چه روز بی روح و خسته کننده ای بود.
از 8 صبح منتظر یه اس ام اس تا ....................................................
فیلم عاشق رو دیدم و هر چی دلتنگی توی دلم جمع شده بود و هر چی بغض توی گلوم گیر کرده بود خالی کردم !
بعد هم دنبال فیلم زن دوم گشتم که ببینم و بقیه ی دلم رو ذوب کنم ! (که خوشبختانه پیداش نکردم !!)
وقتی آدم خیلی دلتنگه فکرش درست کار نمی کنه.
همه اش دنبال یه راهی می گرده که خودش رو از شر اون حس ناخوشایند نجات بده.
علیرغم میلم یه ای میل زدم و بعدش کلی گریه کردم !
آخه نمی خواستم گله کنم.
نمی خواستم اعتراض کنم.
نمی خواستم نق بزنم.
فقط می خواستم بگم که امروز خیلی دلتنگم.
واژه ها گم شده بودند و من نفهمیدم چطور باید حسّم رو نشون بدهم.
خب تنها کاری که تونستم واسه خودم بکنم این بود که اس ام اسی رو که گفته بود آویزه ی گوشم کنم صد بار تا آخر شب بخونم و بخونم و بخونم !!! ...