به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته دلا خو کن به تنهايي نوشته شده توسط تنهاي تنها خوش آمدید.

هركس در جستجوي دوست نيست دشمن خويش است
1 2 3

آخرین پست

پنج شنبه يازدهم تير ماه 1388 ساعت 13:10


 

یا لطیف

در ابتدای آخرین متن خود خدا را سپاس می گویم که به من توان نوشتن داد و از او طلبیدم که هرگز به تزیدی و گزافه ای حقی را باطل و باطلی را حق ننگارم. و همواره نگاهم بر این استوار بود که اگر ابوالفضل بیهقی در نظر انسان های امروز مردی شریف و نژاده است تنها به این خاطر بوده که قلم را به هیچ بهایی نفروخته است و تلاش بر آن داشته که حق را بنگارد.

برای آخرین بار مجددا عرض می کنم زمانی که زمزمه ی حضور مهندس میرحسین موسوی در جامعه پیچید این حقیر نزد دو تن از همکارانم گفتم انتخاب برای من سخت شد و مانده ام به کدام یک رای بدهم. از طرف دیگر گفتم خوشحالم چون در نظر من هر دو عزیزند و  بزرگوار و هرکدام رییس جمهور بشوند نگران آینده ی کشورم نیستم. تا این لحظه کوچکترین بی حرمتی به طرفداران هیچ یک از کاندیداها و شخص کاندیداها نکردم و از این بابت باز خدا را شکر می کنم که بخاطر منافع دنیوی و به قدرت رسیدن دیگران آخرت خود را تباه نکردم. اما اذعان می کنم که بر اساس دانسته های شخصی خود و آنچه در طول این سالها و این دولت ها دیدم مطالبی را نوشتم و باز خدا را گواه می گیرم که تحت تاثیر القائات شخص یا گروهی قرار نگرفته ام که آنچه بود دیده و شنیده و تحقیقات خودم بود.

اگر مهندس موسوی از گزینه ی انتخابی حقیر کنار رفت صرفا بخاطر این چند مورد بود:

1- سیاه نمایی ها و تاختن غیر منصفانه ایشان به دولت نهم که اتفاقا مطالبش را در روزنامه های منتسب به اصلاح طلبان خواندم در صورتی که با چشم خود زحمات و خدمت رسانی دولت خاصه به مناطق دورافتاده و اقشار ضعیف جامعه را دیده بودم. 

2- پناه بردن ایشان به احزابی همچون همبستگی و مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی که شیوه های حاکمیتی شان و قلع و قمع حزبی در قوه ی مجریه را به چشمان خود دیده بودم و تفکرات افراطی شان را می دانستم تا آنجا که روزی پروژه ی عبور از خاتمی را هم مطرح کردند و بعدتر پروژه ی خروج از حاکمیت را. تا جایی که خود خاتمی گفت امروز از اردوگاه دوستان صدای دشمن را می شنوم. لازم به ذکر نیست که پناه بردن به احزابی اینچنین یعنی فاصله گرفتن از آحاد مردم. همان مردمی که به تاسی از مهندس موسوی و در حمایت وی به خیابانها آمدند و به خون خفتند.

3- استفاده ی ابزاری از رنگ سبز که والله قسم وقتی بچه هایم مریض می شدند آب را از تکه سبز سیده ای می گذراندم و با اعتقاد کامل به آنها می دادم تا خوب بشوند و مدت های مدید در دوران کودکی ام تکه سبزی زینت بخش گردنم بود و مدتها هم تکه سبزهایی بر دست فرزندانم. و این نبود جز اینکه خود را غلام حضرت رسول و آل آن حضرت می دانستم. اما در دوران تبلیغات شما دیدید و من هم دیدم که این پارچه ی سبز سیادت تا گردن سگ های دست آموز هم کشیده شد.

دوستان برادران و خواهران خوبم. بنده در پی فرصتی بودم تا به تدریج ضمن فاصله گرفتن از شر و شور انتخابات به نقد عملکرد آقای احمدی نژاد در عرصه های مختلف بپردازم و سعی کنم به عنوان یک ایرانی از هفتاد میلیون به سهم خود مانع برخی کج سلیقگی ها انحراف ها و موارد دیگر در این دولت باشم و بتوانم گامی هرچند کوچک در راه اعتلای وطنم بردارم. اما...

اما امروز با قلبی دردمند و آکنده از اندوه به تنها چند خط درد دل اکتفا کردم و آمدم تا بگویم با آماج هجمه ها و توهین هایی که در فضای نت اعم از کامنت ها ایمیل آف به سویم سرازیر شد رسما اعتراف کنم که دیگر توان ادامه ی بحث در چنین شرایطی را ندارم.  البته یکی از کامنت های پست قبلی هم...

در پایان عرائضم

 از همه ی شما دوستان، برادران و خواهران عزیز زنده رودی و سایر عزیزانی که به نوعی بازدید کننده ی وبلاگ این حقیر بودید حلالیت می طلبم. و عاجزانه استدعا می کنم مبادا آخرت خود را برای دنیای دیگران تباه سازید که امام علی علیه السلام فرمودند در حوادث و فتنه های زمانه چون شتر دوساله باش که نه سواری بدهی و نه شیرت را بدوشند. همچنین با نهایت اندوه برای آن خواهران و برادران ایرانی ام چه در لباس بسیج و نیروی انتظامی و چه در لباس معترض و طرفدار کاندیداها که الحق و الانصاف بیهوده ی بیهوده خونشان بر زمین ریخت طلب آمرزش از خداوند متعال دارم و از او می خواهم به خانواده های این عزیزان صبر و سلامتی عطا فرماید. فطعا خون بی گناه بر روی زمین نمی ماند.

خدایا تو بر آنچه گفتم و نوشتم گواه باش.باشد تا با ظهور آخرین ذخیره ی الهی چشمان همه ی ما بر حقایق بینا و روشن گردد.

***

التماس دعا

یاعلی مدد

و

برای همیشه

خدانگهدار

برادر کوچک و هموطن شما حسین

 

مسئوليت

دوشنبه هشتم تير ماه 1388 ساعت 00:24

پايان رقابت و ...

دوشنبه بيست و پنجم خرداد ماه 1388 ساعت 23:18

مراقب باشیم

سه شنبه نوزدهم خرداد ماه 1388 ساعت 16:12

انتخاب

چهارشنبه ششم خرداد ماه 1388 ساعت 10:24

فصل امتحانات

يکشنبه بيست و هفتم ارديبهشت 1388 ساعت 21:34

شاید واسه درد دل

دوشنبه چهاردهم ارديبهشت 1388 ساعت 14:59

خدايا فرصتي نمونده ...

پنج شنبه بيستم فروردين 1388 ساعت 19:05

حضرت دوست

شنبه هشتم فروردين 1388 ساعت 02:30

حضرت دوست

دوشنبه بيست و ششم اسفند ماه 1387 ساعت 12:46

خدایا

پنج شنبه پانزدهم اسفند ماه 1387 ساعت 09:30

سكوت

دوشنبه بيست و يکم بهمن ماه 1387 ساعت 01:14

مه رخ تهران

يکشنبه بيست و نهم دي ماه 1387 ساعت 12:32

یا حسین

چهارشنبه يازدهم دي ماه 1387 ساعت 16:06

جاده ی بی انتها

شنبه هفتم دي ماه 1387 ساعت 14:45

حکایت یک گل و بهار

سه شنبه دوازدهم آذر ماه 1387 ساعت 14:41

با يك گل ...

دوشنبه بيست و هفتم آبان ماه 1387 ساعت 20:07

پاییز عشق منه

شنبه يازدهم آبان ماه 1387 ساعت 13:42

روز تولدم

يکشنبه هفتم مهر ماه 1387 ساعت 15:57

خرافه زدايي يا خرافه گرايي

شنبه بيست و سوم شهريور 1387 ساعت 00:53

1 2 3