رفیق بازی در نظربازی
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 01:27
.:: نظرات
دیگران ::.
نویسنده:sheytunak
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 02:46
سلاااااااااام
اول ل ل ل ل ل
دلپاک جان باز هم مثل همیشه گل کاشتی
واقعیات در قالب طنز...حرفهایی که هیچوقت زده نشد...آفرین به جسارتت
این حرفها واقعا جای تامل داره
و ای کاش بهش اهمیت داده بشه
من به زنده رود تبریک میگم به خاطر داشتن چنین شخصی 
نویسنده:kali
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 06:56
هرچی بگم یکی از اونها حساب میشم !!!
راستش اومدم درودی بگم و برم لی طاقت نیاوردم . پیام من در سربرگ وبلاگهام هست . هیچوقت برای نوشتن و یا شهرت و چاپلوسی ننوشتم نوشتم تا داد بزنم تو کشوری که حتی اجازه گوزیدن هم نمیدن چه برسه حرف زدن و امتیاز ریدن فقط مال این مسولین بلند مرتبه است .ولی همه چی رو با هم گفتی فقط نگفتی من کدومش هستم بگو تا یکم برم بهتر شم . ممنون از بذل توجه ات در این ایران کمبود وقت اصلی .
نویسنده:رویای زنده رود
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 08:00
سلام . ای خدا بگم چیکارت کنه دلپاک جان !!!
درسته ، ولی خب چه می شه کرد. این قضیه در مورد هنرپیشه ها هم صدق می کنه ، دقت کردی ؟؟؟
پستت عالی و دلچسب بود .
نویسنده:آج انار
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 08:26
سلام
ما ساختهايم
هر چه كه هست
بدست خودمان بوده
تقصير هم از خودمان
براي رهايي از آن
راه حل هم با خودمان
چاره كن!
نویسنده:باد
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 14:54
!
سلام دلپاک خوبی؟!
دلپاک جان یعنی فکر می کنی واقعا اون آدم دوم هشت تا نظر هم بهش می دن؟!
ببین بیچار به چندصد نفر سر زده که هشت تا نظر داشته
امیدوارم به نوشته ها توجه بشه
بدرود
نویسنده:bahar_934
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 16:59
چی می تونم بگم؟!!!
ای بابا جناب نیکی این طور که شما نوشتی دیگه آدم می مونه چی بگه...
همش می ترسه یکی از اونا باشه 

نویسنده:bahar_934
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 17:05
ادامش یادم رفت
ولی از ته دل می گم، من همیشه نوشته های شمارو ستایش کردم و خیلی وبلاگ هایی رو که
به نظر حرفی برای گفتن داشتن رو....
اما انگار این عادت ما ایرانی ها شده که برای هر کاری که برای دیگران می کنیم
انتظار داشته باشیم. البته من از اونا نیستم البته امیدوارم
ولی کاملا حرفتونو قبول دارم
اگر هر بار پست جدید میذارین برای من لینکشو بفرستین ممنون می شم
چون من دیگه زیاد نمیام زنده رود
فعلا bye ta hi
نویسنده:avestaa73
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 18:04
سلام..بعضي وقتا بعضي پستا نوشتهاي يمن صد غاز و بي رديف و قافيه چنان با تخلصهاي ابكي امظاء شده كه يكي ندونه انگار حضرت غزل عنايت فرمودن و اخرين شاهكار ادبيشان را صدقه داده اند.و ازون بدتر نظراتي كه دادن اصلا هيچ ربطي به غزل تقديمي نداره.من جزء الافها هستم.نوشتت به دلم نشست.ايام به كام|
نویسنده:ساره
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 20:03
zalam:D
گاهی به وبلاگهایی برمیخورم که از شیوهی نگارش گرفته تا درونمایه، بسیار پرمایه هستند، اما گمنام و بیخواننده. و برعکس، وبلاگهایی بدون نکتهای بدردخور، اما پرخواهنده. دنیای وبلاگها، ناگفته، به گروههایی تقسیم شده، که در هر گروه، آدمها پیوستگی بیشتری با هم دارن. در این گروهها، مهم نیست که چی نوشته شده، بلکه مهم اینه که کی نوشته. همچنین مهم نیست نظر با جستار ارتباطی داره یا نه؛ اصل، توجه کردنه. کسانی که جزو هیچ گروهی نباشن، ول معطلند
از این تیکش خیلی خوشم اومد

خب از شوخی گذشته این حرفا درد دل خیلیاست.
اما تو نت که آدم حسابی پیدا نمیشه که به نوشته های به درد بخور بها بده اگه پیدا بشه 1 در 1000 هست مثلا یکیش من 
نویسنده:sansi
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 21:37
salam
دلپک عزیز، متنت واقعا جالب بود، من کاملا قبول دارم، مثلا کالی عزیز، یکی از وبلاگهای پر مای را داره ولی نزاری براش نمیدان، یعنی جدیدا نظر نمیدهند، و کم پیدا شده، هرکسی به دلیلی وبلاگ باز میکنه، بعضی سیاسی مینویسند، بعضی شعر و بعضی روزمرگی هاشونو، قبول دارم بعضیها واقعا بی معنی مینویسند ، ولی شامل همه نمیشه، زندهرود واقعا عوض شده، اکثر قدیمیها رفتن، وبلاگهای خیلی خوب و فعال، یا حضورشان واقعا کمرنگ،
من به وبلاگ شما سر زدم ولی زیاد نه، برای اینکه خیلی از هرفتن رو نمیفهمم و نمیدونم چه جوابی باید بدم، چون هم دورم و اطلاعاتم کم، پس چرا با یه کامنت مسخره محتوای نوشتتون رو پایین بیارم؟
هرکی برای دل خودش مینویسه، همه با سوا د نمیشن ، همه هم حتما فردوسی و حافظ نمیشن ، هر کسی هم عادت نداره، رک و واضح حرفاشو بزنه، مثل من،
اگه منظورتان اینه که چرا به شما سر نمیزنیم، شما خودتون چند بار سر زدید؟ من شاید بی محتوا بنویسم، (البته از نظر شما که همه را با یه چوب زدید)، که توقع دارید،
در جواب سره عزیز هم باید بگم، اگه از هر ۱۰۰۰ نفر فقط ۱ نفر آدم حسابی هست، پس اومدنش به نت یعنی زیر سوال بردن خودش،
اینجا یه دنیای مجازی است و هر کس یه جوری حرفاشو میزنه،
شاد باشی
ساغر
نویسنده:پوپیدوس
دوشنبه نوزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 22:19
در مورد بازتاب یه رفتار صحبت کردی؛ چه طوره حالا در مورد بازتاب نوشته ت بگم؟ اولین چیزی که مورد توجه باید قرار بگیره اینه که نویسنده ی وبلاگ خودش چی می خواد، چه هدفی داره و دوست داره چه قشری رو جذب کنه.
اگه برای خودش می نویسه و به دیگران کاری نداره، پس خواننده ها میان و پیداش می کنن و ممکنه ازش خوششون بیاد و وقتی این انجام بگیره از خوانندگان ثابت وبلاگ می شن. یکی هست در مورد مسائل روز و به قول معروف مد زمونه می نویسه چرا که دوست داره رو بورس باشه و این طوری خواننده های بیشتری جذب می کنه؛ و دیگری می خواد حرفاشو در قالب های مختلف به آدمای چرخ زننده تو نت برسونه و شیوه ی خاصی برای نوشتنش انتخاب می کنه!
در کل اینکه وبلاگ چه قدر نظر بخوره و تا چه حد سازنده باشن در درجه ی اول به خود نویسنده مربوطه!
نمی دونم شما با تبادل لینک مشکلی داری؟ یکی صادقانه می گه بیا تبادل کنیم و یکی هم در حین نظراتش می گه؛ شما می گین چی کار کنه؟ بازم دست خود نویسنده س که ببینه محتوای وبلاگ دوستان در حد خودش هست یا نه! اگه نویسنده ی متعهدی باشه با کسی رودر بایستی نداره و کار درست رو انجام می ده نه اینکه تو تله بیفته و مجبور به تبادل بشه!!!
در مورد نظراتی که عشق و علاقه شونو می رسونن به نویسنده خوب گاهی خوانندگان یه مطلب از اون خوششون میاد اما چیزی برای نقد اون ندارن و می خوان احساساتشونو بیان کنن( بعضی افراد احساساتین دیگه!)خودت وقتی کسی رو دوست داری و از اون خوشت میاد سعی می کنی به دید مثبت به قضیه نگاه کنی و از اون مطلبی که دوستت نوشته نکاتی در بیاری که بتونی تعریف کنی( وبلاگ نوشتن انگیزه می خواد و برخیش بیرونیه) و جداگانه از طریق مسنجر و ایمیل و غیره اشکالاتش رو بگی؛ پس نباید تمام نظر دهندگان رو متهم کرد.
در مورد وبلاگ هایی که پرمایه هستن اما گمنام، من از تو می پرسم چه کسی باید اونا رو معرفی کنه؟ کیه که باید اونارو و ویژگی های مطالبش رو نشون بده و چه افرادی هستن که باید تاثیر گذاری اونها رو رواج بدن؟
به این سوالا که جواب بدی می فهمی چه طور می شه که گمنام می مونن در حالی که واقعا اهی برای پرخواننده شدن هست.
من اگه برای مردم و جوونای کشور خودم مطلب می نوشتم سعی می کردم بیشتر از اینا درکشون کنم و در کنار حرفای خودم، فکرای اونارو هم بیارم تا ارزش هامون به هم نزدیک شه.
به هر ترتیب متنت بازتاب تمام نظراتت نسبت به خوانندگان نبود و یکی از زوایای این موضوع رو مورد بررسی قرار داده.
پ.ن. در مورد نظرات بالایی ها می شه صحبت کرد اما مجالش نیست!
نویسنده:دلپاک
سه شنبه بيستم اسفند ماه 1387 ساعت 11:20
دوستان عزیز
یادآوری میکنم من انتقادی نکردم فقط یک واقیت را منعکس کردم، همین. اگه به موضوع کمی شدت داده شده چون این در ذات بازتاباندن هست. برای اینکه رفتارهای عادی شده به چشم بیاد، باید کمی بزرگنمایی بشه. جملهای از یک کاریکاتوریست خوندم که میگفت: « ظاهر هر کس دست کم یک نکته مشخص داره مثلن چونه باریکه یا پیشانی بزرگ، برای اینکه کاریکاتورها به آدمهای مربوطهشون شبیه بشه، اون نکته شاخص را بزرگتر و مشخصتر میکنند مثلن همون چونه را باریکتر و پیشانی را بزرگتر میکنند». من فقط همین کار را در نوشته بالا انجام دادم: بزرگنمایی. نکتههای نوشتهام نقش آمپلیفایر داشته.
سارای عزیز
از محبتهای تو بینهایت سپاسگزارم، خیلی به من لطف داری، کاش لایق این همه محبت و زحمتت بودم شاد و پیروز باشی نازنین.
کالی عزیز
من هیچوقت جسارت نمیکنم شما و بقیه دوستان بسیار محترمید. اصلن بنا نیست و در صلاحیت من نیست که مصداق پیدا کنم. چارچوبی که برای نوشتن خود انتخاب کرده اید را هم تحسین میکنم.
حقوق زیادی که مسئولان برای خود قائل هستند درد خیلیها هست و راستای کلی وبلاگ من هم همون بوده.
رویای عزیز
بله، در مورد خیلی صنفها صدق میکنه، از جمله سیاستمدارهای خوب. مثل عمر کم مصدق و امیرکبیر در قدرت.
آج انار عزیز
خوب گفتید.
باد عزیز
نه، آدم دومیه اون هشت نظر را هم نداره.
بهار عزیز
نه عزیزم، قرار نیست همدیگرو در این گروهها قرار بدیم. ولی به هر حال همه به (توجه دیدن) نیاز دارند.
اوستا 73 عزیز
درسته، من هم همین منظورم بود، از اینکه نوشته را پسندید خوشحالم.
ساره عزیز
نظرت خودش تیکه بود.
ساغر عزیز
بیشتر حرفهایی که نوشتید درسته، فقط دو نکته را باید توضیح بدم:
1- من ( زدنی) انجام ندادم بلکه فقط یک واقعیت را منعکس کردم، همین.
2- اینکه پرسیدید « شما خودتون چند بار سر زدید» پرسش بجایی هست. سال 85 و نیمی از 86 من محبت همه دوستان را جواب میدادم و در وبلاگهاشون مربوطترین و مناسبترین نظرها را مینوشتم، در آرشیو وبلاگها موجود هست میتونید ببینید. ولی به چند دلیل این کار را کم کردم:
الف- حتی عشق « پسر دختری» هم با تمام جذبهاش، اگه یکطرفه باشه دوام نمیاره، وای به حال نظر نوشتن. بخصوص بیمحبتی چند نفر خیلی بهم اثر و باعث دلسردیم شد. نظر مربوط و مناسب نوشتن وقت و حوصله میخاد اینکه هی برای دیگران وقت و حوصله صرف کنی و بعد اونها بیایند و با چند کلمهی بی ربط سمبل کنند منصفانه نیست. برای اثبات حرفم تکرار میکنم آرشیو برخی دوستان را میتونید ببینید.
ب- بنا به دلایلی نوشتههای امسال تند و تیزتر بود و من از خونه وارد زندهرود نمیشم.
ج- بعضی نوشتهها را من جاهای دیگه خوندم و نظر نوشتن برای همچین نوشتههایی، چندان راحت نیست.
پوپیدوس عزیز
سپاس از زحمتی که کشیدی و وقتی که گذاشتی.
با تبادل لینک، نه، مشکلی ندارم ولی یک تمجید کلیشهای و بعدش درخواست لینک بدون هیچ اعتنایی به متنی که زحمت کشیده شده زیاد جالب نیست، در عین حال جالب نبودنش دلیل نمیشه که من با این موضوع مشکل پیدا کنم. من فقط این رفتار را منعکس کردم. اما همین کار برای بعضیها چنان ناخوشاینده که گاهی رک مینویسند « هر کس چنین نظری بنویسه، نظرش را پاک میکنم».
در باره اظهار محبت هم از قضا جالب بیان کردی که « خواننده نویسنده را دوست داره و دنبال بهانهای برای محبت کردنه» خب من هم که همینو نوشتم. یعنی « چون بعضیها با بعضیها دوستند اینجوری نظر مینویسند: ... ».
در باره نوشتههای پربار هم از قضا من تا جاییکه تونستم در همین وبلاگ معرفیشون کردم و کسانی هم که در لیست یاهو مسنجر من هستند هر روز شمار زیادی لینک از من دریافت میکنند. در معرفی اینجور نوشتهها به دوستان من هیچی کم نذاشتم و از امکاناتی که در نت دارم بیشترین استفاده را کردم.
نویسنده:قلب سنگی
سه شنبه بيستم اسفند ماه 1387 ساعت 12:35
سلام
ببین عنوان نوشتت با خود متن میخونه؟؟؟
نویسنده:زنده رودي
سه شنبه بيستم اسفند ماه 1387 ساعت 16:44
برام جالبه كه هيچ كدام از زنده روديها در همسايگان شما نيستند .
يعني شما هيچ وبلاگي را قبول نداشتيد ؟!
نویسنده:دلپاک
چهارشنبه بيست و يکم اسفند ماه 1387 ساعت 08:28
نظر قلب سنگی از جنس همون هشت نظر برای نفر دومه.
خانم زندهرودی عزیز، وقتی برای شناخته نشدن، بدون اسم مینویسید از کافینت بنویسد که شناخته نشید. لینک نکردن زندهرودیها، از سر تکبر نیست، ولی علتش را هم نمیخام بگم وگرنه در گذشته لینکهاشون را درج کردهبودم. ولی حذف لینکهاشون کوچکترین آسیبی به دوستی من و اونهایی که باهاشون رابطه دوستی دارم وارد نکرده، بهترین دوستهای من، دوستان حضوریم نیستند بلکه از همین زندهرودیها هستند. با دوستان زندهرودیام چند برابر دوستان حضوریم ارتباط دارم. بابت پیدا کردن چنین دوستانی در زندهرود، به زندهرود مدیونم.
پنج شنبه بيست و دوم اسفند ماه 1387 ساعت 21:26
سلام
دقیقا زدین به هدف بهتون تبریک میگم
پاینده باشی...
پنج شنبه بيست و دوم اسفند ماه 1387 ساعت 21:26
سلام
دقیقا زدین به هدف بهتون تبریک میگم
پاینده باشی...
نویسنده:sansi
پنج شنبه بيست و نهم اسفند ماه 1387 ساعت 18:18
salam hamsayeh
ham nouroze 88 mobarak va ham
HAPPY BIRTH DAY TO YOU
baraton behtarin arezoo ha ro daram
shad bashi
saghar

نویسنده:sheytunak
جمعه سي ام اسفند ماه 1387 ساعت 00:02
يوهووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
تولدهههههههههههههههههه
نویسنده:sheytunak
جمعه سي ام اسفند ماه 1387 ساعت 00:52
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا
تولد تولد تولدت مبارك

اينم يه كيك شكلاتي
پر از گلاي نااااااااااااااااااج..
نویسنده:sheytunak
جمعه سي ام اسفند ماه 1387 ساعت 01:23
اين بوس برا ساغر جون كه انقد مهربونه و تولد همه يادشه
نویسنده:sheytunak
جمعه سي ام اسفند ماه 1387 ساعت 01:27
هوراااااااااااااااااااااااا
خوب دلپاك جون بدووووووووو بيا شمعارو فوت كن 
1......2.....3..... 
نویسنده:sheytunak
جمعه سي ام اسفند ماه 1387 ساعت 01:32
خووووووووووووووووب حالا وقت ني ناي ناناي كردنههههههههه
همه بيان وسططططططططططططط
دستا بالا وگرنه بي حركت...
نه ببشخيد اشتباه شد
دستا همه بالااااااااااا برقصيد همه يالااااااااااااااا

نویسنده:sansi
جمعه سي ام اسفند ماه 1387 ساعت 02:32
sara balaaaaaaaaaaaaaaaaa
jigareto khanumi ke inghadr goliiiiiiiiiiiiiiii be khoda,
baghey kojan inja baba tavalodeeeeeeee ha
نویسنده:نسیم
يکشنبه هفدهم خرداد ماه 1388 ساعت 15:59
کجایی دلپاک جان؟؟؟
نه تو یاهو میبینمتون نه تو زنده رود؟؟؟
نویسنده:بانوی شب
سه شنبه دهم آذر ماه 1388 ساعت 19:28
سلام..
بار اولی نیست که می آم ولی اولین باره که نظر می نویسم...
با این پست جالبتون آدم می ترسه دیگه تعریف کنه!!ولی باور کنید یا نه خیلی بامزه توصیف کرده بودین.خیلی لذت بردم..به نظر من بعضی از پستا هیچ وقت قدیمی نمی شن ، هر زمان که بیای و بخونیشون بازم تازه هست و لذت بخشه..
این واقعیتی هست که وجود داره..ولی شما یک نکته رو از قلم انداختین..اونم اینه که کدوم صاحب خونه ایی هست که مهموناشو نشناسه؟!! هر کس خودش مخاطب های وبلاگش رو می شناسه ولی یه نکته دیگه هم هست اونم اینه که هیچ کس برای احست و باریکلای دیگران نمی نویسه..یعنی من که تاحالا ندیدم..بیشتر وبلاگها حاصل دلنوشته های دوستانه...
به نظر من که حیف..کاش دوباره بنویسید..کاری هم به مخاطبا نداشته باشید...چه جوری می تونید این همه استعداد رو دست کم بگیرید؟!
خوب تا منم وارد یکی از دسته ها نشدم برم ..
شاد و موفق باشید
نویسنده:POOYA
شنبه پنجم دي ماه 1388 ساعت 13:47
MERSI
می خواستم ازتون تشکر کنم بابت زحماتی که برای این وبلاگ می کشید
موفق باشید
www.arasportal.com - ارس پورتال
اینترنت و دانلود و نرم افزار و سخت افزار و سیستم عامل و برنامه موبایل و آیفون و آموزشی و بازی و سرگرمی و فیلم و کارتون و موسیقی و کتاب الکترونیک و دایرکتوری سایتها و انجمنهای گفتگو و فروشگاه اینترنتی
نویسنده:پویا
چهارشنبه چهاردهم بهمن ماه 1388 ساعت 23:14
خدا قوت
وبلاگ واقعا پر محتواییه . خسته نباشید عرض می کنم. هر روز موفق تر باشید
www.arasportal.net و www.arasportal-shop.blogspot.com و www.arasportal.com
خرید اینترتی فروشگاه اینترنتی فروش اینترنتی خرید پستی سیستم عامل نرم افزار کامپیوتر برنامه موبایل نرم افزار آموزشی نرم افزار کاربردی نرم افزار مالی و اداری آموزش زبان بازی سرگرمی فیلم کارتون موسیقی کتاب الکترونیک سخت افزار ارس arasportal.net