شب تلخ بود و درد بود و تار
شب شبی سنگین ، شبی خون بار بود .
شمع آخِر در سرشکش غرق شد ، آب گشت و بین اشکش غرق شد
شمع تا سوسو زنان خاموش گشت ، خانه در باد خزان خاموش گشت .
در سکوتی باد زاری می نمود ، با آن شب سوگ واری می نمود
باد می کوبید در ها را به هم ، باد می پیچید پرها را به هم، خانه آن شب باز طوفان خورده بود ، چهار غنچه با گلی پژمرده بود .
گه نوای گریه از بغضی خموش ، گه صدای آب می آید به گوش ، چکه چکه می چکد دل روی دل،آب می ریزد ز چشمانی خجل
خیره خیره چشم طفلان مانده بود ، آستین ها بین دندان مانده بود، سیل بسته راهِ نوحِ نوح را ، دست می شوید تنی مجروح را،چشم تاکه فرصت دیدن گرفت ، زانووان کوه لرزیدن گرفت ،چشم تنها بین چادر زخم دید ، پای تا سر پیکری پر زخم دید .
زخم بستر ، زخم کوچه ، زخم در، زخم سینه ، زخم بازو ، زخم سر ، زخم سرخی کفن ، زخمی کبود ، زخم آتش ، زخم میخ و زخم دود...
زخم چشم و زخم پهلو ، رخم دست ... زخم ها را عاقبت با زخم بست . زخم بود و سوز بود و درد بود ...آه ،...آه ،...آه ،... تنها چاره ی آن مرد بود .
آه اسما آب بر این خسته ریز ، درد دارد آب را آهسته ریز...
صدای گریه ی حیدر را می شنوی . تنهاست ، تنهای تنها ، کودکان علی را یاری کنیم . زینب را دلداری دهیم ، سُکینه رادر آغوش بگیریم که امشب خواب زچشمانش رفته است . حسین بی قرار است و حسن تاب بی تابی پدر را ندارد علی تنهاست ، تنهاترش نکنیم
* * * * * * * * * * * *
رسوای تو :
پروانه ی شمع رخ زیبای توام
دلباخته ی قامت رعنای توام
آشفته ام از فراقت ای دلبر حسن
برگیر حجاب من که رسوای توام
شکستن حرمت حرمین عسکرین را به مقام آسمانی مهدی موعود تسلیت عرض می کنم . به امید جمعه ی ظهوربرای فرجش دعا کنیم....
* * * * * * * * * * * *
نشانی :
« خانه ی دوست کجاست ؟ » در فلق بود که پرسید سوار .
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
«نرسیده به درخت ،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است .
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ، سر بدر می آرد ،
پس به سمت گلِ تنهایی می پیچی ،
دو قدم مانده به گل ،
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی روشن فرا می گیرد .
در صمیمیت سیال فضا ، خش خشی می شنوی :
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بردارد از لانه ی نور
و از او می پرسی
خانه ی دوست کجاست ؟»
(سهراب سپهری )
* * * * * * * * * * * *
سلام ...سلام...سلام....
احوال دوستای گل زنده رودی ؟ به لطف خدا و دعای شما عزیزان امتحانا به خوبی برگزار شد . امیدوارم دیگه تاخیر نداشته باشم و زود به زود آپ کنم . چون مدتی در آپ کردنم وقفه داشتم متن هایی که آماده کرده بودم متنوع بود وشاید باهم تناسب معنایی یا موضوعی نداشت . مجبور شدم برای اینکه از دستم خسته نشین،ازنوشتن بعضی از اونها صرف نظر کنم . اگر زیاد شد ببخشید. راستی از دوستانی که شرمندم می کنن و جویای حال مامان بزرگ هستن ممنونم و باید بگم انشاا... از دعای شما عزیزان بهتر میشه منتظر صحبت های زیبای تک تک شما عزیزان هستم موفق باشید .