كاش بودي اينجا در كنارم، اشك هايم را مي ديدي كه مي چكند،
صداي را مي شنيدي گرفته، دلم تنگ شده عزيز دل ديگر وقتي
صدايت مي كنم علامت تعجب را به نشانه ندا و منادا نمي گذارم
چرا كه هر واژه اي كه
مي نويسم ترا فرياد مي كند، عزيز دل
دوست دارم نوشته هايم زياد شود دوست دارم صفحات سفيد عمر را با
يادداشت هايي براي تو پر كنم دوست دارم روزهاي خالي عمر را از
تو لبريز كنم دوست دارم دوستت دارم دوستم داري ديگران هر چه
مي خواهند بگويند ديگران هر چه مي خواهند فكر كنند ديگران هر
چه مي خواهند بخواهند اين منم كه دوستت دارم، عزيز دل و برايت
مي نويسم هر واژه اي كه به ذهنم برسد تا اينگونه به تو بگويم: هر
واژه اي كه به ذهنم مي رسد براي تو چشمهايم براي تو لحظات
عمر براي
تو اشك هايم براي من تا روزي كه هر يك الماسي
شوند،كه باشد براي تو روز تولدم هم، هر روزي كه هست، فقط براي تو
من در عاشقي نيازي به منتقد ندارم در عاشقي نمي خواهم كسي
به من بگويد اشتباه تايپ كرده اي يا مثلا اصول نگارشي را رعايت
نكرده اي يا مخاطب را در نظر نگرفته اي من در عاشقي نياز به
كسي ندارم تا به من بنگرد مي خواهم تنها باشم من در عاشقي به
هيچ چيز نيازي ندارم من اگر بي نياز نباشم عاشق نيستم من
عاشقم پس بي نيازم اين حرف آخر من است براي هر كس كه فكر
مي كند بايد مرا به راه راست هدايت كند به قول كسي اي پدر پند
كم ده از عشقم كه نخواهد شد اهل اين فرزند پند آنان دهند خلق
اي كاش كه ز عشق تو مي دهندم پند
من ره كوي عافيت دانم
چه كنم كوفتاده ام به كمند مي بيني چقدر مظلومم بايد بخاطر
دوست داشتن تو از خودم در برابر خودم دفاع كنم باشد روزي تلافي
کنم همیشه دوستت دارم
M