ظاهر خویش اهمیتی نمی‌دهند. برخی از این مردان بر این باورند که مرتب کردن و آراستن موهای این قسمت‌های صورت عملی نادرست و نامردانه است.

مدل موی نامتعارف و نمایان:

مدل و یا رنگ موی غیر عادی و نامتعارف می‌تواند دلالت بر موارد زیر داشته باشد:
ماهیت ناسازگار؛
فرد ماهیتی عصیانگرانه و شورشی دارد؛
فرد شیفته‌ی ماجراجویی است؛
فرد گرایشات مدپرستانه و هنری دارد؛
فرد دارای شغلی نامتعارف بوده و سبک زندگیش نامتعارف است؛
شخص بدین وسیله خواهان عضویت در یک گروه هم سال خاص است؛
سازگاری با مدل‌‌های غالب و حاکم در اجتماع؛
بی‌توجهی به صورت‌های ظاهر؛
میل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه کردن؛
تاثیرات فرهنگی (سن و سال فرد, نژاد و گروه‌های مختلف اجتماعی).

موی زنان
مدل موی زنان در قیاس با چگونگی موی مردان محدودیت چندانی ندارد, زیرا مردم آسان‌تر انواع مدل موی سر زنان را می‌پذیرند, چون مدگرایی عمدتاً از آن جنس مونث است. با این وجود, موی سر نمایان و نامتعارف زنان نیز تعابیر و تفاسیر خاص خود را دارا می‌باشد.
موهای کوتاه و بلند: بر اساس فرهنگ ما, جوانی و جذابیت جسمانی زنان با موی بلند تعریف و تبیین می‌شود. به همین دلیل, بلندی و کوتاهی موی زنان تفاسیر خاص خود را دارا می‌باشد. حال اگر علیرغم این نگرش فرهنگی زنی مویش را کوتاه نگه دارد, باید به موارد زیر توجه کرد:
موی زیبا, کوتاه و آراسته این حالت می‌تواند نشان‌گر تمایلات هنری فرد بوده و در عین حال از برخورداری مالی حکایت کند. باری, هزینه کردن مبلغ قابل توجهی از درآمد برای آرایش مو می‌تواند نشانه‌ی اهمیت دادن به ظاهر شخصی, میل به پذیرفته شدن, اهمیت دادن به نظرات دیگران و احتمالاً عدم ایمنی باشد.
موی کوتاه معمولی زنان _ چون نگه داشتن موی بلند دشوار و هزینه بر است, بسیاری از زنان موی خود را کوتاه می‌کنند تا از دنگ و فنگ نگهداری موی بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانه‌های بارز این حالت می‌توان از عملگرایی فرد نام برد, به ویژه اگر این حالت با سایر ویژگی‌های عملگرایی همراه شود.
موی بسیار کوتاه سبب توجه دیگران می‌شود _ چنان چه لباس زنی زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه کردن این حالت مو نمود می‌یابد.
احتمال دارد که موی بسیار کوتاه دلالت بر ضرورت‌های درمانی داشته باشد _ فرضاً, زنانی که شیمی درمانی می‌شوند, چاره‌ای جز این ندارند.
در رابطه با موهای بلند باید موارد زیر را از نظر گذراند:
چون فرهنگ ما موی بلند را نشانه‌ی جذابیت و زیبایی می‌داند, زنی که بیش از چهل سال سن دارد و در عین حال موهایش را به طور نمایانی بلند نگه می‌دارد, در برابر پیر شدن از خودش مقاومت نشان می‌دهد و ادا و اطوار جوانان و چشم نوازان را در می‌آورد. از ویژگی‌های این زنان می‌توان به مواردی چون ذهنیت گرایی, رویاپردازی و واقعیت‌گریزی اشاره کرد.
موی بلند نمایان یک زن ممکن است حالت چشم‌نوازی نداشته باشد و این کیفیت سبب شود که بپندارد که بدین شکل جذابیت جنسی محسوسی کسب می‌کند.
موی بلند نامتعارف می‌تواند نشانه‌ی عصیانگری و ماهیت شورشی بر علیه آداب و سنن دست و پا گیر و بازدارنده باشد, زیرا بسیاری از زنان موی بلند نمایان را نشانه‌ی آزادی و فارغ بودن از هر گونه محدودیتی می‌دانند. حال اگر نوع لباس زن این برداشت را تقویت کند, در آن صورت این نشانه انکار ناپذیر می‌شود.
موی بلند کثیف و ژولیده می‌تواند نشان‌گر خصوصیاتی چون فقدان قوه‌ی تشخیص و داوری, بیماری, کاهلی و تنبلی, تن‌آسایی, ماهیتی شورشی, دلزدگی و لاقیدی شخص باشد. در صورت کثیف بودن موی سر, برای خواندن زنان لازم است که به سایر شاخص‌های بهداشتی نیز توجه شود.
موی پوش داده: پوش دادن مو می‌تواند نشان‌گر سالمندی زن بوده و در عین حال می‌تواند نمایانگر ناحیه‌ی زیستی زن باشد. فرهنگ حاکم بر مناطق مختلف سبب می‌شود که اشخاص اولویت و ارجحیت فرهنگی را در ظاهر خویش دخالت دهند.
این حالت تا حدی کم پشتی مو را جبران می‌کند و هم این که سبب صرفه‌جویی در هزینه‌های آرایشی می‌شود.


رنگ مو:

رنگ کردن مو در بین این جنس طبیعی است. مگر آن که زنی مویش را به طور نامتعارفی رنگ کرده باشد و این رنگ کاملاً به چشم بخورد. از سوی دیگر, چنان چه زنی سفیدی مویش را با رنگ کردن بپوشاند, این امر می‌تواند گویا باشد. برای مثال, این اشخاص متوسل به تمارض و وانمود کردن نشده و واقعیت سنی خویش را به راحتی پذیرا می‌شوند. در برابر این گروه, اشخاصی هستند که به دلایل حساسیت‌های آلرژیکی اقدام به رنگ کردن نمی‌کنند. در هر صورت, در هنگام خواندن شخصیت زنان باید ظرایفی از این دست نیز لحاظ شود.

 

 

 

افکار انسان

يکشنبه سيزدهم دي ماه 1388 ساعت 10:02


گاهي چه حقيرند افکار انسان

 

 

دکتر شريعتي چه خوب اين را توصيف مي کند

درد من حصار برکه نيست بلکه زيستن با ماهيانيست که فکر دريا هم به ذهنشان خطور نکرده است.

يه دوست معمولی و يه دوست واقعی

پنج شنبه دوازدهم آذر ماه 1388 ساعت 09:10


يه دوست معمولي و يه دوست واقعي

 

يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار مي کنه
يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي مي کنه
يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده.
يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه
يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه
يه دوست واقعي اسم و شماره تلفن اون ها رو تو دفترش داره
يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره
يه دوست واقعي زودتر ميآد تا تو آشپزي بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جا رو جمع و جور کنه
يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني
يه دوست واقعي مي پرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟
يه دوست معمولي ازت مي خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني
يه دوست واقعي ازت مي خواد که مشکلات را حل کنه
يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده مي دونه
يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ مي زنه

يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره.
يه دوست واقعي مي خواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني

 يک دوست معمولي از درونت بي خبره

يک دوست واقعي سعي مي کنه درونتو بفهمه 

 

g/4/'>headaches in the eyesbluefield got cheated in hs footballwhat is johann jakob occupationaddison's partner steeworkplace identity theft iq testfree onl/'>faces of lung cancer
 

زن از نظر خدا

دوشنبه دوم آذر ماه 1388 ساعت 10:06


When God created woman he was working late on the 6th day
وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد.

An angel came by and said: “Why spend so much time on that one?”
یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟

And the Lord answered:
خداوند فرمود:

“Have you seen all the specifications I have to meet to shape her?”
آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او بکار ببرم اطلاع دارید؟

She must be washable, but not made of plastic, have more than 200 moving parts which all must be replaceable and she must function on all kinds of food, she must be able to embrace several kids at the same time, give a hug that can heal anything from a bruised knee to a broken heart and she must do all this with only two hands”.
او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی. او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید. او باید تمام اینکارها را با دو دست خود انجام بدهد.

The angel was impressed.
فرشته تحت تأثیر قرار گرفت.

“Just two hands....impossible!“
”فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!“

And this is the standard model?!
و آیا این یک مدل استاندارد است؟

“Too much work for one day....wait until tomorrow and then complete her“.
”اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن”

I will not”, said the Lord. “I am so close to complete this creation, which will be the favourite of my heart”.
خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.

“She cures herself when sick and she can work 18 hours a day”.
وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

The angel came nearer and touched the woman.
فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد.

“But you have made her so soft, Lord”
”اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.“
“She is soft", said the Lord, “But I have also made her strong. You can’t imagine what she can endure and overcome.“
خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام.
نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

“Can she think?" the angel asked.
فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟

The Lord answered:
“Not only can she think, she can reason and negotiate.”
خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

The angel touched the womans cheek....
فرشته گونه های زن را لمس کرد.

“Lord, it seems this creation is leaking! You have put too many burdens on her.”
” خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند! شما مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای.“

“She is not leaking....it’s a tear” the lord
corrected the angel
”او چکه نمی کند.... این اشک است“ خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.

“What’s it for?" asked the angel.
فرشته پرسید ”این اشک به چه کار می آید؟“

And the Lord said:
“Tears are her way of expressing grief, her doubts, her love, her loneliness, her suffering and her pride.”
و خداوند فرمود:
”اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرور اش است.“

This made a big impression on the angel; “Lord, you are genius.
You thought of everything. The woman is indeed marvellous!”
این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای. تو فکر همه چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.“

Indeed she is!
Woman has strengths that amazes man. She can handle trouble and carry heavy burdens.
آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند. او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد.

She holds happiness, love and opinions.
She smiles when feeling like screaming.
او شادی، عشق و اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد.

She sings when she feels like crying, crys when she is happy and laughs when she is afraid.
او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، وقتی که خوشحال است گریه می کند و وقتی که ترسیده است می خندد.

She fights for what she belives in.
Stand up against injustice.
او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد.

She doesn't take “no” for an answer, when she can see a better solution. She gives herself so her family can thrive. She takes her friend to the doctor if she is afraid.
وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمی کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد.

Her love is unconditional.
عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.

She cries when her kids are victorious. She is happy when her friends do well.
She is glad when she hears of a birth or a wedding.
وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند. و از اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود.
او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

Her heart is broken when a next of kin or friend dies.
وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

But she finds the strength to get on with life.
ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.

She knows that a kiss and a hug can heal a broken heart.
او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

There is only one thing wrong with her
او فقط یک اشکال دارد.

She forgets what she is
worth...
فراموش می کند که او چه ارزشی دارد...

عزمی راسخ

پنج شنبه بيست و يکم آبان ماه 1388 ساعت 11:06


کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض می کند .

                                                                                                                   گوته

نامه ای از طرف خدا

سه شنبه نوزدهم آبان ماه 1388 ساعت 11:45


نامه ای از طرف خدا


امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو
به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...

دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...
دوست و دوستدارت: خدا

 

p.s وقتی این نوشته رو توی ایمیلم خوندم اشک توی چشام جمع شد آخه همین دیروز عصر بود که به خدا گفتم : آخه خدای من ،من که همیشه تنهایی هام رو با تو سپری می کنم ، من که همه حرف هام رو به تو می گم ،پس چرا نمیشه تو جواب حرفهام رو بدی ،چرا نمیشه با آدمها به زبون خودشون حرف بزنی ؟

هنوز هم توی ناباوری موندم که خدا از طریق واسطه با من حرف زد !!!

خدایا من تو رو خیلی دوست دارم

 

 

دستها

سه شنبه پنجم آبان ماه 1388 ساعت 14:10




یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار می ارزه
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه
بستگی داره تو دست کی باشه

يک توپ بيس بال تو دست من شايد 6 دلار بي ارزه
يک توپ بيس بال تو دست راجر کلمن 4.75 ميليون دلار مي ارزه
بستگي داره تو دست کي باشه



یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه ...
بستگی داره تو دست کی باشه


یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه
بستگی داره تو دست کی باشه



یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده
بستگی داره تو دست کی باشه



دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه
بستگی داره تو دست کی باشه


همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه



پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...


بستگی داره تو دست کی باشه



 


 

راه ...

دوشنبه بيست و هفتم مهر ماه 1388 ساعت 09:22



در مسیر بهشت من ،

                                           درخت سیب کاشته شده …



 به همین سادگی،

خیلی خوب، خیلی بد !

 

 


 

پس دوستشان بدار

پنج شنبه بيست و سوم مهر ماه 1388 ساعت 08:45



از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛


با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خودشک دارند؛


پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند 

 

 

گاهی لیوان را زمین بگذار

چهارشنبه پانزدهم مهر ماه 1388 ساعت 14:58


گاهی لیوان را زمین بگذار


استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟ یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد. حق با توست... حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟ شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید. اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی
گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار میشوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.

زندگی همین است!

از عشق سخن باید گفت ...

سه شنبه هفتم مهر ماه 1388 ساعت 15:46


از عشق سخن باید گفت
همیشه از عشق سخن باید گفت
می‌گوید : عشق ،ترجیع بندی‌ست که هیچ رجعتی در آن نیست
می‌گوید : تکرار ِ نامکرر است
بی‌عشق،خانه حقیر است ،محله خاموش است ،شهر افسرده است ،فضا تنگ
است ،دنیا تاریک
دوست داشتن خوب است،عشق،اما،عالی‌ست
دوست داشتن آرامش است،عشق غوغاست
دوست داشتن دریاست
عشق ،آتشفشانِ همیشه زنده‌ی روح
بی‌عشق ،جهان قبرستانی‌ست همه قبرهایش خالی ِ خالی

باغی بوته‌هایش ،درخت‌هایش همه خشکیده و پژمرده
بی‌عشق ،چشمه بی‌آب است
قلب ،بدون راز
بازگردیم به سوی عاشقانه زیستن ؛اما عشق را همه میل ِ تن به تن ندیدن
از نگاه به نگاه ،رد پای عشق را بهتر از هر کجای دیگر می‌توان یافت؛از ضربه‌های آهنگرانه‌یی که بر سندان ِ قلب می‌کوبند ...


 

نوروز مبارک

چهارشنبه بيست و هشتم اسفند ماه 1387 ساعت 16:49


نوروز، اگرچه روز نو سال است، روز كهنه قرن­هاست. پيري فرتوت است كه سالي يكبار جامه­ي جواني مي­پوشاند، تا بشكرانه­ي آنكه روزگاري چنين دراز بسر برده و با اين همه دمسردي ِزمانه تاب آورده است، چند روزي شادي كند. از اين­جاست كه شكوه پيران و نشاطِ جوانان در اوست. پير نوروز يادها در سر دارد. از آن كرانه زمان مي­آيد، از آن­جا كه نشانش پيدا نيست. دراين راه دراز رنج­ها ديده و تلخي­ها چشيده است، اما هنوز شاد و اميدوار است. جامه­هاي رنگارنگ پوشيده است، اما از آن همه يك رنگ بيشتر آشكار نيست، و آن رنگِ ايران است.

 

 .::   سال نو مبارک   ::.

یک داستان جالب

دوشنبه بيست و سوم دي ماه 1387 ساعت 12:44


یک داستان جالب :

دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد.

پس از دو ماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:

لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.

من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست

باعشق : روبرت


دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:

روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را از میان

عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان .....


خیلی از کارش خوشم اومد ، نظر شما چیه ؟


 

 

می آفرینمت

يکشنبه پانزدهم دي ماه 1387 ساعت 09:48



حتی اگر نباشی ،

می آفرینمت

چندان که التهاب بیابان ،

سراب را !

 

 

                                                                                                               " قیصر امین پور "

 


تولد

سه شنبه سوم دي ماه 1387 ساعت 19:18


تولد من :

سلام ، امروز عصر توی شرکت دوستام برام تولد گرفتن ، البته تولدم 25 آذر بود اما ما اینجا معمولا آخر ماه برای بچه ها تولد می گیریم .

خیلی ها شون رو می شناسین : پرنیا ، جودی آبوت ،  آفتاب مهربانی ، بقیه هم بودن

تولد در فرابرد

خلاصه کلی خوش گذشت و جای همه خالی ، عکس هم گرفتیم n تا ! کادو هم گرفتم ، این هم عکس هاش !

 تولد در فرابرد

این آقا گاوه هم یه دفعه ای به جمع کادو ها اضافه شد :تولد در فرابرد

 

تولد

سه شنبه بيست و ششم آذر ماه 1387 ساعت 10:47


474116inks1r2gd8.gif

    

855333uf4pga48qo.gif

سلام

دیروز تولدم بود اما کلا اینترنت قطع بود :-(

امروز اومدم دیدم یکی از دوستام با اون کیک بالایی ، برام تولد گرفته

خوب منم زرنگی کردم و خودم توی این پست واسه خودم تولد گرفتم :-)

 

Google Search & Life.com ...

چهارشنبه ششم آذر ماه 1387 ساعت 13:18


Google Search & Life.com ...

یه خبر خوندم راجع به اینکه :

گوگل داره آخرین آرشیو مجله Life.com رو اسکن می کنه ، با استفاده از این آرشیو می تونیم عکس هایی که می خوایم رو راحت تر پیدا کنیم ،

شاید بارها براتون پیش اومده که کلمه ای رو توی گوگل سرچ کنید و به یک عالمه عکس نا مربوط برسید و کلی عصبانی بشید ، می تونید با استفاده از روش زیر بهتر به عکس مورد نظر برسید ، بیشتر کلمات ایرانی رو ترجمه می کنه اما در مورد بعضی اسم ها جواب نمی ده ،

راستی توجه داشته باشین که این عکس ها رو از آرشیو میاره ، پس اکثرشون قدیمی هستن !

کلمه مورد نظر   source:life leg   مثل :       ترانه  source:life    یا  iran source:life   

حکمتی از جانب تو

يکشنبه سوم آذر ماه 1387 ساعت 13:52


خدایا !

در مقابل تمام ناملایمات صبر خواهم کرد چون بالاترین و والاترین پاداش ها
مخصوص کسانی است که هرگز نا امید نشده و صبر می کنند.
یگانه پروردگارمن !
در مواجهه با همه سختی ها ، استوار خواهم ماند
زیرا ایمان دارم هرچه برایم رقم می خورد
حکمتی از جانب توست !!!

1 2 3