بدون مقدمه :
روزي با اين متن كه در زير آمده شروع به نوشتن كردم و روزي هم با نوشته اي خدا حافظي خواهم كرد ولي قطعاً امروز نيست . اگر امروز براي شما مينويسم ميخواهم بدونيد كه مدتهاي زيادي شايد در جمع شما نباشم ، گرچه كه هستم و مطالبتون رو ميخونم ولي نه نظري ميدهم و نه مطلبي مينويسم ، دنيا فراز و نشيبهاي فراوان دارد ، از روزي كه ياد دارم اين دل در من آرام نبود و فكر نكنم آرام هم بشه ؛ يكي از شعرهاي قديمي من اينه .
گذشته ام همچون دود سياه بود .
حال هم چون روزگار سياه است .
آيده ام جز چنين نباشد .
گويند سالي كه نيكوست از بهارش پيداست .
متن اول من در زنده رود :
ايجاد دست نوشته
سه شنبه نوزدهم اسفند ماه 1382 ساعت 15:07
سلام امروز كه اين صفحه رو باز كردم تمامي حرفام فراموشم شد ولي از اينكه بين شما جاي گرفتم بسيار خوشحالم تا فرداي ديگر به درود
* * * * * *
بدرود اي زنده رود هميشه خروشان و بدرود اي دوستان عزيزم ، و بدرود اي ....
درضمن از دست زاپاتا هم ناراحت نيستم ، خيلي هم دوسش دارم ؛ لطفاً ديگه پي ام نذاريد چون از مسنجر هم استفاده نميكنم ، اين را گفتم كه فك نكيند بي معرفتم و جواب آف لاينهاتون رو نميدم .
دوستون داشتم ، دارم و خواهم داشت تا به ابديت .
اي خدا ي من كه در آسماني .
آسمان تخت پادشاهي توست .
و زمين زير انداز پاي توست .
تو قدرت مطلق هستي و مهربان .
تو در آسمان خود همچون پادشاهي هستي كه به تمامي ملك خود نظر داري .
هر كه را تو به عنوان رهبر و پادشاه من انتخاب نموده اي با جان و دل ميپذيرم .
و هركه را تو قدرت بخشيده اي كسي نميتواند آن ضعيف كند .
و هر كه را تو مورد قهر قرار داده اي كسي نميتواند مورد بخشش قرار دهد .
اي خداي مهربان و غفور من .
هر دم و باز دم مرا ستايشي براي خود قرار ده .
چون زبان من از توصيف تو قاصر است و با هيچ زباني نميتوانم تو را ستايش كنم .
تو پادشاه ، پادشاهاني ، كيست كه بر ضد تو برخيزد ؟
خداي من جان مرا ببخش و آرام گردان .
نيكويي از آن تواست تا ابدالاباد. آمين .
تا خدا باماست كيست بر ضد ما ؟
" طاووس"