به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته delebarani نوشته شده توسط setareh mashreghi خوش آمدید.

تو باراني و من باران پرستم تو دريايي و من موج تو هستم / اگر روزي بپرسي باز گويم تو من هستي و من ،نفش تو هستم
1 2 3

اومدم تا باز ، با فکر تو تنها شم.

پنج شنبه نهم آبان ماه 1387 ساعت 23:03


سلام دوستان....

امشب آیناز عزیزم باعث شد ،تا دوباره یه سری به وبلاگ دل بارونی بزنم.

و نوشته هامو از اوّل تا آخر بخونم... یادش به خیر

روزی که تازه با زنده رود آشنا شدم و

 روزی که برای اوّلین بار وبلاگ دل بارونی رو ساختم....

یادش به خیر...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این روزها هوای شهرمون بارونیه ...

دل من هم بارونیه...  یه دل بارونی به معنای واقعی کلمه

اون روزها وقتی می نوشتم سراپا عشق بودم و احساس...

یه احساس پاک و یه عشق واقعی به پروردگار بزرگ و مهربونم...

به راستی که سراپا امید بودم و سرشار از زندگی.

به تک تک کلماتی که می نوشتم از ته دل اعتقاد داشتم.

امّا حالا که به خودم نگاه می کنم  ، با خودم می گم :به راستی از من چی مونده؟

از اون همه امید و احساس و پاکی وجودم   ، چی مونده ؟

امّا نه..........

وقتی که خوب تر نگاه می کنم می بینم هنوز تو گوشه ی قلبم یه چیزی هست ،

نمی دونم چیه ،یه نور ،یه امید یه صدا ....

آره یکی داره باهام حرف می زنه ،یکی داره بهم می گه : صدام کن لیلا

من هنوز باهاتم ، تا ابد ، تو ذره ذره ی وجودت  ....

صدام کن، کسی که هنوز هم می تونه این طور خالصانه برای من اشک بریزه

هنوز هم برای من همون  دل بارونیه ...

دلت گرفته می دونم ،گریه کن ،گریه کن تا دل بی قرارت آروم بگیره...

و بدون هنوز هم من و داری ،تا ابد...

من هم تو رو دارم....باور کن.

اون سر جاده تویی تو      این سر جاده منم من

آخه این مسیر عشقه        یه قدم تو صد قدم من

هر قدم پل عبوره            راه بر گشتن نداره

شرط عاشقی همینه          ببینیم کی کم میاره؟

توی این زمونه ای که      عاشقی فقط یه حرفه

تا قدم نذاشتی فکر کن       که کدوم برات می صرفه ؟

قدم اوّل و بردار             قدم آخرش از من

من که دیوونه ی عشقم      حتی پای جون سپردن

گل سرخ عاشقی تو          باغ سبز زندگی من

                باغ سبز زندگی من

خداحافظی

دوشنبه يازدهم شهريور 1387 ساعت 00:18

سکوت

جمعه بيست و هشتم تير ماه 1387 ساعت 20:46

تفکر

سه شنبه هجدهم تير ماه 1387 ساعت 17:46

زنده رود همیشه زنده روده...

جمعه چهاردهم تير ماه 1387 ساعت 01:18

اراده

يکشنبه نهم تير ماه 1387 ساعت 09:58

توی لاک خود بودن خوبه یا بد....

چهارشنبه بيست و نهم خرداد ماه 1387 ساعت 20:08

امروز روز دیگریست...

جمعه دهم خرداد ماه 1387 ساعت 13:08

جبران خلیل جبران

جمعه بيست و هفتم ارديبهشت 1387 ساعت 00:59

دلم خیلی گرفته

دوشنبه بيست و سوم ارديبهشت 1387 ساعت 18:58

شایسته

چهارشنبه هجدهم ارديبهشت 1387 ساعت 19:54

بیمار عشق

سه شنبه دهم ارديبهشت 1387 ساعت 00:27

بازی کلمه ها

پنج شنبه پنجم ارديبهشت 1387 ساعت 13:28

دریا و کویر

شنبه سي و يکم فروردين 1387 ساعت 14:51

صدای پای خدا

دوشنبه نوزدهم فروردين 1387 ساعت 15:47

امید،امید،امید

پنج شنبه پانزدهم فروردين 1387 ساعت 01:20

دوست داشتن از نوع دیگر!

شنبه دهم فروردين 1387 ساعت 19:57

لحظه های خدایی

جمعه دوم فروردين 1387 ساعت 23:07

بهانه.بهار

سه شنبه بيست و هشتم اسفند ماه 1386 ساعت 13:13

خدایا با من حرف بزن

سه شنبه بيست و يکم اسفند ماه 1386 ساعت 23:36

1 2 3