اوج پروازم به سر سبزترينها
به دستنوشته اوج پروازم به سر سبزترينها نوشته شده توسط هلگا خوش آمدید.

سفر

شنبه سوم بهمن ماه 1388 ساعت 01:54


از فراسوي آن دنيا ندايي مرا مي خواند، ندايي براي يك پرواز

و شايد يك سفر. ديگر وقتي باقي نيست . كوله بار سفر را بايد

بست و رفت تا بيكرانها.....

هميشه مهربان بمانيد.

حس غريب بودنم

جمعه نهم اسفند ماه 1387 ساعت 01:09

ندای سفر

يکشنبه ششم بهمن ماه 1387 ساعت 22:38


از فرا سوی آن دنیا ندایی مرا می خواند

ندایی برای یک پرواز وشاید یک سفر

دیگر وقتی باقی نیست

کوله بار سفر را باید بست و رفت

تا بیکرانها ......

همیشه مهربان بمانید.

اندیشه نیک

شنبه هفتم دي ماه 1387 ساعت 23:45


در غروبی سرد، اما پر فروغ

تصویری از روی یک لبخند

از تمام یک زیبایی

تصویری از پرواز یک پرنده

وتصویری از یک حقیقت

مرا به اعماق افکارم سپرد!

اینکه باید زیبا دید

و برای زیبا دیدن، نیک اندیشیدن را آموخت ... .

همیشه مهربان بمانید.

به یاد بچگی

سه شنبه نوزدهم آذر ماه 1387 ساعت 00:48


یادش بخیر بچه بودم ناناز بودم

دخترکی شیرین سخن شاداب بودم

عزیز مامان بابام بودم، غافل از این دوره بودم

هیچ غصه ای برام نبود واسه همیشه عاشق بودم

عاشق مامان بابام بودم، داشتم یه دوست جون جونی

عروسک قشنگمه دوسش دارم عزیزمه

همون که اسمشم خوبه

الا نه که من مینویسم اون دختر لوس و ناناز

دختری بیست ساله شده یه دختر عاشق پیشه

همه وجود زندگیش مامان و باباش محسوب میشن

یه عالمه هدف داره ، یه عالمه صحبت داره

از این همه عشق و صفا فقط میگه : ای خالق بزرگ من

شاکرتم شاکرتم ، شاکر تمام خوبیهات ..... .

از شما دوستان خوبم ممنون میشم تو طراحی وبلاگم راهنماییم کنین.

به نام پروردگار مهر آفرین

چهارشنبه بيست و دوم آبان ماه 1387 ساعت 01:05


به نام پروردگار مهر آفرین

پروردگارا شکر به تمام محبتهای بیدریغت ...

تقدیم به تمامی کسانی که عشق را خالصانه درک نمودند و برای عاشق بودن بهانه ها داشتند و لحظه لحظه ی زندگیشان مملو از عطر و یاد گلهای سرخ بوده و هست ...

این همه اشتیاق نوشتن یک دل تنها و عاشق را به قلب آسمانی تمام زلال اندیشان و عاشقان راستین این سرزمین هدیه می کنم...

در پناه مهربانیهای بیدریغ خداوند همیشه مهربان بمانید...