این جهانی که همه ش مضحکه و تکرار است... تکه تکه شدن دل چه تماشا دارد
شکرت خدایا...واسه همه داده هات...واسه همه نداده هات...
واسه این دلی که هیچی دیگه نیست جز لخته ای خون...
واسه این وجودی که خودت می دونی شده داغون...
واسه چشمام واسه اشکام...
واسه گوش دادن به ناله های شبهام...
واسه بودنت کنارم ...واسه دیدنت تو خوابم...واسه دردم...
واسه این نفس که با اومد و رفتش میده عذابم...
واسه اون لحظه بی تکرار موندن...
واسه زل زدن تو آینه...گفتن چرا و سوختن...
واسه این ابر سفید روی موهام...
واسه اینکه میذاری بهت بگم بدجوری تنهام...
واسه ذره ذره سوختن امّا ساختن...
واسه بی بهونه موندن،واسه باختن...
واسه آرزوی بر باد...واسه حسرت نگاه توی آینه،بی غم و شاد...
واسه دلتنگی اون آدم دیروز...
واسه ی این همه نامردی تو دنیا...
واسه دستام که می دونم خالیه امروز و فردا...