سلام ،
حالم خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن رد پای خواب که در پشت پلک هایم محو شده .
قدم بر نردبان اندیشه می گذارم .
پله های خیال را طی می کنم .
لحاف تیره روز را کنار می زنم .
به ستارگان سلام می کنم و با شب هم بستر می شوم .
5 ساعت و 5 دقیقه زمان در جیب دارم .
اینجا هوا عالی ست .
خدا را هر لحظه از روزنه ایمان می بینم .
غزل زندگیم را برایش می خوانم .
در راه شیری قدم می گذارم .
اینجا سیاره ها هر صبح به هم سلام می کنند .
شهاب سنگ ها برای پرواز صف می کشند .
چمدانشان از آرزو پر است .
گروهی از ستارگان شب ها به پیشواز ماه می آیند .
پشت سر خورشید آب می ریزند .
قطرات باران را از زیر نگاه خدا رد می کنند .
اینجا اشک خریداری ندارد .
عشق فروشی نیست .
چوب حراج بر عمر نمی زنند .
اینجا به دیوار اتاق ها ساعت نیست .
حجم فضا را سکوت پر کرده .
جنس پنجره ها از نور است .
اینجا ستارگان زیر لب غزل " زهره " و " بهرام " می خوانند.
شب یلدا دیوان " ناهید " و " کیوان " به دست می گیرند .
لحظه را با عشق می گذرانند . نگاه را مهر .
اینجا ...
حال من خوب است.
هوا عالی ست .
ملالی نیست جز دوری شما ...
بانوی شب