والنتاين يا اسپندار مذگان؟!
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 12:12
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي56 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 5 اسفند، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن (Valentine) به 5 اسفند (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
.:: نظرات
دیگران ::.
نویسنده:رها
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 12:22
من اول
دوباره میام
نویسنده:رها
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 12:22
من اول
دوباره میام
نویسنده:..............
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 12:44
...............
هه لو
بارها گفتم.... بازم می گم.
شتر سواری دولا دولا نمیشه.
سلام علیکم بسیار ساده تر از درود در دهان می چرخد. و....... برو تا آخر. نمی خواهم ادامه بدم و یکی یکی عیب و ایرادهایی که به مردم غیر روشنفکر گرفتی رو مقایسه کنم با 1000 تا چیز دیگه.
باز هم تکرار می کنم. نمی شود رفت در آتشکده و نماز خواند رو به قبله مسلمین. آتشکده جای عبادت آتش است. }ای بزرگداشت آتش است.
هر وقت تکلیفت رو با خودت روشن کردی، آنوقت می توانیم با هم حرف بزنیم و آنوقت حرفهات قابل فکر کردن هست. اما در این مرحله، هرچه می نویسی و می گویی فقط یک مشت کلمات روشن فکر پسند و ایرانی پرستی کور و توخالی وشعار گونه بیشتر نیست.
بای
نویسنده:بیدل شیدا
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 13:15
جالبه! نکات خوبی رو یادآوری کردی لیدا جان. شاید اگر این تبلیغات در حد گسترده باشه بشه جایگزین کرد! اما من راستش برای اولین بار بود این رو میشنیدم که روز عشق هم داریم... پس نباید انتظار زیادی داشت. خوبه که شما که میدونید اطلاع بدید و کم کم جا بندازید که در فرهنگ ما چه سنتهای زیبایی هست...
شاد باشی و پیروز
نویسنده:کالی
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 13:43
السلام علیکم
و رحمت الله و برکاته ابوالبرکات
باید ریشه ایران باستان را آبیای کنیم و بریم به اصل خودمان .
نویسنده:ستاره و سیاره
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 14:29
سلام لیدا جون خوشگلم
بابا چه گیریه تو به این فرنگی های از خدا بی خبر بدبخت
دادی ؟ مگه والنتاین چشه ؟!!!!!! اسم به این قشنگی ، تازشم اگه من 14 فوریه یه کادوی خوشگل واسه تو بیارم تو از من نمی گیری ؟!!!!!!!!
حیف شد می خواستم یه هدیه برات بخرم اما خوب حالا که این قدر در این مورد خنجر را از رو بسته ای منصرف شدم ، میدمش به یکی دیگه
نویسنده:elham
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 15:51
واقعا عالي بود ليدا.خيلي كيف كردم.كلي هم به اطلاعاتم اضافه شد. من پايه ام.از همين امسال روز عشق را 29 بهمن مي گيرم!
هميشه موفق وژرانرژي باشي.
نویسنده:علی
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 15:59
ستاره خانوم / اون هدیه را بدین به من / از همه مستحق ترم، به علی / این لیدا خانوم انگار یه سابقه ی ارتشی چیزی داره / سرهنگی تیمساری چیزی بوده یه وقتی / همه کاراش با زور و تشر و داد و بیداده / بابا کوتاه بیا لیدا خانم / فشار از هر طرف وارد بشه / از یه طرف دیگه می زنه بیرون / وقتی نماز و روزه و اسلام زورکی میشه / همه از لجشون میرن آمریکایی میشن دیگه / حالا شومام فشار نیار که برند سراغ اسفندارمذ / استغفرالله شما هم داری کار این آخوندا را می کنی./ آخر قربونت برم با تلخی که نمیشه شیرینی به کسی داد؟
نویسنده:elham
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 16:59
اومدم بگم پرانرژي را اشتباه نوشتم واصلاحش كنم كه كامنت علي آقا را ديدم واز اونوقت تاحالا دارم مي خندم.
نمي دانم علي آقا از پشت كلمات ليدا چطور داد وبيدادش را شنيده.
اما خب راست مي گه.اين ليداي عزيز ما خيلي وطن پرسته!
نویسنده:عمو اروند
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 17:25
من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم/ تو خواه از سخنم پند گیر یا ملال
عرض کنم خدمتتان که علمای فیزیک که همه دهری هم هستند فرموده اند" هرکنشی را واکشنی است مساوی و مختلفالجهت." و این فرمایشات شما هم دقیقن همان واکنش است در مقابل فرمایشات آنان که به زور چماق میخواهند مردم را مسلمان کنند. والا من شخصن « سلام» را بر « درود » و «خدا حافظ » بر « بدرود» ترجیح میدهم. که این دو کلام، دیگر عربی نیست و هیچ عرب زبانی هم کلمهی سلام با این مفهوم که ما به کار مییریم، به کار نمیبرد. این واکنش ها سبب گرویدن گروهی به دین زردشت شده است و در خارج بسیاری به مسحیت کشاندهاست. و هردو گروه نیز در این پندار، که اصول دو دین گفته شده، از اصول اسلام انسانیترندد. این راه گم کردهگان فراموش کردهاند یا بهتر بهگویم خود را به فراموشی زده اند، که همان سردردمداران کلیسا، به نام مسیح و مسیحیت، به چه فجایعی دست زدند. و درآخرین روز آپریل ماه فرنگی، به نام مبارزه با « جادو و جادوگری » چند و چندین ده، صد ... پیر زن بی گناه را، زنده زنده خوراک آتش کردند و یا بنام مسیح که خود از توسل به زور متنفر بود، جنگهای صلیبی راه انداختند. نه دخترم، ایران باستان و زماداراناش نه آن هستند که تو در رؤیای خود داری. به تاریخ مراجعه کن و به بین که پدر، پسر خود کور کرده یا جانش بگرفته تا سلطنتاش طولانیتر شود و پسری که برای تصاحب قدرت، جان پدرتاجدار خویش بگرفته است.
من از طرفداران کاربرد اصطلاحاتی که تو از آن ها نامبردهای نیستم و روز والنتاین را هم جشن نمی گیرم و سال گذشته نیز که زنگ صدای « والنتاین » در زنده رود، به صدا درآمد، ترجمهی خودم را از جبران خلیل جبران، برایتان نوشتم، که صدای انسانیت شرق است. ولی باور کن که هر تمدنی که گسترش یافت زباناش نیز دنبالهی صنعتاش وارده عرصهی اجتماع مصرف کننده می شود. چه خوشمان بیاید و یا نه. نمی شود هواپیما بوئینگ سوار شد و کامپیوتر را بکار گرفت و از تاثیر گزند زبان صاحب تکنیک در امان بود.
جاری باشی!
نویسنده:رها
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1383 ساعت 18:09
سلام لیدا جون
خیلی خوبه که داری اطلاعات می دی من قبلا هم گفتم از خودمون توی زنده رود شروع کنیم و این روز را جشن بگیریم .
به کسی نمی گم وقتی می خوای تشکر کنی می گی مرسی
حالا بقیه اشو هم نمی گم بعد بیای سراغم دعوام کنی. اما
............
پس با این حساب از روز یکشنبه وقت دارن که کادوهاشونو بدن با فونت درشت بزن یادشون نره
ببینم اینا که یه دوستی دارن که خیلیم عاشقشن حالا دختر هم باشن روزای ........فقط همو ببین کدومشون برای اون یکی باید کادو بخره /؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
( خوب روز عشق نوعش فرقی نداره حالا زیاد خودتو توی دردسر نداز من راضی نیستم )
یا علی
چهارشنبه بيست و يکم بهمن ماه 1383 ساعت 05:07
سلام
1. باید بگم که از جهتی کاملا با شما موافقم... متاسفانه این روزا همه چیز وارونه شده و ما روز به روز بیشتر از خودمون فاصله میگیریم... از یه طرف فشار حکومت به ترویج فرهنگ مورد نظر خودش و از طرف دیگه لج بازی جوون ها با این قضیه که نتیجه اش این شده که جوونا از اون طرف بوم پرت شن پایین... من هیچ وقت دوست نداشتم بدونم که روز ولنتاین چیه و چه اتفاقی افتاده چون هیچ دلیلی نمیدیدم که مثلا چون فلان کشیش به علت این که عاشق کشته شده ...و غربیها به یاد اون این روز رو ، روز عشق می دونند من هم از اونها پیروی کنم...چرا که اگر قرار بود که روزی رو که یک نفر با قلبی عاشق از این دنیا رفته رو روز عشق بنامیم ، با توجه به فرهنگ هزاران هزاااااااااااار ساله ی خودمون باید هر روز رو روز عشق بدونیم چون فکر میکنم اگه یه نگاه گذرا به تاریخمون بیندازیم بتونیم در تمام طول سال انسانهایی رو پیدا کنیم که عاشق از دنیا رفتند... اما خب شاید مجبور باشیم که به عنوان نماد هم که شده یه روز بخصوص رو به این عنوان نامگذاری کنیم باز هم هیچ دلیلی نداره که به فرهنگ غربی ها مراجعه کنیم ... چون در تاریخ خودمون مطمئنا مشابهش رو داریم و خوشبختانه شما هم به اون ها اشاره کردید ... هر چند که متاسفانه خیلی از جوونها پیروی کردن از آداب و رسوم غربی ها رو یه جور افتخار میدونن ولی بایدتا حدی به
جوونها حق داد ... چون متاسفانه در این موارد هیچ فرهنگ سازی و اطلاع رسانی به جوونا نمیشه ... آخه یه جوون چه طوری باید از وجود روزی مثله سپندارمذگان با خبر بشه وقتی نه تو رسانه های ملی حرفی از اون زده میشه و نه توی هیچ کدوم از تقویمهای رسمی کشور ونه در هیچ جای دیگه حرفی از اون زده میشه ... همه جونها هم که آدرس وبلاگه آتشکده رو ندارند...تازه این در حالیه که بعضی از روزنامه ها و مجلات نه تنها حرفی از آداب رسوم کهن نمیزنند بلکه به تبلیغ همون فرهنگهای غربی میپردازند...من خودم تمامی این اطلاعاتی رو که شما در مورد روز ولنتاین نوشتید رو تو یه مجله دیدم..!!!
به هر حال امیدوارم که حداقل شما بتونید ما جوونا رو کمک کنید و این آداب و رسوم کهن رو دوباره با هم زنده کنیم ...آداب و رسومی که شاید خیلی هاشون نه به خاطر دین زرتشت بلکه به خاطر حفظ هویت ملی مون زنده نگه داشتنشون ضروریه ... البته خب خیلی هاشون جا افتادن ...یا بهتره بگم که هیچ وقت فراموش نشدند و نخواهند شد... ولی باز هم باید بیش از پیش به آداب و رسوم کهن ایرانمون تکیه کنیم.
2. اما چند تا نکته نباید اینجا فراموش بشه ؛ یکی این که آیا با این روش میشه به جوونا آداب و رسومی رو که دیگه خیلی واسشون غریبند رو بهشون خوروند... مبادا باز هم برای فرار از این اجبار برند و از اون طرف بوم پرت شن پایین....و نکته ی دیگه ای که به صورت سئوال برای خودم پیش اومده اینه که .... بله بازگشت به فرهنگ و تمدن کهن خودمون و فرار از تهاجم بیگانگان ( چه غرب ، چه اعراب وچه سایرین) پسندیده وو بسیار ضروریه... اما آیا بازگشت به عقب در همه موارد درسته؟؟؟ ... بذارید روشن تر بگم .. دارم در مورد دین صحبت میکنم ...آیا این که بگیم .((.خب چه دلیلی داره فقط بخاطر اینکه پدرانمون مسلمان بودند ما هم از اونها پیروی کنیم و از یک پیامبر عرب حمایت کنیم چرا از زرتشت که تنها پیامبر ایرانی بوده حمایت نکنیم )) و بعد بریم و در مورد دین زرتشت همه چیز رو بدونم در حالی که حتی فقط وفقط برای یک بار هم که شده از روی قران که بزرگترین معجزه محمد (ص) هم هست نخوندیم ...مگر مسیح تو واشنگتن یا نیویورک متولد شده که آمریکاییان این جوری سنگه اون رو به سینه میزنند و انتظار ظهورش رو میکشند... شاید هم تو ناف اروپا بزرگ شده ...نه ... خب مسلمه که همه پیامبران ...پشت سر هم برای تکمیل خودشون اومدند و طبیعی که در سرزمین ها ی کهن ، در جایی که مردمش محتاج کمک و راهنمایی بودند برگزیده میشدند... نوح..... ، بودا..... ، زرتشت..... ،موسی ، عیسی و محمد (ص) ( که برگزیده شدن آخرین پیامبر از میان اعراب عقب مانده ی آن زمان خود از معجزات دین اسلامه ) هر کدوم از یه سرزمین اومدند ولی طبیعی که " بظاهر هواداران" اونها برای منافع شخصی خودشون هیچ وقت دوست نداشتند که پیامبر دیگه ای رو بعد از پیامبر خودشون ببیند و زرتشتیان هم (بعضی از اونها ) از این قائده مستثنا نیستند....ولی حقیقت اینه که محمد خاتم پیامبرانه ..پس با تمام احترامی که برای زرتشت قائلیم و افتخاری که به این پیامبر میکنم باید بگیم که اون هم تمام مسئولیتش رو به انجام رسونده و تموم شده ...ولی دین او کامل نیست و دین محمد (ص) دین کامله ...پس ما رو دیگه با زرتشت کاری نیست...
*
( البته من رو می بخشید از یه پسر 21 ساله ایرانی بیشتر از این انتظاری نیست)
چهارشنبه بيست و يکم بهمن ماه 1383 ساعت 05:13
کامنت دوستان رو هم خوندم ....
فکر میکنم بعضی از کامنت ها ، گویای همون لجبازیه باشه که گفتم
و اما در مورد کامنت عموی عزیز باید بگم با ایشون موافقم
*
چهارشنبه بيست و يکم بهمن ماه 1383 ساعت 23:03
به نظر من در اینجا باید تعیین کنیم که چه چیزهایی باید حفظ شوند و چه چیزهایی باید به عنوان عقاید کهنه و باطل دور ریخته شوند.
در باره زبان به عقیده من تاکید بر کاربرد واژه های فارسی، در زمینه های فنی (به عنوان مثال واژه های تخصصی کامپیوتر) کارِی بیهوده است، اما به زیبایی میتوان واژه های فارسی را در دیگر جاها به کاربرد.
اما بحث درباره جشنها با آن که به طور کلی پیچیده تر است، در ایران ساده است چون فرهنگ اصیل ما سرشار است از جشنهای گوناگون و رسوم بسیار زیبا، بعید میدانم که در این زمینه هیچ سرزمینی در زمانی به پای ایران باستان رسیده باشد، و به هر صورت برگزاری جشنهای غربی، در پی خود، انتقال فرهنگی بزرگی را هم دارد، انتقالی غیر قابل کنترل و سریع. انتقال فرهنگی به عقیده من مغلط است، راه درست، تغییر تدریجی فرهنگ با توجه به نیازهای جدید در جامعه رو به پیشرفت است، کاری که به زیبایی باور نکردنی در کشور ژاپن انجام شده، اولین چیزی که در آنجا نظر یک خارجی را جلب میکند، تلفیق بسیار زیبایی است که از فرهنگ خودشان و فناوری پیشرفته بدست آورده اند، در حالی که در اینجا ما اولی را از دست داده ایم، دیگری را بدست نیاورده ایم، و تنها شعار میدهیم. حفظ فرهنگ شرقی به صورت درست نه تنها مانع پیشرفت اقتصادی و صنعتی نیست، میتواند از هدر رفتن بخش بزرگی از نیروی فعال جامعه پیشگیری کند.
با سپاس از لیدا خانم به خاطر طرح بحثهای بسیار جالب.
نویسنده:اشوداد
چهارشنبه بيست و يکم بهمن ماه 1383 ساعت 23:26
درود لیدا
گفتم درود نه برای اینکه در این مطلبت از درود نوشته بودی بلکه همه کسانی که از قدیم من رو میشناسند میدانند که من معمولا در نوشته ها از درود برای شروع و از تا درودی دیگر بدرود برای اتمام نوشته هایم استفاده میکنم.
در اینکه صحبتهایت هم کاملا برای من نه تنها قابل قبول بلکه به نظر من لازم الاجراست هم شکی ندارم. فقط تعجب میکنم از بعضی پاسخها که این نوشته ها را افتادن از سردیگر بام تعبیر میکنند. مثلا من و اصلا چرا من خود تو، در نوشته هایت به اندازه کافی از عبارات عربی استفاده میکنی و نمیشه گفت که قصد تو رجعت به تاریخ نامعلومه. در تاریخ همیشه و همه جا خوبی و بدی با هم بوده. اگر ما در تاریخمون جشنهای زیادی داشتیم و مردمی شاد بودیم و به قولی در کنارش پدری هم پسرش را کور میکرد، مگر این مساله در غرب و اروپای وحشی دوران روم نبوده؟ امثال آتیلاها و اسکندرها و صلیبیون در تاریخ غرب را فراموش میکنیم؟ حرف اینجا اینست که ما باید به فرهنگ اصیلمان برگردیم. نه کورکورانه بلکه کاملا با فکر و اندیشه. به نظر من این نوشته فهم و درک نویسنده اندیشمندی را با خودش یدک میکشه. پس درود بر تو لیدا! من همیشه به این فکر میکنم که تو باید روزی وزیر فرهنگ این بوم و بر باشی. شاد و پیروز باشی.
پنج شنبه بيست و دوم بهمن ماه 1383 ساعت 09:44
سلام عزیزم
من نمی گم که پیشینه تاریخی ما همش نیک و زیبا بوده که همگی به فجایع تاریخ و تاریخ سازانمون واقفیم ، اما من هم دوست دارم چیزهای قشنگ نیاکان دور و نزدیکمون را داشته باشیم ، همیشه سپاسگزارم را استفاده می کنم واز به کار بردن این کلمه زیبا لذت می برم ، اما همیشه هم دوست و آشناو غریبه مسخره می کنندو به تمسخر می گن عصا قورت داده صحبت می کنی و ...
بگذریم ، واسه مطلب قبلی هم کامنت طولانی نوشته بودم و ارسال کرده بودم که خبری ازش نیست ، گمان می کنم ارسال نشده ، فقط اینکه با گرمای خانواده کلی حال کردم و ضمنا یادت باشه که انتهای انگشت اشاره ات رایه گاز محکم بگیری و بگی : خدا به دور، این هم از اون حرفها بودا !! زن و ریاست جمهوری ؟ یه وقت جای دیگه حتی اسمش را هم نبری ، وگرنه خدا سنگت می کنه. از من گفتن.
هنوز مطلب پارسالت در مورد والنتاین توی ذهنمه.
راستی ستاره عزیز هم می تونه هدیه اش را 4 روز دیرتر بهت بده .
شادباشی ، یاعلی.
نویسنده:aida
پنج شنبه بيست و دوم بهمن ماه 1383 ساعت 20:11
tabrek
salam ba hamige.roze bozorgeoshage ra bashoma tabrek migoyam
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 00:27
سلام
روز قشنگي
اطلاعات خوبي بود
ياعلي
نویسنده:AHMAD
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 01:49
salam arz shood
salam
man taze be vasileye yeki az rofagham ba in weblog ashna shoodam
vaghean khoshhal shoodam ke inaroo mibinam, mibinam hanooz in roosoome bastaniye ma baraye javoona moohemme . man say mikonam ye chiizaiy vasatoon send koonam ke bishtar betoonim ba in roosoom ashna shiiim
Qurboone hamatooon
byetoon
نویسنده:farshad
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 07:00
ghabele tavajohe roy jooni
salam man ham movafegham
aslan harchizi ke maro be esalatemoon nazdik kone man movafegham
ma ba esalat tarin va bafarhang tarin adamaye roye zamin hastim
roy jooni dashte bash man mikham 29 bahman roze eshgho jashn begiram
movaffagh bashid
نویسنده:asheghe bidell
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 09:27
be nazare man ham drost migidd vali ma hamchin rozi ham dar eslam darim ,,khob vaghty baziha az kharejiha rozz ra migirand baziha ham mesle shoma az irane bastan va baziham mesle man az eslam in sar gardoni pish miyad digee vali kolan be nazare man adam mitone az har forsaty estefade kone ta eshghesho ebraz kone pass ziyad shoma narahat nabash az in be bad ma in rozz ra ham gerami midarim
.vali kash taghvimi dashtim ke in rozhara tozih dade boodand
ba tashakor az shoma doste khobb
نویسنده:؟
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 10:11
براي ليدا آيلار و باقي مسلمونا
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
آره راست ميگي
همون كاري كه اسلام شما با ما كرد
وقتي تا 50 سال پيش به اين كه در اسلام و در بين عربا يلي به اسم ذوالقرنين داشتيم افتخار ميكرديم، هنوزم به خدا قسم نصف شما نميدونين ذوالقرنين كه پيامبر اسراييل هم هست همون كوروش بد بخت خودمونه
بابا ما كه ايرانياي مسلمونيم و خفن
به دين كاملمون بهچسبيم (مغلطهاي از آموزههاي زرتشت و دين اسراييل )
خانوم آيلار خواهش ميكنم شما از همون اسلامتون دفاع كنيد كه توي همون اسلامتون به ما مجوس ميگن و ارتباط با مجوس مكروهه
وقتي ته نوشتههاي دوستان ياعلي ميبينم حالم بههم ميخوره
شما مسلموناي ايراني كدوم گوري بودين وقتي كه عمر و سربازاش تو شوشتر داشتن تو شكم دونه دونهي زناي مجوس(البته اونا مجوس بودن ايراني كه نبودن) تخم نحس عرب رو ميكاشتن
آي سيداي محترم بشنويد
شما مسلموناي ايراني كدوم گوري بودين وقتي علي، علي نه هيچكس ديگه ظرف يه هفته همه مرداي يزد رو توي چاه تيزاب انداخت هنوز اون گورا مثل دوتا دونه بزرگ دمل تو يزد سرشون رو بالا نگه داشتن مگر يه روزي مسلموناي ايران بفهمن به چي چسبيدن، راستي گفتم دو تا دمل، تپه دوم ميدونين چيه ؟
گور زنايي كه محمد رسولالله از دهنشون در نيومد
گور زنايي كه جد هيچ سيدي نشدن
آره ما ايرانيا مسلمونيم، شاه شجاع الدين داريم، شاه شجاع الدينمون آسيابي ساخت كه تا دنيا دنياست ميچرخه، بدبخت پيروز، اگه ميدونست با كشتن عمر تو ايران اسمش شاه شجاع الدين ميشه و از دوستاي علي ميشه و براش زيارتنامه مينويسن هيچوقت يه همچين غلطي نميكرد
شما به اسلامتون بهچسبين و روز ازدواج علي و فاطمه رو روز والنتين بكنين
شتر سواری دولا دولا نمیشه.
راس گفته اين ........
ولي هوي عمو ...........، ما آتيش پرست نيستيم بدبخت، خيلي قبل از شما مسلموناي متمدن ما فلسفه داشتيم، نه فلسفهي آبدوغخياري شما رو، خيلي قبل از شما بيچارهها ما ايرانيا خدايي داشتيم مال خودمون
احمق جون همه دنيا ميدونن ما آتيشپرست نيستيم، تو حتا بعد از اينكه ملاهاي يابو هم قبول كردن ما آتيش پرست نيستيم باز جفتك ميپروني ؟
نویسنده:لیدا آیلار
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 10:25
آقای محترم:
شما شناختی از من ندارید.دارید؟ همان طور که من هم شخصیت شما را نمی شناسم.همین قدر می دانم که نوشته های دیر به دیر آپ دیت شدهء شما را با احترام می خوندم.و احیانا اگر کامنتی گذاشته ام مودبانه بوده است.نبوده است؟
با خواندن نوشته شما دقیقا یاد این گفته کنفسیوس افتادم: "در به کار گرفتن کلمات دقت کنیم،چون ممکن است کلمه ای ما را فرزانه وکلمه ای دیگر ما را کم خرد معرفی کند." این را جسارتا گفتم چون معتقدم نوشته های شما خطاب به عمو اروند- که مطمئنا حدود دو برابر شما سن دارند- شدیدا وجههء مجازی شما را مخدوش می کند.
در مورد دین داری من هم ،جناب "......." هم همانقدر مرا می شناسند که شما.
نمی دانم ایشان از کجا به این نتیجه رسیده اند که من مسلمان دو آتشه هستم.از آن مدل مسلمانانی که نماز شب می خوانند واین روزها عده کثیرشان مورد تف ولعن بقیه هستند.
باید بگویم متاسفانه اشتباه می کنند.اما انکار نمی کنم که از نظر من هر مرام ومسلكي قابل احترام است،يا حداقل قابل تامل.براي من كارل ماركس يا رفيقش،فردريش انگلس ،بسيار محترمتر از آن مسلماني است كه صرفاًمسلمان است چون دين آباءواجداديش بوده است وهرگز زحمت فكر كردن به خود نداده است،چه برسد به مرام و مسلك درست كردن،اما آيا محمد(ص)در حد ماركس،استالين ،لنين وكه وكه...،قابل احترام نيست؟حداقل كاري كه محمد(ص)كرد اين بود كه بافت فرهنگي جامعهءزبان نفهم،قلدر و جنگجوي عرب آن زمان را،عوض كرده آنها را به قومي متحد و قوي و مبادي يكسري اصول اخلاقي تبديل كرد.
.من هرگز نگفتم مسلمان باشید ،اما معتقدم باید با ايمان بود.و به قول پائولو كوئيلو اينكه مي گوئيد،من عقيده شخصي خود را دنبال مي كنم،مهمل است.طريق ما فردي است،اما اين طريق،بدون يك پرستش جمعي وجود نخواهد داشت.هر كه در هر آييني،خواه كاتوليك،پروتستان،يهود،اسلام،بايد يك منزلگاه روحاني داشته باشد.بايد به مذهب خود هر چه هست عمل كند،تمام ما نيازمند يك ايمان هستيم."
همین طور شارل هنری دوتوکویل نویسنده سیاسی ومرخ فرانسوی امریکایی در کتاب تاریخ تمدن گفته:"موجودیت ایمان ملتها را دو خطر تهدید می کند،فرقه گرایی وبی تفاوتی نسبت به دینشان!"
دوست گرامی مقوله دین از فرهنگ جداست.قاطی کردن این دو همان اشتباهی است که ملت ما بارها مرتکب شده اند.مگر به اندازه همه ملتها وفرهنگها دین هست؟
کسانی مثل من که مدعی هستند به تاریخ،فرهنگ وایرانیان دوهزار سال قبل از میلاد اهمیت می دهند نمی تواندطرز فکر،اصول ومرام ایرانیان بعد از اسلام را نادیده بگیرد.می تواند؟!
من معتقدم که تنها یک مذهب وجود دارد،حتی اگر صد تعبیر از آن کرده باشند.من همان اندازه به زرتشت احترام می گذارم که به مسیح وبقیه.هرکدام در جاهایی اشتباهاتی داشته اند.اما خدماتشان به بشریت خیلی بیش از اشتباهاتشان بوده است.آنقدر که یاد و مهرشان در دلهای آیندگان بماند.
ضمنا دوست عزیز ضرب المثلهایی مثل "شتر سواری دولا دولا نمیشود" مخصوص آدمهایی مثل شما وجناب " ..." است که شخصیت استدلالی دارند ومی خواهند به همه چیز با عقل ومنطق خود جواب دهند،آن هم عقل ومنطقی که محاط بر محیط نیست!نه شخصیتهای شهودی مثل من!
جاری باشی و برقرار.
نویسنده:!
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 10:33
خطاب به لیدا آیلار:
فرمایشات ایشان را خواندم.توضیحات شما خوب ومنطقی است.نوشته ایشان بسیار غیر تحقیقاتی است.مثلا گفته هایشان در مورد خلیفه دوم عمر وامام علی،کجای تاریخ نوشته است که این دو در ایران بودند؟
داستانی که به عمر نسبت داده اند هم با واقعیت نمی خواند که سید سازی ساخت صفویه است در ابتدای رواج شیعه گری در ایران و به روایت ایرانی.
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 13:44
من هيزم ندارم ، به منم يه سري بزنيد
حقيقتش من ميترسم با تو شوخي كنم ، عاقبتم ميشه بد بخت گلستانه !
نویسنده:ياسمين
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 15:46
زنده باد ايران
درود بر زرتشت و پيروان نيكش !!!
با سپاس فراوان از تمامي كساني كه سعي در بيدار كردن كساني دارند كه غرق در خواب سنگين بي هويتي هستند .
ياسمين
نویسنده:حجت
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 19:23
منم موافقم زنده باد ایران
زنده باد ایران و پاینده باد ایرانی
www.irantarikh.com
اگه دوست داشتید یه سری بزنید
نویسنده:يك ايراني
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 19:35
در ادامه ايلار خطاب به ؟ ! ويا هر نشان ديگه
سلام
درابتدا تشكر ميكنم از ليدا ايلار زيرا خيلي از حرف هايي را كه درابتدا به اين دوست مان ميخواستم متذكر بشم را ايشون با كلام فسيحشان فرمودند و من فقط به اين بسنده ميكنم كه متذكر بشم كه دوست عزيزم اقا يا خانم ؟ يا ! يا هر جيز ديگه حساب علي با عمر تومني 100000000 فرقه شما هنوز در اين حد هم اطلاعات نداريد اونوقت جطور و از كجا اينهمه وقايع تاريخي كه اصلا معلوم نيست تو كدوم كتاب داستان نوشته رو به صورت يه اصل و با استحكام ميفرماييد؟؟ اين يه جيز واضحي است كه حرف زدن كار راحتيه ولي سند و استدلال اوردن كار هر كسي نيست , من كاري به اسلام و محمد ندارم زيرا مطمئن هستم روزي با حقيقت اشنا ميشي ولي در مورد علي و فاطمه بايد بگم كه سخت دراشتباهي وبه تو نصيحت ميكنم حتما 2 تا و فقط 2 تا كتاب تاريخي بخوني تا بفهمي در مورد كي اينطور صحبت كردي منظورم هم كتاب اخوندها نيست ,براي درك بيشتر هم ميتواني از كتب يا سخنراني علي شريعتي , كه كمونيست ها هم براش احترام قائل اند , استفاده كنيد فقط اينو هم از من داشته باش كه اگه علي اينطور كه مي گي بود كه 5 سال تو خونه زندانيش نميكردندو حكومت رو ازش نميگرفتند, دوست من ميدوني علي جرا بعد از عثمان خليفه نشد؟ زيرا حاضر به دروغ گفتن نشد, ميدوي جرا ,زيرا مرد بود وتا قيات هم مرد خواهد ماند , تو هم اگر مردي برو و دنبال حقيقت باش و اون رو در كتب تاريخ بايد بيابي و نه در كتب داستاني خواه مال اخوندا باشه و يا هر كي قصد انحراف داره دوست من من هم خدمتت بايد عرض كنم كه در يه كشور ازاد دور از وطنم دارم زندگي ميكنم و هفته به هفته از دسترنج خودم استفاده ميكنم و سنگ هيجكس جز حقيقت رو هم به سينه نميزنم و اين مطالبي كه براتون نوشتم هم به حقوقم اضافه نشد ,اينم براي سؤاات و ابهامات احتمالي آيندش
سرافراز و كامروا باشيد
With the best desire to have the brim-full world of truth !! to all
نویسنده:sepideh
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 21:20
salam
salam
man hamishe az esmha va jashna va har chizy ke marbout be tamadone bashokuhe ma iraniyan be she shosham miyad va az an defaee mikonam,
benazare man maham mitoonim din delkhahe moon ro dashteh ba shim vaham esalatemoon ro hefz konim va paziroftane eslam ya har dine dihee dalili baraye pak kardan gozashte va tamadone khodemoon nemishe.
nizi nist ke eide ghoraban taatil bashe vali az mehragam hatta esmi ham nyad.
maradom taghsiri nadarnd agar valetine ro jashn migiran byad tu resaneha tabligh beshe ta mardom befahmand
نویسنده:نوید ازادمنش
جمعه بيست و سوم بهمن ماه 1383 ساعت 23:36
متعادل باشیم
اطلاعات خوبی است اگر منابع را هم ذکر کنید بهتر است ولی خوبست از افراط و تفریط دوری کنیم ما همه ایرانی و اکثرا مسلمان و غالبا شیعه هستیم بجای دور شدن از هویت خود در باره هویتمان تحقیق کنیم قومیت یا انتساب مذهبی کسی را خوب یا بد نمیکند ما در تمام اقوام از جمله ایرانیها انسانهای خدمت گذار به بشریت داریم و از طرفی در همه اقوام و مذاهب افراد جنایتکار و درنده خو نیز داریم هر مکتبی را فارغ ا منتسبان ان باید بررسی کرد و هر مکتبی سعادت و شکوفایی استعداد افراد را تضمین میکرد به همان اندازه بپذیریم عوض کردم یک کلمه چیزی را عوض نمیکند ما باید عمل خود را درست کنیم هر مکتبی را پذیرفتیم به اصول و فروع ان التزام فکری و عملی داشته باشیم
نویسنده:آریو برزن
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 02:55
کدوم اطلاعات؟ فحش دادن و چرت گفتن که دیگه مدرک نمی خاد.داستون این هم وطن عصبانی هم مثل فحشای که به من دادند. بی اون که به خوان به فهمن بابا او نوشته نوشته یه کله خراب مثل همین اقاهست که خودشو محور عالم می دونه، و من رضا صمدی با اون اصلا میانه ئی ندارم.
منم می تونم تا دلت به خواد فحش خواهر و مادر بدم. مگه اونیکه تو دعوا می گه مادر جنده براستی مدرک تو دسسشه که مادر طرفش اون کاره کرده. تازه هم اگر مادرمن خطا کرده به من چه. نه بابا جان. آدم درست و حسابی نه فحش می ده و نه لقد می زنه.
نویسنده:يه بابايي!
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 07:39
ندارد!
چي بگم؟ طرف مياد با سلام عليكم شروع ميكنه و بعدش هم از نوشته ليدا دفاع ميكنه! عجب!
رسوم و سنتهاي ملي، استفاده از زبان ملي و كلاً نگهداري از فرهنگ ملي چيزيه كه همه ايرانيها دوست دارن.... نميشه انكار كرد كه ايرانيا به شدت ناسيوناليست هستن... هنوز هم وقتي سرود ملي نواخته ميشه، خيلي از مردم توي چشمشون اشك جمع ميشه.....
ولي براي جا افتادن اين فرهنگ با يه متن منتقدانه نميشه به نتيجه رسيد: الان 1400 ساله كه مردم از فرهنگ اعراب پيروي ميكنن و رسوم خودشون رو فراموش كردن! به قول رشتيه: كار 1 روز و 2روز و 1نفر و 2 نفر نيست! كار فرهنگي شديد لازم داره، تبليغات وسيع ميخواد و يه راهي بايد پيدا يشه كه مردم اون حس ناسيوناليستيشون بيدار بشه: هرچند كه همين حس هميشه توسط سياستمدارها مورد سؤاستفاده قرار ميگيره (نمونهش: پخش آهنگها و سرودهاي ملي نزديك انتخابات! ايندفعه دقت كنين به اين موضوع!)....... من خودم جزو موافقين استفاده از اون بخشي از فرهنگ باستاني هستم كه هنوز تاريخ مصرفش نگذشته (توجه كنيم كه درسته كه ما خيلي رسوم مختلف داشتيم، ولي هر چيزي، حتي رسوم هم تاريخ مصرف دارن!)..... اما روشي كه من براي ترويج اين فرهنگ قبول دارم "تحقير ديگران" نيست! من ترجيح ميدم با علاقه تمام رسومي كه قبول دارم رو به جا بيارم تا ديگران هم با ديدن من به خودشون بيان و كمي در اين مورد فكر كنن! ......
شب سال نو 83 بود، يكي از دوستام اصلاً از اين مراسم خوشش نميومد..... 7سين و شام شب عيد و ديد و بازديد و .... همه چيز رو به مسخره ميگرفت و به نظرش چيز مسخرهاي بود.... من به قدري با ذوق و علاقه اين رسوم رو به جا آوردم كه بعد از تحويل سال، اون نفر اولي بود كه براي تبريك بهم تلفن زد!
اگه من به خاطر به جا نياوردن رسوم تحقيرش ميكردم يا ازش حتي انتقاد ميكردم، جبهه ميگرفت و مقاومت ميكرد و سعي ميكرد به حرف و رفتار من توجه نكنه و اصلاح نميشد!
نتيجهگيري:
صحبتهاي ليدا كاملاً قابل قبوله براي من، ولي شيوهاي كه براي اين كار انتخاب كرده رو قبول ندارم..... به نظر من براي موفقيت كار بيشتري بايد انجام بدن، ولي لحن انتقادي و تحقير آميز، نتيجهش همين مقاومتهاييه كه اين بالا ديديم!
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 09:16
سلام بر ليدا و ديگر دوستان
با اين همه نظرات مختلفي كه داده شده .ديگه حرفي براي گفتن نمونده
به نظر من آدم با تعصب به هر چيزي نيگاه كنه مضر هست .از هر ديني ُفرهنگي ويا فيلم و كتابي و در هر سطحي ميشود ياد گرفت و هيچ چيزي خالي از عيب نيست .به نظرم آدم بايد اصول مشخصي از خودش داشته باشه .و بعد خوب و بد چيزهاي ديگر رو بدون تعصب با همين اصولش بسنجه.شايد اشتباه هم باشه ولي در عوض معتقد به يه چيزي بوده و خوب هر اعقادي يه هزينه اي هم داره.
اما انتقادات دوستان عزيز در خصوص نوشته ي ليدا بايد بگم كه.با توجه به شناختي كه از ايشون دارم.فقط ايشون خواستن كه ياد آوري كنند كه ما ايراني ها خيلي چيزها داشتيم وداريم كه به اون توجه نكرديم و نمي كنيم وگرنه اگه متعصب بود اين متن رو با سيستم عامل بيل گيتس تايپ نمي كرد ؛ زبان انگليسي ياد نمي گرفت . مطمئنا از پيشينه ي ايران و ظلم و ستم شاهان ايراني هم بي اطلاع نيست (قابل توجه پدربزرگ عزيز) .خوب هر كس از ديد خودش از اين مطلب برداشت كرده و از اون انتقاد كرده .در صورتي كه به نظر من برداشت هيچ كدوم مانع و جامع نبوده....
-------------
پاورقي:
1-پسراي فمنيست بخونن
2-دخترا نخونن
http://weblog.zendehrood.com/FARID
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 10:32
در مورد منابع پرسیده بودند.من این مقاله را با توجه به خوانده هایم از کتابهای زیر نوشتم:
1- جشن های ایران باستان/تالیف حسین محمدی
2- یشت ها/ابراهیم پور داوود
3- اصل ونسب ودین های ایرانیان باستان/عبدالعظیم رضایی
4- جشن های باستانی ایران/علی خورش دیلمانی
5- فلسفه زرتشت/ دکتر فرهنگ مهر
6- بدانیم وسربلند شویم/دکتر منوچهر منوچهر پور
7- ما ایرانی ...هستیم/سیروس کریمی بختیاری
8- متن گفتگوی دکتر فریدون جنیدی
9- گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رازی
10-فرهنگ عمید
نویسنده:sara
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 11:41
salam
سلام ، میشه یکی دو تا کتاب خوب در بارهء ایران باستان به من معرفی کنید ؟ ایمیل ام رو دادم :)
نویسنده:گلستانه
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 13:31
عجب!
اين نوشتارت با آن چه براي من كامنت گذاشته اي كمي تناقض دارد
با اين حال نمي خواهم با طرح آن بحث پيشنهاد ارزشمند شما كه نظر من هم هست تحت شعاع قرار گيرد.
با افتخاراز طرف دوستانم به اطلاع همه زنده رودي هاي زنده دل مي رسانم
كه ما در عمل اين كار را كرده ايم وقرار گذاشته ايم بيست و نه بهمن ماه دور هم جمع شويم.
جاي همه ي شما رو سبز خواهيم كرد....
اما اين اشاره هم براي شما لازم مي دانم كه همانقدر كه اين آقايا خانوم نويسنده و يا ؟؟!! اشتباه مي كند و با جزميت كامل به اسلام نگاه مي كند و حتي دين و مذهب خودش را به خوبي نشناخته است و ارتباط آن را با دين اسلام درك نكرده است و لابد اسلام را عبارت دانسته از همين حرفهاي معمولي كه برخي آدم هاي معمولي مي زنند و به اين دليل دچار دگم انديشي هستند، شما هم در درك انقلاب و مسايل آن دچار مشكل هستيد.
براي مثال آن دوستي كه فكر مي كند اسلام كوروش كبير را كه بنده هم به او افتخار مي كنم و در مقابه اي تحت عنوان كوروش كبير افتخار ما. در نشريات معتبر كشورم از ايشان ياد كرده ام از نظر اسلام هم انسان بزرگي است و آياتي از سوره ي كهف آيات هشتاد و دو به بعد در وصف ايشان است.
و يسئلونك عن ذي القرنين....
بعد جالب اين جاست كه علامه طباطبايي در تفسير همين سوره تاييد كرده اند كه ذي القرنين كوروش كبير است و اين كار به استناد تحقيق ابواكلام آزاد .. استاد تاريخ و وزير هرهنگ هند در گذشته ...آورده اند.
بگذريم... هم گدشته پرستي خوب نيست و هم اسلام را به زبان مفت بعضي ها تفسير كردن.
يادمان باشد كه تاريخ ملي ما در كنار افتخاراتش، حقارت هايي هم دارد.. آيا از آنها چشم مي پوشيد؟
البته من اين نكته ي اين نويسنده را تاييد مي كنم كه شما در موضع گيرها و انديشه هايتان دچار هرج مرج و آشفتگي هستيد و اين شاخه و ان شاخه زياد مي پريد و موضع ثابتي نداريد اين است كه بارها دچار تناقض گويي شده ايد . نوشته هاي خودتان را اگر باهم مقايسه كنيد اين را در خواهيد يافت.
ول كن بابا!!! جشن دوستيان مبارك باشه.
نویسنده:mahzad
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 14:21
ye soal
salam
bebakshid vali man keybordam, horofe farsi nadare,
ye soal dashtam, unam ine ke,chera shoma migid 29 bahman, chun vaghti rooz o mah ham esme beshan, mishe, 5 esfand!!ino arz mikonam, chun , dar iran bastane 5 esfand , rooz zane bude, hala age mishe, benevisid ke chera 29 bahman!!
merci
Mahzad az Paris
نویسنده:Lady
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 14:23
سلام جانم.این قضیه برای من خیلی جالب بود و خیلی موافقم با زنده کردن و حفظ سنت های قشنگ .درست همانقدر که مخالفم با حفظ سنن نادرست هرچند که ما ایرانی ها اغلب برعکس عمل می کنیم. دیگر اینکه من فکر می کنم دلیل همه گیر شدن برخی سنن مسیحیت شاید هین باشد که پیروان مسیح در دنیا خیلی بیش از پیروان زرتشت و یا دیگر ادیان هستند و به همین خاطر برخی سنن مسیحیت شکل جهانی پیدا کرده است.
نویسنده:پژمان
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 15:08
link
خب عرضم به حضورتون چون اصلا من توي اين سايت حق آب و گل دارم و يه قرابت ديرينه با بر و بکس زنده رود داريم.(محمود جان رحمت به اون شير پاکي که تو رو خورد) يه مقدار از مطلبت رو انقدر قشنگ بود که کپي کردم توي وبلاگم و آدرس لينک اصلي رو هم دادم که حقي ضايع نشده باشه. انشالله که ويزيتور بارون بشي. سپاسگزار و ارادتمند.
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 15:19
lida jan kheili lezat bordam az khoondane in safe ama ye eshkali hast
inke zanan be mardam ba mehrabni hedie midahand ke in kheili eshkal dare hadeaghal mehrbanish eshkal dare va dovom inke hala in mardane binava takhte padeshahi az koja biaran maro benshoonan, age mitooni ye rahnamaeeye khoob be masih kon ke betoonim in jashn ro be khoobi bargozar konim
dooset daram
نویسنده:کالی-بیکارنامه
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 15:55
وای از دست این تندی مزاجها
بنام حق و احقاق گر حق و بنام مظلوم و بنام حق ستاننده و پرچمدار عدالت
با سلام بدوستان عزیز
چه هم عقیده و چه مخالف که مخالفتمان در عقایدمان هست نه در جانهایمان و ارواحمان.
باری به علت پاره ای از مشکلات عدیده اعم از مالی و جسمانی و مشکلات بستگان نتوانستم آنطور که باید وشاید
در خدمت این زنده رود عزیز و زنده رودیان عزیزتر باشم ولی شد و مدتی بدور از آب زندگانی میکردم.
ولی ناگهان سخنی از ( برادر /خواهر ؟)دوستی خطاب به دوست عزیزی دیگر که همگان بخاطر صداقت و انصاف ایشان ، خواننده پرو پا قرص متون متنوعشان هستند و نه رفاقت و صمیمیت قومی یا مذهبی یا هر گونه عرقی که میتوانیند حدس بزنید .
بنده نه وکیل ایشان هستم و نه دوست ایشان که بخواهم بشما حمله کنم و یا از ایشان دفاع کنم لذا جملات منرا حمل بر این ادعا های بی ارزش مکنید که نه وقت بازگویی دارم و نه وقت ادامه .
ولی دیدم بی محابا به این خواهر ما تاخته اید و در ضمن اینقدر پرخاشگرانه به ایشان و بقیه مسلمونها ( که اگر خوب یک بار دیگر هم متن خودت را بخوانی میبینی ( با چشم عدالت طلبی) که بعضی دوستان کافر مرام که خواهان و طرفدارعدالت علی وار هستند(هرچند بقول شما علی تخیلی ) را در مضن اتهام خود قرار داده اید و برای بالا بردن عقاید مذهبی ( که بعید است با منطق گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک تان سازگار باشد) سعی در کوبیدن عقاید دیگران ( اعم از غلط و درست و یا غلط یا درست ) دارید و بغلط فکر میکنید با کوبیدن و توهین به عقاید دگران میتوانید ارزش غایی به عقایدتان بدهید و بجرات میگویم ره به ترکستان است .
هیچ مکتبی و مذهبی و عقیده ای با کوبیدن دیگر عقاید چه غلط و درست پا بعرصه وجود ثابت ننهاده وگر هم نهاده دوامی نیاورده .
زرتشت و زرتشتی را با ترویج افکار میشنا سیم نه با حرکات و اعمال مشکوکانه .
در ضمن شما اگر همه را به کتابهای مراجع علمی خودتان حواله میکردید بهتر نبود تا دهن بدهان شدنتان را برخ دیگر دوستانتان میکشیدید.
اولش را خوب و با منطق اومده بودی ولی کورش و یا هر پادشاهی را سمبل افتخار ندان که از سر به پایین نگریستن است نه از سر به بالا .
آیا از همون مسلمونهایی که خطابشون قرار داده ای کمتر از گل هم شنیده ای که به آنها تهمت میزنی که شما را مجوس خوانده اند ( لااقل در این زنده رود جز درود و سلام و احولپرسی و احترام و ادب چیزی کمتر ندیدم حداقل زرتشتیان رابا احترام یاد میکنند ).
در مورد جنگ و خونریزی و کشتار مردم بیگناه هم ، آیا نمیشود به کشتن مردم بیگناه افغانستان و هندوستان و یا همین اطراف ایران توسط همین شاهان مورد علاقه شما را استناد قرارداد؟ نمیشود؟ هم حق با شماست و هم با ما ( البته جفت حق با کشته شدگان است).
در مورد توهینهایتان هرچقدر خواستم منطقی باشم چیزی نتوانستم بگویم پس میگذارم تا عذرخواهی تان را ببینم و بعد بگویم .
منهم طرفدار حقیقتم نه واقعیت .
و دوست دارم پاکی و صداقت را
ولی به بهانه احقاق حق حقی دیگر را زایل نمیکنم حتی اگر حق کاملا بجانب من باشد
چون در اونصورت احقاق حق من ظلمی پدیدار میکند و محقی دیگر
بنگر احقاق حق علی را ( همان که .....) که دنباله نمیگذارد ظلمی را
23 سال مبارزه برای مکتب
25 سال سکوت برای وحدت
5 سال حکومت برای عدالت ( آری فقط 5 سال کدوم حاکمی را سراغ دارید که بزور بیارندش و بزور بکشندش )
بدرود تا بعد
و کلامی شیرینتر از شما
در ضمن منطقتان دقیقا مانند همین پدر مادر مان است که بزور مسلمانمون میکنند با شناسنامه و ختنه بدون اینکه فکر کنند یا بما اجازه فکر کردن بدهند.
نویسنده:امیر منصور
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 16:08
من نیز
درود
به دلیل ضیق وقت ، و من همانم که کالی
جناب ( ؟ ) یه خورده یواشتر، چه خبره عزیز ؟
رخ بنما بشناسیمت بابا.
منظورم اینه که از ؟ در بیا و لااقل بی پرده ، پرده دری کن
بدرود
نویسنده:فرخ
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 16:11
سوال
سلام
یه چند تا سوال دارم که ممنون می شم بهشون جواب بدین!
1)همونطور که دوستنمون اشاره کردن اگه روز و ماه باهم یکی میشن پس چرا 29 بهمن میشه؟!
2)چون گفتین قدیما ماه ها 30 روز بوده حالا به تقویم ما باید هر سال 5 روز جلو بیوفته نه؟! (و 4 سال یبار 5 روز)
بقیه سوالا بمونه واسه یه وقته دیگه!
تا بعد
نویسنده:mosafer koochooloooo
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 20:04
حرفات دوست داشتنین ... بگو دارم گوش می دم ....بی خیال آدم هایی که انتقاد و حتاکیشون با هم فرق نداره ...
نویسنده:مهیار
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 21:08
فکر
سلام
من به طور اتفاقی این وبلاگو دیدم
و می خواستم نظر خودمو بگم. جوونا ایرونیا
سلام و بدرود وHI همشون یک کلمه هستن. فرقی نداره موقع جدا شدن بگید خدا حاقظ یا بدرود. فرقی نداره به چه بهونه ای خوشحال باشید. فقط شما رو به خدا یه ذره فکر کنید. ما همه وجودمونو از دست دادیم به جای اینکه بشینید با مشروب و مواد و ... خودتونو سرگرم کنید که هر کسی هر کاری خواست بکنه بشینید یه ذره فکر کنید.اینقدر رو کلمه و صحبت تاکید نکنید. لیدا من تورو نمی شناسم و اصلا روی صحبتم با تو نیست با همه ایرو نی هاست. غرب و شرق بهونست. انسانیت مهمه. شعار نمیدم ولی قسمتون می دم به حرفای این و اون گوش ندید. خودتون بشینید به عنوان یک ایرانی فکر کنید. ببینید چه چیزایا رو از دست دادیم. دیر بجنبید یکی دیگه میاد بالا سرتون.
نویسنده:vahid
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 21:09
shotor dar khab binad panbeh daneh !
salam dost aziz
shoma jay zendegi mikoni ke hichkodom vaghean be chizi ke migan amal nemikonan !
irani jamat hamishe sadeh bodeh v ahast !
shoma 1000 sal ham zor bezani hameh miran be soy Valentine !
نویسنده:فرخ
شنبه بيست و چهارم بهمن ماه 1383 ساعت 21:35
پوستر برای 29 بهمن
سلام
اینم یه کار از من در جهت ترویج این روز. لطفا در وبلاگ ها و سایت هاتون قرار بدین
http://www.lifesmelody.com/images/irani.jpg
ممنون تا بعد
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 00:08
لیدا جون انقدر دیر رسیدم که فقط یه ساعت باید بشینم کامنتا رو بخونم. ولی در کل من کاملا باهات موافقم و در ضمن دقیقا فلسفه ی این روز رو هم می دونستم و اسمش رو هم بارها شنیده بودم...
اما اطلاعاتم دقیقتر شد... جاری باشی عزیز دل....
نویسنده:محمود
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 01:11
عالی بود
واقعا عالی بود.هر چه با فرهنگ ملل دیگه آشنا میشیم پی به فرهنگ غنی خودمون میبریم.واقعا عالی بود !
نویسنده:.........
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 02:07
.........
یا الله.
نامحرم نباشه که دارو میام تو....یا الله
عرضم به حضورتون که....اووووووووووووه...بابا چه خبره. عجب کامنت هایی!
بسیار لذت بردم و هم آموختم. داره کم کم خوشم میاد.و باید از این بابا محمود یه پیج بگیرم بنویسم به مولا!
و اما چرا دوباره دارم اینجا حرافی میکنم اینکه.....دو با چیز دیدم که به نظرم بد نیست یک کم شفاف سازی کنم!
اول برای جناب ؟......بابا کوتاه بیا.....اینطوری تند نرو....من خیلی بی چاک و دهنم...عقیدت رو بگو...مخالفت کن...انتقاد کن...حتی از کلمات رکیک هم استفاده کن اگر می خواهی به صورت هجو یا هزل بنویسی...که این دو نیز از نظر من پاره ای از ادبیات فارسی است...اما اول فکر کن..پیش از نوشتن فکر کن وبدان داری در باره چی و یا خطاب به کی می نویسی........با اجازه ات، حالا می خواهم یه کمی مثل خودت جوابت را بدهم جناب ؟......ده آخه آدم الاق؟ تو از کجا می دونی من کی هستم و چه مسلکی دارم و چی کارم؟....من نه به تو کار دارم و نه به ایرانی های 2000 سال پیش و اصلا دلم می خواهد آتش بپرستم. به تو چه؟
و اما لیدا خانم....همانقدر که انسان می تواند در عالم مجاز راه یابد....شتر هم می تواند پا به آن عرصه بگذارد. هیچ اشکالی نیست اگر در طی طریق آدم از شتر کمک بگیرد و یا اسب...اما مسیله این است که:
شتر سواری دولا دولا نمی شود.....یا رومی روم، یا زنگی زنگ.
در آخر اینکه، درک ضرب المثل های ایرانی (حال از هرکدام از زبانهای جاری در ایران بزرگ قدیم) بسیار مهمتر از جشن گرفتن روز ولنتاین ایرانیست! که این کار فقط یک معلولیست از یک علت. همین جوشی که در باره 29 بهمن میزنی تنها نتیجه رونق گرفتن روز ولنتاین است. وگرنه مومنان علی کجا و روز 29 بهمن؟
ضرب المثل ایرانی زاییده فرهنگ اصیل ایرانیست. ای کاش بیشتر به آنها احترام گذاشته و در پی درک و بکار بردن عملی آنها باشیم.
یا رومی روم...یا زنگی زنگ!
یا علی!
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 03:44
سلام (شما بخونید درود)
از قدیم میگن یه آدم نادون یه سنگ رو می اندازه تو چاه که صد تا آدم عاقل هم نمی تونن درش بیارن....
فکر میکنم که در حال حاضر هم با یه مورد مشابه سرو کار داریم... یه بنده خدایی اومده همین جوری یه چیزی گفته ( در حالی که خودش هم نمی دونسته چی داره می گه ) و با حرفهای بی اساسش به همه چیز با یه لحن بی ادبانه ( البته در شان خودش ) پشت پا میزنه و فرار میکنه ... بعد تمامی علما و اساتید زنده رود ( از اون جایی که احساس مسئولیت می کنند در قبال این توهین ها ) باید بیان و جواب این آقا رو بدند....
من که جزو این علما نیستم ولی حداقل متوجه مطالبشون میشم... و با خوندن کامنت ها حس میکنم که این آقا جواب خودش رو گرفته باشه
و دیگه دلیلی نداره یه نفر مثله من بخواد جواب این آقا رو بده ... ولی به همه دوستان میگم که این جناب اگر فقط کمی برای حرفها و عقاید خودش ارزش قائل بود خودش رو پشت ((؟)) پنهان نمی کرد ... چرا باید خودمون رو بخاطر حرفهای کسی که حتی خودش هم از حرفهای خودش خجالت می کشیده ناراحت کنیم...
اما در مورد عبارت ((" هوي عمو........... ،" ))
که این شخص از اون استفاده کرده باید بگم که تصور من بر اینه ( یعنی امیدوارم و دوست دارم که این جوری فکر کنم) که روی سخن ایشون با من بوده نه با استاد بزرگوارم البته برای این حرفم هم دلیل دارم ... چون اگر با ادبیات و طرز صحبت کردن جماعت " ..." آشنایی داشته باشید متوجه میشید که گاهی اوقات بجای استفاده از عباراتی مثله ( ای دوست ...) و یا ( جناب ...) از عباراتی مانند ( هوی داداش ... ، اوهوی ...، هوی عمو ...، هوی یره...، هووو ....) استفاده میکنن...
و تصور من هم اینه که مخاطب این شخص ، من هستم ، یعنی برخلاف تصور همه دوستان منظور اون شخص از( هوی عمو...) «قاصدک» بوده ... نه عمو اروند چون اگر شما مطالب من و استاد اروند رو یه بار دیگه بخونید متوجه میشید که عموی بزرگوارم اصلا روی صحبتشون در مورد دین زرتشت نبوده در حالی که من بیشتر در مورد ادیان صحبت کردم...
و من هم در مورد صحبتهای بی اساس این آقای علامت سئوال محترم ..... اول کمی می خندم
( البته نه تمسخر آمیز) .... بعدش میگم .... خوب اگه همونطور که قبلا هم گفتم آدم هایی مثله شما اگر یه بار فقط از رو قرآن رو خونده بودن زودتر از اینها متوجه میشدند که کوروش کبیر پیامبر بوده ... تو کامنت قبلی هم گفتم که این طبیعی که سرزمین های کهن دارای پیامبران بیشتری بودند و ایران این سرزمین پهناور هم از این قائده مستثنا نیست به غیر از اینها پیامبران دیگه ای از جمله دانیال نیز ایرانی بودند.... ولی اونقدر اطلاعات شما سطحی که نمی تونی درجه و منزلت و جایگاه هر پیامبر رو درک کنی.... شما حتی درک نمیکنی که این که میگن تنها پیامبری که از جبرائیل هم به پروردگار نزدیکتر شده محمد (ص) بوده یعنی چی ؟ ..... نه نگو که دلیل و مدرک بیار که برای امثال شما آقای علامت سئوال تنها چیزی که اهمیت نداره حقیقته ... شما فقط به نظر خودتون اهمیت میدید...دلیل و مدرک هم راضی تون نمیکنه...
و گفتید که وقتی تو نوشته های دوستان یا علی می بینید حالتون بهم می خوره...و بلافاصله در مورد کارهایی که عمر انجام داده صحبت کردید ... و نتیجه گرفتید که "علی(ع) بد است " ... اگر هم فرض کنیم کنیم که صحبتهایی که در مورد عمر کردید از نظر تاریخی درست باشند و واقعیت داشته باشند باز هم به علی (ع) چه ربطی داره ...
به این نکته هم تو کامنت قبلیم اشاره کردم که محمد (ص) از سرزمینی اومده که مردمش از نظر فرهنگ در پایین ترین سطح ممکن زندگی میکردند... بله همون اعراب عقب مانده......آیا به صرف مسلمون شدن همه وحشی بازیهای اونا رو آیا باید به حساب اسلام گذاشت...
بگذریم که دوستان بهتر از من جواب دادند....
ولی یه نکته ی دیگه رو باید به آقای ؟ بگم.
*
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 03:47
نکته ای دیگر برای آقای علامت سئوال. البته جناب ؟ لطفا با منطق برخورد کنید
اسلام دینیه حقیقت گرا و واقع گرا . باید بدونید که لغت « اسلام » به معنی تسلیم ، نشان دهنده این حقیقته که اولین شرط مسلمون بودن تسلیم واقعیتها و حقیقتها بودنه. هر نوع تعصب ، تقلید کورکورانه ، لج بازی ، دشمنی به خاطر منافع شخصی ، جانبداری ، خودخواهی و ... از اون نظر که بر خلاف روح حقیقت خواهی و واقعگراییه از نظر اسلام محکوم و مردوده
.
از نظر اسلام اگر انسانی حقیقت جو ، بی نظر و کوشا در راه رسیدن به حق گام برداره اگر هم به حقیقت نرسه باز هم معذوره.... و اگر کسی با روح خودش دشمنی و لج بازی کنه اگر هم حقیقت رو به دلیل تقلید یا وراثت و ..این جور چیزا پذیرفت ...هیچ ارزشی نداره ی.
مسلمون واقعی چه مرد و چه زن بخاطر روح حقیقت جوی خودش حکمت و حقیقت رو هر جا ، پیش هر کسی که می خواد باشه پیدا میکنه .
تو راه کشف و فرا گیری علم تعصب به خرج نمیده .. اگرهم شده تا دورترین نقاط دنیا هم سفر میکنه که فرموده است :(( حکمت را هر کجا و در دست هرکس دیدید فراگیرید حتی در دست یک مشرک )) و ((دانش را بجویید حتی اگر لازم باشد تا چین سفر کنید))
برداشتهای سطحی و یک جانبه تو مسائل و همچنین تقلید های کورکورانه از پدران و مادران و { تسلیم سنتهای موروثی شدن } از همین نظر که برضد روح تسلیم و حقیقت خواهی اسلامیه و موجب خطا و انحراف و دوری از حقیقت میشه محکومه.
حالا ما این حقیقت رو کجا پیدا کنیم ... خیلی جاها میشه پیداش کرد > طبیعت ، تاریخ ((یعنی پیش از شما سنتها و قانونهایی عملا به وقوع پیوسته است پس در زمین و آثار تاریخی گذشتگان گردش و کاوش کنید و ببینید پایان کار کسانی که حقایقی را که از طریق وحی به آنها عرضه داشتیم دروغ پنداشتند به کجا انجامید. آل عمران -137))
و اصلی ترین مرجع برای رسیدن به حقیقت خودتی "" تو خود حجاب خودی از میان برخیز""..... یعنی ضمیر انسان ...
کانت فیلسوف آلمانی یه جمله ی معروف داره که همین جمله رو ، روی سنگ قبرش نوشتند... : «« دو چیز است که اعجاب انسان را سخت برمی انگیزد : یکی آسمان پر ستاره ای که بالای ما قرار گرفته است و دیگری وجدان و ضمیری که در درون ما قرار دارد
. »»
آقای ؟ دیگه بقیه اش با خودت ... خودت به وجدانت مراجعه کن فکر نمی کنم خیلی دور باشه حداقل از چین نزدیکتره.
*
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 03:58
و برای خاتمه ...
شعری از حضرت مولاناست که در کامنت های دلیل آفتاب استاد اروند هم فرستادم... بد نیست اینجا هم بخونیمش
غیر فهم جان که در گاو و خر است
آدمی را عقل و جانی دیگر است
باز غیر عقل و جان آدمی
هست جانی در نبی و در ولی
جسم ، ظاهر ،، روح ، مخفی آمدست
جسم همچون آستین ، جان همچو دست
باز عقل از روح مخفی تر بود
حس به سوی روح زوتر ره برد
روح وحی از عقل پنهان تر بود
زانکه او غیب است و او زان سر بود
عقل احمد از کسی پنهان نشد
روح وحیش مدرک هر جان نشد
روح وحی را مناسبهاست نیز
در نیابد عقل کان آمد عزیز
لوح محفوظ است او را پیشوا
از چه محفوظ است ؟ محفوظ از خطا
نی نجوم است و نه رمل است و نه خواب
وحی حق ، والله اعلم بالصواب
با تشکر از شما لیدا خانم برای مطالب زیبا و پر شورتون ... مشتاقانه منتظر اطلاعات شما در مورد سایر جشن ها و آئیین های کهن کشورمون هستم.
*
نویسنده:سالومه
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 10:08
سلام به همگي
معمولا عادت به اظهار نظر در جاي غريب ندارم ولي...
در ان زمان كه پذيرفتيم دنيا به شكل دهكده جهاني در بيايد لزوما حضور كدخدا را هم بايد مي پذيرفتيم ميتوانيم از اين دهكده بيرون بياييم و در وضعيتي تقريبا در حد عصر حجر زندگي كنيم وطن پرستي خصيصه ايست زيبا لازم و پسنديده اما هرمرامي در افراط ارتجاع را به ارمغان مي اورد روسها زباله هاي اتمي خود را در درياي خزر ريختند به اين خيال كه خانه مان تميز باشد گور پدر همسايه, نكند از تاريخ درس نگيريم وطن پرستي در عصر پست مدرن نقطه شروعيست براي دوست داشتن زمين وكل حيات بشري پراكنده ميگويم ببخشيد ولي درددل است وقتي پارسال زمستان بم لرزيد انسانها مرزهاي دين قوميت تاريخ و فرهنگ را شكستند و بي مهابا و بي هيچ چشمداشتي به سرزمينمان امدند و انچه كردند كه بايد, دهكده ما در كليت باهم است ولي هر خانه اي را هم اداب و رسوم و شكل و شمايليست محترم
دوستان عزيز من ايرانيم انچه اين گربه ارام را حفظ كرده ايراني بودن است نه مسلمان يا مسيحي و يا زرتشتي بودنمان ايراني بودن من فقط زاييده 2500 سال پيش نيست من امروز ايرانيم با پشتوانه اي تا به حال .ايراني بودن ما در يك نقطه متوقف نشده يك جريان است كه در اين جريان از كوروش وداريوش و اسكندر و عمر و هلاكو و قجر و ... تاثير دارم
يادمان نرود كه اديان را به جان هم نيندازيم دين يعني وحدانيت بااسم بازي نكنيم شايد انها كه در بلنديهاي كوه ها در دژهايشان نشسته اند همين سطحي نگري كه همه به ان دچار شده ايم را مي خواهند همديگر را پاره پاره كنيد گوشتتان را ما مي خوريم از باستان فقط زرتشت ان ابر مرد تاريخ بشريت بجا مانده ايين ايراني را با دين زرتشت يكي نكنيم ما مزدك و ماني را هم در باستان داشتيم پس دين از فرهنگ ما جداست با تمام تقدسي كه دارد مقوله اي متفاوت است
دوستي در اينجا پرخاشگري كرده است شايد تعدادي از ما درد اقليت بودن را كشيده باشيم اقليت در ديكتاتوري فنري فشرده است شايد حقمان است كه فحش بخوريم يادمان بيايد كه رفتارمان با اقليت در هر مرام ومسلكي نياز به اصلاح دارد انكه مثل ما نيست لاجرم بد نيست فقط مثل ما نيست دوست خوبم نگذار كه تقدس متفاوت بودنت به انحطاط كشيده شود مي دانم فحش خورده اي ولي تو فحش نده
ما انسانيم و اين مهم است باقي همه اسم است
روز عشق هر روزيست كه از خواب برمي خيزيم شايد بد نباشد كه هر صبح با درودي و سلامي به هر كلامي هديه اي از عشق به كل حيات بشري اهدا كنيم
نویسنده:NARJES
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 11:10
DOSET DARAM
AZIZAM
DOSET DARAM
نویسنده:چكاوك
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 11:46
روز عشق مبارك
هر روز روز عشق است هر كلام زيبا يك هديه است هر لبخند يك راه براي زنده شدن دوباره عشق است
نویسنده:سياوش
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 12:17
سركار خانم ليدا آيلار
من از لينك خانم آزاده عصاران با اين وبلاگ آشنا شدم.و وقتي نوشته هاي آخرتون را خوندم مشتاق شدم كه نوشته هاي آرشيوتون را بخونم....البته هنوز همه نوشته هاتون را نخوندم...راستش منم عادت ندارم براي كساني كه نمي شناسم كامنت بزارم....اما مطالب شما اونقدر گيرا و جذاب بود كه حيفم اومد ازتون تشكر نكنم.خيلي خوشحالم كه امثال شما هنوز پيدا ميشند....اين روزها در بين جوونها به خصوص خانمها كمتر كسي هست كه سطح وسعت اطلاعاتش مثل شما باشه.
ضمنا وقتي كسي در هر زمينه اي از جمله اجتماعي،فرهنگي،مذهبي،فلسفه،تاريخ،ادبيات وروانشناسي مثل شما اطلاعات داشته باشه،ديدش محدود نيست و از بالا به مسائل نگاه مي كنه، اينه كه مي تونه به هر مقوله اي در حد منطقي ومتعادل بها بده.كمتر كسي مثل شما قدرت تميز دادن فرهنگ را از مذهب داره و به هركدوم در جاي خودش مي پردازه...
معمولا كساني كه طرز فكر خاصي دارند وكليشه اي فكر نمي كنند مورد انتقاد و سرزنش بقيه قرار ميگيرند.،شما به كار خودتون ادامه بديد ...
موفق ومويد باشيد.
نویسنده:رهگذر...
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 14:21
من شدیدن موافقم...
...و سلام ...لیداجان...من خوشحال می شم وقتی می بینم یکی وطن پرسته...لیدا می تونی برای من اطلا عات کاملی در این زمینه میل بزنی؟...من قصد دارم توی این سایت فرهنگ وطنم رو رواج بدم...(www.delkadeh.com) موفق باشی...
نویسنده:mina
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 14:56
salam hama ro khondam alli bod merciii ba arezuye moafaghiyat baraye shoma khodanegahdarrr
نویسنده:saeid
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 15:51
in kheili khoobeh
in vaghan khoobeh ke in mtno be soorat kamel inja avordin.alie
نویسنده:aaraam
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 17:34
taghsire kie?
لیدا خانم
من فکر نمی کنم که چپاندن ولنتاین و غیره در فرهنگ و رفتار مردم امروز ما چندان هم تقصیر آمریکایی ها باشد. من با این مردمان آمریکایی بسیار تماس داشته ام . شما را نمی دانم ، اما من هم اگر زبان مادریم زبان بین المللی بود ، و بهترین دانشگاهها هم در کشور خودم بود ، بیکار که نبودم بروم مثلاً عربی یا ترکی یا روسی یاد بگیرم. هر چیزی را اگر بخواهیم می توانیم با غرض معنی کنیم و برعکس هم می توانیم دلیلی مثبت برایش داشته باشیم.
بانوی محترم
اینکه ما رسوم زرتشتی مان را نمی دانیم تقصیر آمریکاست یا تقصیر اسلام و فرهنگ عرب؟ شما را مجبور کرده اند که آشغال گوشت بخورید به دلایلی ، از اجبار کننده شاکی می شوید یا از قصاب؟
آمریکاییهای بیچاره آنقدرها هم که شما فکر می کنید بیکار نیستند و اهمیتی هم نمی دهند که بجز خودشان چه کسی از ولنتاینشان استفاده می کند ، به شرط اینکه بازار خرید محصولاتش داغ بماند ، چه ولنتاین ، چه عاشورا ، برایش مهم نیست! تبلیغ میکند ؟ خوب بله ! من هم اگر یک کار قشنگی یاد بگیرم که درآمدش هم ای بد نباشد هی تبلیغش را می کنم!
تازه ! شما مدتهاست که ولنتاین می گیرید کسی نمی گوید خرت به چند ، اما از فردا بیفتید دنبال اسپندار مذگان ، سه سوت سر از پاتوق آقای سعید مرتضوی در می آورید! از بین بردن تمام نشانه های ملی و میهنی ما ، نه برنامه و نقشه آمریکا و انگلیس و غیره ، بلکه فکر روز و شب همین آقاین آخوند خودمان است ! تهی کردن این ملت از هر آنچه که داشت ، کار شرق و غرب نیست ! اینقدر توهم دشمن پشت کوه را داشتن و هی گردن این و آن انداختن هم عادتی است که اینها در سرمان انداخته اند تا نفهمیم که از کجا می خوریم!
از اطلاعاتی که می دهید خوشم آمد اما از طرز توجیه و برخورد سطحی تان هیچ خوشم نیامد. کاشکی بجای تحلیل های اینچنینی ، فقط به دادن اطلاعات اکتفا می کردید!!!
نویسنده:aaraam
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 17:37
taghsire kie?
لیدا خانم
من فکر نمی کنم که چپاندن ولنتاین و غیره در فرهنگ و رفتار مردم امروز ما چندان هم تقصیر آمریکایی ها باشد. من با این مردمان آمریکایی بسیار تماس داشته ام . شما را نمی دانم ، اما من هم اگر زبان مادریم زبان بین المللی بود ، و بهترین دانشگاهها هم در کشور خودم بود ، بیکار که نبودم بروم مثلاً عربی یا ترکی یا روسی یاد بگیرم. هر چیزی را اگر بخواهیم می توانیم با غرض معنی کنیم و برعکس هم می توانیم دلیلی مثبت برایش داشته باشیم.
بانوی محترم
اینکه ما رسوم زرتشتی مان را نمی دانیم تقصیر آمریکاست یا تقصیر اسلام و فرهنگ عرب؟ شما را مجبور کرده اند که آشغال گوشت بخورید به دلایلی ، از اجبار کننده شاکی می شوید یا از قصاب؟
آمریکاییهای بیچاره آنقدرها هم که شما فکر می کنید بیکار نیستند و اهمیتی هم نمی دهند که بجز خودشان چه کسی از ولنتاینشان استفاده می کند ، به شرط اینکه بازار خرید محصولاتش داغ بماند ، چه ولنتاین ، چه عاشورا ، برایش مهم نیست! تبلیغ میکند ؟ خوب بله ! من هم اگر یک کار قشنگی یاد بگیرم که درآمدش هم ای بد نباشد هی تبلیغش را می کنم!
تازه ! شما مدتهاست که ولنتاین می گیرید کسی نمی گوید خرت به چند ، اما از فردا بیفتید دنبال اسپندار مذگان ، سه سوت سر از پاتوق آقای سعید مرتضوی در می آورید! از بین بردن تمام نشانه های ملی و میهنی ما ، نه برنامه و نقشه آمریکا و انگلیس و غیره ، بلکه فکر روز و شب همین آقاین آخوند خودمان است ! تهی کردن این ملت از هر آنچه که داشت ، کار شرق و غرب نیست ! اینقدر توهم دشمن پشت کوه را داشتن و هی گردن این و آن انداختن هم عادتی است که اینها در سرمان انداخته اند تا نفهمیم که از کجا می خوریم!
از اطلاعاتی که می دهید خوشم آمد اما از طرز توجیه و برخورد سطحی تان هیچ خوشم نیامد. کاشکی بجای تحلیل های اینچنینی ، فقط به دادن اطلاعات اکتفا می کردید!!!
نویسنده:Ahmad
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 18:24
Doroud bar shoma
Doroud,
Neveshteye shoma besiyar por mohtava va risheh gara bood.
Maa baayad beh khishtane khish bargardim. neveshtehaaye barkhy az khod bakhtegaan beh mazhabe Arab ro khoondam.
Vaay bar ma keh hanooz chenin Arab parastani dar miyan darim, baraye hamin hast keh keshvareman rooz beh rooz be Arabestane 1400 saale pish bar migardeh.
SEPANDAR MAZGAN bar hameye banovan Irani khojasteh baad.
Payandeh Iran
نویسنده:Sina
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 18:34
alii boood , vaghean shad shodam , man jedan say mikonam in farhangoo be doostam begam
khoshal mysham mybinam hanoz ghalbhai sadeghane vase iran myrape
Zende bashy rafygh
نویسنده:؟؟؟؟؟
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 19:11
درود
سلام
این بار اول بود که اتفاقی با وب سایت شما آشنا شدم والبته خوشحالم .
مطلب خیلی خیلی جالبی بود دوست دارم بیشتر درمورد ایران باستان بدونم پس بازم به اینجا سر میزنم
تابعد یاعلی
يکشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1383 ساعت 21:04
دوست گرامیaaraam :
وقتی کامنتتان را دیدم قبل از هر کاری به وبلاگتون مراجعه کردم تا معنای توجیه وتحلیل عمیق را بفهمم!
اما خارج از شوخی یه جورایی بهتون حق میدم.برداشت وقضاوت آدمها به خیلی چیزها بستگی داره،از جمله خاطرات وتجربیات گذشته.این طبیعیه که نسل ما به محض شنیدن مثلا اسم امریکا منتظر باشه پشتش یه تحلیل وتفسیر آبکی وغیر تحقیقاتی بیاد.اما چیزهایی که من راجع به جهان بینی،طرز فکر واهمیت دادن امریکایها به اشاعه فرهنگشون گفتم از پای منبر ملاها حفظ نکرده بودم بلکه به نوشته ها وگفته های جامعه شناسان وفرهنگ شناسان خود امریکا استناد کرده بودم.بعنوان مثال مراجعه کنید به جلد اول کتاب فرهنگ ومدیریت نوشته استیفن پی رابینز.
من با امریکاییها مشکلی ندارم.فرهنگشون برای خودشون خیلی هم خوبه...اما وقتی می بینم آدمهای متجدد و مثلا با فرهنگ کشورم از فرهنگ ومرام اونها تقلید می کنند یاد آدمهای کوچکی می افتم که بر دوش آدمهای بزرگ سوار می شند به این امید که اونها هم بزرگ جلوه داده بشند.گفته بودم که: "با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!"
دوست من احتیاجی نبود تا در مورد فرهنگ عرب بنویسم چون اعراب در بین ملت ما محبوبیت چندانی ندارند و تقلید از اونها به مثابه روشنفکری قلمداد نمی شود.این درسته که دین رسمی ملت ما اسلامه اما این دلیل نمی شه که یا مثل اعراب فکر کنیم یا برای فرار از این اتفاق از اونطرف بوم افتاده مقلد امریکا واروپا بشیم!هر ملتی با توجه به پشینه فرهنگی تاریخی خودش،جهان بینی خاصی داره.اینکه ملتی تحت تاثیر اثر هاله ای(مثلا تحت تاثیر یک ویژگی مثل پیشرفت صنعت ، تمام خصوصیات ،آداب ورسوم وجهان بینی مملکت بیگانه ای را دربست بپذیره)باعث پرورش انسانهای پژمرده،کوته بین،با طرز فکری غالبی وفاقد عزت نفس می شه...
ضمنا شما اگه خواهان اطلاعات ، بدون اعمال نظر شخصی هستید بهتره که به دایره المعارف و کتب اطلاعات عمومی مراجعه کنید.وبلاگ محلی است برای درج ادراک،پنداشت،برداشت وطرز فکر خاص شخص...
جاری باشید.
نویسنده:شملک
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 02:24
اما دکتر فریدون جنیدی در روزنامه ی شرق مورخ 22 دی ماه تاریخ چشن سپندار مزگان رو 5 اسفند اعلام کرده بودند
نویسنده:Mehrnoosh
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 10:20
salam Lida jan
Man dirooz ba site shoma ashna shodam,va khoshhalam ke hanooz kasani hastan ke be farhange irani eshgh bevarzan...vali vaghti comments oon nevisandeye nashenas ro khoondam kheili narahat shodam,
be har hal ,moteassefam ke oon fardi ke inghadr az farhange zartoshti va Irani dam mizane mohemtarin asle in farhang ro faramoosh karde"pendare nik,kerdare nik va goftare nik " Iranian ghadim falsafashoon bad dahani va tohin nabood
bar khalafe in agha,va agar ham chize badi az arabha be farhange ma vared shode khode in shakhs bishtar az hame dare estefadash mikoneh
....
harfaye ziadi hast ke bayad begam,vali vaghti adam amsale in afrad ro mibineh tarjih mide sokoot ekhtiar kone,pas bashe baraye bad...
Faghat mikham ke az in kare ghashangi ke shoroo kardi delsard nashi,ma ghadresho midoonim
mamnoonam
Mehrnoosh
نویسنده:MME
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 11:00
خوشحالم
با اجازه . من سایت شما رو با لینکش برای بقیه می فرستم تا ان ها هم بدونند .
نویسنده:كورش بزرگ
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 11:28
با درود و خسته نباشيد.
با شما 100% همداستانم.
اين پيشنهاد را چندي پيش نيز من كردم. اميدوارم اينگونه شود. پيروز باشيد
نویسنده:یه دوست
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 12:39
نویسنده:یه دوست
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 13:25
سلام...بسیار متشکر از اطلاعاتی که دادید....و البته با اینکه هر کدام از ما به عنوان یک ایرانی باید فرهنگ و تاریخ کشورمان را زنده نگه داریم ...ولی بعضی افراد هستند که اونقدر کارشون بزرگ هست که ما اونها رو به عنوان یک انسان بزگ گرامی می داریم و کار و عمل این افراد هم ربطی به مکان خاصشون نداره.. ..در هر حال من فکر می کنم غیر از این که باید روز مهر و همچنین بنا به گفته ی شما روز سپندار مذ گان را به یک دیگر تبریک بگوییم و البته هر سال هم در مورد روز مهر این کار را می کنیم ....از "ولنتاین" و کار بزرگش که مربوط به زمان و مکان خاصی نیست بلکه مربوط به تمام انسان هاست هم باید یاد کنیم! ... و این به معنی هیچ چیز نیست نه به معنی خود را بیگانه دانستن و نه به معنی فرهنگ دیگری را پر بارتر دانستن و نه به معنی چیزی در فرهنگ خود کم داشتن!.. .."" تنها یادی از زنده نگه داشتن عشق مطرح است و بس"" .و اگر غیر از این باشد تقصیر از ما و نگاه اشتباه ماست ...و به جای نفی چیزی نگاه را باید عوض کرد!...در هر حال ممنون از احساس مسئولیتتان در مورد فرهنگ و ایران عزیزمان!! ولی این زنده نگه داشتن فرهنگ نباید به معنی متعصب شدن باشد!....در هر حال... شاد و پیروز باشید .
نویسنده:پارسی گوی
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 13:29
اگر بخواهیم می توانیم
با درود به همه ایران دوستان
نشانی زیر به برابرهای واژه های تازی و فرنگی در زبان فارسی می پردازد. اگر به کارگیری آنها برایتان دشوار است، تنها کمی از این واژه ها را به کارگیرید.
http://geocities.com/parsibegoo
نویسنده:بابک
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 14:10
دخت ايران ليدا آيلار
دمت گرم
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 14:33
درود،
چلیپای عزیز و دیگر دوستانی که میگند چه فرقی داره روز عشق کی باشه، سلام با hi چه فرقی داره و ...، فکر می کنم فلسفه این نوشتار و این گفتار رو درست برداشت نکردند. حرف این نیست که به جای 26 بهمن، 29 بهمن رو جشن بگیریم تا مشکل ما حل بشه. حرف اینه که خودمون رو باور داشته باشیم. اینقدر بی اراده و پوچ نباشیم که هر کاری بقیه کردند، ما هم بدون نشون دادن هیچ شعور و فهمی از خودمون، چشم بسته اون کار رو بکنیم.
چرا این روزها فکر می کنیم والنتاین نشونه تمدنه، ولی سپندار مذگان یعنی امل بودن؟ چرا به آهنگهای خارجی گوش دادن یعنی امروزی بودن ولی آهنگهای سنتی رو گوش کردن یعنی بی کلاس بودن؟ اشعار شاعران خودمون رو نمی خونیم و لی همه کتابهای شاعران جدید اروپا و آمریکا رو حفظ هستیم، و هزار چرای دیگه ....
حرف ما این نیست که والنتاین بده، آهنگ های خارجی رو نباید گوش کرد، کتابها و اشعار نویسندگان و شاعران دیگر نقاط دنیا رو نباید خوند! نه! حرف این نیست، حرف اینه که چرا به اونچه که داریم و داشتیم و از خود ما بوده بها و ارزشی نمی دیم؟ تا کی باید مرغ همسایه غاز باشه؟
جاری باشید
نویسنده:الف نقطه
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 16:01
به این همه غیرت و به فضل شما درود میفرستم و خوشحالم که در سرزمینی هستم که چون تویی در آن زندگی میکند. به اندیشیدن تو درود میفرستم وگر چه با اندیشه ی تو مخالف باشم.
من تعجب میکنم که میهن پرستی و ناسیونالیسم به عنوان یک عقیده ی روشنفکرانه طرفدار داشته باشد و مورد قبول باشد. به چه عنوانی یک نفر، چه ایرانی، چه عرب و چه آمریکایی به صرف متولد شدن درون یک مرز قرار دادی یا به صرف متولد شدن از یک پدر و مادر از یک نژاد خاص میتواند خود را از دیگری برتر بداند؟! آیا هیچ یک از این ها میتواند جای فکر درست و عمل شایسته را در یک انسان بگیرد؟ اندیشه و عمل آدمی است که به او ارزش میدهد و نه هیچ چیز دیگرحتی لیدا خانم که خانمی فاضل هستند هم این جمله را به کار می برند که " من از منبر ملا ها این حرفها را یاد نگرفته ام" و میگویند که " ملت ایران از عربها دلخوشی ندارند" راسیسم در هر شکلش نفرت انگیز است و غیر انسانی. و این راسیسم منفور فقط برتری ذاتی قایل شدن برای یک نژاد نیست. برتر یا پست تر دانستن هیچ گروهی بی آنکه عقلا اثبات نشود که همه ی آحاد آن گروه برتر یا پست تر هستند، غیر منطقی و خلاف اخلاق انسانی است. آن ایرانی که خود را برتر از عرب میداند با آن یهودی که خود را برگزیده و نظر کرده ی "یهوه" به حساب میآورد هیچ تفاوتی ندارد و سرنوشت هر دو یکی است. و حقیقت در هر رنگش خواستنی است و پیروی کردنی. آن انترناسیونالیسمی که مارکسیستها به دنبالش بودند و شعارش را می دادند و به آن دست نیافتند، آرزوی درونی همه بشریت است. و ناگزیر بشر آن را تجربه خواهد کرد و به سعادت خواهد رسید. اگر عرب صدر اسلام و آن ارتشی که به ایران حمله کرد، ظلم کرد و ستمکار بود، منفور است فرماندهش هر که میخواهد باشد عمر باشد یا سعد. و اگر آن عرب به این قوم فرهنگ آموخت و برابری انسانی را و نجات از ظلم طبقاتی و ستمگری اشرافی را به ارمغان داد، ستودنی است ، محمد باشد یا علی . امروز هم اگر امریکا برای ما آرزوی عدالت دارد و قصدش ترویج عدل است درود بر او و بر روز والنتاین که نشان فرهنگ اوست. اما اگر مقصودش بلعیدن نفت است و کشتار و تحمیل و نیرنگ، آنچنانکه همه ی تاریخش آمیخته با این شرارتهاست، مرگ بر امریکا و هر چه بوی امریکا میدهد.
مخلص.
الف نقطه
نویسنده:maryam
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 16:24
سلام واقعا اطلاعات جالبی بود برای خودم متاسفم که این روز را نمی شناختم ولی ازوالنتاین خبرداشتم!!!
نویسنده:کالی بیکار
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 18:24
یادم رفت بگم این لینکها تازه اون دزدیهای بودند که ما دیدیم
چه دزدیهایی صورت میگیره که مانمیبینیم .
کل متنها را بدون کوچکترین تغییر، کپی ، پیست کردن شون دیونه کننده است
نویسنده:علیرضا مجاهدی
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 18:52
توهین و بی حرمتی کمتر از دزدی نیست
سلام
از اینکه بدون هیچ مکث و بررسی خیلی راحت به من توهین نموده اید و تهمت دزدی زده اید بسیار متاسف شدم.
با اینکه برایتان نامه نوشتم و از شما خواستم که در همین جا و وبلاگ من از من عذر خواهی کنید با این حال چون ممکن با تاخیر در انجام این کار و یا عدم انجام ذهن خوانندگانتان را نسبت به من تغییر دهید تصمیم گرفتم قبل از عذر خواهی شما در اینجا نیز برای خوانندگانتان بنویسم.
از اینکه مطلب شما را بدون دست کاری در وبلاگم قرار داده ام باید خوشحال باشید چرا که مطلب به قدری زیبا و شیوا بود که هر گونه تغییر در متن توسط منی که اطلاعات تاریخی بسیار کمی دارم میتوانست لطمه بزرگی به اصل مطلب بزند.
و اما اینکه تصور کرده اید که لینکی از متن من به ویلاگ شما داده نشده است باید عرض کنم که در وبلاگ من عنوان نوشته لینک به مرجع است. همه نوشته هایی که از جایی دیگر نقل قول میشوند این خاصیت را در آنها فعال میکنم تا خواننده بتواند با مراجعه به آنجا اطلاعاتش را کامل کند.
همانگونه که در نامه برایتان نوشتم با این که علاوه بر عنوان اسم جشن نیز لینکی به اصل متن شما بوده با این حال اسم شما را نیز به زیر نوشته لینک دادم.
امیدوارم از اینکه به راحتی نسبت به من بی حرمتی فرموده اید بسیار ناراحت شدم و امیدوارم با این توضیح به حد کافی شرمنده قضاوت عجولانه خود شده باشید و دیگر در مورد کس دیگری قبل از بررسی کامل و صرفا از روی هیجان با آبروی کسی بازی نکنید.
بازی کردن با آبروی دیگران و بی حرمتی به هیچ عنوان دست کمی از دزدی ندارد.
برای هر دو شما متاسفم.
نویسنده:حميد
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 19:10
بنام خدا
سلام دوست من
بايد اعتراف كنم كه از شوق در پوست خود نمي گنجم از اين همه احساسات ملي.
ليدا خانم ابتدا بايد از شما بخاطر دادن اين اطلاعات سپاسگزاري نمايم و در ادامه متذكر شوم كه فرهنگ هرقومي براي آن جامعه پسنديده و نيكوست ولي دوست من آيا بنظر شما اين زمان و اين امكانات باعث نزديكي ملل به يكديگر نشده؟ اشتباه نشود نمي گويم كه اين نزديكي باعث فراموشي اصل يك ملت شود ، اين را از اين بابت مي گويم كه اگر در ظاهر هم رسوم ديگران را پسنديده بدانيم فكر اشتباهي نيست ولي بايد آئين ورسوم خودرا در صدر بدانيم و اگر مجالي بود از آئين نيكوي ديگران نيز استفاده نمائيم. گفتم از آئين نيكوي ديگران استفاده نمائيم ، من نميدانم شما چند سال داريد ولي با اين آگاهي كه از خود نشان داديد حتما ميدانيد كه قبل از انقلاب روز مادر 25 آذر ماه بود ولي بعد از انقلاب به روز تولد حضرت فاطمه ( س) تغيير يافت و ملت ايران نيز براحتي اين تغيير را پذيرفت، چرا؟ اگر پاسخ اين سوال را يافتيد بدانيد راهكار شكوفا نمودن آئين باستاني ما در بين جامعه ايراني در اين پاسخ نهفته است.
شاد باشيد
دوشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1383 ساعت 22:16
ایی گونلر
ایی گونلر شاید حداقل با درود یا سلام به زبانه ترکی بشه ناراحتی بعضی از دوستانه عزیزمون تسکین پیدا کنه .
از اینکه تونستین و اراده این رو داشتین که با مطالب خودتون فرهنگ وتمدن این سرزمین رو یک باره دیگه به دوستانه ایرانیه خودتون یاد آوری کنین سپاس گزارم .
البته در مورد بی فرهنگی و بی تمدنی عرب ها هر چی بگم کمه اما همین که شما این کاره خیلی خوب رو شروع کردین باعث میشه که ایرانی ها بیشتر خائنان و دشمنانه اصلیه خودشون رو بشناسند.
نویسنده:koorosh
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 01:13
salam
agha behetoon link dadam vali estenadet zeyad mohkam nist bejaie inke eibe valentine ro begi hosnaie ino begoo in kheili behtare say kon dafe bad ravoon tar benvisi
sory ke penglish omad fonte farsim az kar oftade...
نویسنده:The Owl
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 02:24
اينجا و انجا از جشنهاي ايران باستان شنفته بودم اما اينجا ليست طويل منابع و بعد تومار نظرات دوستان رو كه ديدم «دامنم از دست برفت» و بر ان شدم كه چند مورد رو ذكر كنم: بعضي نظرات از پرمغزي مايهي شادي بود و بعضي چنان مينمود كه انگار دوستان حقيقتا قصد مزاح داشتند... در مجموع ماكت كوچكي مينمود از يك دموكراسي اجتماعي: حضور همهي اين عقايد و واكنشهاي مختلف يكجا براي ذهن استبداد زدهي من جالب بود پس نوشتم ...گرچه حجم زياد مطالب مانع از ان ميشه كه موضع خودم رودقيقا اعلام كنم ولي بايد بگم كه جاهايي در متن «والنتاين يا اسپندار مذگان؟!» نويسندهي محترم كم لطفي كرده و در باب سهلانگاري عدهاي، در برگزاري اعياد ملي غلو زيادي نمودهاند چنان كه جايي نهاد جمله را «مردم» قرار داده مينويسند: «... اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند. سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!.... .» بنده نميدانم ايشان از كدام «مردم» سخن ميگويند؟ در محلهي ما كه عيد نوروز و شب يلدا با شكوه ممكن برگزار ميشده است و ميشود. مقصود وسواسي بودن نيست فقط اينكه به قول كنفسيوس : «در به کار گرفتن کلمات دقت کنيم...» همچنين عمو اروند عزيز كه با حزمي حازم و جزمي جازم يابوي فصاحت را به زير ران كشيده و در طرفهالعيني دشتهاي علوم را از فيزيك وادبيات و جامعه شناسي و(به ويژه) تاريخ درنورديده است و حاصل اين يابودواني «كامنت» مستطاب است كه بيشتر نزديك به جولاندهي است تا موضوع نوشته. و اما... باجشن گرفتن اسپندار مذگان موافقم اگر مقدور است در مورد تاريخ جشن رفع ابهام كنيد
جاويد ايران، زندهباد آزادي
نویسنده:م .مطهر
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 02:32
سلام خوشحال شدم وقتی دیدم کس دیگری هم این جشن را می شناسد اگر منظوز شما همان جشن مپدگیران است که روز 10 اسفند است منهم دقیقا مثل همین مطلب را نوشته ام اما جشن اسپندارمزد دقیقا کمی عقب تر است مطلب من را بخوانید لطفا
نویسنده:رها
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 08:16
سلام خانومی
این دفعه حسابی آیش بپا کردی ؟
خدا شانس بده یکم اینا رو بفرست به ما هم سر بزنند
به کسی نمی گم که ..........................
یا علی
نویسنده:محمد
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 09:34
دمت گرم
دورود
فقط اگه ممکنه منبع این اطلاعات رو هم مشخص کنی ممنون میشم
بدرود
نویسنده:ghazal
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 10:08
طبق تعاريف شما روز عشاق بايست 5 اسفند باشد نه 29 بهمن|
نویسنده:Anita
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 10:14
چرا؟
زمانیکه ما ايرانيها زندگی خود را به دست اعراب بخشيديم اينگونه شديم. برای من هميشه يک سوال باقی ماند که اعراب با اون هجومش چرا ايرانيهای متمدن اون زمان را عوض کردن.....و سوال مهمتر چرا اجدادمون اين رسم و رسومات را به ما منتقل نکردن تا ما Valentine و يا درخت کريسمس............می دونين حالا ما هم داریم همون جرم اجدادمونو مرتکب می شويم.
بدرود
نویسنده:ASA
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 11:33
dorood
vaghean baese eftekhareh ke kasaye mesle shoma too in donya bashan. biayeed baham haghemoono va farhangemoono pas begirim, biyayeed irani boodanemo be khodemoonam kehodeh sabet konim.hamoontor ke mibinid, javoona kasaye hastand ke mitoonan tahavol ijad konand. agar hame dast be daste ham bedim, mitoonim dar teye moddate kootahi doroodo to zaboona bendazim, mitooni baz be jaye 22 bahman va sale noye miladi va tavalode ino oon, jashnhaye iranio jashn begirim. nemikham kasio maskhareh konam, vali vaghean bayad az khodemoon khejalat bekeshim, man ye goroohe yahoo dorost kardam, baraye kasani ke mikhahand farhangeh iranemoono dobareh zendeh koanand. be dino siasat kari nadaram, man farhangamo mikham. irani boodano.
نویسنده:شب مهتابی
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 14:38
سلام گلم :
خیلی زیبا نوشته بودی
در قرن سوم ميلادی که برابرميشه با اوايل
امپراتوری ساسانی در ايران. فرمانروای
روم باستان، کلوديوس دوم معتقد بود که
سربازی خوب خواهد جنگيد که مجرد باشه!
کلوديوس دوم :" هيچ سرباز ارتش اين امپراتوری حق
- - -ازدواج - - - نداره. سربازی که دست به
اين کار خلاف بزنه بشدت مجازات ميشه ."
همزمان با اين شرايط مسيحيان هم تازه
داشتند تو امپراتوری روم مخفيانه دينشون رو
تبليغ ميکردن. بين اين مسيحيان جديد
کشيشی بود به نام والنتينوس(والنتاين).
والنتاين مخفيانه عقد سربازان رومی رو جاری مي
کرد. کلوديوس دوم از اين جريان باخبر
ميشه و فوری دستور داد: "بريد و اين والنتاينو
بندازينش زندان بعدأ خودم خدمتش مي رسم ."
والنتاين ميفته زندان. و عاشق دختر
زندانبان ميشه. پيش از اينکه اعدام بشه يک
پيامی مينويسه ميده به اون دختردر پيام اين
يک جمله بوده . . . "والنتاين تو"
شاد باشی و جاری
نویسنده:کالی بیکارنامه
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 15:11
خیلی باحالی
دزدی یا دوزدی
اگه بپرسند چی با دروغ برابری میکنه چی میگید؟
البته دروغ کثیف ترین چیزیه که تابحال در نظر و فکرم تجسم کردم.
ولی دزدی کردن رو هم تازگیها دیدم و دقت کردم چقدربرابری میکنه با دروغ گفتن.
دزدیدن اجناس را میشه تحمل کرد.
دزدیدن کیف پول را هم میشه.
ماشین و سند و...................................
ولی دزدیدن ذهن و فکر آدمی خیلی نوبره که تازگیها مد شده و باعث پیشرفت و ترقی.( البته با کمی چاشنی زیرکی ، بعدا میگم این زیرکی چقدر موثره)
حال آیلار خانم حق دارند بابت این دزدی های دوره ای عصبانی بشند من که سرم داغ شد .
در ضمن جنابان عالی با کمال پررویی کل متن را با فتحه و ضمه کسره و تشدید دزدیده اند بدون اینکه ککشون هم بگزد
و با کمال سخت پوستی ( البته توهین به کرگدن نشود ) نوشته اند زمان نوشتن ساعت ...........
و حتی کوچکترین حرف اختصار و یا علامت و یا حتی تکه آجری یا زنبیلی که نشان بدهد که این نوشته از خودش نیست
خوب توجه کنید نه اینکه خدای نکرده توقع داشته باشند که بگویند ازکیست بلکه بگه از خودش نیست
دقیقا کپی پیست copy& paste
بدرود
ریشه دروغ ودزدی بخشکان خدا
http://alirezamojahedi.blogspot.com/
http://www.alavijeh-student.blogfa.com/
توهین و بی حرمتی کمتر از دزدی نیست
سلام
از اینکه بدون هیچ مکث و بررسی خیلی راحت به من توهین نموده اید و تهمت دزدی زده اید بسیار متاسف شدم.
با اینکه برایتان نامه نوشتم و از شما خواستم که در همین جا و وبلاگ من از من عذر خواهی کنید با این حال چون ممکن با تاخیر در انجام این کار و یا عدم انجام ذهن خوانندگانتان را نسبت به من تغییر دهید تصمیم گرفتم قبل از عذر خواهی شما در اینجا نیز برای خوانندگانتان بنویسم.
از اینکه مطلب شما را بدون دست کاری در وبلاگم قرار داده ام باید خوشحال باشید چرا که مطلب به قدری زیبا و شیوا بود که هر گونه تغییر در متن توسط منی که اطلاعات تاریخی بسیار کمی دارم میتوانست لطمه بزرگی به اصل مطلب بزند.
و اما اینکه تصور کرده اید که لینکی از متن من به ویلاگ شما داده نشده است باید عرض کنم که در وبلاگ من عنوان نوشته لینک به مرجع است. همه نوشته هایی که از جایی دیگر نقل قول میشوند این خاصیت را در آنها فعال میکنم تا خواننده بتواند با مراجعه به آنجا اطلاعاتش را کامل کند.
همانگونه که در نامه برایتان نوشتم با این که علاوه بر عنوان اسم جشن نیز لینکی به اصل متن شما بوده با این حال اسم شما را نیز به زیر نوشته لینک دادم.
امیدوارم از اینکه به راحتی نسبت به من بی حرمتی فرموده اید بسیار ناراحت شدم و امیدوارم با این توضیح به حد کافی شرمنده قضاوت عجولانه خود شده باشید و دیگر در مورد کس دیگری قبل از بررسی کامل و صرفا از روی هیجان با آبروی کسی بازی نکنید.
بازی کردن با آبروی دیگران و بی حرمتی به هیچ عنوان دست کمی از دزدی ندارد.
برای هر دو شما متاسفم.
کجای متن دیروزتان به امروزتان شبیه است
شما با کلک زدن امروز میخواهید دروغ دیروزتان را موجه جلوه دهید که کار بدتری است .
متن دیروز را با جمله برگرفته از وبلاگ لیدا آیلار عوض کردن یه دروغ بزرگتریه که از دزدی کردن بدتره .
همین دیگر نمیتونم بیش از این بگم.
جملات آقای علیرضا مجاهدی خیلی زیباست
و هرکس تازه بیاید درون این محفل مقدس که حداقل همدیگر را خوب میشناسیم که از گفتارمون که دروغ کمتر میگوییم و میشنویم پی میبرد وولی ایشان با کمال احسان این احساس بمن، که شاید پایه اول دزدی دروغ باشد مهر تائیدی برگفته های من زد
بنده توهین نکردم .
برو از هرکسی که میشناسی یا نمیشناسی بپرس به این کار فوق العاده زیرکانه ات چی میگند .
اگر دزدی نگند ( و کار زیرکانه هم نگند) نمیدونم معادلش چی میگند ولی من و امثال من میگیم دزدی.
وآیا به یه دزد بگند دزد توهینه؟؟؟؟؟؟؟؟
توهین و بی حرمتی کمتر از دزدی نیست آره ولی من که صفتی را گفتم که در تو بود .
من عذر خواهی کنم یا تو؟؟!!!!!!!!
ای بابا!!
زیرا اگر تغییری در کپی و پیست copy& paste نمیدادند چنین صحبتی را دیگر ادامه نمیدادم .
زیرکی ایشان هم چسباندن این جمله
به آخر متن دزدی بود
برگرفته از لیدا ایلار
که دیروز نبود
ولی امروز زده است
و در اول گفته هاش آورده که دست پیش بیاندازه تا پس نیافته .
بدرود امیدوارم اگر دزدی ای صورت میگیره
دزد با شهامت باشد مثل ژان والژان
نویسنده:ErrAnT
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 16:25
nothing
مهتاب شب كه جامش از اختر لبالب است ... گر هر ستاره ماه شود، باز شب شب است. ___
براي اولين باره اينجا رو ميبينم. انتخاب موضوعاتتون و ديدگاه موشكافانه ي شما به اين موضوعات قابل تقديره. تبريك ميگم. خواستم اجازه بگيرم و لينك وبلاگتون رو توي وبلاگ خودم بذارم. موفق باشيد. باي...
نویسنده:arman
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 17:36
ye peigham vaseh oonaee ke ezhare nazare bi asa mikonan
salam man avalin bareh ke omadam inja .... matalebeh jalebi ro onvan kardi .....mikhastam ye peigham bedam be oonaee ke ezhare nazare bi asas mikonan makhsoosan in agha ya khanome alamate soal (?) shoma aval tarikh ro motale e bokonin (albate tarikhe vagheii na tarikhe tahrif shode ) bad biaeen ezhare nazar bokonin ... pishnahad mikonam ketabe( tavalodi digar asare doctor shojaedin shafa ) ro motale e konin ... ketabe jalebie.... dar zemn ma hame irani hastim va eslam ro ham be zoor kardan too pachamoon!!!
نویسنده:Ghazaal
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 17:48
vaghean az neveshtatoon mamanoon etela ate kheili khoobi dasht. Faghat 2 ta matlab: yeki inke , agar manbaie ham baraye in etela'at moarefi mikardid ham amsal e ma bi savada mahzooz mishoodim, va ham khod e neveshte be lahaz e elmi va tahghighi arzeshe bishtari peida mikard va mishod be onvan e REFERENCE hata azash estefadeh kard
dovom inke in ghaziyeh America o jahankhar boodanesh be ghadri pishe javoonaye ma hasas shodeh ke be mahz e inke esharei behesh mishe dar neveshtei ya dar lecturi bache ha fekr mikonan "khob dige baz hamoon majaraye hamishegi ye adam bade o adam khobe" ine ke fekr mikonam agar nevesht e faghat janbeye etela'ati dasht behtar az in bood
نویسنده:سعيد
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 18:19
يه جايي خوندم كه وقتي از يه نوشته لذت برديد حتما نامه بنويسيد به نويسنده اش وازش تشكر كنيد.من ازتون بسيار ممنونم.مطلب بسيار بسياز زيبايي بود با قلمي توانا وماهر...ضمنا در جواب دوست قبلي كه گفتند منابع اعلام بشه بايد بگم كه نويسنده در ميون كامنتها منابعش را اعلام كرده.
با آرزوي موفقيت روز افزون براي نويسنده.
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 18:48
درود،
دوستان عزیزی که در مورد تاریخ دقیق و 6 روز به جلو آمدن این جشن سوال کرده بودند من یه توضیح مختصر میدم، هرچند اینجا توضیح دادنش سختهف اما امیدوارم منظور من رد دریابید:
ببینید در گاهنامه اوستایی، همه ماهها 30 روزه بوندن و علاوه بر هر ماه، هر روز ماه هم یه اسم داشته. در هر ماه روزی که هم نام ماه بوده رو جشن می گرفتند. مثل 5 اسفند که همین سپنار مذگان هست.
و اما چرا 6 روز به عقب اومده این جشن:
در گاهنامه کنونی 6 ماه اول 31 روزه هستند، پس از ماه اول شروع میکنیم: وقتی روز 31 فروردین می رسه، این روز معادل میشه با اولین روز از اردیبهشت در گاهنامه اوستایی ( که ماه 30 روزه بوده ). و روز اول اردیبهشت در گاهنامه کنونی در حقیقت میشه روز دوم اردیبهشت از گاهنامه اوستایی.
به همین صورت روز 31 اردیبهشت در گاهنامه کنونی میشه روز دوم خرداد از گاهنامه اوستایی، و به همین ترتیب، روز 31 خرداد در گاهنامه کنونی میشه روز سوم تیراز گاهنامه اوستایی، روز 31 تیر در گاهنامه کنونی میشه روز چهارم مرداد از گاهنامه اوستایی، روز 31 مرداد در گاهنامه کنونی میشه روز پنجم شهریور از گاهنامه اوستایی و روز 31 شهریور در گاهنامه کنونی میشه روز ششم مهر از گاهنامه اوستایی.
یعنی در ماههای نیمه دوم هر روز از هر ماه در گاهنامه کنونی معادل 6 روز بعد از خود در گاهنامه اوستایی میشه و به همین دلیل پنجمین روز از اسفند میشه روز 29 ام از بهمن ماه.
راستش خودم هم گیج شدم، چه برسه به شما!!! اما یه کم بشینید روش فکر کنید دقیق میفهمید چی به چیه!
جاری باشید
نویسنده:نوید
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 18:52
هله ای نسیم رحمت..
درود بی پایان!
اگر مقدور باشه اطلاعاتی در مورد تقویم جلالی یا باستانی در اختیارمون قرار بده. خیلی دوست دارم بدونم که مثلا روزهای خوش یمن کدام هستند و از این دست اطلاعات ارزشمند...
شاید معرفی یک کتاب یا سایت هم بسیار پسندیده باشه.
بدرود!
نویسنده:علیرضا مجاهدی
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 20:10
جواب ابلهان خاموشی است
خطاب به دوست عزیزی که با امضای "کالی بی کارنامه" مجددا توهینتان را تکرار کرده اید:
خیلی متاسفم که چنین گستاخانه بی ادبی میکنید. به هر حال شان شما ازجملاتی که مینویسید بر هر خواننده ای واضح است.
در خصوص اینکه گفته اید که کشف کرده اید که جمله" از وبلاگ خانم آیلار" در زیر نوشته ام دیده شده است باید عرض کنم اگر خوب میخواندید حتما متوجه میشدید که خودم در کامنت قبلی اظهار کرده ام که این عبارت بعدا اضافه شده است!!!! به این جمله ام توجه کنید که نوشته ام : "با این حال اسم شما را نیز به زیر نوشته لینک دادم" یعنی اینکه این کار بعدا صورت گرفته است. خوشبختانه فارسی نوشته ام و نیازی به ترجمه ندارد. در کامنتهای وبلاگم و در ایمیلم هم نوشته ام. سواد که دارید دوباره همین کامنت بالایی را بخوانید.
البته بد نیست اظهار نظر چند تن از خوانندگان وبلاگم را نیز در مورد خودتان در همانجا بخوانید.
همین بی توجهی اولیه شما بود که باعث شد که این توهین ها را نسبت به من آغاز کنید.
به هر حال من با فرد بی ادبی چون شما هیج بحثی ندارم. اگر صاحب این نوشته همین برخورد شما را میکردند دستم برای عکس العمل بازتر بود ولی شما که چنین بی پروا بی ادبی میکنید در این ماجرا نه سر پیازید نه ته پیاز.
خیلی باید آدم بی آبرویی باشید که چنین راحت به دیگران تهمت میزنید.
من با افراد بی ادبی چون شما بحثی ندارم. در خصوص تعریف کپی رایت و اینکه چه چیزهایی را شامل میشود حتما در وبلاگم برایتان خواهم نوشت.
عذر خواهی و اعتراف به گناه هم شجاعت میخواهد. متاسفم که حتی آنرا هم ندارید.
ضمنا از خانم آیلار عذر میخواهم که ناچارم به ایشان پاسخ دهم. اگر ایشان بحث را به کامنت وبلاگها میکشانند من مجبورم که در همانجا پاسخ بدهم و تا عذر خواهی رسمی مجبورم ادامه دهم.
نویسنده:Q&D
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 20:40
اجازه گیری
سلام
مطلب شما بسیار جالب و مفید بود و با اجازه شما من چکیده ای از اون رو در وبلاگمون قرار دادم و بعد به به مطلب تو وبلاگ شما لینک دادم، در صورت عدم رضایت نسبت به این موضوع خواهشمندم در قسمت نظرات در وبلاگ barobach.blogfa.com به من اطلاع بدین.
با آرزوی کامیابی
Q
نویسنده:چارلز سوم
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 21:10
با نوشته زیبا و محکمتون به این نتیجه رسیدم که باید شناسه مجازی خودم را تغییر بدم.در اولین فرصت اقدام می کنم.ممنون از کلام استوار وزیبایتان.
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 21:31
خدمت جناب کالی ودیگر دوستان
با تشکر از محبت وحمایت تون...لطفا بحث کپی رایت را ادامه ندید.
البته این خواهش اصلا به عنوان قبول دلایل و ادعاهای جناب مجاهدی نیست.
من اتفاقا در نوشته هام زیاد به اخبار و...استناد می کنم و از آنجایی که لینکهای زنده رود آندرلاین نمیشه،چشمام به دیدن وشناختن لینک حساس شده...امکان نداره من لینکهای ایشون را ندیده باشم.اون هم لینکهای به این مشهودی!
...از این گذشته یکنفر ممکنه اشتباه بکنه اما پنج نفر بعیده.وقتی دوستی گفت که ایشون قانون کپی رایت را زیر پا گذاشتند باورم نمیشد،تا اینکه خودم دیدم ...علاوه بر اون دوست ،کسان دیگه هم قبل از اصلاح متن را دیده بودند از جمله همین جناب کالی ومدیر سایت زنده رود...ضمنا اون متن تا وقتی من اعتراض کردم دو تا کامنت داشت که هر دو گفته بودند چرا منبع مشخص نیست...
به هر حال من دیگه حوصله ادامه این بحث را ندارم.قصد این بود که کسانی که با قانون کپی رایت آشنا نیستند پی به قبح و زشتی قضیه ببرند که متاسفانه دیوار حاشا بلنده ،ضمنا "خداوند توجیه را هم آفریده!"
نویسنده:علی
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 22:29
سلام
میدونم پیام من رو کسی نخواهد خوند ولی
افرین بسیار لذت بردم
اخه من (ما) اول ایرانی ایم بعد مسلمون
نویسنده:پریسا
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 23:00
واقعا لیدا جان من شرمنده ام که اینقدر دیر دارم کامنت میذارم!!!
من اصلا به اینکه ما مسلمونیم و عربها با ما چکار کردن کاری ندارم.
میشه یه روزی رو بهانه قرار داد و ابراز محبت کرد. برای همین چقدر بهتره که این روز از آیین خودمون باشه.
ممنون از اطلاعاتی که دادی.
امیدوارم که حداقل همه زنده رودیها 29 بهمن و فراموش نکنند.
شاد باشی.
نویسنده:sina
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 23:04
درود بر شما
درود بر شما. زیبا یارتان.
نویسنده:نیک منش
سه شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1383 ساعت 23:19
سلام دوست من
راست میگی .
فرهنگمون واسه مون ناشناخته اس . وقتی وارد نقاط این تاریخ و حکمت فرهنگی این مرز میشی ، می بینی که خیلی مسایل خوب و جالب و پیشرفته ای رو بازگو کرده .
ولی به دلایلی ما از این شناخت دور افتادیم . ولی باید سعی کنیم به شناخت حقیقی برسیم و بتونیم بهترین استفاده رو ازش ببریم .
من فکر می کنم پیدا کردن راه برای شناخت خیلی مهمتر از اینه که ریشه واقعه رو بررسی کنیم .
باید به شناخت برسیم و در جهت رواج این شناخت و فرهنگ صحیح زندگی قدم برداریم . قدمی جدی و استوار .
کار سختیه ، ولی با همت و ایمان و اتحاد ، بهترین نتیجه گرفته می شه .
یادمون باشه که : اتحاد شرط پیروزی ایست
خوشحال می شم به وبلاگ من بیاین و در تماس باشین
نویسنده:علیرضا مجاهدی
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 01:36
ادب از بی ادبان آموختم
سلام خانم آیلار
بسیار متاسفم که بر عناد خود پافشاری میکنید. از شما بعید بود.
فراموش نکنید که در همین وبلاگ شما بسیاری از دوستان از شما در خصوص منبع پرسش کرده اند. سوال در این خصوص در وبلاگ من اصلا ربطی به وبلاگ شما ندارد. منظور از منبع همان چیزی است که بعدها در کامنتهایتان اشاره کردید گرچه اصلا در اشاره شما مشخص نیست که از کدام کتاب به کدام قسمت اشاره نموده اید.
اینکه لینکها مشهود بوده یا نبوده ممکن است برای شما که با قالب وبلاگم آشنا نبوده اید مشهود نبوده است وگرنه شما به این صراحت به من توهین نمیکردید. تنها لینک مشهود لینکی است که در انتهای مطلب پس از اعتراض شما اضافه شد (تنها موردی که شما از آن به عنوان اصلاح یاد نموده اید) ولی دو لینک دیگر بخصوص لینکی که در عنوان طلب مستتر است طبیعی است که با یک نگاه دیده نشود. اگر کمی با دستورات html آشنا باشید میدانید که همه لینکها لزوما زیر خط دار نیستند و میتوان لینکهایی را با رنگها و عکسالعملهای مختلف طراحی کرد پس ربطی به عادت چشم شما ندارد.
به هر حال قصد ندارم با شما وارد بحث شوم بخصوص که میبینم اصلا از توهین به من ناراحت نیستید.
لازم نیست به من در مورد کپی رایت اشاره کنید. به مجله شماره 57 رایانه سال 57 مراجعه کنید تا ببینید که در مورد کپی رایت چه نوشته ام.
دیگر با شما بحثی ندارم. قصد من نیز آن بود که قباحت افترا و توهین را یادآوری کنم.
از اینکه دوستان با ادبی همچون آقای محمودرضا دارید به خودتان ببالید.
من از ایشان خیلی چیزها یاد گرفتم.
نویسنده:استیون
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 01:55
راست میگه انگاری!
سلام
میگم نکنه این آقای مجاهدی راست میگه؟ بابا چرا لج بازی میکنین. یه صلوات بفرستین تموم شه. خب شاید راست میگه و بی خودی سوءتفاهم شده. من سایتشون رفتم به نظر نمیاد اهل این حرفها باشن. شاید واقعا شما آیدا خانم اشتباه کردین. خب عذر خواهی از کسی که هم بزرگتره هم با سابقه تر که عیبی نداره. چرا کوتاه نمیاین و لج بازی میکنین.
حیف نیست مطلب به این قشنگی دلها رو نزدیک نکنه
بیایین از قدیمی ها یاد بگیریم و دوستی رو تقویت کنیم. از نفاق چیزی عاید هیچ کدوممون نمیشه
نویسنده:علی
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 02:13
منم موافقم
منم با استیون موافقم
به نظر من تقصیر آیدا خانم هم هست که به کاربران اجازه میده خیلی راحت به کاربرای دیگه یادداشت توهین آمیز بنویسن.
بر حسب تصادف من از عقاید آقای مجاهدی خیلی خوشم میاد و همیشه به وبلاگش سر میزنم. از وبلاگ نویسان قدیمی است و شاید یکی از اولینها هم بوده. کمی بعد از درخشان شروع به نوشتن کرده. من به اینکه با کسی با این سابقه آشنایی با اینترنت و سرویسهای آن اینطور برخورد بشه خیلی مخالفم. اصولا با هر کسی که باشه نباید توهین آمیز رفتار کنیم. بخصوص که رفتار ما آینه دل ماست. گرچه خود این مطلب رو شما ننوشتین و تو نوشته اولیه تون هم خود شما به منابع اشاره نکرده بودین. تا اونجا که من میدونم کپی رایت یعنی حق تالیف نه حق نویسندگی و تایپ. به عبارتی در اصل اونی که کپی رایت رو رعایت نکرده خود آیدا جان است!! پیدا کنید پرتقال فروش را.
من کار ایشون رو تایید یا رد نمیکنم ولی رفتار شما بخصوص آقای کالی اشتباه اندر اشتباهه
نویسنده:شهلا
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 03:00
درود بر لیدا هم میهن نیکم
و سپاس از متن شیوایت، برای من بیان و دانستن چنین چشنهایی
بسیار خرسند کننده است.
پس باید به اینکار ادامه دهیم تا پایان نهایی و روشنایی تمام ذهن های نا آگاه.
در پناه یزدان تندرست ، پیروز و شاد زیوی
تا درودی دگر بدرود.
نویسنده:نازمهر
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 08:12
ليدا جان من خيلي خوشم اومد. كلي كيف مي كنم وقتي مي بينم اين همه سنت عالي از ايران باستان داريم. ولي خدايي چه كسي به غير از تو تا الان به اين مسئله پرداخته؟ من خودم تازه توي وبلاگ تو اين واقعيت رو خوندم. واقعا چجوري مي شه اين فرهنگ رو عوض كرد و روز عشق رو به همون روزي برگردوند كه از اول بوده. متاسفانه يه سري از ايراني ها انقدر دچار از خود بيگانگي شدن كه فكر مي كنن اگه از فرهنگ هاي سنتي ايران پيروي كنن باعث كسر شان مي شه. به هر حال منم اميدوارم اين فرهنگ ايران باستان دوباره جا بيفته.
نویسنده:farhad
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 08:58
واقعن عالی بود ! من ناراحت بودم چرا همچین چیزی تو فرهنگ خودمون نداریم که حالا ÷یدا شد ! به چرندیات یه عده خاص هم توجه نکن ! بسیار عالی بود !
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 08:58
باید بگم این نوشته تالیف خودمه ومشابه این نوشته را هیچ جا نخواهید دید...منابعی که نام بردم فقط کتابهایی هستند که در مورد آیین ایران باستان خوانده ام.
1- جشن های ایران باستان/تالیف حسین محمدی
2- یشت ها/ابراهیم پور داوود
3- اصل ونسب ودین های ایرانیان باستان/عبدالعظیم رضایی
4- جشن های باستانی ایران/علی خورش دیلمانی
5- فلسفه زرتشت/ دکتر فرهنگ مهر
6- بدانیم وسربلند شویم/دکتر منوچهر منوچهر پور
7- ما ایرانی ...هستیم/سیروس کریمی بختیاری
8- متن گفتگوی دکتر فریدون جنیدی
9- گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رازی
10-فرهنگ عمید
در هیچ کتابی بیشتر از چند خط در مورد سپندار مذگان نخواهید یافت.همین قدر که
ایشون http://weblog.zendehrood.com/gahnameh
بهش اشاره کردند!
جاری باشید.
نویسنده:کالی بیکارنامه
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 09:21
سلام
با عرض معذرت از دوستان زنده رودی بابت سردردی که از نوشته های من یا آن آقای مجاهدی (چند شخصیته )
بهشون دست داده.
گمانم( یا بهتره بگم 99 درصد مطمئنم ) آقایان /خانمهای زیر همشون یکی اند.
نویسنده :.........
علی :
نویسنده :؟
علیرضا مجاهدی :
ببین اصلا یه نفر درست و حسابی ازت دفاع نکرده همه یا خودتی ( که بدون اسم واقعی و یا نیمه واقعی اومدند و مطلب طرفداری بدون منطق نوشتند ( حداقل با منطق خودت برابری میکنه و همه مجازی کامل و با منظور اند) یا با ترس خودشون را معرفی نکردند.
چون اگر شخصیت واقعی داشتند که روش ورودیشان مثل تو نبود .
بابا اگر جواب ابلهان خاموشیه پس چرا من که بقول خودت ابله هستم اینهمه جواب گرفتم .
پس من نه ابله هستم و نه مغرض و چند شخصیته و گیج و بیج وحواس پرت و دری وری باف.
خوشحالم که گفته امام سجاد صادق دراومد:
خدایا تو را سپاس میگویم که دشمنان من را از میان احمق ها آفریدی که این نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش اهدا میکند.
بابا جامعه کرگدنها از من شکایت کردنمد که چرا گفتم پوستت کرگدنه .
چون روی اونها روسفید کردی.
اینجانب کالی بیکارنامه هستم و نه بی کارنامه (که بی کارنامه شمائید با اینهم حاشا کردن ).
در ضمن من از دزدی شما اینقدر ناراحت نشدم که از دروغتان بر آشفتم و اگر هم سر پیاز باشم یا ته پیاز یا هر چی که فکر میکنی نباشم یا باشم این خصلت ما ایرانیهاست که در مقابل دروغ عکس العملی ویژه داریم .
شما اگر بجای اضافه کردن کلمات "" برگرفته از وبلاگ خانم آیلار """" به نوشته سراسر کپی شدتان در چند روز بعد از کپی کامل بدون بیان مرجع اساسی و حتی با کمال وقاحت ساعت نوشتن را هم نوشته بودی خیلی باید پابند به اصول کپی رایت نوشته شده توسط خودت میبودی ( این نوشته هاتو برخ نکش عمل کردن به نوشته ها مهمتره.)
بابا مگه من و امثال من چی گفتیم فقط اگر کارت قبلا درست بود چرا بدون اینکه بنویسی اشتباه کردی اصلاحش کردی مخفیانه ( آخه بابا اینکه حاشا نداره )
اگر بجای دروغ میگفتی اشتباها اسم نویسنده یادت رفته بود که دیگه اینهمه دروغ پشت سر دروغ لازم نبود.
و موضوع تمام شده بود .
شاید همبرای معروف شدن یه راه جدید یافته ای
ولی این راهش نیست
قدیمیه و کهنه شده.
بدرود ولی از این به بعد سعی میکنم جواب ابلهی چون تو خاموشی باشد مگر اینکه خیلی ابله باشی.
نویسنده:کالی بیکارنامه
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 09:26
یادم رفته بود
سلام آقای مجاهدی برای اینکه دیگران سردردشون بیشتر نشه از اینببعد بمن جواب بده اختصاصی باشه.
نویسنده:شرمینه
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 11:11
واقعا عالی بود.تمام نوشته هاتون را خوندم واز دیگاه منحصر به فردتون لذت بردم.افرادی مثل شما مایه مباهات هستند.
زنده وسلامت باشید.
نویسنده:شرمینه
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 11:19
واقعا عالی بود.تمام نوشته هاتون را خوندم واز دیگاه منحصر به فردتون لذت بردم.افرادی مثل شما مایه مباهات هستند.
زنده وسلامت باشید.
نویسنده:parand
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 11:37
dorood bikaran bar shoma.vaghean ghalame ziba v tananaee darid.
khastam azaton ejaze begiram v linke matlabeton ra baraye hame azaye goroh befrestam.sepasgozaram.
نویسنده:نيكا
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 11:57
به نظر من طبق نوشته خود تان "روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.سپندار مذ گان جشن زمين و گراميداشت عشق است" پس 5 اسقندماه روز عشق است نه 29 بهمن. فكر مي كنم همانطور كه در نوشته تان آمده شما اين مسئله را در نظر گرفته ايد كه "در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند". اما به نظر من ما هم اكنون بايد تقويم فعلي خودمان را ملاك قرار دهيم و روز پنجم لسفند ماه را طبق تقويم خودمان جشن بگيريم.
نویسنده:بهنام
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 16:04
کوزه گر از کوزه شکسته آب میخورد
به نام خدا
با سلام لطفا همه این مطلب رو بخونید.
اگر همه شما تا به حال مطالب خانم آیلار را خونده باشید مطمئنا میدونید که ایشون شدیدا پایبند فرهنگ اصیل ایران باستان هستند.من معتقدم هر کسی قبل از اینکه راهنمای دیگران باشه باید الگوی مناسبی برای القای اعتقاداتش باشه.
ولی ما میبینیم که این خانم معتقد به اصول و منتقد به عموم در نوشته خود همچون شخصی بیسواد تمام گفته های پیشین خود را زیر پا میگذارند و مینویسند قانون کپی رایت.
فقط کافیست به دو کلمه ای که زیر خط دارند توجه کنید.
نویسنده:سيامك
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 16:09
خيلي عالي بود ليدا خانم با شما كاملا موافقم
نویسنده:مهدی
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 18:00
برای لاله
سلام
سعادتی نصیب شد تا این نوشته ارزشمند را بخونم و برگی بر دفتر اگاهی ام افزوده شود. خوش به سعادت انانکه چنین خوشه های دانش را می پراکنند تا خوشه چینان معرفت بر چینند.
لینک وبلاگ را برای لاله فرستادم / او که متولد 29بهمن است. تا بخواند و بداند. شاید بجای هدیه بپذیرد.
نویسنده:شهلا
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 18:07
با درود"
دوست نیکم بسیار از باز دیدت خرسند شدم
و نام ت را در وب سایت خود نیز وارد کردم.
زیاد نارحت نباش که من چی نوشتم چون این یک دگر گونی عصبی و کوتاه است.
من عاشق ایران و ایرانی هستم و تنها برای ایجاد یک خط ارتباطی، هر چند کوچک در این راستا وارد شدم.
جای جای ایران سرای من است.
در پناه یزدان تندرست و پیروز زیوی
تا درودی دگر بدرود.
نویسنده:عطیه
چهارشنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1383 ساعت 19:16
سلام
من مخالف ترویج این جشن ها و جایگزینی ان ها نیستم ، اما فرهنگ و شخصیت ایرانی ان چنان دست خوش تهاجم و ضربه های مهلک شده که این مسئله تنها چالش کوچکی است در فرهنک و اندیشه ی ایرانی !
پس بهتر نیست از چالش های ریشه ای و بزرگ اغاز کنیم؟؟!!!
به امید ایرانی اباد!
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 01:43
سلام عزیز
ماشاالله .
خیلی خوشحالم از اینکه عضو کوچکی از زنده رود هستم. چند روز پیش که داشتم کانال های ماهواره رو بالا و پایین میکردم یه دفعه ای چشمم افتاد به یه شبکه ای که داشت از سایت زنده رود حرف میزد.خیلی به خودم بالید.به خودم افتخار کردم که یه کانال ما هواره ای داره از سایت زنده رود حرف میزنه و از بلاگه شما.توی پوست خودم نمی گنجیدم.از خدا میخوام همیشه موفق باشی.من زیاد اهل کامنت گذاری نیستم ولی حیفم اومد که برات کامنت نذارم.اگه برات کانت نمی گذاشتم خیلی بی معرفت بودم.
یادت نره رها باشی مثل پرستو و خوش عطر باشی مثل یاس.
داداش کوچولوی شما توی خانواده زنده رود.
علی علی.
نویسنده:Mohsen
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 02:29
آه
سلام.ایکاش ما هم رسم والنتاین رو داشتیم چون آدم میفهمه که حداقل 1 نفر دوستش داره!
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 06:53
سلام-اجازه
با سلام به خدمت شما
اول می خواستم بگم که مطالبتون واقا جالبند و باعث میشه آدم به فکر فرو بره حتی برای یک مدت کوتاه.
در ضمن می خواستم از شما اجازه بگیرم برای استفاده از دست نوشته های شما ابته با دکر ادرس صفحه شنا .
البته این استفاده برای گروه ایترنتی دانشگاه مون.
باز هم میگم هر مطلبی که از دست نوشتهای شما باشد با ذکر آدرس صفحه شما قید می گردد.
متشکرم .
نویسنده:سمانه
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 09:20
اسپندار مذگانتون مبارك
اسپندار مذگانتون مبارك
اسپندار مذگانتون مبارك
نویسنده:آيسا
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 11:10
درود
با تشكر وسپاس فراوان به خاطراين كه همت كرده ، اطلاعات بسيار بديعتان را با قلمي زيبا به بقيه منتقل كرديد.
من اولين بار اسم شما ،سايتتون و آيين سپندارمذگان را از تلويزيون جهاني I.P.N شنيدم.از همون موقع برام جالب شد كه در مورد سپندارمذگان بيشتر بدونم اما متاسفانه آدرس سايتتون را درست به خاطر نداشتم.اين بود كه تو گوگل سرچ كردم و تو اين وبلاگ قسمتهايي از نوشته و اسمتون را ديدم اما آدرستون را پيدا نكردم چون به نوشته شما لينك نشده بود.
http://www.zendegibayadkard.persianblog.com/
بالاخره امروز تونستم از لينكهايي كه به صفحه شما داده شده بود، آدرس اصلي را بيابم.بايد بگم تو اين چند روزه به نسخه هاي جعلي و كپي شده زيادي برخوردم كه بدون اينكه به نوشته اصلي لينك بدند از مطلب شما استفاده كرده بودند اما متاسفانه آدرس يكيشون يادم مونده: http://mehrvash.persianblog.com /
واين واقعا جاي تاسف داره.از قديم ونديم گفتند در ديزي بازه ....مي خواستم خودم بهشون اعتراض كنم اما بعد بهتر ديدم به اطلاع خودتون برسونم تا هر طور صلاح مي دونيد رفتار كنيد.
ارادتمند شما.
نویسنده:آيسا
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 11:19
با تشكر وسپاس فراوان به خاطراين كه همت كرده ، اطلاعات بسيار بديعتان را با قلمي زيبا به بقيه منتقل كرديد.
من اولين بار اسم شما ،سايتتون و آيين سپندارمذگان را از تلويزيون جهاني I.P.N شنيدم.از همون موقع برام جالب شد كه در مورد سپندارمذگان بيشتر بدونم اما متاسفانه آدرس سايتتون را درست به خاطر نداشتم.اين بود كه تو گوگل سرچ كردم و تو اين وبلاگ قسمتهايي از نوشته و اسمتون را ديدم اما آدرستون را پيدا نكردم چون به نوشته شما لينك نشده بود.
http://www.zendegibayadkard.persianblog.com/
بالاخره امروز تونستم از لينكهايي كه به صفحه شما داده شده بود، آدرس اصلي را بيابم.بايد بگم تو اين چند روزه به نسخه هاي جعلي و كپي شده زيادي برخوردم كه بدون اينكه به نوشته اصلي لينك بدند از مطلب شما استفاده كرده بودند اما متاسفانه آدرس يكيشون يادم مونده: http://mehrvash.persianblog.com /
واين واقعا جاي تاسف داره.از قديم ونديم گفتند در ديزي بازه ....مي خواستم خودم بهشون اعتراض كنم اما بعد بهتر ديدم به اطلاع خودتون برسونم تا هر طور صلاح مي دونيد رفتار كنيد.
ارادتمند شما.
نویسنده:آيسا
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 11:24
معذرت مي خوام.نمي دونم چرا كامنتم نمي اومد وبعد يكدفعه دو بار اومد!
راستي ايشون هم يه قسمتهايي از متنتون را بدون ذكر منبع اصلي كپي كردند.
http://www.shaghayeghevahshi.persianblog.com/
نویسنده:رها
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 12:44
سلام لیدا جون
لیدا جون جوش نیار همه می دونند حق با کیه امسال این آقا هم بروند بیشتر فکر کنند هر چند دیوار حاشا بلنده اما انسانیت هم از اون بالاتره وقتی چند نفر آدم دارن اشتباه ایشان را شهادت می دهند پس باید به خودش شک کنه نه به پنج نفر آدم عاقل و بالغ ..........
اما آقای که نمی شناسمتون درست این سایت لینک ها رو مشخص می کنه اما آیا ساعت و روز لینک را هم مشخص می کنه . بعد از مرگ سهراب ........ شما بهتر بود بجای این همه تبره کردن خودتون یک کلمه مردونه می گفتید ببخشید و اشتباهتون را قبول می کردید . این همه بهانه برای .............واقعا که ....... فراموش نکنید در زندگی هیچ چیز جای صداقت را نمی گیرد .
هر کی لیدا رو نشناسه من از همه بیشتر می شناسم و می دونم هیچ وقت دنبال نام نبودم و شهرت هم نمی تونه دست و پایش را ببنده .
از این حرفا بگذریم لیدا جون هدیه ات رسید ممنون فکر نمی کردم اینقدر عاشق من باشی .
دوست دارم
یا علی
نویسنده:دخترک چشم سبز
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 14:37
سلام
از اطلا عات مفیدت ممنونم.در عربستان هم این روز(26بهمن)را تحریم کردن .یک سوال :طبق نوشته شما روز 5 اسفند یعنی سفندار مذ میشه روز سنتی عشاق ایرانی نه 29 بهمن ....میشه جوابمو بدی؟
نویسنده:Q&D
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 21:06
تبریک
سلام
سپندار مذگان مبارک
نویسنده:رامتين
پنج شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1383 ساعت 23:13
از اطلاعات جالب شما بسيار سپاسگذارم. فكر كنم براي رسيدن به آن روزي كه جشنهاي كهن خودمان را دوباره زنده كنيم راه دوري را در پيش داريم اما راهي است كه از آن گريزي نيست و ميبايست طي شود. ترسيم آيندهاي روشن براي مردمي كه فرهنگ و ريشه خود را بهياد نياورد و يا به آيين خاصي پايبند نباشد، دشوار است.
نویسنده:!!! ... TaRa
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 01:35
:)
SallaM ! BesiaR jaLeb bood ... MerC BaraYeh Etela-aTet :) ... OmidVaraM rooZi beReseH ma VagheaN IRANI bashiN , na Arab , Na AmriCayi ... KHODEMOON besHim ... :) ... Beh OmideH oon Rooz ...
نویسنده:عمار
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 02:27
یک نکته خیلی کوچیک
سلام و درود!
این اولین مطلبی بود که در این سایت خواندم. ابتدا سعی کردم نکات دوستان رو مطالعه کنم تا مطلب تکراری ننویسم ولی اووووووووووه که چقدر زیاد بود!
درکنار کار زیبایی که در این قبیل سایتها و یا جمعهای دوستانه مشابه انجام میشه یک نکته بسیار مهم تعبیرهای من در آوردیه که من گاه گاه دیدم.
دوست عزیزی که این مطلب رو نوشته دقت نکرده که شب چله گرامیداشت طولانی ترین شب ساله نه طولانی ترین روز سال!!! و علاوه بر اشتباه اول به تعبیری قشنگ از این جشن باستانی پرداخته.
بیت: خانه از پای بست ویرانست ....
دوست عزیزم که نمی شناسمت. وقتی از چیزی دفاع می کنی دقت بیشتری داشته باش. چرا که چنین اشتباهاتی برای ایراد گرفتن از کل کار ارزشمندی که انجام می دهی کافیست!!!
نویسنده:لیدا آیلار
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 08:26
سلام بر جناب عمار
دوست گرامی نوشته بودم:"جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!"
یلدا کلمه ای است سریانی به معنای زایش،ولادت.
فلسفه جشن شب یلدا به این صورت است که: "در شب یلدا "مهر" یا "میترا" در کوه البرز در یک غار از فروغ زاییده می شود و بر گاو خشکسالی (نماد اهریمن) غلبه می کند.بواسطه وجود او از روز بعد بر طول مدت روز و روشنایی افزوده می شود.
ایرانیان باستان خورشید را نمادی از نور وروشنایی وپیروزی وبرکت می شمردند...جشن شب یلدا به خاطر این است که از فردایش بر طول مدت روز افزوده می شده!
با سپاس از دقت وتوجهتان.
نویسنده:خپیت
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 11:59
سلام.خیلی عالی بود.خیلی که نه...خیلی خیلی عالی بود.حتما لینکتو تو وبلاگم میذارم
نویسنده:شهروز
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 12:32
عجب حسن تصادفی که من دست در روز سپندار مذگان نوشته شما را خوندم.یعنی تو آخرین فرصتها.سپندار مذگانتان مبارک.
داشتن هموطنانی مثل شما مایه مباهاته...من چند تا از نوشته های قبلیتون را هم خوندم.به خاطر داشتن این همه اطلاعات بهتون تبریک می گم.
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 14:34
چرا اینگونه شدیم ؟!
با دورود به همه فرزندان ایران ،
برای اشنایی با ریشه ها دستنوشته مرا با نامـ " سوگواری " بخوانید.
نویسنده:فرامرز
جمعه سي ام بهمن ماه 1383 ساعت 18:39
اطلاعات بسيار جالبي بود.اسپندارمذگانتان مبارك باد.
نویسنده:مهمان
شنبه اول اسفند ماه 1383 ساعت 00:32
دورد به شما
حیلی جالب بود.
نویسنده:رضا
شنبه اول اسفند ماه 1383 ساعت 00:40
يک اشتباهکوچولو!
سلام،
تا آنجا که من مي دانم سپندار مزد يا جشن اسفندگان چيزي شبيه روز مادر يا زن است نه Valentine!
نویسنده:ليدا آيلار
شنبه اول اسفند ماه 1383 ساعت 04:39
با سلام وسپاس.
من هم ميون اينكه روز سپندارمذگان مشابه روز عشقه يا روز زن مردد بودم.اما بعد از تحقيق فهميدم كه " روز پنجم خاص "سپندار مذ" بوده و سپندار مذ لقب ملي زمين است كه يعني گستراننده، مقدس، فروتن.
زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد."
در واقع هر عشق متواضع ، كم توقع و بدون چشمداشت به اين امشاسپندان نسبت داده مي شده.از جمله عشق ومهر مادري.
از اين گذشته به گواهي باستان شناساني چون دكتر فريدون جنيدي اين روز مشابه روز عشق است.
ضمنا سالها قبل پرستاران ایرانی از استاد پورداوود خواستند که روزی را برای سپاس از مقام پرستار برگزیند ، که هیچ گونه وابستگی به کشورهای دیگر نداشته باشد و با سنتهای ایران باستان در ارتباط باشد .او چون سپندار مذ را نماد مهر بدون چشمداشت مي دانست، روز پنج اسفند را به عنوان روز پرستار ، و گل بیدمشک را سمبل پرستاری در ایران پیشنهاد کرد ، که مورد استقبال فراوان پرستاران قرار گرفت .
نویسنده:؟
شنبه اول اسفند ماه 1383 ساعت 10:07
خانوم آيلار درود بر شما كه ريشه ها را مي شناسيد
نویسنده:آنديا
شنبه اول اسفند ماه 1383 ساعت 11:41
زرتشتي معادل آتش نيست
تصور کاملا غلطی هست که زرتشتي معادل آتش پرست است.
کاش اين قبيل مطالب (نظير اسپندارمذگان) بتونند در روزنامه و يا کلا يه رسانه عمومی سر در بيارند.
از صميم قلب از تلاشت سپاسگزارم.
نویسنده:anousheh
شنبه اول اسفند ماه 1383 ساعت 15:13
darkhast doostaneh
salam doost aziz
omidvaram haletoon khoob bashe. man anousheh aghaie hastam. sardabir majale zane sharghy ke dar dubai be chap miresad. ta be hal 3 shomare chap shode ast. hadafe ma az chap in majale etela resany dar hade tavaneman be khanevadehaye irany saken emarat be khosoos banovan irany ast.
man matlab marboot be valentine shoma ra khandam va besyar lezat bordam. mikhastam bedanam aya ejazeh midahid in matlab ra ba name khodetan dar majale be chap beresanim?
agar har che zoodtar pasokh bedahid kheily mamnoon mishavam.
ba tashakor
payande bashid.
نویسنده:امیر
يکشنبه دوم اسفند ماه 1383 ساعت 20:29
کتاب مرجع
خانوم ایلار با سلام
اگر ممکنه نام منابعی که در مورد ایران باستان مطا لعه میکنید برایمان بنویسید
با تشکر : امیر
نویسنده:ياسر
سه شنبه چهارم اسفند ماه 1383 ساعت 00:42
pishnahad
سلام
با تشكر از شما كه چنين موضوعي رو به ما يادآوري كرديد.
البته با اصل كار كاملا موافقم.ولي تا موقعي كه حتي 1% مردم از چنين موضوعي خبر ندارند نميشه به راحتي اونو عنوان كرد.دليل اينكه روز والنتاين اينقدر فراگير شده تبليغات زياديه كه روي اين روز انجام شده.مثلا شما همين اينترنت ببينيد كه چقدر توي سايتهاي مختلف و حتي سايتهاي ايراني كه ما ادعا ميكنيم اينروز از فرهنگ ما هست تبليغات ميشه. پس تا موقعي كه تبليغات مناسب لااقل توي سايتهاي ايراني ((از صدا و سيما كه هيچ انتظاري نميشه داشت.چون اونا عوض اينكه به فكر ترويج فرهنگ ما باشن به فكر ترويج فرهنگ عرباي سوسمارخورن))انجام نشه نميشه اميدي به فراگير شدن اينروز داشت.
طرف ديگه صحبت با كسايي كه عوض تشكر ابن مطلبو كوبيدن.من فكر كنم كه اون مردمي كه عنوان كرديد به جاي هفت سين و شب يلدا به فكر درخت كريسمس هستند هميناند پس لطفا از لفظ جمع مردم استفاده نكنيد چون هنوز خيليها هستند كه به اين جشنهاي ملي وفادارند.پس ناراحت نباشيد و به كارتون ادامه بديد.
نویسنده:Arash
سه شنبه چهارم اسفند ماه 1383 ساعت 08:15
ma aval iranii hastim bad mosalman
درود بر همه آقايان و خانمها
چرا ما ايرانيها اين اصل كه مي گه : ما نخست ايراني هستيم بعد يك مسلمان را فراموش كرديم.
اطراف خودتون را يه نگاه بندازيد چند نفر ايراني مي بينيد كه اسم فارسي، اونم فارسي اصيل داشته باشتد.
ايران با اون تمدن غني كجاست، فرهنگ حال حاضر ايران چيزي نيست جز: 50 % فرهنگ عرب - 30- 40 % فرهنگ ترك و لر و كرد و هزار جور ديگر (در بحثي كه با يكي از دوستانم داشتم اين آقا مي گفت : كرد ها جزء اصيل ترين ايرانيها هستند، ولي من زياد به صحيح بودن اين مطلب مطمئن نيستم، چون گردي را مي شناسم كه از تخم و تركه اون مغول وحشي و من حاضر نيستم تمدن و فرهنگم به دست چنين آدمي بسپارم. )و 10 % باقي مانده هم گرايش زيادي به كشورهاي اروپايي و آمريكايي داره.
پس كو اون تمدني كه اينقدر بهش مي باليم.
واقعا از آقا ياخانمي كه اين تلنگر را به ما ها زد سپاسگزارم.
من زياد وقت ندارم كه براي خوندن اين وب لاگ بيام، ولي خوشحال مي شم اگر كسي پيدا بشه و اين جور مطالب را براي من ارسال كنه، يا خبري بده تا براي خوندنش بيام.
Arash.Doost@gmail.com -----------
----------- Miobambino0001@yahoo.com
اين مطالب فوق العاده بود و از مينا خانم كه اين مطلب را براي من ارسال كرد واقعا سپاسگزارم.
سه شنبه چهارم اسفند ماه 1383 ساعت 13:39
سلام به همه
سلام به همه دوستان عزيز
من يه فرد تازه وارد هستم بين شما از اول تا آخر همه كامنت ها رو خوندم ( با وجودي كه سر كار بودم )
من به عنوان يه فرد بي طرف مي خواهم بگم اين چه وضعشه حالا يه نفر يه مطلب رو از يه جا برداشته و ديده ميتونه به ديگران انتقال بده و اطلاعات ديگران رو بالا ببره اين كجاش بده نكه هيچ كدوم از ما اين كارهارو انجام نمي ديم !
در ضمن به نظر من اين بگو مگو هاي بچه گانه و اين توهين ها در خور شخصيت يك خانم و آقاي ايراني نيست . و به نظر من فقط جنبه معروف كردن خودش و وبلاگ يا سايتش است .
بهتره با جنبه تر به مسائل نگاه كنيم و رفتار و گفتاري داشته باشيم كه در خور يك ايراني هست .
موفق باشيد
نویسنده:nemigham
سه شنبه چهارم اسفند ماه 1383 ساعت 22:22
Droud bar hameghee
nazar shakhsee man dar morede dine eslame ke shayad ham ghalat bashe ama khoondanesh zararee nadare azshoma ham be khatere moarefee kardan marasem va sonane bastani iran mamnoonam be omide roozee ke dine arab az iran door she va hameye ma be asliat ghanie khodemoon barghardim
dine eslam male arabe vahshee ast ke hame ja din ro ba jangh va khoonrizee va zoor be mardom eemal mikardan hamoontor ke dooste azizemoon ghoft eslam yanee taslim shodan ye kam dar in mored fekr konid aghar kotobe eslami ro khoonde basheed behesht ro inghooneh tosif mikonanad:
sarsabz khosh abaohava abe faravan shir va derakhtane sib hoori va ...
va oonha arab ro tashvigh mikardan ke aghar dar jangh shahid shavand be behesht miravand (har cheghadr ham dar donya zolmo setam kardebashan) va ba in kar anha ro be jangh davat mikardand baraye keshvar ghoshayee hameye ma midooneem ke beheshtee ke eslam az oon yad mikarde dar iran ghadim boode va in ra ham midanim ke iranian eslam ra nakhastan balke bezoore shamshir be anha tahmil shod irane ha ba oon farhangh ghanie niazee be in din nadashtand ina hame mesle rooz roshane benazare man dine eslam faghat baraye arab be tamadon mofide arabee ke vaght shenas naboodan va namaz ro ke bayad sare vaght khoonde mishod baraye oona be voojood avardand arabe kaseefee ke be bahaneye voozoo ghereftam va ghosl va ... anhara pakize mikardand ama aya iraniha in jizha ro lazem dashtand ? be nazare man dine eslam tarigh masrfesh ghozashte
payande basheed
نویسنده:mina
چهارشنبه پنجم اسفند ماه 1383 ساعت 02:28
salam doostan
manam dar edameye harfe doostemon dar morede eslam migam ,gar che nemikham na be araba tohin konam na be eslam .chon adame khob va bad hame ja hast hala ye ja yezare bishtar ye ja yezare kamtar.vali aya ma vaghean bayad be eslam eftekhar konim?ghabool daram ke eslam kheyli nokate mosbaty dashte va dare . kheyli harfaye khobi ham zade amma na baraye mano shoma baraye arbe on zaman,gofte dokhtarye khod ra zende begor nakonid in kheyli harfe ghashngye amma na barye ma ke dar on zaman zanani dashtim ke irane maro edare mikardan,gheyraz ine?dar har sorat az tamame kasani ke baes shodan hamegimoon hata baraye chandlahzam ke shode bishtar fek konim sepasgozaram.
omidvaram hamye iraniha ba har eteghady hamishe shad va pirooz bashan.
az babte pingilish typ kardanam ham sharmande emkanate farsi nadashtam
نویسنده:هشت پا
چهارشنبه پنجم اسفند ماه 1383 ساعت 15:04
درود
كامنت شما رو در وبلاگ دست حرفهاي خودماني ديدم ظاهرا شما ما را متهم به دزدي اطلاعاتي كرديد من در مورد مطلب فوق نتنها مطلب شما بلكه حداقل بيست مطلب ديگر را خواندم چرا كه هدف درست رساندن پيام بود نه چيز ديگر بنابر سعي ميكنم وقتي در مورد مطالب تاريخي چيزي مينويسم به تمام منابع كه در دسترسم وجود دارد مراجعه كنم . از جمله اخر شما بسيار خوشم امد بنابر عينا انرا نقل كردم شايد كارم اشتباه بوده است بايد حتما ذكر ماخذ ميكردم اگر در مطالب من دقت كنيد مبينيد من هميشه تلاش ميكنم ذكر ماخذ كنم .بهرصورت هدف من معرفي درست فرهنگ اصيل ايراني بوده است. اما در هر صورت اگر فكر ميكنيد سوتفاهم برطرف نشده به من كامنت بدهيد تا كل مطلب را حذف كنم.در آخر از اين كه از جمله شما بدون ذكر ماخذ استفاده كردم عذرخواهي ميكنم.
خوش باشيد.
نویسنده:سارا
جمعه هفتم اسفند ماه 1383 ساعت 21:33
|
با درودي به خانه ميآئي و
|
|
|
|
با بدرودي
|
خانه را ترک ميگوئي.
ليدا خانم
مطلبتون رو از دوست داشتنی ترين آدم گرفتم ٬ برای همين خيلی برام ارزشمنده. راستش فکر می کردم که خيلی رسم قشنگيه جشن گرفتن مهر٬ ولی من هم خيلی دوست داشتم که يه معادل پارسی براش پيدا کنم. خيلی خوشحالم که شما اين رو بهم هديه دادين.
اما در مورد آمريکا ايها اشتباه فکر می کنيد. اونها خيلی هم به فرهنگ ديگران احترام می ذارن. من يک دوست امريکايی دارم که پارسی می خونه و يک دوست ديگه دارم که می گفت که خيلی دوست داره بياد ايران رو ببينه و فرهنگش رو بشناسه. می گفت که وقتی کسی رو نمی شناسی٬ خيلی بهتر می تونن کاری کنند که از اون انسان بدت بياد و اين خيلی زيباست. می گفت که تو خيلی زيبا انگليسی سخن ميگی اما اينجوری نيست و می گفت که ما امریکايی ها خيلی تنبل هستيم که کم زبان می دونيم٬ در حاليکه فرانسه هم می دونست.
امريکايی ها رو انسان های خيلی خوبی يافتم و دوست دارم که اين رو همه بدونند.
خيلی سعی کردم که از کلمه های پارسی استفاده کنم :)
سارا
c
نویسنده:علی
جمعه چهاردهم اسفند ماه 1383 ساعت 12:19
ایول
سلام
درود ودو صد بدرود بر شما لیدا خانم دختر ایران زمین
نویسنده:رها
يکشنبه شانزدهم اسفند ماه 1383 ساعت 02:57
ریشه
درود
اینکه زمرمه ای در دل یک دنیای مجازی به کنکاش رفتار ایرانیان باستان می پردازدو بودن اجدادمان را که جنسشان بیش ازمهر کم از اهرمن است می پردازد پس صدایی از دل تاریخ این ملت در حنجره ای به وسعت یک گلوگاه که خواب تاریخی مارا
که گویی صبحی برایش نیست نشان رفته است وغنیمتی است برای ایرانی بودن با هر کیش و ایینی
با ارزوی سر بلندی ایران
نویسنده:بهنام
سه شنبه بيست و نهم شهريور 1384 ساعت 16:37
با درود فراوان به همفکران و همرزمان
ما میتوانیم با کمک هم به ائین بزرگ و پرشکوه گذشته خویش برگردیم و عظمت گذشته را دوباره زنده کنیم
یک عضو انجمن پادشاهی ایران از بندرعباس
نویسنده:امین
چهارشنبه چهارم آبان ماه 1384 ساعت 04:11
لطفا به من کمک کنین
می خواستم لطف کنین و بهم بگین یک مثلا مسلمون چه طوری می تونه زرتشتی بشه.
لطفا به طورکامل برام بفرستید.
ممنونم
نویسنده:فرشته
سه شنبه بيست و نهم آذر ماه 1384 ساعت 01:36
درود بر شمایان ولیکن این نوشته یک طرفه است من خودم رشته تاریخ هستم بهرحال فرهنگ در گذر زمان تغییر و تحول میابد ما از هر دوره ی تاریخی چکیده از فرهنگها بر جا مانده از طرفی جایگاه مد و روابط اجتماعی وفرهنگی با دیگر مللها هم نباید نادیده گرفت ما جوانها با شناخت گذشته و فرهنگ غنیمان را پربارتر کنیم
نویسنده:آتوسا
يکشنبه يازدهم دي ماه 1384 ساعت 19:40
بیشتر مطالعه کنید
سلام.............خیلی خوشحالم که با وبلاگ شما آشنا شدم...........ولی مطالب شما کامل و درست نیست................جشن اسفندگن در واقع روز زن است .و جشن مهرگان روز عشق است یا ولنتاین....................کتاب هاشم رضی و ابوریحان بیرونی و کتابهای دیگری را مطالعه نماید و اگر می خواهید کار عملی در جشنها داشته باشید به انجمن زیر که تا به حال در دانشگاه تهران جشنهای خردادگان و تیرگان و مهرگان و شب یلدا و سده و اسفندگان را برگزار کرده اند مراجعه کرده و با آنها همکاری نمایید.............خوشحال شدم و منتظرت هستم.......http://afraz.bogfa.com
نویسنده:رویا
چهارشنبه چهاردهم دي ماه 1384 ساعت 19:19
یکی کمکم کنه!!
من برای فریدون جنیدی سرچ کردم اینجا اومدم !!!!!!!!!!!!!!!! کسی اینجا آدرس وبلاگ یا ایمیلی از آقای فریدون جنیدی نداره؟
اگه کسی بلده خبرم کنه!!! خواهش میکنمممممممممممممممممممممممممممممممممممم
نویسنده:ویولت
چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1384 ساعت 01:31
تشکر
ممنون از زحمتی که کشیدید. من مطلبتون رو تو وبلاگم ازش استفاده کردم
نویسنده:توتیا
چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1384 ساعت 02:02
انتقاد
اول از همه ای کاشکی بعضیها مثل این ویولت خانم دزد مطلب نبودند و به جای اینکه خلا قیت از دست رفته شان را تقویت کنند مطلب و زحمتت را نمی دزدیدند چون قانون بلاگ نویسی ایه که به مطلب جالب لینک بدهند نه ان را بدزدند بگذریم ای کاسکی شما هم تحقیق می کردید که نام والنتاین از کجا امده قبل اینکه فکر کنید غربیها از ما دزدیده اند پس بلاگم را بخوانید می بینید والنتاین یعنی چه چون من در اوزدی نیست بعد هم قرار نیست اگر ما ایرانیها عرضه نداشتیم فرهنگ ملی زرتشتیمان را نگه داریم به بقیه ایراد بگیریم قرار نیست دگم بود مثل عوض کردن نام شیرینی دانمارکه به محمدی که هم خنده دره هم ضد قانون انحصاری در تجارت پس این نظریه که ما اسم والنتاین را عوض کنیم روزش را عوض کنیم اشتباه چون سپندا روز دیگری است والنتاین روز دیگر مثلا ما هم دزدی کزدیم چون گذاشتن تخم مرغ رنگی سر سفره 7 سین ایرانی نیست مال عید پاک خارجی ها است که با نوروز همزمان با 3 تا 10 روز اختلاف که هر سال تغییر می کند ان را چه می گویی؟شاد باشی
نویسنده:pishi
چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1384 ساعت 07:00
kash sai konim bishtar az in ke hastim irani bashim
چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1384 ساعت 10:17
سلام
اول یه سوال شما چطوری این همه کامنت رو می خونید...
به نظر من هر روز می شه روزی باشه برای گفتن دوست داشتن و هدیه دادن به کسایی که دوستشون دارم ووالنتاين يا اسپندار مذگان بها نند...
نویسنده:سید مهدی ناری(مرزبان)
چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1384 ساعت 19:45
باید تاسف خورد
واقعا جای تاسف داره که چرا ما ایرانی ها اصالت خودمون را فراموش کردیم و همش میگیم به سراغ سنت ها غربی می ریم.نه اینکه فرهنگی غربی ها خوب است یا بد ما خودمون فرهنگی بسیار غنی تری دارم.چرا نباید قدرش را بدونیم و یا لااقل سعی در معرفی آن داشته باشیم؟فقط داریم شعار می دیم کار غیر از این هم بلد نیستم.فکر می کنیم که غربی ها همه چیزشون درسته.
در پایان از دوستان و عزیزان زنده رود و فرابرد شبکه کمال تشکر و قدر دای را دارم.
نویسنده:محمد
چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه 1384 ساعت 20:01
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
با سلام به همه خوانندگان و تبریک اسپندار مذگان
جا داره تمام افرادی که این مقاله رو میخونن ازآیلار عزیز تقدیر کنن
در ضمن دوستان یادتون نره که عرب و مغول بزرگترین ضربه رو به فرهنگ ایران زدند
آیلار عزیز من کوچک تر از اونم که بخوام به شما چیزی بگم ولی امروز نه تنها آمریکا بلکه تمام دنیا دست به دست هم دادن تا فرهنگ اصیل ایرانی که هدفش عدالت بوده رو از بین ببرن و با توجه به اینکه نسل گذشته قدمی در راه تجدید فرهنگ ایرانی نداشته ماها وظیفمون برای احیای فرهنگ کهن ایرانی باید خیلی بیشتر از این حرفها باشه
در آخر از تمام دوستانی که این مقاله رو میخونن خواهش میکنم آدرسشو برای هر کس میتونن بفرستن
مریم جان بهت عشق میورزم اسپندار مذگان بر تو مبارک باد
بدرود
نویسنده:nima
پنج شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1384 ساعت 03:06
salam ....farghi nadare che roozi rooze eshgh bashe ...............agar kasi aashegh bashe har roozesh rooze eshghe.......bayad har roooz in eshgho be mashoogh ebraz kard........be man ham sar bezan ..khoshal misham ... www.kalafeh.blogfa.com
نویسنده:اباذر
پنج شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1384 ساعت 08:31
تشکر و پیشنهاد
اول بايد بابت متن زيبا و كوبنده شما تشكركنم
من خودم چند ساليه دارم سعي ميكنم اين روز را به افراد دور وبر خودم بشناسونم. ولي متاسفانه كو گوش شنوا.
البته نمي خوام بگم كه ادامه تلاش براي آگاهي دادن بيهوده است. اتفاقا برعكس بايد هم من هم تو ( اميدوام ناراحت نشي كه گفتم تو) و هم همه اونايي كه دلشون براي فرهنگ وتمدن اين كشور مي سوزه با تمام توان راه را ادامه بديم تا پايان.
واما پيشهناد
استفاده از وسايل ارتباط جمعي كم مخاطب (نسبت به وسعت برنامه) مثل همين وبلاگ يا حتي يه سايت با امكانات بالا براي شروع نمي تونه مناسب باشه. بهتره با يه برنامه ريزي دقيق و تشكيل يه تيم منسجم و مهمتر ازهمه هم عقيده نسبت به دلسوزي براي فرهنگ و تمدن اين مرز و بوم نسبت به تحقق هدف قدم برداريم .
در صورت هم عقيده بودن خوشال ميشم ايده هام را بگم و حتي مشاركتي داشته باشم.
با سپاس|
نویسنده:Ali
پنج شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1384 ساعت 10:57
eyvall!!
سلام. مرسی از این مطلب فوق العاده ات. وظیفه ی همه ی ماست که این رو بدونیم و به همه هم بگیم و عمل هم بکنیم. باز هم از این مطالب بزار.
پنج شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1384 ساعت 17:17
کاش می شد به همه فهموند.ولی کمتر کسی می فهمه. ای کاش می شد ای کاش. واقعا"دلم برای جوونای ایرانی می سوزه.

نویسنده:محمد حسین
پنج شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1384 ساعت 20:34
سلام
مطلب بسیار جالبی بود ، من خیلی ها رو می شناسم که با Valentine حال نمی کنن و می گن غربی.
من بعضی از دوستام شب یلدا رو برای روز عشقشون انتخاب کردن.
حالا هم که می بینیم خودمونم یه روز عشق داریم ، ولی باید فرهنگ سازی شه که این یه همت مردمی می خواد.
یا علی ( تا کور بشه چشم کسایی که نمی تونن ببینن نام و یاد حضرت علی رو که اسمشونم مثل خودشون بزرگ )
نویسنده:محمدصادق
پنج شنبه بيست و هفتم بهمن ماه 1384 ساعت 23:14
ایران ای خرم بهشت من!
من نمی دونم چرا هر کی از راه می رسه و احساس خود باوری وسنت به سرش می زنه گیر میده به دین؟؟؟!!! آخه مگه دین این چیز هارو نفی کرده درسته در راه کنترل اون ها دستوراتی داده اما نفی نکرده!!
تازه دین عزیز ما اسلام بعضی از این سنت ها رو هم در واقع تایید کرده ! مثلا همین نوروز رو برای کسانی که در جریان نیستند میگم که کلی توصیه های خوب راجع بهش شده اما متاسفانه جهل بعضی افراد نادان باعث این عداوت و دشمنی می شه. من خودم طرف دار پرو پا قرص اصالت ایرانیم اما این ارتباطی به اینکه آدم بی دین بشه نداره و چه خوب فرموده مولا علی امیرالمومنین علیه السلام که مردم دشمن آن چیزی هستند که نمی دانند ، و من می بینم که این گفتار معجزه وار صادق است . کسانی که دشمنی با اسلام دارند در واقع همان کسانی هستند که ولنتاین را با کلاس می بینند اما فرهنگ گذشته خود را فراموش کرده اند مگر غیر از این است؟ این سخن واره دراز است و شما همره زیبای خود را به آن نمی آزرارم . اما می خواهم از تو ای ایرانی تفکر کن ! تو را به آن بینشت تفکر کن و بیاندیش و بدان دین ستیزی آتشی است که تنها چشم افروزنده را کور می کند، اسلام دین صلح و دوستی است ، پیامبر ، پیامبر رحمت رافت است ، او همانی است که در باز گشت به مکه مردمی را کمر به آزار و شکنجه او بسته بودند را بخشید پس چگونه است که با او و خدایش که خداوند یکتا است دشمنی می کنید؟ اما شما ای ایرانیان حق دارید و بدانید که حق دارید تنفر از عمر لعنت الله علیه را در دل داشته باشید چرا که دست منحوس او بود که به ایران رسید و فرهنگ را از هم گسست ، او نماینده اسلام نبوده و نیست! او نماینده توحش عرب بود که به زور و خیانت لباس دین بر تن کرد و کاری را که پیامبر با آن می جنگید ، انجام داد! خیالتان راحت اگر او نبوداکنون شما خوشحال بودید از مسلمان بودن شیعه بودن و ایرانی بودن !! 27/11/84
نویسنده:Sheyda
جمعه بيست و هشتم بهمن ماه 1384 ساعت 01:58
Salam,Iraniye vaghei....
Salam
vaghean azat mamnoonam va vaghean khosh halam ke afradi mesle shoma hastan ke be irani boodaneshoon eftekhar konan.
Site ali yi bood,baraye avalin bar miomadam,vali dige hamash miam va montazere matalebe ghashang o ziadet hastam.
baam azat mamnoonam.be omide ye didare dobareye irani!
Khoda hafez.
<sheyda>
نویسنده:دریای شیشه ای
شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1384 ساعت 02:19
خیلی ممنوووووووووووون
واقعا ممنونم به خاطر مطلب بسیاااااااااااار جالب
اینقدر دوستش داشتم که گذاشتم تو وبلاگم
بازم ممنونم
نویسنده:golmehr
شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1384 ساعت 05:12
salam
vaghean nemishe babate in matalebe mofid ba zabane camputer tashakor kard
vaghean matlabe mofidi bud
man ...na be onvane yek mosalman balke be onvane yek dokhtare 15 sale ba hoviyate irani ... be in farhange ghaniye irani eftekhar mikonam....hamintor az shoma khahare khub va duste nazanin ghadrdani mikonam.....omidvaram roozi berese ke betuni in etelaat ro dar yek seminare bozorg baraye hameye javanane irani faryad bezani
khoda negahdar
نویسنده:golmehr
شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1384 ساعت 05:14
rooz eshgh/29 bahman mobarak
نویسنده:اگه گفتی؟
شنبه بيست و نهم بهمن ماه 1384 ساعت 06:23
با اجازه ی بزرگترها
سلام
من هم موافقم با زنده نگه داشتنه سنت های اصیل ایرانی
اما نمیشه ما دو تاشو جشن بگیریم
من که فکر می کنم به نفعمونه!
البته نظر فرید خان هم شرطه
نویسنده:محمد
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 00:34
salam doste man
ali bod
khyli ali
age barat momkene mano to line khodet gharar bede
mamnonam
نویسنده:بذار به منم بگم
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 00:46
بابا ایرانی
بابا ایرانی . خوب شد گقفتی که اول ایرانیا این روزو داشتن و ما بعد از این همه مدت تازه بعد از این همه که خارجیا این روز رو توی شیپور کردن و جلی گوش ما زدن ما تازه رفتیم تخقیق کردیم و فهمیدیم ای خاک بر سرمون ما اول این روز رو ساختیمش ای وای اینم جای پز داره باید پز بدیم در ضمن دانشمندان شما از بین این همه روز در تاریخ و فرهنگ ایرانی فقط اینو پیدا کردین و دارین پزشو میدین واقعا باید براتون یه کف مرتب زد .
فقط یه چیزی رو پیدا کردین که مجنون برای لیلی گفته بابا این همه خارجیا دارن از علممونبرای خودشون استفاده میکنن نمیاین از خودمون دفاع کنیم و پزش رو بدیم و باید وایستیم تا یه خارجی بیاد شاهنامه فروسی رو تبدیل به بهترین فیلمهای مد روز کنه . بابا از خودمون دفاع کنیم
(ایرانی توانسه و میتونه) ایمدوارم اینای که نوشتم کسی از توش غلط امیلای در نیاره مهم اینه که کلمه رو بفهمیم چرا ما ایرانیا باید دنبال نقطه بدبختی طرف بگردیم چرا نگیم ...
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 02:17
سلام دوست من
امروز بازم شروع كردم به خوندن مطالب گذشته ات خاطرات گذشته دوباره برام مرور شد البته نميدونم به اين صفحه سر ميزني يا نه راستي من طاووس سياه هستم من به زنده رود باز گشتم ولي ديدم شما و خيلي هاي ديگه رفته ايد افسوس روزهاي گذشته رو ميخورم كاش خبري از شما داشتم .
اين روز عزيز و با شكوه رو به شما و خانواده محترمتان تبريك عرض ميكنم .
قربانت ( آشناي قديمي " طاووس")
نویسنده:لیلا
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 09:55
واقعآ اطلاعات خوبی رو بدست آوردم/ممنون
نویسنده:رسول
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 20:52
توضیح
در برابر مطالبی که دوست عزیزمان لطف کرده و نوشته اند و مطالب جالب و قابل استفاده بود و در عین حال عاری از نقد نبود لازم دیدم توضیحاتی از دیدگاه خودم مطرح کنم:
فرهنگ اگرچه تعریف کاملی ندارد و هر تعریفی از آن حق واژه ای چون فرهنگ را ادا نمیکند اما تعریفی که همه در آن اشتراک نظر دارند به مجموع عقایدیک فرد گفته میشود که در عمل نیزفرد در همان زمان به انها پایبند است.برای مثال فردی که عقیده دارد آشغال را نباید ازشیشه ملشین به سطح خیابان پرتاب کرد ولی خودش این کار را میکند این فرد در عمل آن نکته از فرهنگ شهرنشینی را ندارد.نکته دومی که لازم است قبل از موضوع اصلی توضیح دهم به میزان توجه ما به اصل نیاز و خواسته های حقیقی و فطری و الهی همه انسانها به دور از نژاد و مذهب و کشور و قاره و... مربوط میشود.به عبارت دیگر میخواهم بگویم در یک نگاه فوق مدرنیسم اگر انسان بتواند خودش را از قید هرگونه تعصب حتی به گذشته خویش نجات بخشد و تعصب خود را در جهت انسانیت و تسلیم شدن در برابر حقیقت هدایت کند خود را آزاد ساخته است.که البته کار مشکلی است.
اما چیزی که به موضوع والنتین مربوط میشود حقیقت این است که همه ما در فرهنگی که رشد کرده ایم و به چشم در خانواده و اجتماع دیده ایم چیزی به اسم اسپندمذگان یا چیزی شبیه به آن با محتوی یاد شده مشاهده نکرده ایم.
حال مسا له ای که پیش میاید این است که ما وقتی در کسی دیگر این جشن را مشاهده میکنیم و به آن احساس نیاز میکنیم اگر از افراد خواب رفته و بیدغدغه نباشیم ناخودآگاه احساس تعلق به سرزمین خود و گذشته خود اجازه تقلید از فرهنگی را که متعلق به دیگری(در واقع همان فرهنگ مربوط به کل بشریت) تلقی میکنیم نمیدهد و در نتیجه مراسم اسپندارمزگان از چند قرن پیش از میلاد به عصر ما میاید(در وجود یا عدم وجود آن از نظرتاریخی هیچ بحثی ندارم چون اطلاعات کافی ندارم) و در واقع همان تقلید صورت میگیرد اما اینبار نه در 26 بهمن بلکه در 29 بهمن ونه با نام والنتاین با نام اسپندار مزگان.آیا بهتر نیست ما به این مورد نه به دیده تقلید بلکه به دیده تعامل و احترام و استفاده ازفرهنگ انسانهای دیگر در کل جهان بنگریم و آنرا خوب بدانیم و با این دیدبه فرهنگ و ادبیات و در کل داشته های خود در همه زمینه ها نیز اجازه دهیم برای استفاده و احترام انسانهای دیگر عرضه شود ؟و فرهنگ را چیز منجمد و غیر قابل تغییری در نظر نگیریم بلکه آنرا نیز مثل سایر مقوله ها پویا و در حال تکامل بدانیم؟البته در مورد کسانی که در سطحی باقیمانده اند و در خوابی فرورفته اند که هویت را در استفاده از کلمات خارجی و از یاد بردن داشته های خویش جستجو میکنندهیچ حرفی نیست.موفق باشید.
نویسنده:yegane
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 21:02
سلام....جالب بود...اطلاعات با ارزشي بودن...اگرچه براي چيزي كه شما واسش نگرانيد( به نظرم) برخورد هوشمندانه تر و با تامل تري لازمه....به ما هم سر بزن..تا بعد....
www.yeganeyerozegar.persianblog.com
نویسنده:yegane
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 21:02
سلام....جالب بود...اطلاعات با ارزشي بودن...اگرچه براي چيزي كه شما واسش نگرانيد( به نظرم) برخورد هوشمندانه تر و با تامل تري لازمه....به ما هم سر بزن..تا بعد....
www.yeganeyeroozegar.persianblog.com
نویسنده:حامد
يکشنبه سي ام بهمن ماه 1384 ساعت 21:39
شما شروع كن ما همراهي مي كنيم
درود بر همه ياران ،
ليدا عزيز از اطلاعات خوبي كه براي ما گذاشتي سپاسگزاريم از اين نظر عالي كار كردي ، ولي چرا ما هميشه به جاي حل مشكل اول به همديگر حمله مي كنيم و از هم انتقاد مي كنيم ، وسايل ارتباطي باعث شده كه بعضي از مراسم وارد فرهنگ ما بشه و يك اپيدمي بشه ولي تا زماني كه فرهنگ خودمان را فراموش نكنيم ايرادي نداره ، پس بهتره به جاي انتقاد از مردم امريكا و بدتر از اون انتقاد از مردم عزيز خودمون ، تا مي تونيم فرهنگ كهن خودمون را تبليغ كنيم و گسترش بديم پس فقط سعي كن راهي رو بري كه بيشترين تأثير را داشته باشه
شادكام و پيروز باشي
بدرود|
نویسنده:مسعود
دوشنبه اول اسفند ماه 1384 ساعت 00:10
آشتی با دیگران به جای ایجاد فاصله
این خیلی خوبه که ما ایرانی ها به ریشه های فرهنگی مون علاقه مند باشیم و در موردشون تحقیق کنیم. اما اینکه در همه چیز ردی از تهاجم بیگانه را جستجو می کنیم و مشکلات خودمون را به این وسیله توجیح می کنیم، یکی ار بدترین ویژگیهای فرهنگ امروز ماست.
من سالهاست در اروپا زندگی می کنم، اما اینقدر که ایرانی ها را مدهوش آمریکا و "فرهنگ آمریکایی" دیدم، هرگز اروپایی ها را ندیدم. برای مثال روز شگرگذاری را که یک سنت آمریکاییه در اروپا جشن نمی گیرند. مطمئن باشید آمریکایی ها اون طور که شما و بسیاری دیگه تصور می کنند، هیچ تلاشی نمی کنند که فرهنگ شون را تحمیل کنند. با کمال احترام این توجیح هم که آمریکایی ها زبان دیگه ای حرف نمی زنند پس خود بین هستند، کاملا بی اساسه. چون اولا بسیاری از آمریکایی ها زبان دومی هم صحبت میکنندو ثانیا اگر زبان شما هم زبان بین المللی بود و در همه جای دنیا کارتون با زبان مادری تون راه می افتاد، کمتر احساس نیاز به یادگیری زبان دیگری می کردید. پس اگر خودمون را فراموش می کنیم و پی دیگران می ریم، ماییم که ایراد داریم نه دیگران!
با این وجود، کار شما و پیشنهادهایی مثل این ارزشمند هستند. نه به این خاطر که تشویق می کنید "به جای ولنتاین" یک جشن ایرانی بگیریم، بلکه از این رو که برگ گمشده ای از آنچه زمانی مایه ی فخر ایرانی بود را رو می کنید. بیایید در جهت نزدیک کردن فرهنگ ها با هم قدم بر داریم. چه عیبی داره من نوروز را جشن بگیرم اما کریسمس را هم به روز های شاد زندگی ام اضافه کنم؟ یا روز عشق را "با دیگران" جشن بگیریم اما بدونیم که این یک سنت کاملا ایرانی هم هست؟
خانم عزیز، بیایید به جای عصبانی شدن و پراکندن نفرت، آشتی کنیم. زیبایی های فرهنگ مون را بزرگ بداریم و زیبایی های فرهنگ دیگران را هم با روی باز پذیرا باشیم.
نویسنده:انجمن فرهنگی هنری سایه(حسین)
دوشنبه اول اسفند ماه 1384 ساعت 01:34
سو ء تفاهم
با عرض سلام و خسته نباشيد
من مدير وبلاگ انجمن سايه هستم و پيغام جناب امير محمود راخواندم وپاسخ ايشان را در اين كامنت مي دهم
اول تشكر مي كنم از سايت زيبا و مفيدي كه ساخته اي و به شما خسته نباشيد مي گويم و بايد بگويم كه بار اول است كه سايت شما را زيارت نمودم و خيلي هم خوشحال هستم كه با شما آشنا شدم حتي با يك سوء تفاهم
دوم اينكه من در پست تاريخچه ي والنتاين در وبلاگم اشاره كرده بودم كه اين مطلب را از وبلاگ يكي از دوستانم در ياهو360 برداشته ام و متاسفانه از اينكه اين مطلب از سايت شما برداشته شده اطلاع نداشتم .
من حتما سايت شما را به عنوان منبع ذكر خواهم كردو اميدوارم كه عذرخواهي من را به خاطر اين سوء تفاهم بپذيريد
با آرزوي موفقيت براي شما و دوستانتان
نویسنده:سایه
دوشنبه اول اسفند ماه 1384 ساعت 10:37
خانم عزیز: عبارت ها و واژه هایی مثل: اهتمام می ورزند،حائز اهمیت هستند، معاصرین (معاصر آن هم با جمع عربی)، مقارن، لوکس، فانتزی، عقیم، شامخ و ... که معادل های زیباتر فارسی دارند را لطفاً عوض کنید ، وگرنه این همه حرف که زدید به چه کار میاد؟!!!!!!!!! ای بابا
نویسنده:ramin
دوشنبه اول اسفند ماه 1384 ساعت 12:03
درود
درود بر دختر آریاگون" آریا بوم
از مطلبتان بسیار استفاده کردم از این بابت سپاسگذارم
سبز باشید در پناه یزدان
نویسنده:زیتون
سه شنبه دوم اسفند ماه 1384 ساعت 11:39
خیلی ممنون برای روشنگریتون.
نویسنده:گلنار
سه شنبه دوم اسفند ماه 1384 ساعت 19:22
حمايت
سلام
من عین مطلب شما در وبلاگم نوشتم
اميدوارم کمک کوچکي باشد
سبز باشيد وپر از جوانه
گلنار
http://golnarbano.blogspot.com
نویسنده:FATEMEH
چهارشنبه سوم اسفند ماه 1384 ساعت 01:38
SALAM O KHODAGHOVVAT BE SHOMA
KAMELAN MOVAFEGHAM BA HARFETOON VALI YE SHABIST KE BEHESH MIGIM SHABE AREZOOHA INYEKI FAGHAT MALE MA MOSALMOONAST OON SHAB ESMESH''''LAILATO R RAGHAEEB""" HAST KE TO MAHE RAJABE
ARE MA KHEILI AZ KHAREJI HA ZOODTAR VALENTINE DASHTIM VALI KHODEMOON NEMIKHAIM BAVAR KONIM.
AZ SHOMA HAM MAMNOON HAMISHE SHAD BASHI .......
FATEMEH.
نویسنده:reza
چهارشنبه سوم اسفند ماه 1384 ساعت 13:49
این روح سرگردان در کجا خواهد آسود؟ این همای مهاجر درقله کدام قاف آشیانه خواهد گزید ؟ این روح زخم خورده به کجا مرهمی خواهد یافت؟...
بیایید دردهای مشترکمان را با هم واگویه کنیم ،سرگشتگی مان را با هم به آواز بر خوانیم ،از جان به هم افتیم و به جانانه بگرییم ، شاید کور سوی هدایتی تابیدن گیرد و التهاب روح تبناک التیام یابد ؛ شاید...
میزبان لحظه هاتان خواهم بود اگردر خانه ام میهمان شوید.
بدرود.
www.niligoon.persianblog.com
نویسنده:soofi
پنج شنبه چهارم اسفند ماه 1384 ساعت 21:23
dorood
سلام و درود بر شما
کاش همیشه و همه جا ایرانی میموندیم و با افتخار موندنمون رو جشن میگرفتیم ... وقتی راستی و صداقت عشق های ایرانیان همه جا زبان زده چرا ما باید والنتاین رو جشن بگیریم ... باید این مطلب برای همه باز گو باشه به امیدی که سال بعد همه جا اسفندار مذگان تبریک گفته بشه ...
نویسنده:سحر
دوشنبه بيست و دوم اسفند ماه 1384 ساعت 23:01
سلام
ببین خانوم خانوما مهم من و خوانندگان این سایت نیستیم ما یکی از هزارانیم بقیه چی
همه میخوان پیضرفث کنن و فکر میکنن در اینه
نویسنده:يک مسلمان آريايي
سه شنبه بيست و سوم اسفند ماه 1384 ساعت 21:58
يا هو

سلام
من تازه وارد هستم.
نوشته هاي من در سايت مذکور هست.
فقط دنبال خانومي بانام آيلار يزداني يا يزدانشناس ميگردم.
خواهشا اکر هست يا کسي اورا ميشناسد پاسخ دهدبا ايميل.

نویسنده:ترانه
يکشنبه سيزدهم فروردين 1385 ساعت 03:26
نه

نویسنده:ستاره
يکشنبه سيزدهم فروردين 1385 ساعت 03:31
سلام
واقان مطالب جالب است
نویسنده:حامد
جمعه هجدهم فروردين 1385 ساعت 03:29
عرفانی
به خشنودی اهورامزدا
راستی بهترین نیکی است.
درود بر اشو زرتشت و کوروش کبیر هخامنشی
لعنت خدا بر اسکندر پلشت ملعون پتیاره مقدونی
نویسنده:amir
جمعه اول ارديبهشت 1385 ساعت 09:40
baba kar azin harfa gozashte age in juri pish bere ta chand sal dige risheye khodemunam kande mishe ba in ozaye tavarromo feshar haee ke ru mas shoma ya sakhti nakeshidid ya iran nistid ma ke darim be zur nafas mikeshim
نویسنده:kimia
يکشنبه بيست و ششم آذر ماه 1385 ساعت 19:40
salam harfatuno khundam kheyli ali bud manam kamelan ba to moafegham in ma hastim ke bayad avalin ghadamo bardarim
vase inke hoviyate iranimuno zende konim az etelaatetam besyar mamnun
نویسنده:ارخش
شنبه نهم دي ماه 1385 ساعت 21:09
به تمام ایرانیان
مزدا واَشه ووَهومَن ، پارسیان را در آزمون آهن روان بپایاد.
نویسنده:ارخش
شنبه نهم دي ماه 1385 ساعت 21:21
دین آرامش
مزدا واَشه ووَهومن ،پارسیان را در آزمون آهن روان بپایاد.
نویسنده:اسماعیل کلویی
چهارشنبه بيست و پنجم بهمن ماه 1385 ساعت 23:24
2رود 3رود 4رود رودخونه دلم از دستت خونه
من یک بچه مدرسه ای نیستم ولنتاینم تا موقعی که شما نگفته بودید نمی دونستمدر ضمن من بجای سلام میگم 2رود چی میشه .
من میخواستم به شما بگم که هر گس عقایدش باسه خودش محترمه سعی ننکنید به عقاید دیگرن توهین کنید
در ضمن دوست دارام اطلاعاتی در مورد دین زرتشت بدست بیاورم اگه میتونی برام ایمیل بزyahoo.com@e_k_rocky)

نویسنده:'gd
پنج شنبه بيست و ششم بهمن ماه 1385 ساعت 16:29
دورود یا سلام یا hi
سلام یا درود یا هر چیزی که بهتره به نظر من این واقعا خوبه که هر چیزی بسته به سنت خود آدم باشد برای همین من به نظرم سپندار مذگان خیلی قشنگ تر است تا و لنتاین ولی دوست دارم اگر قرار است ما به جای hi بگیم درود باید تمام کلماتی که عربی هستند از زبان ما خارج شوند همشون و فارسی کردن کلمات فنی انگلیسی متل رایانه ، بالابر ، چرخبال و .... واقعا زشت و بهتر بگم ضایع و توهینه در هر حال مطلبتون عالی بود به چیز دیگه تا وقتی ما مسلمان هستیم و بدون دانایی از کلمات هر روز و در هر مکان تکرارشون می کنیم نباید از این موضوع حرف بزنیم کسی هست نماز را فارسی بخونه نه اصلا نماز فارسی غلطه نمی خوام به چیزی یا کسی توهین کنم می خوام بگم مشکل از ریشه است :( متاسفانه
نویسنده:'gd
پنج شنبه بيست و ششم بهمن ماه 1385 ساعت 16:34
دوباره می گم مطبل واقعا عالی بود و برای حمایت شما منم اونو توی وبلاگم گذاشتم
نویسنده:لیلی
شنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1385 ساعت 09:21
ایرانی باشیم خارج از دین
سلام
من با شما موافقم اما این امر را همه با هم باید توسعه بدهیم هر جه باشد ما ایرانی هستیم ... چطور تا حرف از اسلا می شود همه داد و بیداد می کنیم که مسلمانیم . اما تا حرف از ایران می شود فقط چیزهای مسخره را به یاد می اوریم .. ما اگر می گییم چو ایران نباشد . تن من مباد ... بهتر است در عمل ان را نشان دهیم
من از همه سایتها و وبلاگ نویسان و حتی صدا سیما می خئاهم در توسعه فرهنگ ایرانی کوشا باشند
چرا تا سم ایران باستان می اید به یاد اتش و اتش پرست می افتید ؟؟؟ کی گفته زرتشت یعنی آتش پرست ؟؟؟؟ من متاسفم برای هرکس کث اینقدر بی دانشانه حرف می زند ... زرتشت اولین دین یکتا پرست بوده و آتش را مظهر |اکی می دانسته ...مثل ابراهیم که در آتش افتاد و پاکیش ثابت شد
اینقد کوردل نبتشیم ..من مشلمانم ولی اول یک ایرانیم ... دین مهم نیست که چه باشد ... وقتی جنگی می شود علیه ایران است نه علیه دین ...8 سال جنگیدیم کدام عرب و مسلمان به یاریمان آمد ؟؟؟؟؟؟ فقط من و تو بودیم چون ایرانی بودیم ... این همیشه یادمان باشد
پس همه با هم فرهنگ زیبای ایرانی را توسعه می دهیم . من از زمانی مث فهمیدم در فرهنگ ما هم روز عشق هست هرگز والنتین را جشن نگرفتم .... چون من ایرانیم
چطور تا حرف سیاست می شود همه ایرانی می شویم ولی تا حرف فرهنگ می شود می رویم می چسبیم به فرهنگ همان کشوری که بث او شیطان لقب می دهیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده:nastaran
شنبه بيست و هشتم بهمن ماه 1385 ساعت 21:04
salam mano doost pesaram fardaro jashn migirim zende bad 29 bahaman rooze eshgh
نویسنده:fa
دوشنبه سي ام بهمن ماه 1385 ساعت 18:25
valentine
سلام اطلاعاتتان خیلی جالب بود سپاسگزارم ایران همیشه جاوید باشی وماندگار
نویسنده:فرشته
چهارشنبه دوم اسفند ماه 1385 ساعت 11:36
in harfa roo tamoom konin torokhoda
valentine dige chie?
ina hamash harfe hame migan vali aslan too ghalbeshon hesesh nemikonan
نویسنده:فرشته
چهارشنبه دوم اسفند ماه 1385 ساعت 11:43
manam mesle hamatoon doost dashtam ke in roozo jashn begiram . amma natijash chi shod??
ama natijash chi shod?
hamoon rooz mano gozashto raft
bedoone inke chizi behem bege .ine in rooz dige zrebehesh yani be hesab eshgham kado dadam
نویسنده:فرشته
چهارشنبه دوم اسفند ماه 1385 ساعت 11:49
torokhoda bas konin. in ghadr az eshgh harf nazanin ke ghalbam milarze
manam doost dashtam eshghi dashtam amma chi.................
faghat ye khatereye bad az in rooz baram mond
نویسنده:درسا
چهارشنبه دوم اسفند ماه 1385 ساعت 13:45
سلام
نوشتتون خیلی عالی بود
ولی ما هنوز افتخار میکنیم که پدرانمون داریوش کوروش و ابن سیناییم فقط فرهنگمون را نسل ما به ما منتقل نکردند
بازم ممنون
پنج شنبه سوم اسفند ماه 1385 ساعت 11:26
دست مریزاد
باز آتیش بپا کردی
سوزانتر از قبل
میتونم بپرسم هیزمتو از کجا میاری .
دوست عزیز مرگ فرا میرسد .
میشه فرار کرد معلومه که نه و فقط میشه دیرتر ش کرد .
نابودی فرهنگمون به نیمه دوم رسیده و رد هم شده حالا تو میخوای دوباره برش گردونی نمیشه .
ولی میشه خودت و خودمون ادامه بدیم حداقل چند نفری یادشون باشه کافیه .
پیر و جوون و دختر و پسر همه بریدن .
اصلا تلاشی نکردند و نمیکنند که ببرند.
زندگیشون شده مصرف .
و تولید و بقا معنی نداره .
دروغ زاده همین فرهنگه و فرهنگ مصرف زاده دروغه .
حالا این سیکل قدرتو نمیشه دور زد .
من که نظر شتر سوار دولا دولا رو قبول کاملا قبول دارم خواستی از ریشه نوع شویم نه از شاخه .
که اگر از ریشه زدنمون جنازه مون بوی دو زیستی نده بدرود مشتاق دیدار تمامی دوستان زنده رود هستم در بیکار نامه
نویسنده:Farshid
شنبه پنجم اسفند ماه 1385 ساعت 21:23
1 اشتباه کوچک
سلام لیدا خانوم
خیلی خوشحالم که هنوز هم کسانی هستند که دلشون برای ایران و فرهنگ غنی پارسی می تپه.وخوشحالم که در راه شناساندن این فرهنگ بی دیل به همسن و سالهام تنها نیستم.خوشحال میشم که شما هم به وبلاگ من سر بزنید.
نویسنده:Nasser Bahrampouri
سه شنبه هشتم اسفند ماه 1385 ساعت 05:46
Dooste-shoma
Salam be hameh shoma azizan.
moteshakkeram az in maloomat
dorood bar shoma
نویسنده:saieed joon
چهارشنبه نهم اسفند ماه 1385 ساعت 21:20
یادت باشه یادم نره
سلا لیدا جان 
از این که می بینم از تاریخ کشورمون و آثار خوبه کشورمون دفاع می کنم با شما موافقم
البته باید عرض کنم که با توجه به زمانبندی به وجود آمده در از دست رفتن فرهنگ ایرانی و با عنایت به اینکه حتی اجداد ما هم نمی دانند که این مهم در چه زمانی از فرهنگ خارج شده ما نیز چنان توقع نداشته باشیم که یک روزه فرهنگمان را به حالت سابق برگردانده. بلکه باید با تبلیغات مناسب و برنامه ریزی اساسی تمام ایرادات را برطرف سازیم که این نیز نیاز به صبر و تحمل دارد.
اگر مورد دیگری نیز در مورد فرهنگ کشورم داری برایم ارسال فرمایید. 
دوستدار تو - سعید
نویسنده:فاطمه
جمعه سوم فروردين 1386 ساعت 02:01
من امدم
محسن من امدم ببخشید اگه خیلی دیر کردم ای دی تو رو یادم رفته ........منتظرتم ........ دوست دارم.
نویسنده:فاطمه
جمعه سوم فروردين 1386 ساعت 02:05
محسن این idمنه
نویسنده:فاطمه
سه شنبه هفتم فروردين 1386 ساعت 22:25
برایmoh3n7push
می خوام ببینمت خیلی برات حرف دارم
نویسنده:فاطمه
سه شنبه هفتم فروردين 1386 ساعت 22:35
برایmoh3n7push
نظرت راجع به من چیه......میشه از شما یه درخواست کنم......اگه میشه چند تا از اهنگ ها تو برام بفرست......لطفا
نویسنده:حامد
جمعه دهم فروردين 1386 ساعت 18:36
ایت سال نو رو به همه دوستای گلم تبریک میگیم امیدوارم سال خوبی برای همه باشه
نویسنده:ياسي
سه شنبه هجدهم ارديبهشت 1386 ساعت 23:23
الكي
سلام 

شكلكاتون با حاله
نویسنده:yasi
سه شنبه هجدهم ارديبهشت 1386 ساعت 23:30
enteghad
akhe man nemidonam in maskhare baziya chiye kado valen tayn aslan khosham nemiyad pesaraye iran aval khodeshono dorost konan badan nazar bedan

vali bahale bad nabod
نویسنده:fateme
شنبه پنجم خرداد ماه 1386 ساعت 20:37
montazeretam ta id to behem bedy
نویسنده:عصیان
يکشنبه ششم خرداد ماه 1386 ساعت 16:34
سلام.از مردمی که در برابر ساختن سد سیوند و به زیر آب رفتن آرامگاه کوروش هیچ عکس العملی ندارند دیگر چه انتظاری می رود.... گذشته ی ÷ر افتخارمان در برابر اکنون بی افتخارمان ذره ذره نابود می شود...
نویسنده:asal
سه شنبه نهم مرداد ماه 1386 ساعت 23:08
mamnoon
mamnon az hamey doostan khoob ke be fekre iran hastdi. zende bad 29 bahman rooze esgh , ta oon rooz
نویسنده:روح الله
پنج شنبه اول شهريور 1386 ساعت 00:12
موضوع اين برنامه
لطفا بگيد از موضوع برنامه شما چيه تا ما هم اظهار نظري داشته باشيم
نویسنده:بشقظشی
يکشنبه چهارم آذر ماه 1386 ساعت 23:03
یسشیشش
نویسنده:پرهام
دوشنبه بيست و دوم بهمن ماه 1386 ساعت 00:44
ممنون مطلب خوبی بود 
نویسنده:وجیهه(از زیر باران)
يکشنبه پنجم اسفند ماه 1386 ساعت 17:58
سلام دوست عزیز
می شه منو راهنمایی کنید که روز سپندار مذگان 29 بهمن یا 5 اسفند؟آخه بعضی جاها 29 بهمن اعلام کرده ولی بعضی جاها مثل سایت ویکی پدیا اون 5 اسفند اعلام کرده؟
ممنون اگه جواب منو بدبن
موفق باشید
نویسنده:هادي
شنبه بيست و ششم مرداد ماه 1387 ساعت 08:26
تمامي وقايع اتفتق افتاده در بهمن ماه باستاني
سلام اگه لطف كنيد تمامي وقايع اتفاق افتاده در بهمن ماه رو برام ايميل كنيد ممنون ميشم تشكر
(كيمياگر)
نویسنده:elham
دوشنبه يازدهم خرداد ماه 1388 ساعت 01:21
...
salam in avalin bare paiam mizaram mikhastam begam kheili dooset daram .harfaye dele mano mizani.
نویسنده:yek iraniye efrati
سه شنبه بيست و چهارم آذر ماه 1388 ساعت 05:58
az nazare man behtare az in harum zadehaye arab nazar nakhay in arabaro faghat tu kure bayad suzund.beye mosht bache arab ke naveo nabireyy araban mikhay farhang irani yad bedi
نویسنده:yek iraniye efrati
سه شنبه بيست و چهارم آذر ماه 1388 ساعت 06:42
in ro ham bayad begam dar javabe arabi ke inja nazar dadan ke age tarikh khundan ke man fekr nemikonam madrake siklam dashte bashan arabha na tanha be iran balke be ghesmati az oropa ham hamle kardan mesle espain ama espaniyayiha arabha ro birun andakhtan be din khodeshun bargashtan.dar javabe un bache araba bayad begam arabhaye kasif aya espaniyayiha esmashun arabiye aya dine arabha ro paziroftanmotmaen bashin bache araba age inkaro mikardan alan espaniyayi nabuddan esmashunam bejaye lopezo joze alio hosiyn bud.shomam irani nistin shomaha ye mosht afatin ke faghat bayad bemirin.in ro bedunin ey iranparastan ke rahi baraye nejate iran va zartosht nist joz hamun kari ke arbha ba ma salha ghabl kardan age arabha kakh kasra ro be atash nemikeshidan va mardan irani ro nemikoshtand va zanhaye irani ro hamele nemikardan esme shoma ali hasan nabud.pas hala bayad hamin etefagh bar aks biyofte ba bigane va bigane zade bahs nakonid chon ensane ahmagh ta akhar omre ahmaghe.pas saaye konid akhare omre ahmagh ro jolo bendazid.payande bad irani bedune mardome arab va bedun farhang arab