بالاخره بعد از مدتها تونستم دی وی دی این فیلم رو گیر بیارم. همونطور که فکر میکردم فوقالعاده است!
فیلم به کارگردانی «ژان پیر ژانت»،((محصول سال2001)) و موسیقی متن فوقالعاده زیبای «یان تیرسن» هست

نمایی از داستان:
"اِمِلی" داستان دختری است خجالتی كه روزی تصمیم می گیرد که زندگی دیگران را تغییر دهد و زندگی بهتری را برای اطرافیان خود فراهم کند و در همین حین در حال مبارزه با انزوا و گوشه گیری خودش نیز هست.
"اِمِلی" دختری است که به دور از دیگر همسالان خود بزرگ می شود. پدر وی دکتری است اجتماع گریز و معلم "اِمِلی" مادرش هست. فردی که به نظر می رسد عصبی است و این خصوصیت وی در دختر کوچکش به نوعی تاثیر گذار است.
"اِمِلی" در سن کودکی مادر خود را از دست می دهد.صحنه ای که زنی از بلندای یک ساختمان خود را به پایین پرتاب می کند و بر روی مادر"اِمِلی" می افتد و موجب مرگ مادرش در جلوی چشمانش می شود."اِمِلی" کمی که بزرگتر می شود در کافه ای کوچک پیشخدمت می شود."اِمِلی" در این سن سرگرمی های ساده و پیش پا افتاده ای داره مثل پیاده روی یا حدس زدن در این مورد که هم اکنون چند زوج در پاریس مشغول... هستند و کارهای ساده دیگر.
شنیدن مرگ پرنسس دایانا و دیدن اخبار مربوط به آن از تلویزیون سرآغاز تغییر و تحول"اِمِلی" است.
"اِمِلی" همچون فرشته ای وارد زندگی مردم می شود و از راههای جالب توجهی به آنها کمک می کند. در جایی"اِمِلی" به مرد نابینایی کمک می کند تا به ایستگاه مترو برسد و در هنگام عبور از خیابانها به شرح مغازه ها و هر چه می بیند برای مرد نابینا می کند. این سکانس از تاثیر گذار ترین قسمت های فيلم است.
نکته های مهم فیلم :
رنگها نقش بسیار مهمی رو در فیلم بازی می کنند. نشاندهنده"اِمِلی" به دنیا هستند .
از کنار موسیقی شاهکار و بی نظیر "يان تيرزن" (Yann Tiersen) به راحتی نمی توان گذشت. آهنگسازی که این مجموعه موسیقی رو در مدت ۱۵ روز برای فیلم ساخت. چه لحظه های غمگین فیلم و چه لحظه های شادی فیلم این موسیقی زیباست که به فهم مطلب کمک می کند
پي نوشت :
خوش به حال اونهايي كه اين فيلمو 8سال زودتر ازمن ديدند!