
.وقتی که دورو برمو نگاه می کنم و می بینم همه دارن دم از نا امیدی می زنن ــ
. وقتی که می بنیم هیچ کی هیچ انگیزه ای واسه ادامه دادن نداره و با کوچکترین ضربه ای از هم می پاشه ــ
. وقتی هر دو سه تایی ام که امید وارن الکی خوشن و اگه دو کلوم باشون هم صحبت شی ، می فهمی توو فضان و هیچی توو اون کله ی گچی شون نیست ــ
. وقتی می بینم همه دم از تنهایی و نا مردی و بی وفایی می زنن ــ
. وقتی انگار همگی یه غم دارن به اندازه ی غم بشریت ــ
. وقتی همه خودشونو از همه جدا می دونن ــ
. وقتی بعضی ها دیگه از خداشونم نا امید شدن ــ
. وقتی من باید واسه نفس کشیدن هم دنبال یه انگیزه باشم ، که پیدا هم نمی شه ــ
. وقتی که می خوام برم از این شهر کثیف و اما پاهام روو زمین قفله ــ
. وقتی که رؤیاهام تووی کابوس هام بی معنی می شه ــ
. وقتی تنها خاطراتی که واسم می مونه ، یه صدای جیغه که از دور منو صدا می زنه ــ
. وقتی همه خفه شدن و یه مشت ادعای پوچ رو به دوش می کشن ــ
. وقتی گاهی که توو آئینه هم نگاه می کنم یادم نمی یاد که این منم ــ
. وقتی امید هم تبدیل شده به یه مفهوم گم شده ؛ درست مثله همون عشق ــ
. وقتی عقبو نگاه می کنم و هیچ رد پایی نمی بینم ــ
. وقتی تنها دوستم هم وقت غمم ازم دور شده ــ
. وقتی به آسمون خیره می شم و یه بغض سنگین رو توو سینه ام ول می کنه ــ
. وقتی از درد به خودم می پیچم و به جای اینکه منو بفهمن ، دل داریم میدن ــ
. وقتی جایی واسه نوشتن ندارم و بین کاغذ مچاله ها دنبال یه سطر خالی می گردم ــ
. وقتی می خوام به دوستم بگم آروم باش و می بینم خودم داغونم ــ
. وقتی دوباره نگاهم زووم میشه روی آشغالایی که از خوشحالی وق وق می کنن و حتی نمی بینن توو لجنن ــ
. وقتی به خودم می گم خوش به حال اون آشغالا ، تو خودت کجایی ؟! ــ
. وقتی دستم حتی به سر خودم نمی رسه و آرزوی اینو دارم که دست نوازش بکشم روی سرت ــ
. وقتی هیچ کس هیچ جوابی واسم نداشته و فقط نگاهم به زمینه ــ
. وقتی مدتهاست میگم از کسی انتظاری ندارم و بهم می گن خفه شو ــ
. وقتی باز این بغض لعنتی می خواد کار بده دستم و بازم پر خون کنه و ایندفعه من بهش میگم خفه شو ! ــ
. وقتی تمام احساس پاکمو روی ورق ، قهوه ای می بازم ــ
. وقتی دلم می خواد بخندی و همیشه شاد باشی ، با اینکه من پر از غمم ــ
. وقتی که از خودم بدم می یاد که چرا باید دلم واسه خودم بسوزه ــ
. وقتی اهدافتو دونه دونه زیر لگدهاشون له می کنن ــ
. وقتی نمی دونی چرا به حرفهای جدی ات می خندن و واسه شوخی هات اشک می ریزن ــ
. وقتی دوست داری روز به روز دیو تر شی و منفورتر ــ
.
.
.
.
.
. وقتی انقدری دلها از هم دور شده و ما هم بیشتر دوست داریم که دورتر بشه ــ
. وقتی نتیجه ی بازی از قبل رقم خورده و تو فقط یه عروسکی ــ
. وقتی می خوای فریاد بزنی و حتی جرئت حرف زدن رو از یادت بردی ــ
. وقتی ترانه های زندگی ام یه عمره که سیاه شده ــ
. وقتی این کابوس رهات نمی کنه که " از پشت دیوارها دارن واست دسیسه می چینن " ــ
. وقتی موهاتو می ریزی روو صورتت تا اشکاتو نبینن ــ
. وقتی یه حس توو قلبت لونه کرده به اسم انتقام ــ
. وقتی که دستاتو می یاری جلو و می زنن روش یه شلاق ــ
. وقتی الان مغزم در حد ّ متلاشی شدنه ــ پس فعلا سکوت ! ـــــــــــــــــــــــــ NiNA NiMζ
مثله همیشه صورتی باش -- هر چند که لیدر قرمزه !!