به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته روز عشق نوشته شده توسط alia خوش آمدید.

1 2

خدایا...

چهارشنبه سوم خرداد ماه 1385 ساعت 07:10


امشب احساس سنگینی می کنم...اون قدر سنگین که دیگه راهی برای پاک شدن از این همه گناه رو ندارم...

یاد اولین باری افتاده بوده بودم که مدینه بودم و شب های مدینه مال من بود...یکی از شب ها پشت سر یه درویش نشستم و به دعا خوندنش گوش کردم...من هم غرق شدم...مثل خود اون...اون شب گریه های اون درویش حدودای صد نفرو کشوند اون جا کنار بقیع ...دلم هوای اون موقع رو کرده که به اندازه دنیای کوچک خودم خالی شدم...دلم هوای گریه داره...خیلی...

ولی دیگه به خودم فکر نمی کنم...دلم می خواد خالی بشم از تمام نفرت...دلم می هواد یه کاری بکنم...برای کسانی که امروز دیده بودی و دلت براشون گرفته بود...کاش قدرت اینو داشتم که توی بعضی کار های خدا نمونم...کاش خدا منو به ذره بیشتر از اونی که الان هستم آفریده بود...

...

چهارشنبه سي ام فروردين 1385 ساعت 10:57

دلم نرفته برای ندیدنت گرفت...

سه شنبه هجدهم بهمن ماه 1384 ساعت 11:11

...

دوشنبه پنجم دي ماه 1384 ساعت 07:56

امشب...یک شب پاییزی...

چهارشنبه چهارم آبان ماه 1384 ساعت 20:17

دویاره می نویسم

يکشنبه سيزدهم شهريور 1384 ساعت 05:11

مهربانم....

پنج شنبه بيست و دوم ارديبهشت 1384 ساعت 23:52

پیش از تو خواب بودم...

يکشنبه يازدهم ارديبهشت 1384 ساعت 22:42

تقدیم به نازنینم...

يکشنبه چهارم ارديبهشت 1384 ساعت 23:54

طبیب دلم...

دوشنبه بيست و نهم فروردين 1384 ساعت 20:47

بهشت من خانه ی توست...

دوشنبه بيست و دوم فروردين 1384 ساعت 20:31

...

شنبه ششم فروردين 1384 ساعت 10:47

...جرقه ای شاید(2)

پنج شنبه بيست و هفتم اسفند ماه 1383 ساعت 21:49

جرقه ای شاید...

جمعه بيست و يکم اسفند ماه 1383 ساعت 22:38

تقدیم به تو برادر و دوست عزیز...با تمام عشق و احساسم

پنج شنبه بيستم اسفند ماه 1383 ساعت 20:40

...

سه شنبه هجدهم اسفند ماه 1383 ساعت 18:34

دوست...

پنج شنبه سيزدهم اسفند ماه 1383 ساعت 22:11

بهترینی

دوشنبه دهم اسفند ماه 1383 ساعت 20:16

حال من بی تو

شنبه هشتم اسفند ماه 1383 ساعت 21:42

در حسرت دیدار تو

پنج شنبه ششم اسفند ماه 1383 ساعت 20:11

1 2