يادگار 11/7/1386
چهارشنبه يازدهم مهر ماه 1386 ساعت 20:16
- لطیفۀ زشت
یکروز لطیفۀ زشتی شنیدم که از یک طرف منو به خندِه می اَنداخت و از طرفِ دیگه ناراحَتم می کرد. درمُوردِ کسی بود که توی زندان اَزش پرسیدن: چرا زندونیت کردن؟ اونم پاسخ داد: آخه اعلام کردم که جلدِ دوّم قرآن رسید! وقتی این لطیفۀ زشت را می شنیدم اصلاً فکرنمی کردم یکروزی عملاً شاهد چنین چیزی باشم! جلو چشم همه دارن توی رادیو و تلویزیون می گن ولی هیچکس بهش توجّه نمی کنه. چرا تعجّب می کنی؟ باوَرت نمیشه؟ پس ببین چی می گم: شب قدر، شبی است که قرآن در آن شب نازل شده است. یعنی شبی که به روایت قرآن، روح نازل میشه. یک شب مُنحَصِربفرد است. ولی حالا که هرجایی شروع ماه رَمِضانش براساس اَصلی و رُؤیَتی اِعلام میشه، شبِ قدرشم مربوط به خودش میشه. من کاری به حِساب و کتابهای رؤیَتِ ماه ندارم. فقط اینو می دونم که اگه بعنوان مثال شب 23ام ماه مبارک رمضان همان شب قدر باشه، دیگه این شب در دنیا یکی نیست بلکه برای هر خِطّه و دیاری فرق می کنه. یعنی هرجای دنیا روح یک شب متفاوت نازل میشه. کافیه با چندتا پروازِ بموقع از یک دیار به دیار دیگه سفرکنیم تا بیش از یک شب واقعی قدر را تجربه کنیم! یعنی با تکنولوژی روز میشه شب نزول قرآن را که منحصربفرد بود را به بیش از یک شب در سال افزایش داد! خدای من؛ تکنولوژیی که نتونست مشکل اوّل و آخر ماه رمضان را حلّ کنه، حالا باعث شده تا ثابت بشه بیش از یک شب منحصربفردِ نزولِ قرآن وجودداشته است! می بینی؟! این نتیجۀ چی هست؟ چرا اینطورشد؟ اگه دارُالتقریب بینُ المَذاهِب و حُوزۀ عِلمیّه نجُنبن دیگه چیزی باقی نمی مونه. ما داریم خودمون و تمام اِعتقاداتِمون را قربانی خطا در نتیجه گیریهامون می کنیم. گاهی اوقات آنچنان غرق دانسته ها و تصمیماتِ سنّتی خودمون می شیم که فقط ظاهِرمون با اون متکبّرهایی که دائماً مَنم مَنم می کنند فرق می کنه ولی درواقع از اونها بَدتریم. یک کمی واقعی تر به اینهمه جَوون که اینجور مُغایرَتها را به سُخره گرفته و روز به روز بیشتر از عِبادات دورمی شن باید نگاه کنیم. شاید فردا دیر باشه؛ خیلی دیر باشه و شاید هَم اَصلاً فردایی وجودنداشته باشد. کی می دونه فردا زنده هست؟ آیا بخاطِر هَمین سَهل اِنگاریها نبود که حالا شاهد اینهَمِه فِرقِۀ اِسلامی و شِبهه اسلامی هستیم؟ آیا دشمَنان قسَم خوردۀ اِسلام در طِیّ اَعصار و قرون از همین نقاطِ کور اِعتِقادی و اِجتهادی نهایَتِ استفاده را نبُردِه اند؟ چرا دائِماً خودِمون را تبرَئِه کردیم و به خودمون اینجوری دِلداری می دیم که: نهایتاً اگر هَم قصوری وجودداشته، مربوط به صَدها سال پیش است و ما در اون دَخیل نبوده ایم. این یک فرار از مَسئولیّتِ بزرگ است. ما هَمِه مُقصِّریم. هَمه کوتاهی کردیم. مُشکل را ریشه یابی نکرده ایم و باعث شدیم اِدامه پیداکنه. صَدها سال اِدامه پیداکرد و اینطور که معلومه، قرارهست اِدامه پیداکنه. وای بَرما؛ وای بر مَن؛ وای بر....
.:: نظرات
دیگران ::.
پنج شنبه دوازدهم مهر ماه 1386 ساعت 05:09
من فکر می کنم اینا ظواهره
اصل خود قرآن
حالا هر وقت نازل شده باشه.
پنج شنبه دوازدهم مهر ماه 1386 ساعت 13:26
درود
با سلام و خسته نباشید
در پست قبلی کمی توضیح دادم که در مورد
چهان شمولی دین اسلام و ... بنظرم ربطی به این موارد و پیشرفت و تکنولوژی ندارد.
ولی الان هم وقت جواب دادن به مورد اخیر که
مثل پست قبلی است را ندارم.
یعنی همان دغدغه قبلی برای شب قدر تکرار شده است
من اعتقاد دارم که شب قدر یک شب است برای یک فرد یا یک جمعیت و.... یک درست در نو شدن ماه در شب فوق واقع شده اند
و دیگران شب قدرشان می تواند در شبی دیگر واقع شود
آیا اشکال دارد که شب قدر را ما جهانی و یکسان فرض نکنیم بلکه برای یک فرد و یک جمعیت خاص در نظر بگیریم
همانطور که شب قدر برای پیامبر بوده.
گفتیم که تغییرات ماه و خورشید و غیره برای وقت و زمان اعمال(دینی.و.....) بود
و در مثال پیشین متذکر شدم که حتی اینکه امروز پنجشنبه است درست در نقطه از دنیا ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه است و همان نقطعه ساعت سه بعد از ظهر روز پنج شنبه هم است.
آیا این تغییر یک روز برای یک نقطه باعث می شود که ما ساعت بین المللی را ناقص بدانیم و روز را غیر واقعی...
اما بیایم یک مثال دیگر بزینیم
برای اینکه دین را جهان شمول بدانیم تمام دنیا در یک ساعات مشخصی باید نماز ظهر و عصر بخوانند
مثلا مکه را نقطه اصلی بدانیم و مثلاً غروب آفتاب در مکه ساعت 6 عصر باشد تمام دنیا در این ساعت نماز مغرب بخوانند چراکه در مکه در این ساعت نماز مغرب برپا است.
خب مسلم است که نماز مغرب بعضی صبح بعضی نیمه شب و غیره خواهد شد
آیا این خنده دار نخواهد بود
چون چنین است
و دین اسلام نتوانسته است چنین وحدتی را ایجاد کند در جهان شمولی آن یا در قصور خود
خود را به زحمت بیاندازیم.
از این گفته چنین بر می آید که وقتی قرآن دستور می دهد ظهر که شد نماز ظهر بخوانید این نیست که در یک لحظه تمام دنیا ظهر است و باید نماز بگذارند
بلکه یک جمعیت خاص را می گوید
حالا همین فردی که ظهر شده و باید نماز ظهر را بجای آورد اگر برود مسافرت نمازش شکسته باید بخواند
حالا اگر با سرعتی این مسافرت را طی کند که در محل جدید شب باشد دستور چیست؟
نم......................دانم؟!!!!
مسلم است که در محل جدید احکام بر وقت آن محل بر او حکم می کند اگر صبح باشد باید نماز صبح بگذارد نه نماز ظهر و......
حالا این مثال برای شب قدر هم می توان زد
فرد با هر سرعتی که در محل جدید قرار بگیر احکام بر او همانطور مترتب است که برای آن مکان برای دیگران است مگر اینکه ووو ساکن نباشد و مسافر بماند که احکام خاص خود را دارد.
امید که همینقدر که در فهم حقیر بود را ..... و دانستم گفتم برای اکنون کافی باشد
در فرصتی دیگر اگر عمری بود بیشتر بحث خواهم کرد
راستی ای میلم رسید یا نه؟
شبی ما را دعا کن
یا حق
نویسنده:ساعد مدرّسی
پنج شنبه دوازدهم مهر ماه 1386 ساعت 23:42
نقض صریح
سلام عزیزم؛
ای میل دقیق و کاملتان رسید و مشمول لطفتان شدم ولی مشکل وارده بمراتب بیش از مسئله رؤیت و گردش زمینو ماه است. موضوع اختلاف روزها است در اعلام آنچه منحصربفرد بوده است.
عزیزم، آنچه شما می فرمایید دقیق و غیر قابل انکار است لیکن ازنظر حقیر ملاک و مبدأ تعیین شده دچار تزلزل است و موجب تفرقه و یقین دارم علما نکته ای را نادیده گرفته اند. مگرنه آنچه که اینک ملاک تشخیص و تمیز قرار اعلام شده است منتهی به استدلالت و استنتاجات نجومی و کواکبی دقیقی می شود که شما نیز به اختصار و گاهاً مشروحاً توضیح داده اید.
عزیزم؛ ایراد به شرط می گیرم و نه به ادلۀ بعد از آن. بهترین دلیل اثبات امری، وقوع آن است. آنچه که اینک شاهد آنیم، تفرقۀ مسلمین تا حدّی چنین گسترده است. بروز فرقه های آنچنانی دلیل روشن قصور و سرگشتگی است. من بدنبال کشف عامل و رفع آنم و نه توجیه فنّی شروط وضع شده که اگر چنین بود به همان ادلّۀ رؤیت تن درمی دادم.
باید ابتدا بپذیریم که چیزی جلو چشممان است و غافلیم و سپس درد را ریشه یابی کنیم. این حقیر چند پلّه قبل به مسیری دیگر اشاره دارد حال آنکه راهنمائیهای مشروح دوستان و بزرگواران در مسیری دیگر است.
جهان شمولی اسلام نیز بیش از هرچیز ریشه در کلمات صریح قرآنی دارد و باید از تفسیر به رأی پرهیز کرد.انشاءالله تا آنجا که توان دارم نخواهم گذاشت که برای تطبیق شرایط آنچه که صراحتاً در قرآن محکماً آمده شده است به توجیه ناروا فروبماند. یکی بودن کاه تنها ریشۀ اصالت موضوع البتّه به تناسب اصل مربوطه است. از انحراف می ترسم، مگرنه پس از انحراف تفسیر و فرقه ای شدن، توجیحات حتّی به مددِ دانش روز میسّر است و این خود غوطه وری بیشتر در انحراف بنیادین می باشد.
اسلام ناب محمّدی(ص) آرزوست.
نکتۀ مهمّ:
اسلام در گذر زمان و مکان خدشه ناپذیر است ولی نیاز به تطبیق شرایط ندارد بلکه همواره بهترین در هر زمان را ارائه می دهد. فراموش نمی کنیم که هنگام جهانی شدن نظریۀ تکامل داروین، علمای ما به چالش کشیده شدند و دست آخر نیزبرخیشان گفتند: بحث خلقت انسان تناقصی با نظریۀ تکامل داروین ندارد و می توانسته خلقت انسان نیز دفعتاً نباشد! حال آنکه اینک با ارائۀ نظریّات جهش و غیره دیگر آن نظریۀ تکامل رنگ باخته است و توجیحات ارائه شده در آن زمان نیز حاکی از نوعی تعصب کورکورانه نسبت به اسلام است که ردّ می شود. پس چرا اینک نیز باید اصلی را که اساساً ناقص و ناقض است را بپذیریم و برای اثباتش تن به محاسبات علمی روز دهیم. نباید توجیحات اینچنینی را انتخاب کنیم بلکه ابتدا حلقه گم شده را بایستی دریابیم والا همین حکایت که قرنها انحراف را بدنبال داشته است ادامه خواهدداشت و راه من از این مسیر کاملاً جدا و متفاوت است و دقیقاً بهمین دلیل در مباحث و نشستهای پیشین به اتّفاق نظر دست نیافتیم.
تو مو می بینی و من پیچش مو

نویسنده:AJ
شنبه چهاردهم مهر ماه 1386 ساعت 09:24
منشا جای دیگر است؟
دوست گرامی سلام
نکات دقیق و جالبی در نوشته است
که:
من هم با دغدغه آن موافقم
اما چرا برای راه حل گاهی خودمان کمی بر موضوع
سوال می آفرینیم
آیا می توان جوابی منطقی هم ارائه داد
من هم به نظر خودم نخواستم به آنچه که مطرح شده جواب بدهم
بلکه روی تنگناها دست گذاشتم
اگر شما
باید از آیات قرآن و سنت به یک چنین مسئله ای جواب بدهی
چه چیز استنتاج می کردی!
..... خیال نکنم جواب دادن آنچنان آسان و سهل باشد
اما اینکه خیلی از نکات از علما پنهان است هم یک اصل مسلم است
.... مقایسه نماز ظهر که همه برای وحدت در یکساعت برگزار کنند یک مثال
برای این نکته است که عقل هم آنرا نمی پذیرد
.....حالا اگر شب قدر را همه روی یک شب
(فرضی ) به توافق رسیدند و اعلام کردند
آیا از تفرقه و فرقه گرایی چیزی کم خواهد شد؟
اگر بلی پس نتیجه شما درست است.
اما اگر جواب خیر باشد اصل تفرقه بین مسلمین چیز دیگری است
حال اگر منشا چیز دیگری است چرا باید روی موضوعات دیگری بحث کرد
بهتر نیست دست روی همان نقاط گذاشته شود؟
حال شما یک جواب روشن به این نکته اصلی بده و گرنه دست گذاشتن روی استنتاج احکام
همه می دانند که بین دو عالم هم توافق کلی وجود ندارد حتی در یک گروه و فرقه و هیچ مشکل حادی را هم ایجاد نمی کند
.... پس مشکل اساسی یک ریشه و منشاء اساسی هم دارد....!!! / مگر؟؟
...............
از هرچه که بگذریم
چرا آدرس جای دیگر بود؟
نویسنده:ساعد مدرّسی
يکشنبه پانزدهم مهر ماه 1386 ساعت 01:10
اعتقاد
سلام مهربان دلسوز
عزیزم، هنگامیکه از اتّحاد مسلمین بحث بمیان آورده می شود،دستکم به دو موضوع بایستی عنایت داشت:
1- اعمالی که باعث افزایش و تحکیم بیشتر اتّحاد می شود.
2- رفتاری که باعث واردشدن خِلل در آن گشته و موجب تفرقه می شود.
مثال نمازظهر آنهم بصورت هماهنگ از نوع اوّل است که خارج از حوزۀ بحث این حقیر می باشد.
موضوع شب قدر و منحصربفرد بودن آن، ابتدا و انتهای هرماه بویژه ماه مبارک رمضان و امثالهم از نوع دوّم است.
عزیزم؛
دغدغه خاطر بنده از اِغماض علما در بروز و ادامه انحرافات است و درحال ریشه یابی بسیاری از مسائل، خاصّه مبادی انحرافی موجود می باشم. من در متن اجتماعم و شاهد برخورد بسیاری از نسل تحصیل کرده نسبت به همین اعلام اوّل ماه می باشم که دیگر بعنوان یک نقطه ضعف اساسی در برخوردهای ابتدای روز کاریشان درآمده است!
برادر مؤمن؛
کافی است به نقش حوزه های علمیّه در تاریخ معاصر نگاهی بی اندازیم. بی شکّ متوجّه خواهیم شد که در گذشته این حوزه ها ابداً کارآیی لازمه را نداشته اند و فاقد ابزار لازم برای حلّ مشکلات جوامع اسلامی حتّی در یک کشور بوده اند لیکن پس از اصلاحاتی که در شیوه مدیریّت آنها خصوصاً در حوزۀ علمیّۀ قم صورت پذیرفت و با طرح گستردۀ مباحث حکومت اسلامی و ولایت فقیه بر این نقطه ضعف فائق آمده و مرکز تحوّلات و ظلم ستیزیهای زیادی شدند.
باید بیادداشته باشیم که نشریّات حوزوی در همان شرایط رژیم گذشته آنهم در پاسخ به سؤالهای تطبیقی روز با احکام پیشین همچون «جهتِ نمازگزار برای قبله در فضاپیما» و امثالهم باعث شد تا چنین درخت تنومند اعتقادی در دل نسلهای آنزمان ریشه بگیرد تا جائیکه شاهد آنچنان حماسه آفرینیها و تحوّلات بی برگشت جهانی شدیم.
مسئلۀ تشخیص ماه آنهم ماه مبارک رمضان، همچون پنجرۀ کوچک خانۀ اسلام نیست که آنرا بخواهیم در عدم توافق علما در صدور احکام تعبیرکنیم بلکه همچون در و دروازۀ ورودی آن خانۀ اصیل و محکم است و بمراتب ریشه ای تر از آن است که بخواهیم همچو سابق از آن گذرکنیم.
کدام انسان عاقلی حاضر است از حراست درب خانۀ خود غفلت ورزد؟
نکتۀ مهمتر اینکه:
من شیعه هستم و معتقد به امام زمان(عج). فرد معتقد، هرگز دست خطّ سبز ایشان را از ذهن و دل بیرون نمی کند. چگونه می توان به او و وجود و حضورش معتقد بود و عنایت آن مهربان را در حراست از چنین دروازۀ مهمّی را به ارزانی ازیادبرد؟ من یقین دارم که بسیاری از احکام اصلی و اساسی جز بانظر امام عصر غیرقابل استنتاج و فتوی بوده است و تاریخ شیعه سند محکمی بر این مدّعاست.
ریشه یابی کرده ام، نتیجه گرفته ام و مترصّد فرصت برای رفع آن بعنوان یک مسلمان شیعه هستم. پس امر به معروف حتّی درقبال علمای مذهبم می کنم که البتّه آموزۀ همان فرزانگان نیز هست. استوار بر ایراداتم پافشاری می کنم تا آنچه فراموش شده است و موجب سستی در دین اجتماعم گشته، تصحیح شود. امّا آیا آن امام، بدون اعلام نیاز من و تو و علمای اَعلم، پاسخی خواهند داد. آیا براستی اگر جامعۀ اسلامی و جهان اسلام آماده بود اینک این حجّت خدا برزمین ازنظرها غایب بود؟ مسلّماً خیر.
عشق فقط در زیارت بقاء متبرّکه و سینه زنیها و یا حتّی جنگ با کفّار خلاصه نمی شود بلکه عاشق تا به رکن نرسد، معشوق نشناخته و هنر عشق ورزی نیاموخته! مسلمان، عاشق است و عاشق کور نیست بلکه بیناست. ما عشق لیلی و مجنونی نمی خواهیم. عشق علی وار سرلوحۀ اعمالمان است. عشقی مبتنی بر آگاهی، شناخت و تعهّد.
این چند صباح عمر در این روال انشاءالله خواهم کوشید که در این راستا بی یاری یاران و دوستان مهربان و مؤمنی همچون شما بسیار سخت و دشوارخواهدبود.
من معتقد به دینی هستم که حکایت «اِنّ اَکمَاتُ دینکم» دارد. دینی که آخر ادیان الهی و بی نقص است. نخواهم پذیرفت که خللی در آن واردشود و نخواهم گذاشت تا ریشۀ اِجتماعیش سُست گردد. آیا این اندیشه و اِرادۀ هر مسلمانِ شیعه نمی باشد؟ آنچه که اینک به آن اِهتمام ورزیده ام، تحکیم شالوده و پی ساختمان است تا زیبای بَنا را دیگران نیز به زیارات و حُسن روایات و اشعار بیامیزند و خوان عشق گسترده ترسازند.
یاعلی
ارادتمند
ساعد مدرّسی

نویسنده:آج انار
يکشنبه پانزدهم مهر ماه 1386 ساعت 09:43
بر اعتقادت احسن می گویم
برادر عزیزم سلام
از اعتقاد و راهی که در پیش گرفته ای بسیار جای تشکر و تقدیر دارد
و این اعتقاد شما احسن دارد
من با سخنان شما مشکلی ندارم حتی اینکه با اولین برخودی که با وبت داشتم آنقدر این نکته آشکار بود که همان موقع شما را در وبم لینک دادم
و معمول آن است که دو طرف اینکار را انجام می دهند ولی همسایگی شما در وب من یک طرفه است این نشان به آن دارد که نوشته های شما به نوعی دغدغه حقیر هم هست.
یعنی آنچه را که می نویسی بر دیده بنده قرار دارد و به نویسنده آن احترام زیادی قایل هستم.
اما اگر نوشته ای در بیان نکات شما بیان شده دیدگاه حقیر به همان مسئله است و در نظر دیگری از جانب دیگر و همانطور که بیان شد شاید بتوان بر تنگناها نیز به روشی فائق آمد انشاءالله.
...ا دو نکته بیان شده شما نیز بر من روشن و واضح است
اما فهم من برای شب قدر در اخلال ایجاد کردن اتحاد مسلمین مثل نماز هماهنگ صبح و ظهر و.... است.
اینکه شب قدر در جهان یک شب است
اینطور نیست که بر علمای شیعه و یا سنی معلوم نباشد که در سوال ما کشف گردد
بلکه ما هم باید بنوعی در این مسئله تفکر کنیم و در حل آن کمک
در بیان رویت ماه که تقریبا با شک آیه قرآن و نص صریح را خواستار بودی آوردم
و مبنای آن را هم به احتمال آسانی همگانی و عمومی (به نظر خودم) بیان کردم.
.... ولی شما هنوز تقریبا برایم روشن نساخته ای که از آیه فوق(180 الی 190 یا 200 بقره) چه نتیجه ای را گرفته ای.
من هم بیان داشتم که دستور این است که چون ماه را شما درک کردی باید روزه بگیری حالا اگر قرار به یکسان سازی شب قدر باشیم با تفسیر شما که باعث خلل و تفرقه شده و به نظر من این نیست
اگر هم شده بر کوتاهی از فهم غلط است و....
چگونه می توان ماه را درک کرد روزه نگرفت.... یا روزه گرفت بدون درک ماه..... که اگر چنین باشد عیدفطر که روزه حرام است عده زیادی باید روزه بگیرند
بحث من روی این نکات بود.
با اینکه خودم هم بر نوشته های شما بنوعی باور دارم
ولی راه حل آنرا شاید درک و فهم بیشتر می دانم.
اگر آنچه را که بعنوان تفرقه بیان کردی علمای اسلام به توافق رسیدند و بیان داشتند
آنگاه هر مسلمانی موظف است که آن حکم را با قرآن تطبیق دهد و اگر تطابق نداشت.... طبق دستور امام صادق بدیوار بکوبد(منظور لای جرز می خورد).
آیا این نکته ای نیست که در دغدغه شما فراموش شده است؟ و در بیان حقیر وجود دارد؟
اگر شب قدر هم مثل نماز ظهر در نظر بگیریم (البته این دیدگاه من تا کنون است و اگر در آینده کسانی و حتی خودم با دلیل به دید دیگری رسیدم بر این دیگاه هیچ تعصبی ندارم) حالا بر هر گروه همان شبی شب قدر است که در وقت آن قرار گرفته دیگران که در وقت آن قرار نگرفته اند
شب قدر هم ندارند.
برای من بطور روشن نظر شما روشن نیست که چرا اینطور نیست.
بنظرم چون آن یکی واضح و آشکار است که اوقات شرعی را ما می دانیم و دیده ایم که رادیو هر شهری در وقت خاصی اذان می گوید
ولی در دومی برایش وقت شرعی قائل نیستیم؟ چون به اینکه شب قدر یک شب است می خواهیم برای تمام عالم تعمیم دهیم نه بر افراد و گروه خاصی.
یک مثال و ختم کلام.
اگر برای نماز آیات از شما می خواستند که چون در توکیو ماه گرفته واتفاق افتاده است شما در ایران- شیراز .... هم باید نماز آیات بخوانی
چی می گفتی حتما این حکم را غیر عقلانی می دانستی(می دانستم) چرا که وسط روز باید نماز آیات بخوانی دوم اینکه اصلا مشاهده نکرده ای و نخواهی کرد و سوم اینکه چه ربطی به شهر من دارد و......
چرا اولی را باید دریچه فرض کنیم و دومی را دروازه اگر درب هست هر دو درب است و اگر دروازه هر دو چنین است فقط باید فهم آن اصلاح گردد.
والسلام.
...............
جواب چرا آدرس جای دیگر بود برایم مشخص نشد؟
بدرود دوست عزیزم

نویسنده:ساعد مدرّسی
يکشنبه پانزدهم مهر ماه 1386 ساعت 16:50
اصول
سلام عزیز دلِ من؛
1- مسئله بسیار روشن است و ساده است:
اگر در یک شب قرآن نازل شده است و اگر آن شب مصداق آیات سورۀ مبارکۀ «قدر» است، پس هنگامیکه برای هرکس (فراخور دَرکش از اوّل ماه) براساس رؤیت یا هر شیوه و اصل دیگری ابتدای ماه متفاوت است، منحصر بفرد بودن آن شب چگونه می شود؟
حال اگر کسی به یگانه بودن آن شب معتقد نیست بلکه برای هر فرد و یا قومیّتی براساس رؤیت ماه و یا شیوۀ دیگری، روز منحصربفردی متمایز از دیگرخلایق متصوّر است، خود داند و تفاسیر مربوطه به سورۀ مربوطه و اساساً جایگاهی در این بحث ندارد چرا که اصل مشترکی برای بحث وجودندارد چه خواسته ادامۀ بحث!
این بحث جایگاه افرادی است که به منحصربفرد بودن آن شب در سال را برای همه معتقدند. واجدین این اندیشه نیز در مقام پاسخ به پرسش نمی توانند عُلما و مجتهدین را جهت پیشنهاد شیوه ای یکسان ترقیب نمایند چرا که مجتهد اَعلم استنتاج احکام از منابع می کند نه اینکه خود شیوه ای را خارج از منابع فقه تصویب و تبلیغ نماید.
به زبان دیگر، پرسش این است که اگر آن شب، فقط یک شب برای همگان است و نزول قرآن نیز یکبار در آن شب صورت پذیرفته است، چگونه می توان شیوه ای را برای تشخیص اوّل ماه قمری پذیرفت که اصل منحصربفرد بودن آن شب را برای همگان نقض می کند.
یا باید قبول کنند که شیوه ای که براساس روایات و سایر منابع استنتاج کرده اند نادرست و غلط است و باید مجدّداً بررسی نموده و فتوی دهند و یا اینکه آن شب ابداً منحصربفرد نیست و قرآن برای همۀ عالم در یک شب نازل نشده است(یعنی چیزی در حدّ تصوّر گروه اوّل) و بحث تمام می شود.
2- دوست اینترنتی خوش گفتارم؛
علّت اینکه در وبلاگم تبادل لینک نمی کنم، مسئلۀ فنّیِ خاصّی است. من درحال حاضر ده وبلاگ دارم که هشتای آنها برای همگان مشخّص است و دوتای دیگر شرایط خاصّی دارند. هرکدام نوعی کنترل را برای دیگران فراهم می کنند که بعنوان سیستم امنیّتی مایلم محرمانه بماند. ازطرف دیگر، این وبلاگها همگی تحت عنوان حرفهای دل می باشند و از همان ابتدا قراربَر همگانی کردن آنها نبوده است بلکه شیوۀ خاصّ و شخصیی را دنبال می کرده اند. بنابراین جای دادن لینک دوستان در این وبلاگها بدون درنظرگرفتنِ اهداف ایجاد و ادامۀ کارشان خطاست. چه بسا درصورت تعمیم این سایتها یکی از بهترین لینکهایی که بتوان در آنها قرارداد لینک وبلاگهای شما باشد که شمیم عشق دارد.
3- عزیزم؛
آدرس اشتباهی که در آن پاسخیّه ارجاع داده بودم، واقعاً اشتباه بود. من به آن بلاگ سرمی زنم و هنگامیکه می خواستم اطّلاعات مربوط به سربرگ جوابیّۀ شما را آماده کنم، برای کاهش در عملیّات تایپ، به History مرورگرم مراجعه کردم و چون آن وبلاگ هم در «زنده رود» بود، بخاطر خطای چشم آدرس آنرا وارد Clipboard نمودم و در سربرگ جوابیّۀ شما Paste کردم. بنابراین موضوع عجیبی نبود و با نگریستن به سَبکِ نوشته ها مشخّص می شود که نویسنده و طرّاح آن فرد دیگریست که البتّه مشخّصات رسمیشان نیز ازهمان طریق دردسترس است. من ایشان را می شناسم و گفتگوهایی نیز داشته ایم که می توانید در پاسخیّه ها مشاهده فرمایید.
4- دوست گرامی؛
به این مهمّ عنایت داشته باش که من یک وبلاگ نویس حرفه ای نیستم بلکه بیش از حدّ تصوّرتان درگیر مسائل کاری و غیره هستم. نیروی انفورماتیکی با شرایط خاصّ هستم و برای بروز رساندن وبلاگ وقت بسیار محدودی دارم. امّا بعنوان یک رزمنده، یک شیعه و یک انسان لازم است علاوه بر تلاش مَعاش و کسب عِلم و دانش، جبهۀ حقّ علیه باطل را رَها نکنم و هرچند کم، فعالیّت متناسبی بروزدهم. اینک زمان حرکت فرهنگی است همانطور که روزی در جبهه های جنگ انجام وظیفه می کردیم. آنچه رُخ نموده است، مُعضلی است که در ابتدا و انتهای هر ماه فمری و خصوصاً ماه مبارک رمضان رُخ می نماید. شاید این موضوع برای برخی مهمّ نباشد و حلّ شده بنماید، لیکن من در اجتماعی زندگی می کنم که ناشی از همین امر، نارضایتیها و کتمان حقایق خصوصاً در قلمرو حکومت اسلامی به عینه قد عَلم کرده است. شاهد مشکلاتی هستم که موظفم در رفع آنها اقدام کنم. دعوت از عُلما برای حلّ این مشکل ابداً به این معنی نیست که شیوه ای ابتکاری در جهت یکسان سازی تدبیرکنند بلکه درخواست بررسی و ارائۀ پاسخی مستدل با حفظ مُحکماتِ آیات و نشان متشابهات آنان است.
5- مهربان؛
مجبورم کردی تا نگاهم را به آیات متبرّکۀ قرآن کریم روشن سازم(خدا اَجرت دهد). آیات 185 و 189 از مجموعه آیاتی که شما فرموده بودید به همین موضوع اشاره دارد. لیکن اینگونه تصوّرکنید که پرسش من، تفاسیر مربوطه و شرایط اِستنتاج و اِستخراج حُکم ابتدای ماه را براساس منابع که این آیات نیز هستند را دربرمی گیرد. از تفسیر به رأی پرهیز کرده بلکه یگانگی روزی را با حکم مُستخرجه در تناقض دیده ام. من خود مفسّر نیستم و نمی توانم و نباید اقدام به تفسیر و تأویل این آیات کنم بلکه پرسش را بگونه ای مطرح ساخته ام تا جهت روشنی در تفسیر و فتاوای مستخرجه مسیری بازگردد.
6- دوست ارجمند؛
من معتقدم که اسلام کاملترین است و یَقین دارم که پاسخی قاطع برای این مهمّ وجوددارد و حتّی اگر لازم باشد، دست خطِّ سبز و مُبارک آن حضرت مجدّداً جلوه خواهدکرد. چراکه در هر دَهر و زمانی عالِمان وارسته و فرهیخته که از اَمینان محسوب شده و توفیق درکِ حضور حضرتش را داشته اند، وجوددارند. تا ما نخواهیم، چشمۀ نور هدایتی چشم نوازی نخواهدکرد که این ناشی از حِکمَتِ غیبت است و شیوۀ انتظار.
یا امام زمان(عج)
ارادتمند
ساعد مدرّسی


نویسنده:آج انار
دوشنبه شانزدهم مهر ماه 1386 ساعت 14:29
اگر چنین باشد؟
با تقدیم بهترین سلام ها خدمت برادر عزیزم جناب آقای مدرسی عزیز
بدین طریق که شما شرط و شروط تعیین می نمایی هم حقیر را از بحث خارج و هم با تفسیر نمودن آیه با نظر و دیدگاه خود آیات قرآن را مخالف هم در نظر می گیرید.
ولی دیدگاه من بدین صورت است که این آیات مخالف هم نیستند.
(** و من هم مثل شما به یگانگی شب اعتقاد دارم ولی باید ما دو نفر بر سر مبانی بیان و .... به یک جایی برسیم که مشخص شود که چرا با اینکه هر دو در یک کلام(آیه قرآن) توافق داریم ولی دیگاهی مثل هم نداریم. اینطور نیست که من سخن شما را قبول نداشته باشم بلکه نوع دیدگاه برای حل مسئله چگونه است که نتایج این چنینی حاصل می آید. این برایم مهمتر است تا اینکه بخواهم شما را قانع کنم و یا نتیجه بگیرم - با همه این احوال من بر سخن های خودم هیچ تعصب ندارم - فقط دوست دارم که شما لااقل مبانی و مبادی سخنت را برایم شرح دهید**)
بلکه توان درک ( ام) تا کنون برای فهم آن (البته خودم را می گویم) ناقص است.
و چنین برای خودم مسئله را حل کرده ام که آوردم:
شما روی یگانگی شب قدر تکیه دارید که من هم روی آن بحثی ندارم اما حالا مسئله را به این صورت مطرح می کنیم تا بدانید چرا من تناقصی در این آیات نمی بینم
و با اینکه شب قدر یک شب است ولی می تواند شب های مختلفی برای افراد دیگر هم باشد
..... مگر شب قدر همان شبی نیست که قرآن بر پیامبر نازل شده است و می دانیم که آن شب دفعی نازل شدن را گویند وگرنه قرآن یک تنزل غیر دفعی(تدریجی) هم دارد که بوجود آورنده شان نزول آیات است.
... پس شب قدر همان یک شب بوده و از ابتدای ازل تا ابد آن شب هم تکرار نخواهد شد و آیه به آن اشاره دارد و بس ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آیا این نتیجه عجیب نخواهد بود؟ که بقیه سالها و شبها فقط سالگرد هستند و.....!!!!!
اما این نتیجه ای نیست که ما در پی آن باشیم
ما دنبال شب می گردیم و آن هم برای عالم..... درست!؟
مبنای شب چیست؟
گردش زمین به دور خود کجا شب است فقط نیم کره زمین و نیم دیگر روز حالا آیا کسانی که در قسمت روز قرار گرفته اند بر مبنای دیدگاه شما عزیزگرامی در شب قدر قرار دارند در صورتی که چنین نیست برای آنها شاید 12 ساعت دیگر شب قدر است.! آیا می شود گفت بر این اساس شب قدر یک شب نیست حتما چنین ادعایی نداری.
حالا کمی مسئله را جزئی می کنیم
هر لحظه که زمین در حال گردش است یک جزئی از کره زمین از شب به روز و قسمتی نیز در طرف مقابل از روز به شب تبدیل می گردد پس وقتی صحبت از یک شب واحد می کنیم
با این مبنا شب واحد نمی تواند وجود داشته باشد.!!
مگر اینکه ملاک را سال و ماه و هفته .... قرار دهیم و شب قدر(شب واحد هر شبی می تواند باشد) را در آن لحظه واحد بیان کنیم...
شما در یک روز یا شب مشخصی متولد شده اید (مثلا ساعت هشت شب چهارشنبه چهارم دی 1348)
آیا حق نداری بگویی که در این زمان متولد شده ای( یا وقتی چنین بگویی یک جمله غلط بکار برده ای چون در دنیا هر لحظه جابجایی وجود دارد)
باید ببخشید که بعضی مسائل واضح را شرح می دهم شاید از باب روشن شدن خودم باشد.
..... پس اگر شما سالگرد آن را در نظر بگیری و نقل مکان کنی باز زمانی را تاریخ تولد خود اعلام می کنی که واقعی نیست بلکه تفاوت هم دارد چرا که این گفته برای شما در همان مکان اولیه معنی دارد نه جای دیگر ..... چون جابجایی شما زمان را تغییر داده است با اینحال شما همان ادعا را برای مکان جدید نیز قائل هستی...
اصلاً هم اهمیت ندارد .
در این مثال مشخص می شود که اتفاق نزول قرآن در یک شب (سالگردش) در هر سال برای هر نقطه روی زمین در لحظه خودش است و ربطی به نقطه دیگر ندارد.
البته این مبنای ما است که گردش زمین را در نظر گرفتیم.
حالا مسئله نه اینکه به شب در هر نقطه خاص خودش است و با حرکت می توان شب های زیادی(بقول شما) درک کرد و این هیچ منافاتی با واحد بودن شب قدر ندارد؟(به نظر من)
و بنظر من به مبنای در نظر گرفته شده دارد که روز چیست و شب کجاست.
مبنا چیست؟!!!؟؟؟
گردش زمین و روئت ماه( همانطور که برای مثال قبلی گردش زمین بدور خود برای شب وروز و بدور خورشید برای سال ملاک شد) و گردش ماه بدور زمین .
در اینجا ملاک 12 چرخش ماه بدور زمین است و ملاک شب و روز هم همان چرخش زمین.
تا اینجا شاید بحث طولانی من به این است که وقتی کلامی گفته می شود اعتبار کلام مبنای خاصی دارد اگر مبنا عوض شود معنی آن گفته می تواند دچار تناقص و تناقض گردد و گاه مجهول..
البته(با شک و تردید برای خودم) همچون اینکه بخواهیم شب قدر را برای کل زمین و حتی جهان هستی یک شب بگیریم... اینجا اگر کل زمین باشد دیگر نه شب معنی شب دارد و نه روز معنی خودش چون در یک لحظه خاص(که قرآن نازل شده) این موقعیت موجود نبود و تا ابد هم اتفاق نخواهد افتاد.
اما اگر عالم هستی را در نظر بگیریم دیگر معنی سال را هم از دست خواهیم داد چون آن هم یک امر نسبی است که مبنای گردش زمین به دور خورشید است. که در عالم هستی محاسبه بر اساس آن نیست.
............... پس مبنای بیان آیه (شب )همان شب مفهومی همگانی است که در هر لحظه نقطه ای (کمانی از کره خاکی) را شامل می گردد نه کل کره زمین را.
مبنای شروع ماه هم که برای همگان در سال قمری معلوم است با روئت ماه اتفاق می افتد همانطور که قبلا تاکید کردم قابل قبول نیست که ماه روئت شود ولی ما بگویم که ماه شروع نشده.
یا ماه شب 14 که با غروب آفتاب آغاز و تا طلوع ادامه دارد و قرص ماه کامل است را بگویم مثلا امشب سیزده ام ماه است... یا شانزدهم.!!!!
... این کل بیان مبنای سخن بنده است برای واحد بودن شب قدر.... وهیچ هم در تناقض با آیه فوق نمی بینم.
و دو آیه تغییرات شب و روز و هلال ماه برای این است که شما اوقات(شرعی) را تشخیص دهید(189بقره) و هر که از شما ماه رمضان را درک کرد باید روزه بگیرد(185بقره) نیز در تضاد با آیات سوره قدر که یک شب منحصر بفرد است(واحد است) در تناقض نیست چون مبنای سخن هر دو شب و روز و روئت ماه است.
بنظر من اگر تازه به یک شب واحد بشکل گفتاری دیدگاه شما بیان شود آنوقت سوالات خیلی پبچیده تر و غامض تری را باید جواب داد.
از جمله اینکه مفهوم شب در آیه فوق چیست؟ اصلا مبنای شب چیست؟ سال چگونه بوجود می آید؟ و....
در صورتی که جواب این پرسش ها در آیات فوق همان مفاهیم رایج همه کس فهم است.
------------------------------------++++++++++++++++++------------------------------
ای مهربان دوست گرامی
گفتار لینک بدین علت بیان شد که علاقه به بیانات و گفته هایت را عرض کرده باشم نه اینکه بر توقعی شخصی تاکید داشته باشد
چون وبلاگت برایم ارزشمند است و یکی از این دلایل هم بیان صریح چنین مسائلی است.
اما اتفاقا من هم وبلاگ نویس حرفه ای که چه عرض کنم شاید وبلاگ نویس هم نیستم.
و مشغله و درگیری های زیادی از این بابت دارم و هر موقع که فرصت شود سرگرم دنیای مجازی.
اما این درخواست شما برای روشن شدن محکمات و دلایل برای بیان احکام بسیار بجا و درست است و من کاملا با شما موافق
و قصورهای انجام گرفته و در حال بروز هم مشخص و معیین است.
اما اگر سخن شما هم برای روشن شدن مسئله باشد بسیار عالی است ولی نوع بیان شاید کمی غیر معمول و شبهه ناک.. نمی دانم شاید استنتاج من غلط است. می شود سوال کرد و جواب گرفت و شاید هم نوع سوال شما خیلی بهتر باشد هر کس روشی دارد.
++
قبول می کنم که اگر برای بیانات اولیه و ادامه آن به نتیجه رسیدیم کار خیری انجام گرفته و من نتایج حاصله را با ادله آن در پست یا پستهایی بیاورم
و قبلا هم دوستی چنین درخواستی کرده بود و من هنوز مترصد نتیجه و نوع بیان آن.
+
بسیار از راهنمایی های شما ممنون
و حق یاورتان باد
اراتمند: علی علی اکبری
نویسنده:ساعد مدرّسی
سه شنبه هفدهم مهر ماه 1386 ساعت 17:48
سپاس
سلام؛
دوست عزیز مرا مورد الطاف خود قرارداده بودید و که شایستۀ اینهمه نیستم و سپاس فراروان دارم.
عزیزم،
بخاطر توجیه همین عَدَم تطابق ایّام شمسی و قمری و نیز تآخیر در رسیدن شب به نقطۀ دیگری از کرۀ زمین، برخی بر این اندیشه هستند که ایّامی همچون شب قدر و نزول قرآن یک شب واحد در سال برای همۀ جهان هستی نمی باشد بلکه برای هر خِطّه، گروه یا فردی که شروع ماه را در زمانی متفاوت درک می کند، متفاوت خواهدبود.
من روی صحبت و پرسشم به کسانی است که در فرمایشاتشان آن شب را برای کلّ جهانیان منحصربفرد می دانند و برآن نیز تأکید می ورزند. برای حلّ این نتاقض، یا بایستی به استدلال فوق بپردازند و یا اینکه منتظر بمانیم تا دلایل خاصّ خودشان را ارائه نمایند.
بعبارت دیگر دو دسته وجوددارند. «افرادی که آن روز را برای هر کسی جدا می دانند» و «افرادی که برای کلّ جهان در سال یک روز را منحصربفرد می دانند». هر کدام شیوۀ خاصّی برای توجیه استنتاجاتشان دارند و در تمام این مدّت من فقط شاهد پاسخهای گروه اوّل همچون شما بوده ام و فردی از گروه دوّم که روی سخنم به آنها بوده است، پا پیش ننهاده است!
به این موضوع عِنایَت داشته باشید که افراد گروه دوّم کم نیستند و در سخنرانیها و مجالس بسیار سخن گفته اند و شبهای قدر بسیاری پای سخنانشان نشسته ایم و نوارها و فیلمهای زیادی از ایشان وجوددارد.
ازطرف دیگر، دین کامل برای هر موضوعی بَستِه به شرایط زمان و مکان، پاسخ متناسب دارد همچون زمان نماز پنجگانۀ روزانه برای افرادی همچون اِسکیموها که در قطب شمال زندگی می کنند و گاهاً ماهها روز است و یا ماهها شب می باشد و همچنین فضانوردان که حَسَبِ دستور صریح قرآن بایستی در آفاق و اَنفس سیر کنیم ولی نمازهای پنجگانه را بایستی بجای آوریم. تمام این موارد توسّط همین حوزه های علمیّه سالها پیش پاسخ داده شده است و نشان داده اند که دین ما دین کامل و مترقّیی است. در اِرائِۀ پاسخ هرگز دست به توجیه متعصّبانه نزده اند و چیزی از خود نساخته اند. این نکته بسیار مهمّ و اَرزنده است.
درخصوص ایّام مُنحَصربفرد همچون شب قدر و یا میلاد رصول الله(ص) نیز باید به هَمان شکل پاسخ قاطع و کارشناسانه دهند که بنظر بنده قصورداشته اند و باعث ضعفِ رفتار اِجتماعیمان گشته است. بعنوان مثال باید مشخصّ شود که در شب میلاد آخرین پیامبر که همزمان طاق کسری آنچنان شد و در دگرسوی دنیا نیز اتّفاقات دیگری رخ داد، آیا بازهم موضوع شب بودن صحیح است؟ چرا که در آن زمان که نوری از خانۀ آن مولود برخاست، در سوی دیگر عالم شب نبوده است و بهمین ترتیب شب قدر که قرآن بر قلب پیامبرمان نازل گشت، در سوی دیگر عالم شب نبوده است و اگر بعنوان مثال آنزمان برابر با 21ام ماه مبارک رمضان بوده است، در خِطّه ای دیگر، 20ام و یا شاید هم 22ام بوده است و الی آخر.
پرسشهایی که مربوط به زمانۀ ما است باید بدون تناقض با آنچه که تاکنون مَطرَح شده است، باید پاسخ داده شود و اِغماض هَمان قصور است چه اینکه هم اکنون شاهد موضوعاتی هستیم که شاید برای اَهل قدیم دیانت چندان مهمّ نباشد لیکن باعث سُستی گِرَوِشِ بسیاری از جوانان شده است و براین مدّعا شواهد زنده فراوان و غیرقابل اِنکار می باشد و اگر هم مثل کبک سَر در برف کنیم، تکلیف از گردنمان ساقط نمی شود.
نمی شود ما در عالم عشاق سیر کنیم و لذّت درک ارواح و بقاء متبرّکه را در وجودداشته باشیم و کوچکترین نگاهی به این نوقدمان نداشته باشیم و به راحتی از پرسشهایشان ساده بگذریم و آنها را به هزاران شیطان و شیطانک واگذاریم.
عزیزم؛
شیطان همه جا درکمین است. در هر لباس و هر مکان. از یکسو از ضعف ما در اِرائۀ پاسخ کامل و صَحیح و متناسب با درک جوان امروزی و عصر فضا و ارتباطات و اطّلاعات در گمراهی آن نوگلان استفاده می کند و از سوی دیگر از فاصلۀ هرچه بیشتر متدیّنان از این واماندگان خنده ها بر دِل شیطان نقش می بندد که چیزی جُز نِکبَتِ غفلتِ ما نبوده و نیست.
اگر من که می توانم حَلقِۀ اِتِّصال همین جوانان و برخی روشنفکران با اهل دین و اِجتهاد باشم، سکوت کنم و یا در عیش خود خوش باشم و به کتابهای زیبا و قرآن و زیارات بپردازم، آیا نوعی قصورِ آشکار مُرتکِب نشده ام؟ آیا براستی عرضۀ چند پُرسِش همچون همان که اینگونه مَطرَح کردم، سخت است و اَرزشش را ندارد؟ مسلّماً ما که به نور همان عُلما روشن گشته ایم می دانیم که با بیان این مشکلات نه تنها اِنحرافی ایجادنخواهدشد بلکه اِبهاماتِ زیادی برطرف خواهدگشت و سَرگشتِگیها انشاءالله پایان خواهدیافت. همچون مَباحِثِ خارج از تعَصّبِ ولایت فقیه و ولایت امام علی(ع) که اَساساً موجب تفرقۀ شیعه و سنّی نشده بلکه از اِنحرافات جلوگیری می کند.
مهربان؛
کمابیش اِطّلاع دارید که در جَلساتی همچون انجُمَن اسلامیها، ابتدا قرآن می خوانند و رَفعِ اِشکال و غیره و پس از عَطرپراکنی قرآن، به سخنان روز می پردازند. من نیز از همین موضوع لذّت می بُردم ولی تشخیص دادم که آنزمان باید در جبهه ای دیگر حُضورداشته باشم. خدا می داند که چقدر حَسرَتِ حُضور در آن جلسات را در دِل داشته ام لیکن وظیفه چیز دیگری است و اینک نیز چنین است.
بیایید دست به دست هم این نقاطِ کور را ریشه کن کنیم تا روشنیَش نوری برای آخِرَتِمان باشد.
نویسنده:آج انار
چهارشنبه هجدهم مهر ماه 1386 ساعت 11:45
امید که بتوانیم نوری هرچند اندک بر تاریکی بسیار بزرگ بی افکنیم
با سلام
بنظرم آنچه را که بیان کرده ای اکنون بر من هیچ تکلیف سوالی پیش نمی آورد
ولی در بیانات و نوشته های قبلی بر خود لازم می دانستم که آنچه را می دانستم بیان کنم
اکنون باید پی کسانی بگردم که در دسته دوم قرار دارند و بر آن اصرار می ورزند و ...... شاید دلیل قانع کننده دارند
.... یعنی بنظرم تا کنون شما را در این دسته می پنداشتم و اکنون این نیست که ما می پنداشتیم.
........ و من هم از دسته دوم کسی را سراغ ندارم و نواری و فیلمی هم ازشان ندارم تا چه رسد به استدلال و توجیه اتشان و اگر هم پیدا کردم انموقع شاید همان او باید ثابت کند
گفته های شما را ... تا ما از دلایل خود که تا کنون داشته ایم برگردیم و یا ..... نتیجه دهد آنچه را که باید.
...اما اگر جوانانی بخواهند این مسائل را توجیه کننده انجام ندادن وظیفه کنند بحث در حیطه ای دیگر قرار می گیرد
که خود بحثی جداگانه می طلبد و اصلا می توان بدون وارد شدن به این گفتارها نکات تاریک و روشن دیگری را شرح داد
در هر حال آنچه را که شما مطرح نموده بودید (بنظرم این بود که شما عقیده دسته دوم دارید) نشانه دسته دوم بودن می داد. این باعث بیانات این حقیر شد
بارها هم اشاره کردم که اگر دلیل روشنی برای آن آورده شود هیچ دلیل نیست که بر عقیده قبلی اصرار ورزم.
پس در آنچه که آمده چنین باید مطرح نمود
کسانی که برای کره زمین یا عالم هستی شب قدر را منحصر به فرد و واحد می دانند چه دلیلی برای این اعا دارند؟؟؟؟؟؟؟؟
....من این عقیده را ندارم؟!!!!!
و برای عقیده خود هم همان دلایل و اگر لازم بود ادامه پیدا می کرد
به امید خدا حقیر با خیر از لطیفه زشت گذشتم.
.... دسته دوم تکلیف خودشان را روشن کنند.
.....بنده: در آنچه با شما رد و بدل کردم از این نوع بود......
.... اما شما دوست گرامی یکبار دیگر این لطیفه را مرور کنید و آنچه را که در این پست و پست قبلی
(چرا مِلاک را «کعبه» یعنی خانۀ خدا قرارنداده اند؟ چرا نگفتند با وارد شدنِ خانۀ خدا به ماه مبارک رمضان یا ماههای دیگر، همۀ دنیا، حتّی کُراتِ آسمانی دیگر و فضانوردان نیز وارد ماه مبارک و یا سایر ماههای قمری شده اند؟...............پَس شعار اِتّحاد مسلمین و هفتۀ وحدت و اَمثالِ اینها چی میشه؟.................حال این جَریانِ رُؤیَتِ ماه، هَمواره با بیش از یکی از آن مراجع چهارگانه تناقض دارد! نه اِجماعی بر آن وجوددارد؛ نه عَقل این تفرَقِه و نِفاق را دَر اُمَّتِ اِسلامی می پَذیرد؛ نه قرآن اِجازۀ جابجایی ماهها را داده است و نه ملاک را توانسته اند سُنَّت قراردهند چرا که حتّی در یک شهر شیعه، دو فتوای متفاوت وجوددارد. ) و آنچه را که به هم سوال جواب داده ایم. به من حق بدهید که شما را در دسته دوم دیدم. و اکنون پس از این همه بر من چنین روشن شده است(شاید هم چنین واقعا نباشد) که شما هم عقیده من را دارید.
.......................................
...... حال آیا اجازه خواهی داد که آنچه را که بعنوان مسئله مطرح شده (...وسوال و جواب و باعث بحث شده و....) را در یک یا دو و...پست برای دیگر دوستان باز آفرینی کنیم.
البته بدین شکل که خلاصه ای باشد بر نکات اصلی و ... البته رفع اشتباهات تایپی و کلامی.... و شرح آن.
از طرف من شما اجازه اینکار را داری. البته با اختیار کامل در تخلیص و شرح و ....
با آرزوی موفقیت برایتان و امید که بتوانیم نوری هرجند اندک بر تاریکی بسیار بزرگ بی افکنیم
ان شاءالله
خدا نگهدارت
نویسنده:ساعد مدرّسی
چهارشنبه هجدهم مهر ماه 1386 ساعت 17:46
صبرکنید
سلام؛
هنوز برای نتیجه گیری زود است.
من هنوز جواب خودم را نداده ام چرا که تصوّر می کنم جواب فراگیری وجودداشته باشد.
کمی صبرکنید تا موضوع پرورده تر شود.
نقطۀ کور یا تردید در اسلام وجودندارد.
هیچ تناقضی در فرامین وجودندارد فقط تعبیرما مشکل دارد. هردو گروه درست می گویند ولی نقطه ای که بهم می رسند را گم کرده اند.

نویسنده:ultra-time
چهارشنبه هجدهم مهر ماه 1386 ساعت 21:17
.
سلام
دوستان
بحث وفحص جالبی بود،اما آنچه مسلم است این است ،که مااسیر ومقلد حرفهایی هستیم که برای عوام معنی دارد،وبعضی مواقع برای قدرت طلبی مراجع مجبوریم که مانند طوطیان تقلید نمائیم.
اما عبادت نمودن حضرت حق سمت وسویی ندارد کعبه دراصل نمادی است ازبرای وحدت برای جامعه ،واما انسان روز بروز که برعلمش افزوده می گردد. وپایش را ازاین کره خاکی فرا خواهد گذاشت آیا به تعبیر این حضرات قبله اش کجاست.بسوی کدامین کعبه باید نماز گذارد.
بیائیم با اندیشه های نابتر اسلام را بیشتر بشناسیم.
زیادند این انحرافات که عوام با آن دست وپنجه نرم می کنندونهایتا درصورتی که ازعواقب آن بخواهیم خوهند گفت:
هرچند گفته خواهد شد لایکلف الله نفس....
نویسنده:آج انار
پنج شنبه نوزدهم مهر ماه 1386 ساعت 09:14
روی چشم!
**سلام**
برادر ارجمند جناب مدرسی
من هم برای نوشتن این متن احتمالا به وقت بیشتر و مطالعه نیاز داشته باشم
بخصوص اینکه نوشته بودید که گروه دومی وجود(دارند) داشته باشند که بر سخن خود اصرار دارند.
اما به راهنمایی ها و پاسخ های شما نیازمندتر.
******************
اما دوست گرامی علی
نویسنده:AJ
پنج شنبه نوزدهم مهر ماه 1386 ساعت 10:34
اما علی!
اما دوست گرامی علی جان
منظورت از اینکه ما اسیر حرفهایی هستیم که برای عوام معنی دارد را متوجه نشدم. یعنی بحث های صورت گرفته عامی است یا عوام چیزهایی را می دانند که خواص نمی دانند!!!!!!
****
... تا آنجا که ما یاد می دهیم اصول دین تقلیدی نیست می ماند احکام دین که یک بحث تخصصی است و مثل هر کار تخصصی دیگران باید به اهلش(متخیصین آن) مراحعه کنند.
چون همه نمی توانند تمام تخصصی ها را داشته باشند.
****
... اگر همین بحث های بالا را مطالعه کرده باشید به این نتیجه خواهی رسید که سوالات (عریضی و طویلی و زمینی و آسمانی شما) سالها قبل بوسیله همین آقایان جواب داده شده است.
***
.... اگر انحرافی (منحرف هم شده باشیم)هم صورت گرفته باشد بعلت قصور ما تقصیر است
تقصیر دیگران نیست چون قاصر نبوده ایم.
***
موفق باشید
یا علی
نویسنده:ساعد مدرّسی
پنج شنبه نوزدهم مهر ماه 1386 ساعت 14:26
روشنی
سلام عزیزان
بحثتان بسیار خوب است؛ مفید است؛ ادامه دهید.
شک نکنید که اگر با منطق و گفتار نیک ادامه دهید، نه تنها ابهامات دیگری را برخواهید داشت بلکه راههای جدید رخ خواهد نمود.
من در انتقاد فوق نوعی عرفان می بینم. در پاسخ هم منطق. این دو با هم زیباست.
و امّا درمورد سؤال و بحثی که خودم راه انداختم:
انشاءالله بزودی پاسخ جامعی عرضه خواهم داشت. و باید نظرم را برای اظهار نظر شما عزیزان و خصوصاً اهل فنّ آماده کنم.
حقیقتش را بخواهید: تصوّر می کنم نکتۀ انحرافی را پیدا کرده ام و اصل وحدت را بی خدشه مجدداً با زبانی متناسبتر عرضه خواهم کرد.
بحث شما مرا مصمّم تر کرد تا ادامه دهم.
یاعلی

نویسنده:ultra-time
پنج شنبه نوزدهم مهر ماه 1386 ساعت 18:28
.
سلام
دوست عزیز ممنون که به وبلاگم سرزدید
بحث وفحص کردن دراین گونه مسائل می تواند راه را دراین تاریکی برایمان نمایانتر سازد
من ناخودآگاه وارد بحث جنابعالی ودوست عزیزآج انارشدم،واما درجواب دوست عزیزم آج انار
... تا آنجا که ما یاد می دهیم اصول دین تقلیدی نیست می ماند احکام دین که یک بحث تخصصی است و مثل هر کار تخصصی دیگران باید به اهلش(متخصصین آن) مراحعه کنند.
چون همه نمی توانند تمام تخصصی ها را داشته باشند.
دررابطه با اینکه فرمودید اصول دین تقلیدی نیست شکی نیست ،بنده منظورم این بود که احکام ساده دین را بعضیها مایه قدرت وقدرت نمایی خود قرار داده اند ، برای روشن شدن موضوع یک مثال واضح را اشاره می نمایم شاید بهتر بتوانم منظور را بیان نمایم:
همین بحث به اصطلاح رویت ویا استهلال، آیا بایستی به متخصصین علم نجوم معتقد بود یا به کسی که دراین علم متخصص نیست؟
حال ادامه : همانگونه من یاد دارم چند روز است که ازطریق این متخصصین اعلام گردیده است که روئیت حلال ماه به توجه به موقعیت آن درروزپنجشنبه قابل رصد نیست ، که به یقین عید فطر روز شنبه می باشد. وتمام.
وامادررابطه با روز اول ماه مبارک هم همین استدلال ازسوی متخصصین علم نجوم اعلام گردید ، پس چرا ساعت 10 تا 11 روز بعد را روز اول ماه مبارک اعلام کردند،آیا رویت ماه انجام شد،یا درمحاسبات منجمین تغییری حاصل گردید کدام ؟
پس این نوع نحوه برخورد راچه می نامید؟ همان قدرت نمایی ویاعوام فریبی با احکام دین.
وارد شدن به اینگونه مسائل درجوامع امروز ما گاهی انسان را نیز بدلیل عدم آگاه ازسوی بعضی عالمان به ظاهر متخصص نیز شاید مرتد ازدین نیزخوانده شویم
اما معتقدم شجاع بودن ودفاع نمودن با دانش روز ارزشش را داشته باشد.
با تشکر ازشما