دارم کتابهارو مرتب میکنم (مثلا دارم خونه تکونی میکنم)
چشمم میافته به سالنامه سال84 وعکس روی جلد اون
عکس روی جلد مجسمه گاوی مغرور ومحکم که شیری دندانها وپنجه هایش را در بدن او فرو کرده.
از خودم می پرسم چرا علامت درد ی در چهره این گاو نیست ؟
چون به پاسخ قانع کننده نمی رسم میگم:گاوه دیگه گاو که این چیزا حالیش نمیشه
نظر پدرم رادر این مورد می پرسم ایشون میگن :
اتفاقا تو فصل نامه این ماه که منتشر کردیم یکی از همکارها در این باره توضیح دادن.
فصل نامه را میخونم برام جالبه
آقای ر_ب نوشتن:
به نظر شما این طبیعی است که شیری درنده ,دندان در کمر گاوی فرو ببرد ولی نه نشانه ای از
درد در چهره گاو دیده شود نه نشانه ای از حمله در صورت شیر؟
شاید بخواهید بگویید که سنگ تراشان آن دوره به این مساله توجهی نکردهاند اگر اینطور فکرمیکنید
کاملا در اشتباهید شما نباید هنر مندان آن دوره را دست کم بگیرید.
در اسطوره های ایران باستان آمده:اولین گاوی که در جهان آفریده شد,در حمله اهریمنان کشته میشود .
با مرگ او پنجاه وپنج نوع غله و دوازده نوع گیاه دارویی از اندام های او می روید.
و انو اع مختلف حیوانات به وجود می آیند.
بر این اساس در ایران باستان گاو نشانه دهنده زنده شدن طبیعت و بهار است
و شیر نماد ظهرهای گرم تابستان (یعنی ماه مرداد)است.
در این صورت ,مساله در حال حل شدن است. در این نقش شیر نشان تابستان
گاو نشانه فصل بهار است . پس شیر ,گاو را می کشد تا اعتدال فصل ها به وجود آورد.
پس حالت بی حسی گاو طبیعی است .
چون به هر حال فصل بهار پایان می گیرد وفصل تابستان که توام با باروری وحاصل خیزی است از راه می رسد
اين نوشته رو اسفند 84 پست كرده بودم