در اين فصل هزار رنگ
گام برداشتن زير بارش برگها
با تو ....
شايد من رسم عاشقي نمي دانم
كه گذاشته ام قايم باشك را
از ستاره ها بياموزي !
بهار
دوستي بين زنها
يه زن يه شب به خونه نمياد. روز بعد به شوهرش ميگه كه من ديشب خونه ي يكي از دوستام خوابيدم. شوهر به 10 تا از بهترين دوستاي زن تلفن مي كنه. هيچ كدوم از اونها اينو تأييد نمي كنند.
هيچوقت رو دوستي يه زن حساب نكن!
دوستي بين مردها
يه مرد يه شب به خونه نمياد. روز بعد به زنش ميگه كه من ديشب خونه ي يكي از دوستام خوابيدم. زن به 10 تا از بهترين دوستاي شوهرش تلفن مي كنه. هشت تا از اونها تأييد مي كنند كه شوهر شب گذشته را در خونه ي اونا گذرونده و دو تا از اونا ادعا مي كنند كه اون هنوز اونجاست!
هيچوقت به حرف مردها اعتـماد نكن!
هرچه زيبايي و خوبي که دلم تشنه ي اوست مثل گل ، صحبت دوست مثل پرواز، کبوتر مي و موسيقي و مهتاب و کتاب ، کوه ، دريا ، جنگل ،ياس ، سحر اين همه يک سو ، يک سوي دگر ، چهره ي همچو گل تازه ي تو ! دوست دارم همه عالم را ليک هيچکس را نه به اندازه ي تو !
فريدون مشيري
قرار ما وقت دلتنگي ، نرسيده به گريه بود ....
تو به دلتنگي نرسيدي و من از گريه گذشتم ! سال نو همه مبارك با كلي تاخير، اميدوارم سالي بهتر از هرسال داشته باشيد ....
تو به دلتنگي نرسيدي و من از گريه گذشتم !
سال نو همه مبارك با كلي تاخير، اميدوارم سالي بهتر از هرسال داشته باشيد ....
چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند ، وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم ؛ شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم . و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند ، چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم .
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات .... سپاس Federico García Lorca
.... Hi again guys
I miss all of you
فداي چشمانت مي كنم
ستاره به ستاره آسمان را ....
هلاك نگاهت مي كنم
قطره قطره درياها را ....
قرباني لبخندت مي كنم
غنچه غنچه گل ها را ....
لحظه اي بيانديش و
درياب دلتنگي ام را ....
به زور كه نمي شه خنديد ....
بعضي وقت ها بايد تا نهايت آرامش گريه كرد ....
مثل درخت هاي پاييزي كه بي خيال همه برگ مي ريزند ....
خيلي دوستت دارم پاييز !
مي نويسم : د ي د ا ر
تو اگر بي من و دلتنگ مني .... يك به يك فاصله ها را بردار
! L uv Ya
پيداست هنوز شقايق نشدي
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي راني
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي
زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي
پاييز بهاريست که عاشق شده است !
L uv Ya
چه فكر باطلي اگر كه فكر كني
بهار هميشه بهار است !
چه خيال خامي اگركه خيال كنم
ستاره هاي آسمانم هميشه چشمك مي زنند !
آسمان ابري مي شود ،
بهار هم پاييز ....
ولي افسوس ....
تو آن نيستي ،
آن عشق گمشده من ....
چه مي دانستم كه با هر لبخندي مي روي
و بعد شيريني نگاه ها دلت را مي زند !
بدرود .... !
پيش از آنكه شيريني نگاهم در دلت شكرك بزند ،
بدرود .
....
ديگر نگاهت نيز نخواهم كرد !
فرياد سكوت را كه نشنوي ،
انتظار درك شوق نگاهم نمي رود .
بي خيال پنج وارونه .... !
درخشش ستاره هايت را از من مگير ....
تو كه مي داني
عاشقم !
عاشق برق چشمانت .
يكرنگي دلت را پنهان نكن ....
ديوانه ام !
ديوانه ي آرامش آبي ات .
اي آسمان زندگي ام !
هزار سال به امید تو توانم بود
هرآنگهی که بیایی ، هنوز باشد زود
" سنایی "
------------------------------
هزار سال در این آرزو توانم بود
تو هر چه دیر بیایی ، هنوز باشد زود
" ه . ا . سایه "
تو کدوم رو می پسندی ؟ !
بگو ....
بگذار آن اتفاق ساده بیافتد ؛
بسان برفی که دیروز
خاک کویر را سپید کرد ....
به همین سادگی !
پاییز من بازم داره میاد ....
باز صدای پایکوبی و رقص اندوهباربرگهای خشکیده با صدای ساز باد همراه شد .
اگر صدای غم انگیز خرد شدن برگهای خشکیده و غرش آسمان پاییز و اشکهای بی امانش
نبود ، هیچ کس با دلی گرفته و بارانی برای رویش جوانه های سبز بهار روزشماری نمی کرد .
دوست داشتن همیشه گفتن نیست ،
گاه سکوت است وگاه نگاه ....
غریبه !
این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم .
هیچ فاصله نیست بین مان ....
حائلی نیست میان نگاهمان ....
از چشمانم می خوانی ، از چشمانت می خوانم ....
بیا غرور سکوت را بشکنیم !
اي بهترين بهانه براي دلتنگي هايم!
آيا روز تولد دوستيمان را به ياد داري؟
همان روز كه همچون پيچكي بر ديوارهاي دلت پيچيدم؛
من تمام لحظه هاي با تو بودن را به ياد سپرده ام.