به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته سلام بهانه است نوشته شده توسط بهانه هميشگي خوش آمدید.

شبی شبيه همين شب ستاره دزديدم به جای گريه و زاری دوباره خنديدم به فکر سختی راهی که می روم .....؟ هرگز! ز روزگار و زمانه دگر نترسيدم دوباره من ننوشتم که زخم يا مرهم هزار خط زدم اينجا به روی ترديدم
1 2 3 4 5 6 7 ...12 13

دوست داشتم بازم اينو بذارم واسم لازم بود.......

يکشنبه سي و يکم شهريور 1387 ساعت 23:53


گاهی عجیب دور خودت پیله می تنی
هی فکر می کنی ...به خودت چنگ می زنی

 

هی فکر می کنی به هزاران خیال پرت !
هی خنده می کنی و ...سپس موی می کنی !

 

امروز من به تو ، به خودم فکر می کنم
دریای حادثه ! به تو ای دلسپردنی !

 

تو : کهکشان شیری منظومه های من
خورشید : خواهر تنی ات ، ماه : ناتنی !

 

امروز من به رفتن خود فکر می کنم
امروز من به مرگ ... چرا داد می زنی ؟!!!

 

امروز شاعرت به جنون فکر می کند
امروز ... من ... به ... چه ؟! ... تو چه گفتی ؟! ... تو با منی ؟!!

 

با من ، تو ، قهر می کنی .و می روی ؟! ... چرا ؟!!
دیوانه ام ؟! ... عجب !... چه دلیل مبرهنی !!

 

او رفت ! ...
رفت ؟!
هی ! تو ! چرا دست روی دست ... ؟!
تو که نشسته ای و در این بیتهای پست -

 

- هی دور می زنی و غزل دوره می کنی !
پاشو !...تمام شد غزلم !...قافیه شکست !!

 

او رفت ! ...هی تو !... داد بزن !...حنجره بشو !
چون که گلوی خسته ام از بغض بسته است

 

فریاد کن :
آهای ! چه اینجا چه جلجتا !
من ماندم و صلیب ...سه تا میخ آهنی !

 

زخمی ست دست و پام ولی ...آی... آی... آی !
زخمی ست روی قلب : ...لٍماذا تَرَکتَنی ؟!

 

حالا که من توام ، تو منی ، می دوی ؟! ...کجا ؟!
لولاک ما خَلَقتً غزل مثنوی... کجا ؟!

 

این شعر شطح نیست ، جنون مضاعف است !
لیلی تویی که قیس به هذیان مکلف است !

 

ابن السلام شاه شما نیست ، بی بی ام !
سربازتان منم !...من و شمشیر چوبی ام !

 

شاه سپید روی ! بیا مهره را... بچین -
- سیبی ... سیاه می شود آدم ... وَ ... آفرین !-

 

- من ماتَ ... فی صراط تو... ، پس من شهید شد
از میز این قمار ، اذان می چکید ، شد :

 

حی علی الصلوه ! ... صلوه بلند عشق !
حی علی الفلا...خن چشمت ! ...پرنده : عشق !

 

وقتی پرنده شد که نگاه تو را چشید
آهو نشد مگر به امیدٍ کمندٍ عشق !

 

من در هزار دانه گندم گمم ... ولی
حوای قلب توست که دارد سرند عشق !

 

تو چشمه چشمه شور ، که من جرعه جرعه مست !
من گریه گریه شوق ، تو هم خنده خنده عشق !!

 

قدت قصیده ایست ، لبانت رباعی است !
با تو پر از غزل شده ترجیع بند عشق !

 

با تو ... پر از ... غزل شده ...
با تو ...!

 

**
...
گاهی عجیب دور خودت پیله می تنی
هی فکر می کنی ...به خودت چنگ می زنی

 

هی فکر می کنی به هزاران خیال پرت !
هی خنده می کنی و ...سپس موی می کنی !...

و باز هم ....

جمعه بيست و نهم شهريور 1387 ساعت 01:29

خداحافظ

سه شنبه هشتم مرداد ماه 1387 ساعت 00:47

ستاره

يکشنبه ششم مرداد ماه 1387 ساعت 18:52

هيچكس تنها نيست

پنج شنبه سوم مرداد ماه 1387 ساعت 01:43

سلاممممممممممممممممممممممم

چهارشنبه بيست و ششم تير ماه 1387 ساعت 19:23

سال نو مبارك

جمعه شانزدهم فروردين 1387 ساعت 14:37

امان از دل ..........

پنج شنبه هشتم آذر ماه 1386 ساعت 19:37

نصايح ويكتور هوگو

سه شنبه اول آبان ماه 1386 ساعت 13:25

تو دوباره آمدي؟ چرا؟؟؟

چهارشنبه بيست و پنجم مهر ماه 1386 ساعت 11:03

دل تنها

سه شنبه دهم مهر ماه 1386 ساعت 09:29

تو که همیشه....

پنج شنبه بيست و نهم شهريور 1386 ساعت 08:25

مشاعره!!!

پنج شنبه بيست و دوم شهريور 1386 ساعت 22:01

زیبای کوچولو

يکشنبه چهارم شهريور 1386 ساعت 21:25

بازم توووووووووووووو

جمعه پنجم مرداد ماه 1386 ساعت 23:21

نمی نویسم..........

شنبه بيست و سوم تير ماه 1386 ساعت 21:35

فرشته من

پنج شنبه چهاردهم تير ماه 1386 ساعت 00:05

با تامل بخونیم

جمعه هشتم تير ماه 1386 ساعت 00:29

تاخیر

چهارشنبه ششم تير ماه 1386 ساعت 01:31

تولدم (31 خرداد)

دوشنبه چهارم تير ماه 1386 ساعت 01:16

1 2 3 4 5 6 7 ...12 13