تصميم دارم اينجا بحثهايي را پايه بگذارم براي فكر كردن و نظر دادن و شنيدن نظرات ديگران. زماني كه در طول سه روز كامنتي به مجموع اضافه نشد، بحث را عوض ميكنم و بحث نيز ميتواند از پيشنهادهاي خوانندگان انتخاب شود. و هر كامنت به انتهاي مطلب نوشته شده اضافه ميشود كه بين نظر من و ديگران تفاوتي نباشد.
تصور كنيد منظرهي درد آور آدمي را که كز ميکند گوشهي اتاق، دست ميبرد لاي پاها و نفس زنان، پا و سينه يا کپل برهنهي زني را در خيال ميکشد که روز در خيابان، مترو يا كنار پارك ديده است. كه اگر پشت همهي ديوارها را ببينيم چقدر ايراني در اين سرزمينِ بيكس، از عشق بازي با خود در حضور غرورشان تحقير ميشوند ؟
با اين همه دردي و منظرهاي چندشآورتر هست که هر کسي نميشناسدش، اين که از فرط برخورداري، هيچ ديداري در تو آتشي برنيانگيزاند و هر آتشي در ديگران، نقشي مردانه باشد در تو، طبق برنامهاي مشخص كه تو از ابتداي هر ديدار، انتهاياش را مثل کف دست ببيني.
و از همه رنجآورتر تصوير خپلهي كژ اندام بيهنري است كه هرروز از ديدار زنان بسيار حرَمِ خانهي كاخ مانند پدرش دست لاي پا ميبرد و سالها بعد براي تداوم نسل نحسش گوش و گردن فاحشهصفت زيبارويي را ميبوسد كه قرار است تولههاي او را در زهدانش پرورش دهد.
نويسنده:الهام
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 08:17
http://weblog.zendehrood.com/aatash
اين گروه آخر مثل قارچ بمب اتم در جامعهي ما در حال رشدند و اوليها نيز در حال انقراض
نويسنده:مجيد
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 13:15
majid15417@yahoo.com
اين تصاوير واقعيتهاي جاري جامعه ما هشستند كه تا وقتي سيستم حكومتي از نقايص فرهنگي سودجويي ميكند باقي خواهند ماند
نويسنده:صبا
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 13:55
http://weblog.zendehrood.com/saba_h
سلام
خوبه که ميخواي بحث راه بندازي منم خيلي خوشم مياد و لي يه لطفي بکن از دفعه بعد موضوعات جالبتري را مورد بحثت قرار بده
من در مورد اين موضوع هيچ نظري ندارم منتظر بقيه موضوعات هستم
نويسنده:ترانه هاي ايناز
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 16:18
http://weblog.zendehrood.com/aynaz
سلام
ممنون که به وبلاگم سر زديد
نويسنده:ميرا
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 16:20
http://weblog.zendehrood.com/mira
سلام و درود بي کران
ايني که نوشتيد تصويري از جامعه ما .... آنچه که در نهان جريان داره .... حالا بعضي مثل شما اونو بي پروا مطرح مي کنن و بعضي نه ... من
نمي گم و نمي دونم کدوم روش درسته ... اما .... اينو مي دونم که بحث بايد دليل و منطق داشته باشه ... اين که ما در مورد مشکلي باهم
بحث کنيم که راه حلش دست ما نيست چه فايده ايي داره .... فکر مي کنم بايد اول مسائل ريشه ايي حل بشه تا يه بستر مناسب براي اين مورد
هم به وجود بياد ... .
نويسنده:بابك
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 17:15
http://weblog.zendehrood.com/rad
خانوم ميرا خوب اين خودش شروع بحثه اينكه شما فكر ميكنيد راه حلش دست ما نيست اين خودش نقطهي تفاوت ما با هم ديگه است.
من هم مثل شما فكر ميكنم تغييرات در هر جامعهاي بايد ريشهاي باشه و اينكه براي تغيير بايد مستقيمن تيشه به ريشهي يه باور كهنه زد و متفاوت با شما من فكر ميكنم ما اعضاي اين جامعه هستيم كه همهي تغييرات رو بوجود مياريم
من سعي نميكنم مستقيم و رك به يه باور حمله كنم كه اين باعث جبهه گرفتن ميشه سعي ميكنم مطلبم رو در قالبي مستتر كنم كه هركس برداشت خودش رو بگه. ولي از ادبياتي بيپروا استفاده ميكنم شايد تلنگري بشه به ذهن ديگران و همچنين تابوي استفاده از بعضي از كلمات شكسته بشه كه ديگران هم بتونن در مورد بعضي مسايل بحث كنند. كه به نظر من يكي از مشكلات بزرگ ما سكوت و سانسور خود ما در مورد بعضي مسايله.
دوستاي عزيز صبا و آيناز مقصود من از اين بحثها اينه كه بيتفاوت نگذريم. شما ممكنه از اين بحث خوشتون نياد خب بحث ديگه پيشنهاد بدين هر وقت سهروز كسي كامنتي نگذاشت بحث رو عوض ميكنيم.
نويسنده:sheytunak
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 17:15
sheytunak225@yahoo.com
http://weblog.zendehrood.com/binahayat
سلام رفيق
منم بحث کردنو دوست دارم
اما با نظره ميرا و صبا هم کاملا موافقم
در ضمن
بنرتون خيلي قشنگه
منظورم شعريه که توي بنرتون نوشتي.......
موفق باشي
نويسنده:pepe
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 18:46
nazi_py20032001@yahoo.com
http://weblog.zendehrood.com/penelope
salam
salam
rastesh man faghat umadam tashakor konam ke be web logam sar zadi
nazare khasi dar in bare nadaram
va hamchenin az bayane bi par vaye in masael chandan khosham nemiyad
har chand alan javunha kheili bi parva o ba arze maezerat bi haya shodan
omidvaram dar kari ke shoro kardin movafagh bashin
va natijeye morede nazaretun o be dast biyarin
نويسنده:وحيد
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 21:23
هرسه رفتار از عقده هاي سرخورده جنسي سر چشمه مي گيرند اينكه كسي از ديدن بدن زني از روي مانتو انقدر تحريك شود تا به خود ارضايي بپردازد تربيت غلط اورا نشان مي دهد كه به زن به چشم ماشين سكس نگاه مي كند
نويسنده:الهام
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 21:25
http://weblog.zendehrood.com/aatash
آيي اينجا چقدر بچههاي لوس داره اوا نگو
نويسنده:فريبا
شنبه سيزدهم آبان ماه 1385 ساعت 23:35
هر چه انسان مي خواهد و مي سازد و مي شود همان است كه وجود دارد و خوب است پس چرا اين قدر سر به سر مردم مي گذاريد!!!
نويسنده:parijoon
يکشنبه چهاردهم آبان ماه 1385 ساعت 07:18
parisa_tripse@yahoo.com
http://weblog.zendehrood.com/parijoon
salam
chetori?
nemidoooooooonam chi begam
ghorboonet
khob boood
bye
mamnoonam ke sar zadin be weblogam
نويسنده:دختر بودن
يکشنبه چهاردهم آبان ماه 1385 ساعت 10:00
dokhtare.m@gmail.com
http://beingdoxtare.blogspot.com
ممنون که دعوتم کرديد به خواندنِ مطلبتان. اما نمي دانم چرا نمي فهمم اعتراضِ شما نسبت به چيست. خودارضايي؟ خپل بودن؟ نگاهِ بد داشتن به زنان؟ ديدارهاي منتهي به سکس؟
نويسنده:دنياي فاني - ليلا
يکشنبه چهاردهم آبان ماه 1385 ساعت 11:55
http://weblog.zendehrood.com/yourheart
سلام حالم به هم مي خورد نمي دونم در اين مورد چه نظري ميشه داد اصلا من دنبال چراي اين موضوع هستم نه بحث اينكه چراهست يا نيست دارم فكر مي كنم اصلا چرا بايد اين طوري باشه نمي دونم خودم هم توش موندهام
نويسنده:مغبچه
يکشنبه چهاردهم آبان ماه 1385 ساعت 12:45
سلام
اولا خودمو کشتم خوندم
راس و حسيني خوشم نيمد
بي خيال اين حرفا